İlk 200 satır.
...آنچه گذشت
سلام، ولری هستم، الان در دسترس نیستم
لطفا پیام بذارید
تو ناراحتی چرا ناراحتی؟
دوستم گذاشت و رفت
نمیدونم که الان تنهایی یا نه
فرض میگیریم که باشی
ولی اینکه به ولری راجع به یه پدر مخفی بهش بگی
اونو پیش تو برنمیگردونه
اصلا نمیدونم که به چی نیاز دارم
ولی من اینجوری نیستم
چه بلایی سر میزت اومده؟
لورا؟
گوه توش
واقعا از وقت گذروندن با تو لذت میبرم
اما وقت خیلی زیادیه
باید مطمئن بشم که برای کلارک هم فضای کافی تو زندگیم دارم
میدونی که چی میگم؟ - درسته، درک میکنم -
باشه، خوبه
خوشحالم که این حرفا رو زدیم
!بسه دیگه
با یه چوب گلف زدی ترکوندیش؟
از روی اوپن افتاد
البته خودم هم سعی کردم درستش کنم
با یه چوب گلف؟
میتونی درستش کنی؟
یه دونه دیگه بخری ارزون تر درمیاد
آره، ولی من اینو مدت خیلی زیادیه که دارم
بازم دلیل نمیشه
یه دونه جدیدش رو بخر
یه حالی به خودت بده
میدونی که 20 سال بعد قراره کجا باشی؟
هیشکی نمیدونه، میتونیم حدس بزنیم ...اما من
روی انبوهی از زباله
اونم وسط اقیانوس آرام
همه چیز یه بار مصرف شده
!فقط باید بخری! بخری! بخری
و به محض اینکه کوچیک ترین مشکلی براش پیش اومد
همینجوری میندازیمش دور و یه دونه جدید میخریم
ما قراره روی توده ای از زباله بمیریم
اونم درحالی که داریم راجع به نرخ مالیاتی بحث میکنیم
Bed Bath & Beyond فروشگاه گزینه های تخفیفی خوبی داره
زیرنویس از کدخدا Telegram ID: @ehsan_rashidi
سلام، شما با لورا تماس گرفتید پیام بذارید
شاید رفته خونه ی یکی از دوستاش
کدوم دوست؟
یا شایدم یه فستیوال موسیقی
مثه جشنواره کواچلا؟
میز من رو هم فروخته
خب، دستبند مخصوص فستیوال گرونه
درو؟ - متاسفم -
چه غلطی بکنیم الان؟
نمیدونم
اوه رفیق
آره! غذا بده بخورم
اوه، عاشق تست فرانسوی هستم
اون نان طعم داره
حتی فرانسوی هم نیست
فکر کردم با جودی صبحانه خوردی
یه چند لقمه ای با هم زدیم ولی مجبور شد بره بچه ش رو برسونه
یه چیزایی راجع به نیاز داشتن به فضا تو زندگیش" میگفت"
اوه نه
متاسفم
واسه چی؟
تو رو پیچونده
نه
اون واقعا از این کلمات استفاده کرد من به فضا نیاز دارم"؟"
...آره، ولی به این معنی نیست که
میتونسته راجع به کارش حرف زده باشه
یا کلارک یا بابای کلارک یا کلا یه چیز دیگه
انگار خودت هم نمیفهمی که چی میگی
با من به هم نزده
وقتی خودت میگی که من به فضا نیاز دارم منظورت چیه؟
قطع ارتباط، حداقل برای چند سال
و بعد از اینکه کاملا از لحاظ احساسی
قطع رابطه کردیم، چند تا دیدار معمولی
من باید بهش پیام بدم
نه، نه، نه، رفیق نکن، نکن، نکن
،حتی اگه باهات بهم نزده باشه هم یه پیامک رقت انگیز کمکی نمیکنه
دیر گفتی
این ایموجی چیه گذاشتی؟
یه یارو با کلاه پشمی؟
نمیدونم، فکر کنم یکی از اون نگهبان های بیرون کاخ باکینگهام باشه
درسته
تو واسه چی ازش استفاده کردی؟
منظورت چیه؟ چون دلهره آور نیست
باعث میشه بخندم، نمیدونم
خیلی به گا رفتی
ببخشید
به گمونم 17 سال دیگه آخرش باشه
آخر چی؟
مدت زمانی که یه آدم میتونه با من زندگی کنه
هفده سال زمان زیادیه
فکر کردی ما میتونستیم 17 سال دووم بیاریم؟
هجده سال بهتر بود
لورا میذاشت از خونه میرفت
دوستامون هم بابت این سالها که تحمل کردیم حسابی احترام میذاشتن
هفده سال هم خیلی خوبه
تو حالت خوبه؟
نه واقعا
میخوای دوباره بهش زنگ بزنی؟ - نه، گوشی رو برنمیداره -
کدوم بچه ای میذاره از خونه میره و یه یادداشت هم نمیذاره؟
فکر میکردم تنها چیزی که بهش نیاز دارن دیده و شنیده شدنه
شاید تو پست فیس بوکش زده باشه
تو که اکانت های شبکه های اجتماعیش رو چک کردی؟
