200 dòng đầu tiên.
. نذاريد کسي بياد داخل، ميخوام تنهايي اين کارو بکنم
ميشه همه بريد بيرون؟
. هرچند دوس دارم باشيد، ممنون
... شايد بتوني - . و درم ببنديد -
... نزاري کسي به در نزديک بشه - اشکالي نداره درو قفل کنيم؟ -
. باشه، مرسي
و هرگز نشده انقدر زياد در يک برحه ي" ". زماني و در آن واحد احساس عميقي کرده باشم
"خيلي گسسته شده از خويش و خيلي ره آورد در دنيا" "آلبرت کاميوس" «فيلسوف و نويسنده ي فرانسوي»
ارائــــه اي از تيــــم تــــرجمـــه تيـــوي ســـنـــتر forum. tvcenter. co
مـــــترجمــــين Drama آريـــن & Foad. r & جــوانــي
. توي مدرسه درسم خوب نبود
. به مدرسه اهميت نميدادم
... ام... از لحاظ اجتماعي خوب بود
... با توجه به تجربه ي خودم
... اما نميتونستم باهاش کنار بيام
... توي حوزه ي موسيقي دوباره شروع کردم
... ميخواستم ستاره ي "راک اند رول" بشم
. اما راستش خيلي عاقبتم اينطوري نشد
... در سال 1985
... "در زمان تند بادها، زمان تند باد "گلوريا «تند باد بسيار قوي که در سال 1985 در آتالانتيک اتفاق افتاد»
... داشتم سوار قطار به سمت شهر ميشدم که برم سرکار
به سر کارم رسيدم و داشتم تلفني ... با باجناقم صحبت ميکردم
. که تازه معلمي رو شروع کرده بود
... و گفت که از مدرسه اومده بيرون
... وايسا ببينم ، ازش پرسيدم
تو براي يه تند باد مدرسه ـت تعطيل شده و اونوقت من دارم ميرم به سمت شهر
که توي اداره ام کار بکنم؟
. اينکه خيلي بازي قشنيگه
مادرم معلم بود
و منم بدون حتي کوچکترين ترديدي
... از بچگي ميدونستم
... تنها شغلي که نميخوام داشته باشم معلمي ـه
هيچوقت ـه هيچوقت دوست نداشتم از اين کارت بازي ها و . مسخره بازي ها براي آموزش به بچه ها استفاده کنم
... حاضر بودم چوپان يا هر چيز ديگه اي بشم
. اما معلم نشم
و تصميم گرفتم معلم بشم چون که ميخواستم ... با زندگيم ، جدا از رانندگي کاميون
براي يه شرکت
. يه کاري بکنم
و تصميم گرفتم يه کاري براي خودم جفت و جور کنم پس ... معلمي رو شروع کردم
. در سن 37 سالگي
... يکي از دوستام توي دانشگاه
... عمه اش
مدير مدرسه "آل گرلز" توي يه مدرسه تو نيويورک
. و نيوجرسي بود
... معلم کم داشتن
. منم گفتم "عالي شد" ميتونم اين شغل رو براي يک سال داشته باشم
وقت خوبي رو محيا ميکرد که پدرم در اداره . بيمه برام شغلي دست و پا کنه
. بعدش تو اين مدت متوجه ميشم که چکاري ميخوام انتخاب کنم
... خُب، اونا بهم خبر دادن و گفت براي گزينش برم
... منم مجبور بودم شغل رو
. در مقطع دبيرستان توي "کوينز" بگيريم «کوينز: يکي از بخش هاي شهر نيوجرسي»
... و اينطوري شد که
. کارمو شروع کردم... که سنم به 30 نرسيده بود
... بيشتر معلم هايِ اينجا در يک مقطع زماني
... باور ميکنن
... که ميتونن تغييري ايجاد بکنن
... ميدونم اين مسئله چقدر مهمه
