The Bluff

The Bluff

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sürüm bilgisi

The Bluff 2026 1080p WEB h264-EDITH
Şunun yorumuyla amirluminox
🔷 ترجمه‌ از امیرعلی ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Etiketler

webdl
Yayınlandı: 2026-02-25
İndirmeler: 176
İşitme Engelliler: No
FPS: 23.976

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

‫«کشتی سویفت‌شور»

۱۸۴۶ عصر دزدان دریایی در دریای کارائیب رو به افول است. تنها بی‌رحم‌ترین‌ها .بر جای مانده‌اند، که نومیدانه در جستجوی راهی برای گریز می‌گردند

‫جنسا و طلاها رو رد کنید بیاد!

‫کاپیتان بادن! دزد دریایی...

‫دفتر ثبت وقایع رو بسوزون.

‫اطاعت، کاپیتان.

‫دلتون رو قرص کنید.

‫ما ماهیگیرای تاجریم!

‫ما...

‫حروم‌زاده.

‫زود باش!

‫شب بخیر، کاپیتان.

‫همینه!

‫کاپیتان روی عرشه!

‫سال‌های زیادیه که این دریاها رو گشتم

‫دنبال چیزی که ازم دزدیده شده.

‫بهم بگو...

‫چطور ناخدا یه کشتی تجاری فکسنی

‫دستش به یه تیکه طلایی می‌رسه که نشان من روشه؟

‫کی اینو بهت داده؟

‫فکر می‌کنی جون چند نفر ارزشش رو داره که ازشون محافظت کنی؟

‫می‌خوای با هم بفهمیم؟

‫کاپیتان.

‫بندر مبدأ کشتی، قربان.

‫جزیره کیمن براک.

‫کاپیتان بادن رو بیارید روی کشتی

‫و به بقیه رحم نکنید.

‫این مردا هیچ کار اشتباهی نکردن.

‫مسیر رو تعیین کن، سرملوان.

‫بادبان‌ها رو به مقصد کیمن براک بکشید.

‫« صــــخــــره »

‫«جزیره کیمن براک - ۶ روز بعد»

‫بجنبید، آقایون.

‫- هیس. ‫- به سلامتی سوییفت‌شور

‫و تمام کسایی که هنوز در دریا هستن...

‫تا بدونن ما هرگز نور امیدی که راهنمای

‫ملوانان عزیز ما و کاپیتان تی.اچ. بادن به سمت خونه‌ست رو گم نمی‌کنیم.

‫- آمین. ‫- آمین.

‫الیزابت.

‫لیزی.

‫- الیزابت. ‫- وستون.

‫- هی. ‫- اینجا چی‌کار می‌کنی؟

‫یه بوسه‌ی آخر...

‫کشتیِ من صبح حرکت می‌کنه.

‫دیگه به اون چیزی که در موردش حرف زدیم فکر کردی؟

‫همه‌ی فکرم رو درگیر کرده.

‫- خب؟ ‫- چیزایی هست که باید در نظر گرفت.

‫خب؟

‫و...

‫بیا اینجا.

‫- ساکت باش. ‫- داره برمی‌گرده؟

‫- نمی‌دونم. هیس. ‫- ما رو می‌کشه.

‫هیس.

‫بخواب زمین.

‫اون خواهرته؟

‫زن داداشمه.

‫لعنتی.

‫لیزی!

‫این دختره.

‫وستون.

‫- هیس. ‫- مامان؟

‫تویی؟

‫آیزاک. مراقب باش پسرم.

‫بذار اون آتل‌هات رو ببندیم.

‫بیا.

‫هیچ خبری از کشتی پدر نیست؟

‫نه.

‫حتی یه کشتی گذری هم نبود.

‫الان شده...

‫۵۹ روز.

‫هی.

‫پدرت کل عمرش دیر می‌کرده.

‫مرده سر عروسی خودمون هم دیر رسید.

‫از من بپرسی،

‫می‌گم دقیقاً سر وقتشه.

‫پس چرا دارن یه کشتی دیگه می‌فرستن تا دنبالش بگرده؟

عمه لیزی‌ت اینو بهت گفت؟

‫اون برمی‌گرده خونه.

‫همیشه برمی‌گرده.

‫آره.

‫وسایلم رو جمع می‌کنم و کله سحر توی خلیج کوچیک می‌بینمت.

‫خلیج کوچیک.

‫لیزی.

‫قایم شو، قایم شو، زود باش.

‫لیزی!

‫صبح بخیر، اِرسل.

‫صبح خیلی وقته تموم شده.

‫همه چی روبه‌راهه؟

‫معلومه. چرا؟

‫قرار بود حواست به شیرینی نارگیلی‌های تولد آیزاک باشه.

‫پاک یادم رفت.

‫- عه، واقعاً؟ ‫- معذرت می‌خوام.

‫یه سری دیگه درست می‌کنم.

‫لازم نکرده. خودم باید انجامش می‌دادم.

‫روز قشنگیه.

