İlk 200 satır.
... آنچه در «پاندورا» گذشت
- خب داستان تو چیه جکس؟ - !پدر و مادرش توی نیو پورتلند کشته شدن
.هیچوقت بیخیال این قضیه نمیشم
- .بابام میتونه ذهنخونی کنه - توی سی. آی. اس بوده؟
.زندان! بابام توی ارتش هم خدمت کرده
اون گفت ارثکام توی دوران جنگ .کارای خیلی کثیفی انجام داده
.این سفینه هرگز نباید به زمین برسه
.ترشکوایی دیگه وجود نداره، نابود شده
.ما دوتا باید باهم رل بزنیم
.تیمی کار کردن فرق میکنه
.اِیوار سومیتوو، گزارش وظیفه انجام میدم
.شروع به احساس مسئولیت کردن میکنی
- .مگدا کوی - .به یاد مگدا و ایوار
.مگدا و ایوار
.خیلی خب، بیا روش تمرکز کنیم پیلار
.اون بیرون اوضاع داره خیلی خطرناک میشه
این با من، فرمانده
هشدار نزدیکی
.خطر هوانوردی شناسایی شد
سفینه رو خیلی خوب کنترل کردی .تحت تاثیر قرار گرفتم پیلار
!خلبانی تو ذاتتـه
مثل آب خوردن میمونه وقتی بتونی از طریق نانوتکنولوژی به صورت مستقیم
.به سیستم راهنمایی و حسگر ارهارت وصل بشی
من کارم توی پیدا کردن .سیارات از خود سفینه بهتره
جدی؟ میدونی به نظرم خیلیم دیر نشده که
تجدید نظر کنی و ترم بعدی .کلاس فرماندهی رو برداری
.اتفاقا بهش فکر کردم
،اما بعد از اینکه مگدا و ایوار رو از دست دادیم
متوجه شدم که نمیتونم .مسئولیت بقیه رو بپذیرم
.فقط خودم
همهی ما مسئولیت دیگران .رو به عهده داریم پیلار
.مسئله کسایی که از دست رفتن نیستن
.مسئله کسایین که میتونی نجاتشون بدی
صحیح، الان رسیدیم به باقیماندهی
.فضاپیمای جنگیِ ترشکوا
احسنت، ماموریت آموزشیت رو .به درستی به اتمام رسوندی
.از اینجا به بعدش با من
... فکر میکردم ترشکوا
.چند هزار کیلومتر اونورتر نابود شده
... بله درسته ولی باقیموندهی سفینه
حتما از اون کمربند سیارکی
.گیر جاذبهی گرانشی افتادن
.من میدونم ساز و کار جاذبه چطوریه فرمانده
.وقتی تو و جکس کنار هم هستید میبینمش
رابطتون با هم چجوریه؟
- .رابطهای بینمون وجود نداره - .همش همینو برای خودت تکرار کن
.شاید بالاخره واقعا باورت شد
چی شد؟
.دارم یه چیزیو کشف میکنم
.یه برج دیدبانی
.واقعا؟ حسگرای سفینه چیزی رو حس نمیکنن
.مطمئن باش وجود داره، بهم اعتماد کن
.آره، فهمیدم
این چیه؟ یه نوع سیگنال وضعیت اضطراری؟
.نه. هشدار نزدیکیـه
.یعنی اون بیرون؟ عجیبه
.باید بخاطر اینکارم اعتبار بیشتری کسب کنم
.سیگنال از اینجا ارسال میشه فرمانده
.تا جایی که میتونی سفینه رو ببر نزدیکش
من لباس میپوشم میرم بیرون .و یه سرو گوشی آب میدم
به نظرت چیه؟
... باید اعتراف کنم شک داشتم که
.پیلار رو با خودت ببری عملیات
... خب، ارثکام اون ناحیه رو چندین بار گشته
.ولی پیشرفتش ناچیز بوده
اما همونجوری که انتظارشو داشتم ،قابلیتهای پیشرفتهی نانوتکنولوژی پیلار
به ما اجازه میده که میزان حساسیت .ابزارآلاتمون رو تقویت کنیم
اوهوم. مطمئنی نمیدونه که اون چیه؟
.نه. بهش گفتم اون یه موتور کنترل فشارِ
و اونم ازت سوالی نپرسید؟
نه، بیشتر درگیر گرفتن .نمرهی الف توی ماموریتهاشه
.الف برای پیلار
.مثبت الف برای تو آقای دووال
،یه سری اسکن مقدماتی انجام دادم
.اما به نظر میرسه اطلاعاتش پنهان و مخفی هستن
برنامه ریزی شده که وقتی آسیبی رو .تشخیص داد اطلاعات رو پنهون کنه
من استرداد اطلاعات رو هفتهها روش .انجام میدم که اطلاعات بازیابی بشه
خیلی خب، ارثکام حتما هیجان زده میشه
وقتی بشنوه جعبه سیاهِ ترشکوا
!بالاخره پیدا شده
.هیچکسی نباید درموردش چیزی بفهمه
.قربان، ما صدها زن و مرد رو توی اون سفینه از دست دادیم
... اون جعبهی سیاه میتونه دریچهی اطلاعاتی برای
.بستگان از دست رفتهها باشه
.اطلاعات راجع به دلیل انفجار ترشکوا
همونطور که میدونی ارثکام نگرانِ
.تجدید تسلیحات کردنِ زاتاریاییها برای جنگـه
اگه چیزی توی این ضبط کننده هست ،که زاتاریاییها رو گرفتار میکنه
حتی نقش مختصری
،توی نابودی ترشکوا داشته باشن
میتونه باعث شروع یه جنگ بدتر
.نسبت به اخری باشه
.میلیونها نفر ممکنه بمیرن
بنابراین باید این کشفمون رو .مثل یک راز نگه داریم
.تا وقتی که رمزگشایی بشه
.من دقیقا میدونم چی داخلشه
روشن شد؟
بله کاملا، قربان
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
«: مـتـرجـمـیـن: نهـال، سارا نصیـری :» .:: iredprincess , __Galadriel__::.
