Primate

Primate

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Thông tin phát hành

Primate 2026 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NESTED
Bình luận bởi NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2026-02-10
Lượt tải xuống: 130
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫نخستین مورد از هراس از آب در ‫سال ۲۳۰۰ پیش از میلاد ثبت شد.

‫حیوانات آلوده، با دیدن آب ‫به معنای واقعی کلمه دیوانه می ‌شوند.

‫اگر ظرف مدت ۴۸ ساعت درمان نشود، ‫دیگر هیچ علاجی وجود ندارد.

‫امروزه هراس از آب بیشتر با واژه‌ای لاتین

‫به معنای جنون یا دیوانگی ‫شناخته می ‌شود: هاری

‫ هاری

‫هی بن. دکتر لمبرت اومده.

‫نترسیا. برات خوراکی اوردم.

‫خیله خب.

‫سلام رفیق.

‫حال ردیفی نداری، نه؟

‫اخ، منم مثل توام پسر.

‫اشتباه کردم دیشب از پمپ بنزین ‫سوشی گرفتم خوردم.

‫امروزم دارم تقاصشو پس میدم.

‫چیزی نیست بنجی.

‫حالتو زود خوب میکنیم.

‫دکتر اومد بالا سرت.

‫اصلا هم درد نداره.

‫انگار یکم سرت سنگینه نه رفیق؟

‫بیخیال بابا، ‫قبلا هم امپول زدی که.

‫خب، دستور دکتره.

‫خرسه رو بغل کن و امپولتو بزن.

‫بهم اعتماد کن، ‫اینجوری حالت بهتر میشه.

‫زود باش دیگه.

‫بیا دیگه رفیق.

‫ای جان، پسر.

‫ ‫نخستی سان

‫هی! میدونی بابا کجاست؟ ‫هر چی زنگ میزنم جواب نمیده.

‫خب، واسه همین زنگ زدی؟

‫بیخیال مرد. بیخیالم شو، باشه؟ ‫لازم دارم بیاد دنبالم.

‫بیاد دنبالت؟ از کجا بیاد دنبالت؟

‫از فرودگاه دیگه.

‫الان تو هواپیمام، اسکل.

‫چی، مگه امروز داری میای خونه؟

‫- اوه. لعنتی. ‫- فهمیدم. اوه.

‫خب، اون که اصلا مامانو یادش نبود.

‫ببخشید. اشتباه از من بود.

‫تقصیر منه. اه، بزار فقط...

‫هوم. چه موجود کوچولوی نازیه، نه؟

‫ببخشید.

‫بابت این معذرت میخوام.

‫تا حالا با یه دختر واقعی حرف نزده. ‫این چه وعضیه؟

‫- اصلا جالب نبود. ‫- پسر، جدی میگی؟

‫- ببخشید، خودش کجاست؟ ‫- بابا کجاست؟

‫سلام. فکر میکنی کجا باشه؟

‫سلام. سلام.

‫بزار حدس بزنم.

‫- تمام روز تو دفترشه و کار میکنه. ‫- زدی تو خال!

‫هفته دیگه هم واسه یه جور ‫کنفرانس کاری یا همچین چیزی میره سفر،

‫پس اصلا نمیبینیش.

‫میخوان کتابشو تبدیل به فیلم کنن. ‫کی میدونه چی میشه؟

‫وایسا. یعنی کل تابستون ‫اصلا نمیبینمش؟

‫سوال اینه که، من اصلا ‫تو رو این تابستون میبینم؟

‫معلومه که میبینی.

‫ببین، باید برم، ولی...

‫زود میبینمت، باشه؟

‫اره. باشه.

‫خب، ارین از دستم شاکیه.

‫راستش اصلا هم ‫نمیتونم بهش حق ندم.

‫منظورم اینه که از وقتی که... ‫زیاد خونه نبودم... هی...

‫اینقدر به خودت سخت نگیر، ‫لوس. خیلی سختی کشیدی.

‫کل خانواده، همتون خیلی سختی کشیدین.

‫ولی منو داری دختر. باشه؟

‫اوهوم؟

‫خیله خب.

‫تو بهترین دختری. عاشقتم.

‫چه خبره نکبتا؟

‫پسر! همینه که میگم.

‫کی پایه تعطیلاته؟

‫- هی، این دیگه چه وضعیه؟ ‫- سلام.

‫- میتونم اینو برات بیارم؟ ‫- اوه. اره حتما.

‫- همیشه اول خودش میره. ‫- جوانمردی هنوز نمرده.

‫راستی من... یه جورایی دعوتش کردم ‫این تابستون پیش من بمونه.

‫واقعا؟

‫- خوش میگذره. ‫- اره.

‫خیلی هیجان انگیزه!

‫اوم... اوه.

‫نمیخوام اون ادم رو اعصابه باشم، ‫ولی فکر کنم رو صندلی من نشستی؟

‫میخوای یه جا به جا بزنیم؟

‫اینجوری میتونم با ‫جفتتون حرف بزنم.

‫به هر حال صندلی وسط از همه بدتره، ‫واسم فرقی نداره اونجا بشینم.

‫- لطف میکنی. ‫- اره. بیا تو!

‫- ممنونم. اوپس! ‫- ببخشید!

‫- اوه. ‫- خیله خب. ببخشید. خوش به حالت!

‫- خوش به حالم. ‫- خیلی خوشحالم که اینجایی!

‫اخ! داداشم اینجاست! نیک!

