200 dòng đầu tiên.
برای ثبت ســفارش تــرجـمه شنیداری، کلیپ، کتاب، زیرنویس اخـتــصـاصـی توسط "شـــرکت فــــرداد" به ایدی زیر در خواست بدین
مــــتـــرجـــم : مـلـیـکـاعـلـیـپـور، ایـــــمـــان، ســــپـــهرطــهــماســبــی ، مـــهـــلا Melikaalipur, _IMAN_, SepSensi, Mahla p.n
.من گشنمه
.یک بانو هیچوقت شکایت نمیکنه
.ما نمیتونیم لباسهارو بخوریم
.اگه فقط دوک نون میفرستاد
.فکرمیکنم میخواد با شما ازدواج کنه
.من ترجیح میدم با تو ازدواج کنم
.اون یک دوکه
.و تو عزیزم،یک یتیم هستی که به سرعت داری پیرمیشی
!آه،ماری
.خب،من نجات پیدا نمیکنم توی خطرنیستم
.ما هیچ پولی نداریم نه حتی یه لوبیا
.... کل زندگی تو،کشورمون توی جنگ بوده
...و همه باید توی جنگ
.من از دوک دِگیش خوشم نمیاد
.لباسی که فرستاده رو بپوش
.نه،قرمز عامیانست و بوی بد هرزگی میده
کفشهام رو ندیدی؟
.اگه عاشقش نیستی...یا حتی دوسش نداری
چرا دعوتش به تئاتر رو قبول کردی؟
چون ما نمیتونیم پول بلیطهارو بدیم و من میخوام اجرا رو ببینم
.اون اینجاست
.رسیده
اون رسیده حالا،بیادب نباش
.من بیادب نیستم
من به شدت غیرصمیمی و به صورت خیلی شیکی دیرمیکنم
کفشهام کجان؟
.اگه عصبانیش کنی،مارو نابود میکنه
.با دوک ازدواج کن و ثروتمند شو
.یه ازدواج هوشمندانه تنها انتخاب توئه
.من قصد ازدواج با هیچکسو ندارم
.باورکن،ترشیدگی افسردگی میاره
و عشق،اون برات بیمعنیه؟
.شاید برای یکی دوسال بوی گل رُز بده اما عشق دووم نمیاره
.چیزی که دووم میاره سازش و فداکاریه
.بچهها عشق لازم دارن
.بزرگا پول
.سلام،ژاکوییس
.ماری. ماری
.به خانم بگید که دوماه اجارش عقب افتاده
به زودی میاد،قول میدم
!دوماهه
!ماری
.کاملاً دلربا شدی
.من فقط خیلی دلم میخواست توی ابریشم قرمز ببینمت
.من نتونستم اونو بپوشم - اوه؟ -
.من کفش برای ست کردن نداشتم. متاسفم
.اوه،من مشکل بیکفشی تورو برطرف میکنم
.شاید دوک خوب باید لباس رو برای شما میفرستاد،والورت
.اوه،نه،من امتحانش کردم
.از سینه خیلی شل بود
.حداقل تو بیشتر از یه جفت کفش داری
چه حسی داره که
آروم زیرنورخورشید برقصی
با کسی که عاشقشی؟
کسی که تورو ببینه
و هیچوقت تورو
تنها نذاره درهرشرایطی
من یه چیزی میخوام که براش بمیرم
شعربنویسم و براش گریه کنم
و خجالت نمیکشم
من حیوون هیچکس نیستم
زن هیچکس خانم هیچکس
و اون بازی رو بازی نمیکنم
من هرچیزی رو میدم تا یکی بگه
که بدون من نمیتونه زندگی کنه
و اونا تاابد کنارم هستن
من هرچیزی رو میدم تا یکی بگه که
مهم نیست اوضاع چقدر بد بشه
از من رو برنمیگردونن
شما چیکارمیکنید
وقتی همیشه منتظری که
عشق رو دراولین نگاه پیدا کنی؟
اگه من ساده هستم
چرا همه شعرها میگن
ممکنه پیدا کنم؟
من آهنگهایی شنیدم که میگن
عشق هرچیزی رو فتح میکنه
هرچیزی رو که بگی
اون درست جلوی توئه
هرجایی که هستی
تو فقط باید بدستش بیاری بدستش بیاری
اون کیه؟
دوکدِگیش
.دومین فرد زیردست شاه
.نه،بانو
.اوه،راکسن
.خیلی بالاتر از جایگاه توئه،دوست من
اوه،چه روبانهایی،دوکدِگیش
حالتشون فوقالعادست و بردیگیهاش
پوست گوزن و سگآبی،خانمها
گوزن و سگآبی
آره،ممنون
همونجا وایسید،قربان
بفرمایید،قربان
.قربان ...