... که راهنما داشته باشي و
کسي رو داشته باشي که بهت ... پيچيدگي هاي
... زندگي در اين دنيايي که داريم رو يادت بده، من حقيقتش
. اين راهنمايي ها رو در دوران بچه گيم نداشتم
. من "پول" هستم
دارم مثل يک دلار از دست صاحبام به دست صاحب ديگه اي ... داده ميشم، انگار که دارم آزمايش ميشم
من آسيب ديده م و با صداي بلند
. گريه ميکنم
. اما اشک ها براي خودم جاري شد
. و از اينجاست که همه چيز مسير اشتباهي رو رفت
. سلام، "روبي". " ديد ماتيس" هستم
. امروز ناخوشم و نميتونم بيام
باشه ؟
. برو سر اصل مطلب دکتر "هارود" ، بايد به مدرسه م برسم
... امتياز و قبولي مدرسه ـتون طي سه سال پيش اومده پايين
... وانمود نکن که از بازي خبر نداري
با انتقال تنبل ترين دانش آموزان . گذشته مدرسه ام رو ضعيف کرديد
بچه ها مستحق يادگيري هستن، موافق نيستيد؟
... موافقم که شما داري چرند ميگيد و وقتم رو تلف ميکنيد
. . برو سر اصل مطلب
. ما به سازنده ها نياز داريم
. يک علم اصول جديد
. داري سيستم رو به خطر ميندازي
. نه، داريم سيستم تميز ميکنيم
سرپرست آموزش فکر ميکنن وقتشه . که شما استعفا بديد
عزيزم، خيلي جرئت داري که کله ت رو انداختي پايين و اومدي تو مدرسه ي من
... کارول" يه زمان بود که معلم بودي"
. و خيلي هم قابل احترام بودي
چرا بر نميگردي به همون دوران ؟
باشه، همتون بشنيد سر جاتون . و خفه خون بگيريد و گرنه من اسمتون رو به دفتر ميدم
. بشينيد
. بشينيد
. ميخوام اين دي وي دي رو پخش کنم
. ميخوام اين دي وي دي رو پخش کنم
. "بارس" يا "بارسز" - . "بارس" -
. "آقاي "بارس - . بله خانوم -
. "هنري بارس"
... خُب، شما تو مدرسه "مارک و آرتور" قرارداد بلند مدت
. امضا کرديد
. زبان فرانسوي
. اه، قراردادش تموم شده
... اين قرارداد يک قرارداد يک ماه ست
. مگر اينکه من دائميش بکنم
ازم خواسته شده که با شما ملاقات بکنم چونکه شما رو برترين . انتخاب به عنوان بهترين معلم جايگزين در حومه شهر پيشنهاد دادن
. شايد کسي خواسته بهم انگيزه بده
. موافقم، آقاي بارس
متوجه ميشد که بيشتر دانش آموزاتون . از مقطعشون پايين تر هستن
. وظيفه ي شما اينکه سطحشون رو ارتقاء بديد
بهشون آموزش بديد که برنامه ي درسي
. مهمترين چيزه
متوجه ايد؟
. صبح بخير
. من آقاي "بارس" ـم
. بيشترتون خبر نداشتين که اين کلاس انگليسي ـه
. بله
. گوش بديد، من يه قانون دارم
. فقط يکي
... اگه نميخواي اينجا باشي
. اصلاً نيا
رفيق، اين يعني چي؟
. من "رفيق" نيستم، آقاي "بارس" هستم
. کلمه ي "س" ناخوانه ست
. تو همجنس بازي - . مارکوس" خفه شو" -
!نه، تو خفه شو
. هرزه ي رژيم گير
. "هي "مارکوس
... حدس بزن
چي؟
. ميتوني بري
الان؟ - . دقيقا -
... ايول - . بعدا ميبينمتون -
چي غلطا، ميخواي به دفتر "دين" برم؟ - . مهم نيست کجا ميري -
... همه يه تيکه کاغذ در بياريد
