Days That Shook the World

Days That Shook the World

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 1

Sürüm bilgisi

BBC Days That Shook the WorldFirst Season- E 4- Hiroshima- Persian
Şunun yorumuyla william wallas
بهترین و کاملترین زیرنویس مطابق با زمانبندی فیلم

Etiketler

other
Yayınlandı: 2010-03-05
İndirmeler: 47
İşitme Engelliler: Yes

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

در تاريخ جنگ هاي مدرن

يک روز بر تمام روزهاي ديگر برتري دارد

بمباران اتمي هيروشيما

ماموريت، نابود کردن يک شهر

و اعلام کردن پايان جنگ جهاني دوم

اين يک نخسه بازسازي و اغراق شده از اتفاقاتي است، همانطور که روي داده اند

در روزي که دنيا را متزلزل کرد

جزيره تينيان، جنوب غربي اقيانوس آرام

مرکز استراتژيک جنگ هوايي آمريکا عليه امپراطوري ژاپن

(دقيقاً در عرض 24 ساعت، يک هواپيماي مدل بي-29 (هواپيماي حمل سوخت 6 موتوره

بزرگترين بمبگذار دنيا از اين جزيره بلند خواهد شد

و 1700 مايل به سمت شمال بالاي اقيانوس آرام

به سمت شهر هيروشيماي ژاپن پرواز مي کند

مامورتيش، انداختن بمبي بر خلاف ساير بمب هايي که در اين جنگ يا هر جنگ ديگري استفاده شده است، مي باشد