‫خوش اومدی خونه ابجی!

‫- از دیدنت خوشحالم. ‫- دانشگاه چطور بود؟ انداختنت بیرون؟

‫وای خدا. امتحانا دهنمو سرویس کردن.

‫خیلی خوشحالم که برگشتم خونه.

‫هانا، درسته؟

‫کیتی فقط از تو حرف میزنه.

‫اینقدر نونور نباش.

‫لوسی لو!

‫- سلام. ‫- بالاخره برگشتی خونه.

‫- داداشت یکم جذابه. ‫- خفه شو.

‫- پس بابات نمیتونه بیاد دنبالت، نه؟ ‫- یه کارایی داره.

‫وایسا. گفتی ‫بابات میخواد بره خارج از شهر؟

‫اره.

‫شما هم همون فکری رو میکنین ‫که من میکنم؟ پارتی؟

‫- شاید بهتره حسابی مست کنیم... ‫- پارتی!

‫تو خونه تو!

‫این خونه شماست؟ دیوونه کننده هست.

‫اینجا خونه مونه.

‫وایسا تا منظره ایوون رو ببینی. ‫فوق العاده هست.

‫خب، برات یه قرار ‫با والتر فریدکین گذاشتم

‫بعد از جشن امضای کتاب.

‫پیش فروش های ‫کتاب مرگ خاموش چطوره؟

‫هنوز زوده ادم.

‫نمیخوام نگرانش باشی. ‫فقط برو اونجا.

‫رونمایی کتاب فردا قراره غوغا کنه.

‫- اینجا غیر واقعی عه. ‫- باشه، وایسا. نه، کیت، وایسا. بیا اینجا.

‫ما به این معامله نیاز داریم.

‫داشتیم نگران میشدیم ‫که نکنه دیگه هیچوقت نبینیمت.

‫امتحانا چطور بود؟

‫خوب بود.

‫فقط خوب؟

‫از دیدنت خوشحالم.

‫منم همینطور.

‫هانا. اوه. ببخشید.

‫سلام!

‫این هاناست.

‫ما پیش...

‫این اخر هفته رو لوسی میمونیم.

‫- بریم وسایلو باز کنیم. ‫- باشه. فعلا.

‫- خب، بریم واسه تور اتاق. ‫- باشه.

‫میرن وسایلو باز کنن.

‫اوهوم.

‫سلام، اقای پینبرو.

‫باید حواسم به دخترا باشه.

‫داره ازمون محافظت میکنه.

‫اوضاع با الکساندرا چطوره؟

‫الکس؟ ما، راستش... بهم زدیم.

‫بهم زدن.

‫حالا وقتشه.

‫میگه معذرت میخواد.

‫اشکالی نداره.

‫یه نفر منتظرته.

‫خوشحالم که برگشتی.

‫ببخشید که باید واسه کار عجله ای برم، ‫ولی تا چند روز دیگه برمیگردم.

‫بسه!

‫خیالی نیست بابا. عادت کردیم.

‫سلام.

‫ارین؟ چه خبره خله؟

‫چی بازی میکنی؟ میتونم ببرمت؟

‫بسه!

‫ارین مشغوله.

‫لوسی بده.

‫لوسی معذرت.

‫خیلی وقت بود نبودی.

‫الان دیگه برگشتم.

‫اینجا تنهایی بود.

‫ببخشید.

‫سلام.

‫این خرس رو واسه یه نفر اوردم.

‫ولی لابد اونا نمیخوانش.

‫سلام بن.

‫سلام عزیزم.

‫لوسی...

‫برگشته.

‫بن دلتنگه.

‫لوسی دلش واسه بن تنگ شده.

‫اره؟ میخوای بری؟

‫هی، کیت یه دوست اورده.

‫میخوای یکم خوش بگذرونیم؟

‫چی؟ اون دیگه چیه؟ نکنه...

‫- بیا اینجا. ‫- نکنه از بیرون اومده تو یا یه همچین چیزی؟

‫- چی؟ ‫- نه، جدی میگم.

‫وای خدا.

‫اون چیه؟

‫این بنه.

‫اون جزئی از خونواده هست.

‫- اون یه اسم داره؟ ‫- اره.

‫منظورت چیه؟

‫میخواد باهات دست بده.

‫- با... با دستم؟ میخواد با من دست بده؟ ‫- اره.

‫- یه جورایی بامزه هست. ‫- اره، نه؟

‫سلام بن. طوری نیست.

‫اسمش بنه؟

‫اوهوم.

‫دوست جدید!

‫خیلی عجیبه. اوه.

‫تو هم خوابت نمیبرد.

‫چه اتفاقی واسه مامان لوسی افتاد؟

‫اوه، خب، پارسال از سرطان مُرد.

‫- متاسفم، نمیدونستم. ‫- نه، نه، نه. طوری نیست.

‫یعنی، طوری که هست.

‫خیلی... سخت بود.

‫پس حتما با بن اشنا شدی.

‫اره دیگه. با بن اشنا شدم. اوهوم.

‫یکم طول میکشه تا باهاش کنار بیای، نه؟

‫اره، قضیه اش دقیقا چیه؟

‫خب، مامان لوسی استاد زبان شناسی بود.

‫داشت سعی میکرد بین ادما ‫و شامپانزه ها ارتباط برقرار کنه.

‫یه روز، همینجوری بن رو اورد خونه.

‫اوه.

‫اره دیگه. هوم. هوم.

More Farsi Persian subtitles for Primate

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left