‫لنگه دیروز و تقریباً هر روز دیگه.

‫تا حالا ندیدم کسی از زندگی تو بهشت این‌قدر شاکی باشه.

‫من کل عمرم رو تو این جزیره فسقلی گذروندم.

‫مگه خیلی بده که دلم بخواد طلوع خورشید رو

‫فقط برای یک بار هم که شده از یه ساحل دیگه ببینم؟

‫تا حالا همچین حسی داشتی؟

‫اون‌قدر کار سرم ریخته که وقت خیال‌پردازی ندارم.

‫در ضمن، حواست باشه جلوی آیزاک چی میگی.

‫واسه من نوچ‌نوچ نکن.

‫تو مادرم نیستی.

‫تعجبی نداره که تی.اچ. همیشه جیم می‌شه.

‫خدایا در این روز دعا می‌کنیم، کشتی بابا رو به این سمت بیار.

‫از روی دریای آبی و بزرگ و آروم، تا این کیک رو با من بخوره.

‫طناب رو ول کن! رهاش کن!

‫خب، در مورد خوندن اون چی بهت گفته بودم؟

‫یه چیزی درست نیست.

‫قول داده بود قبل تولدم برگرده.

‫«ماجراهای دزدان دریایی مشهور»

‫دریا قابل پیش‌بینی نیست، فرزندم.

‫واسه همینه که پدرت برات یه کادو گذاشته، برای وقتی که دیر کنه.

‫می‌خوای ببینیش؟

‫بیا.

‫یا خدا.

‫بابا گفت اینو از کجا آورده؟

‫نگفت.

‫باشه، باشه. کافیه.

‫اسباب‌بازی نیست.

‫یکم استراحت کن، باشه؟

‫بیا اینجا.

‫لیزی.

‫الیزابت.

‫این دختره.

‫هی، بیدار شو. ‫یالا، پاشو، پاشو، پاشو، پاشو.

‫- چی شده، مامان؟ ‫- هیس.

‫بجنب، بریم.

‫آماده‌ای؟

‫باشه.

‫بذار کمکت کنم.

‫بونژور، خانم بادن.

‫هی.

‫بیا.

‫پسر خوب.

‫تکون نخور.

‫آره...

‫کی اونجاست؟

‫ما یه خونواده‌ی صلح‌جوییم.

‫دردسر نمی‌خوایم.

‫چه روز قشنگیه امروز.

‫بیا ببین.

‫کونش مشکل داره.

‫داداش، چیزیت شده؟

‫خوبم.

‫هوی، هوی، هوی.

‫کجا داری میری؟

‫هوی، هوی، هوی، هوی.

‫همینه؟

‫- و مثل سگ میدوه؟ ‫- خواهش می‌کنم.

‫دختر خوب.

‫در رو بگیر.

‫و تو...

‫...تو بیا اینجا.

‫صبح بخیر، خانم بادن.

‫پولا رو کجا نگه می‌دارید؟

‫پشت قاب عکس.

‫لطفاً.

‫طلاها!

‫- کجاست؟! ‫- همه چیزی که داریم همینه.

‫داری چه غلطی می‌کنی؟

‫پول پوله دیگه.

‫اوه، واسه منم نگه‌دار.

‫همیشه، برادر.

‫آدم باش.

‫زد تو چشمم،

‫- زنیکه کثافت. ‫- مامان.

‫مامان حالش خوبه.

‫- مامان حالش خوبه. ‫- بگیرش!

‫- بگیرش دیگه لعنتی! ‫- نه!

‫- همینه! الان بگیرش! ‫- نه. نه.

‫این.

‫بقیه‌ش کجاست؟

‫تو کی هستی؟

‫لازم شد، استخوناشو بشکن.

‫با صورتش کاری نداشته باش.

‫کشیش بردلی.

‫دارم برای بعداً خورش لاک‌پشت درست می‌کنم. ‫می‌دونم دوست داری.

‫آره.

‫کمکی از دستم برمیاد رفیق؟

‫من «کاستوس» هستم، ‫و اینجا یکی از مستعمرات آزادشده‌ی بریتانیاست.

‫لطفاً اسم، درجه و تابعیت خودتون رو اعلام کنید.

‫بهشت چه چیز شکننده و ظریفیه.

‫یه روز آفتابیه، روز بعد...

‫...یه طوفان سهمگین مثل مشت خدا می‌کوبه به ساحل.

‫دوباره می‌پرسم.

‫اسم، درجه، تابعیت.

‫من فرستاده‌ی خودمم،

‫یه برادر حقیر از اهالی دریا،

‫اومدم تا در برابر طوفان بهتون پناه بدم.

‫کاپیتان فرانسیسکو کانر.

‫- پاروها رو محکم بکشید بچه‌ها! ‫- هی!

‫جون بکنید!

‫- و بکشید! ‫- هی!

‫وستون؟

‫مسخره‌بازی در نیارید!

‫مسئول بندر!

‫دماغه رو نگاه کن!

More Farsi Persian subtitles for The Bluff

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left