چه غلطا
چجوری اصن این عکس رو گرفته؟
باید بریم بیاریمش
باشه؟ مجبوریم
چون اونو میبره به این مهمونی های کلید رویدادی چند روزه Key Party مهمانی کلید یا] مخصوص زوج هاست که مردها کلید شان را داخل ظرفی گذاشته و زن ها هر کلید را انتخاب کنند [مجبورند تا پایان رویداد با آن مرد سکس کنند
یا این صومعه های کوفتی
ول؟ - چیه؟ -
اون فرار نکرده
فقط یه سفر یه روزه رفته به بربانک
در ضمن اون 17 سالشه ما باید به این چیزا عادت کنیم
چون تا چند ماه دیگه
اون میتونه هر جایی دلش میخواد بره
وایسا! وایسا! تو همینجوری میخوای بذاری بره؟
اون تو خونه ی مادربزرگشه
اون که توی یه مسافرخونه توی سیرالئون نیست
هر وقت که حاضر بود برمیگرده
باشه! حتما! راه آسونه رو انتخاب کن
آهان! تو میخوای چی کار کنی اونوقت؟ زندانیش کنی؟
نه، میخوام منطقی باهاش حرف بزنم
خیلی خب، و اگه جواب نداد
...چی کار میخوای بکنی؟ میخوای
بندازیش تو صندوق عقب ماشینت؟
آره - میخوای به یه میز زنجیرش کنی؟ -
آره، اگه مجبور بشم
خیلی خب، باشه
خبر بده که این کارت چجوری جواب داده
اصلا خوب نیست
واقعا خوب نیست
فکر نکنم که تا حالا کسی اونو پیچونده باشه
چطور ممکنه؟
خب، شاید همه رابطه هاش رو قبل از اینکه
به مراحل احساسی برسه، خراب کرده باشه
اونم برای حفاظت از اینکه پس زده بشه
اوه، کاملا با عقل جور درمیاد
تو خوبی؟ - آره، تست فرانسویش، مسموم بود -
اوه، سلام
سلام - سلام -
سلام
اوه، ببخشید
خدایا
اوه، نه
من عصبانی نیستم
نگفتم که عصبانی هستی
اوکی، مهم بود که بدونی
چونکه دوست پسر سابق عصبانی سوژه ی همه ی جوک هایی هستن که
در واقع جوک نیستن بلکه تفسیری از نرینگی و خشونت هستن
اونجوری که با بستنی در خونه م ظاهر شدی رو بیشتر دوست داشتم
چرا رابطه مون رو تموم کردی؟
رابطه مون؟
هرچی که تو اسمش رو میذاری وقتی که دو تا آدم با هم غذا میکنن
با هم میخوابن و بینشون یه احساساتی وجود داره
ما سکس داشتیم، اونم فقط 6 بار
تو می شمردی؟
خب، من همه ش درگیر بودم و وقت نداشتم
به همون اندازه م وقتایی بود که سکس نداشتیم
من واسه تو یه جوک هستم؟
تو مسوول آی تی شرکت من هستی
اوه، بیخیال - چیه -
تو سکسی هستی، و شوخ طبع
تو شریک جنسی بعد از شکست عشقی من بودی
"Burn After Reading" مثل برد پیت توی فیلم
اون یارو ابله بود
نه، قابل ستایش بود
همون که صندلی دیلدو دار داشت؟ - اون که کلونی بود -
برد پیت همونی بود که توی کمد لباس جورج کلونی کشته شد
همون که برچسب کتش کنده شده بود
دیدی؟ ابله
نه - هیچوقت دیگه از اون یارو خوشم نیومد -
رو بازی کرد "Meet Joe Black." از وقتی که
لعنتی
چطوری نفهمیده بود اینو؟
این طبیعیه
همونجوری دیدی که دلت میخواسته ببینی
فکر میکردی ما قراره با هم ازدواج کنیم؟
و چاق میشی و مربی تیم بیسبال کلارک میشی؟
شاید بسکتبال
میشدم براش Steve Kerr مثل جوونیای
همه ش یه ماه بوده، فیلتر دستگاه تصفیه آبت از این رابطه عمرش بیشتره
چرا یکی دو روز نمیری مرخصی؟
نه
راستش رو بخوای - نه -
حالا که اینجام، آره
تو که نمیخوای استعفا بدی؟ - مجبورم -
نه - من از آی تی متنفرم -
خیلی ازش متنفرم
یعنی باید با کلی خرخون مصاحبه کنم؟
عزیز دلم
چه غافلگیریه خوشایندی - میدونم که اینجاست -
خب، قطعا همینجاست سفر طولانی ای داشته
چه سفری؟
میدونی چیه؟ من فقط میخوام باهاش حرف بزنم
قول میدی مثل یه آدم بالغ رفتار میکنی؟ - اوه خدای من -
اون الان توی مکان آرامش بخشی هستش
در حالت مراقبه عمیقی فرو رفته
ترجیح میدم مزاحمش نشی
No comments yet. Be the first to leave one.