... ميخوام ببينم توانايي نوشتاري هر کدومتون چطوره
اگه کاغذ نداشته باشيم چي؟
. باشه، راجب اين بنويسيد
. شما مرديد «موضوع»
... خُب، خلاصه و انشاوار راجب - . هي عوضي -
. من يه سوال لعنتي ازت پرسيديم
... راجب اينکه رفيقتون يا والدينتون
. در مراسم تشييع جنازتون چي بگن
. باشه، شما ها 30 دقيقه وقت داريد - ... چرند نگو بابا -
من ازت يه سوال کوفتي پرسيدم، مگه نه؟
چيز ديگه اي هست؟
. بهتري بکشي عقب قبل از اينکه دخلتو بيارم
... اون کيف
... هيچ احساساتي نداره
. چونکه خاليه
... منم هيچ احساسي ندارم که تو بتوني بهش آسيب بزني
... باشه؟ متوجه ام که عصباني هستي
. منم قبلا مثل تو خيلي عصباني بودم
ميفهمم، هيچ دليلي نداري که ... از من عصباني باشي چونکه
من از اون دسته آدمهاي هستم که ... اينجا اومدم تا بهت يه فرصت بدم
... حالا ازت ميخوام
. بري بشيني
... و نهايت سعيت رو بکني
. و منم کاغذ بهت ميدم
چطوره؟
ميشه يه خودکار لعنتي هم بدي؟
... بچه ها هيچ حواسي براشون باقي نمونده
... اونا خسته ان
خُب چطور بايد باهاشون رفتار بکني . . که جوري بهت باور بکنن
... که تو
. يک چيز با معني براي گفتن بهشون داري
. مرسي
چرا "مارکوس" رو بيرون کردي اما "جري" رو نکردي؟
. خُب، بايد براي بعضي ها يه مثال بسازم
چونکه "مارکوس" عمدا بهت . توهين کرد و اين توي کلاس من اجازه داده نميشه
. حرف هاي که ميزنن فقط جسمانيه
اسمت چيه؟
. "مردا"
. "خوشبختم "مردا
پس برات مهم نيست بچه ها چي بهت ميگن؟
. شايد بهش عادت کردم
... اي کاش منم انقدر قوي بودم
. خيلي قدرت لازم نداره
بايد اينو بدوني که بيشتر مردم متاسفانه بر اساس خود آگاهي ـشون رفتار ميکنن
بايد اين رو هميشه تو ذهنت داشته باشي که احتمالش هست
... تا در هر سني از زندگي ـت از اين آدما ميبيني
!ميخوام مدير رو ببينم
. خودشه مامان
تو همون هرزه اي هستي که بچه ي منو اخراج کردي؟ و چرا؟
... ببخشيد، شايد بخوايد - چونکه نميتوني کنترل بکني؟ -
پس عوضي تو اينجا چيکاره اي؟ ميخواي هر روز !خونه باشي؟! من واسه اين مزخرفات وقت ندارم
!صداتو بيار پايين - پس چرا مديري؟ -
. هي خانوم، آروم باشيد
. ميتونيم بريم توي دفتر "دين" حرف بزنيم
. من با شما جايي نميام
... ببنيد، خانوم ميدونم شما عصباني هستيد اما
. اونها به شما گوش نميدن بهتره با من حرف بزنيد
. نژاد پرست آشغال، ازت شکايت ميکنم - ... خيلي خب خانوم -
... از اين طرف
. خانوم ها - چي شد؟
هرزه، اگه بازم سر کلاس بهم توهين بکني ... به رفقام ميگم بيان تيکه پاره ت کنن
. ببخشيد
شما اينجا جديد اومديد؟
. بله، اولين روزمه
. . خوش اومديد
. اونجا عجب صحنه اي بود
... يه خورده شوکه شدم
. اما راستش اينجا امنه
... ببخشيد، من خانوم "ماديسون" هستم
. "منم "هنري هستم" هنري بارس
No comments yet. Be the first to leave one.