... سریع باش،فریبنده باش
.از زنان و مردان بدون شمشیر بگیر
و بچهها؟
.یک بچه با کیف پر یه آدم بالغه
من هرچیزی رو میدم تا یکی فقط بگه
یکی بگه که
نمیتونه بدون من زندگی کنه
و اونا تاابد کنارمون هستن
من هرچیزی رو میدم تا یکی فقط به من بگه
که مهم نیست چقدراوضاع بد بشه
اونا از من روبرنمیگردونن
اگه عشق باشه،من حسش میکنم وبهش خیره میشم
دراولین نگاه آزاد میشم
روی ابرا قدم میزنم
اگه عشق باشه جرات نمیکنم فرارکنم
غرورم رو قورت میدم
و میپرسم
تو بمون
!دزد
!هی
!اون پسر رو متوقف کنید
هی!جلوشو بگیرید
!اجرا!اجرا!اجرا
!اجرا!اجرا!اجرا اجرا!اجرا
اجرا!اجرا!اجرا
تاحالا سیرانو رو دیدی؟
.هنوز نه
یه پرتقال میخواید؟ آره؟
اجرا!اجرا!اجرا
.تئاتر
تنفسش کن،پسرم به معنای واقعی
میتونی حسش کنی؟ آره؟
...امشب تو قراره مانتفلوری باشکوه
.بزرگترین بازیگر نسل خودش رو ببینی
.مانتفلوری
اون؟
!مانتفلوری
براوو!براووو
... خوشحال اون فردیه که از دادگاه و جامعه دوره
... درانزوا نشسته
.درحال گریختن
...و کسی که
...وقتی بادنرم با آرامش
مانتفلوری،اینجا چیکارمیکنی؟
سیرانو؟
سیرانو؟ آره
...بعد از اجرای هفته قبلت
.یه نامه برای بازنشستگی تو فرستادم
.سیرانو
...خوشحال کسیه که از جامعه و دادگاه دوره
نامه منو دریافت کردی؟
.آره،نامت رو دریافت کردم و سوزوندمش
.من یک بازیگر حرفهای هستم
!آره،هستی براوو
.من یه عالمه جایزه گرفتم
.درسته
.من در دربار برای خود شاه اجرا کردم
.البته که اینکارو کردی !آره
.آره
من با موفقیت برای بیشاز سه دهه مردم رو سرگرم میکردم
!و حالا بازیگری میکنم
!بازی کن!بازی کن!بازی کن!بازی کن
!بازی کن!بازی کن!بازی کن
بازی کن!
...خوشحال کسیه که
!هشدار آخر
با توهین به من به الهه شعر دراماتیک توهین میکنی
... و بدتر،تو... تو این تئاتر رو بی حرمت میکنی
...این نیاز انسان
.بشریت
!گوش بده،گوش بده
.این برنامه مقدس
نه،قربان. اشتباهه
.متاسفم اما دروغ میگی
تو این صحنه رو محل شخصی کردی
الهه شعر دراماتیک از ساختمون فرارکرد
...اون فرارکرد وقتی که تو شروع به تذهیب لیلی کردی
.با صدای بزرگ عالیت
.الهه بیچاره چارهای نداشت
من عاشق اینجا هستم و کلی معنی و مفهوم داره
شعر،عشق،جقیقت،وحشت
تو از اوایل جوانی اینجارو دوست داشتی
...نمیتونم کنار وایسم که بهش بیاحترامی کنی
.به خاطر این بادکردنت و اروارههای مسخرت
...من دربرابر حرکات
.و کلاهگیسهای مسخره تو ساکت نمیمونم
.مانتفلوری،تو حقیقت رو رها کردی
تو قدرتتو ازدست دادی
تو یادت نمیاد که حقیقت چه حسی داره یا برای چیه
پس،حالا صحنه رو ترک کن و هیچوقت برنگرد
و من از یکپارچگی جدیدت قدردانی میکنم
.خارج شو،مانتفلوری
من حتی یک قدم هم از وسط این صحنه کنارنمیرم
من لزوم اینجا هستم
اگه با دعوت نری،پس من مجبورمیشم از زور استفاده کنم
!کمک!یکی کمکم کنه
!از من محافظت کنید
بازداشتش کنید!کمک
!لطفاً!کمکم کنید
لطفاً،سیرانو،لطفاً. کسی اینجا می خواد از این سوسیس بزرگ دفاع کنه؟
...من با هرداوطلبی دوئل میکنم
.با تمام احترام به جایگاه طبقه او
کسی مایل هست که برای مانتفلوری مبارزه کنه؟
No comments yet. Be the first to leave one.