.گمونم کل دانشگاه رو بیدار کردی آتریا
!چه لذتبخش
.و یه سورپرایز توپ
چی یه سورپرایز توپـه؟
،اینکه با یک نفر چندین بار سکس کنی
.هر سری خیلی بهتر میشه
شاید به یه چیزایی مثل
.توانایی جنسی شریکت ربط داشته باشه
اوه
شایدم به
.بوجود اومدن پیوند عاطفی بین ما مربوط باشه
.میدونی، مثل همهی انسانها
- اوهوم - .نیمهی گمشدت رو پیدا میکنی
خب، من از کجا بدونم کدومشونه؟
.میتونه جفتش باشه
اما بیا به کارمون ادامه بدیم .تا تو هم به جوابت برسی
آره
فقط صدا
باید همین الان برین سیاهچاله
ضروریه
،همونطور که قبلا گفتم
.من با اسم بیلی دواین رفتم اونجا
.و میدونم که میتونم یه درد وجشتناک باشم
،اما از اونجایی که باهم دوستیم
.میتونین من رو بیلی دی صدا کنید
درسته
!بیلی دی! بیلی دی
.دوباره بگین
حالت خوبه؟
.نه زیاد
.فکر میکردم اگه ببینیش خیلی خوشحال میشی
چی شده؟ مگه اون مرد کیه؟
.اون پدرمـه
این خانوم منو دیوونه کرده بود .الان خوب به نظر میرسه
بهش لبخند زدم و گفتم
من زنگ در رو زدم، درسته؟
!دینگ دانگ
!نمیفهمم چرا انقدر از دست بابات ناراحتی
!بنظرم خیلی آدم باحالیه
هیچ چیز جالبی درمورد کسی که .خونوادش رو ترک میکنه وجود نداره
!فکر میکردم توی جنگ میجنگیده
خب، اگه فکر میکنی اون یه جور قهرمانـه
.آزادی که بری و باهاش خوش بگذرونی
.باشه
.واقعا دیگه تحمل اینجارو ندارم
وایسا. نمیخوای حداقل یکم باهاش حرف بزنی؟
.من هیچ حرفی با اون مرد ندارم
.اون قاعدتا الان باید توی زندان باشه
نمیدونم چطوری اومده بیرون ،اما تضمین میکنم
.اگه اون اینجاست، یه کاسهای زیر نیم کاسشه
الان، ازتون میخوام که به .نوشیدنی مورد علاقتون فکر کنین
،میدونین، اونی که خیلی شیرن و خوشمزست
.اما از بس گرونه، نمیتونین بخرینش
،خوب گوش کن، مشروبفروش
،چون قراره همگی مشروب بزنیم
.و بیلی دی قراره یه مناقصهی قانونی بزاره
.یکی کف دستمو لمس کنه
.اوه
... حالا تو، دختر کوچولوی آتیشپاره
،که باعث شدی زانوهام بلرزه
،تو الان یه میلکشیک توتفرنگی میخوای
!واو، درست گفتی
،خیلیخب. حالا تو، دوست تکنوی من
.تو فکر میکنی نمیدونم
.اما تنها چیزی که میخوای یه لیوان آب هست
- !با یخ - !درسته
.حالا برو از بار نوشیدنیتو وردار
!خب، این یکی، خیلی سخته
.اما فهمیدم
!مشروبفروش
،لطفا یه سافاری آبی به اون آقای اهل
.زاتاری بده
.درست گفتی
.همینو میخواستم
.خیلی تاثیر گذار بود
.دستمو لمس کن، خوشگل خانوم
.هی، این آقا حواسمو پرت کرد
.دوباره لمس کن، لطفا
خب؟ چه نوشیدنی انتخاب کردم؟
... ها. تو
تو موهیتو میخوای، درسته؟
.آره
- !درسته - !ها
،بیلی دی هیچوقت اشتباه نمیکنه
!و اگه اشتباه کردم، برینین بهم
!از اینجا برو، یالا
.بدو، آره
.سلام
بزار خودمو بهت معرفی کنم من تیرنی هستم و شما؟
.جکس هستم
... تو، ام
تو یکی از دوستان پسر آقای بیلی دی هستی، درسته؟
.دیدم داشتین حرف میزدین
خیلی حواست به همه چیز هست، آره؟
موهیتو دوست نداری، نه؟
.نه ندارم
تا حالا ندیده بودم کسی قبل از این .بیلی دی رو دستپاچه کنه
!تو خیلی خاصی
.بنظر نمیرسه حرفت تعریف بوده باشه
اون نمیتونه مغزتو بخونه و برام سوال شده که چرا؟
No comments yet. Be the first to leave one.