بمبي که براي هميشه دنيا را تغيير خواهد داد

سه دوربين فيملبرداري متفاوت از فاصله 6 مايلي

اين تصاوير از بيشترين مقدار انرژي آزاد شده

در تاريخ بشريت را ثبت کردند

شانزدهم جولاي، سال 1945، ساعت 5:29 دقيقه صبح

آسمان شب نيومکزيکو

با پديده اي ترسناک روبرو شده، بمب اتم

کلمه عبور سه گانه، امتحان خيلي موفقيت آميز است

وحشت سازندگان آن از اين موضوع است که ممکن است پوسته زمين را بشکافد

فقط چهار ساعت بعد

يک تخريب گر آمريکايي سان فرانسيسکو را ترک خواهد کرد

تا نيمي از دنيا را براي رسيدن به جزيره تينيان طي کند

سوار بر هواپيما، بمب اتمي ديگري مقصد نهايي آن است

شهري که نامش براي هميشه نشاني از نيروهاي آزاد شده

از اين قدرت وحشتناک و جديد مي باشد، هيروشيما

در گوشه اي دور افتاده از پايگاه هوايي تينيان

خدمه يک هواپيماي مدل بي 29 روز خود را مانند

چند صد هواپيماي ديگر در اين جزيره شروع مي کنند

اما اين افراد متفاوت از بقيه هستند

در طول سال گذشته

آنها براي ماموريتي فوق محرمانه آموزش ديده اند

که فقط يکي از آنها ميداند ماموريت چيست

و آن شخص، رهبر آنها سرهنگ پل تيبتز مي باشد

قبل از انتخاب شدنش، او سه ماه توسط ماموران اف بي آ بررسي شد

که به عنوان فرمانده نيروي هوايي اين ماموريت را رهبري کند

در سن 29 سالگي

من مسئوليت پرتاب موفقيت آميزي از

ترسناک ترين جنگ افزاري که تا به حال اختراع شده بود را عهده دار شدم

جنگ افزاري که با هزينه و سرمايه گذاري دو بيليون دلار توسعه پيدا کرده است

در طي برنامه اي که مغزهاي بهترين داشنمندان ملي

و حرکت مخفيانه اي از سرمايه داري صنعتي در آن درگير شده بودند

حتي زماني که تمام اين مسائل به آرامي درک مي شدند

هرگز اين فکر به ذهنم نرسيد که ممکن است موفق نشوم

اگر اين بمب قابليت حمل در يک هواپيما را داشته باشد

بنابراين من کارم را انجام داده بودم

وضعيت هوايي بيروح و بي ضرري از سوي گوام گزارش مي شود، در 150 مايلي جنوبي

اين وضعيت هوايي براي منطقه جنوبي ژاپن

انتظار مي رود که در 24 ساعت آينده بهتر شود

اين علامت براي ژنرال توماس فارل فرستاده مي شود

قائم مقام اصلي پروژه مانهاتن

برنامه فوق محرمانه آمريکا براي توسعه دادن و ساختن بمب اتم

هفت روز پيش، فارل اجازه رسمي براي انداختن بمب را دريافت کرد

يک هفته بعد از سوم آگوست

دستور مستقيماً از طرف رييس جمهور ترومن بود

تاريخ نهايي پرتاب بمب، به صلاحديد فارل واگذار شده

تنها چيزي که مهم است شرايط آب و هوايي مناسب مي باشد

و امروز، بنظر موقعيت مناسبي ميايد

...ما حالمون خوبه، ما خوب هستيم، هنک اونو پوشش بده، قهوه ات رو بخور

اين حرف از صبح يکشنبه در تاريخ 5 آگوست پخش شد

بعد از سه روز بلاتکليفي

ابرهايي که بر فراز جزاير ژاپن در طي هفته گذشته سايه افکنده بودند

در حال تجزيه شدن بودند

شرايط آب و هوايي پيش ميرفت و امروز آن روز خاص بود

تيبتز هنوز خبر را به کارکنان خود اعلام نمي کند

اما بعد از 6 ماه آموزش، تمامي کارکنان آماده هستند

کمک خلبان او، به نام باب لويس، مردي 26 ساله اهل نيويورک

و يکي از باتجربه ترين خلبانان هواپيماي مدل بي 20 در نيروي هوايي است

گروهبان بيا اينجا، اينو روشن کن

توپچي قسمت دم هواپيما، سرگروهبان باب کاران 21 ساله

که 24 ماموريت را همراه با تيبتز بر فراز اروپا پرواز کرده

همچنين او يک عکاس باهوش غيرحرفه اي است

کليد موفقيت هر ماموريت بمبگذاري، فردي است که بمب را پرتاب مي کند

و سروان تام فيربي، در کنار تيبتز

بهترين بمب انداز در نيروي هوايي است

هرچند که او هنوز هم از زمان آغاز ماموريت اطلاع ندارد، دقيقاً در طي 17 ساعت آينده

اين مرد 26 ساله، پسر کشاورزي از کالفرنياي شمالي

که بيشترين علاقه اش بازي کردن بيسبال براي تيم بوستون ردساکس مي باشد

بر روي پنل مقابل خود دکمه اي را فشار خواهد داد و بمبي را پرتاب مي کند

که بيش از يکصد هزار نفر را خواهد کشت

و تمام يک شهر را نابود خواهد کرد

زمان تخمين زده شده براي بلند شدن هواپيما ساعت 2:45 است

با نوع کد عبوري غير محتمل

ماموريت، دادن زمان بلند شدن هواپيماست

فارل پيغامي را به آن طرف دنيا

به مردي که مسئول پروژه مانهاتن است مي فرستد

يعني، ژنرال لسلي گرووز

هفت هزار مايل آن طرف تر، گرووز زمان بلند شدن هواپيما را به يک کشتي

در ميانه اقيانوس اطلس به رييس جمهور ايالات متحده، يعني شخص ترومن مخابره مي کند

تصميم گرفته شده است

قدرت اتم روي دشمني ناآگاه آزاد مي شود

آنچه که در عرض چند ساعت آينده اتفاق مي افتد، سرنوشت دنيا را تعيين خواهد کرد

مسئوليتي وحشتناک بر عهده رياست جمهوري است

:ترومن در دفتر خاطراتش چنين مي نويسد

جنگ افزار در نهايت عليه ژاپن استفاده شد

بنظر ميرسد که وحشتناک ترين چيزي باشد که تا به حال کشف شده

در طول سال گذشته

ارتش ايالات متحده جنگ هاي وحشيگرانه اي انجام داده است

جزيره به جزيره به سوي ژاپن

ده ها هزار آمريکايي در جريان اين جنگ ها در اين جزاير کشته شده اند

اما بزرگترين مبارزه هنوز در راه است

حمله به خود کشور ژاپن

انتظار مي رفت که به اندازه جان يک ميليون آمريکايي هزينه بردارد

:ژنرال مارشال، رئيس ستاد ارتش ايالات متحده مي گويد

ژاپني ها نشان داده بودند که آنها تسليم نخواهند شد

و آنها تا پاي جان خواهند جنگيد

انتظار مي رفت که مقاومت در ژاپن که خانه خود آنهاست

حتي خيلي شديدتر باشد، بنابراين کاملاً ضروري بنظر ميرسيد که

اگر ما مي توانستيم آنها را با اقدامي غافلگير کنيم

ما بايد جنگ را تمام مي کرديم، ما بايد جان آمريکايي ها را نجات ميداديم

در يک منطقه به شدت محافظت شده در فرودگاه

بمبي که "پسر کوچولو" نام داشت، در حال خارج شدن از آشيانه خود است

با پوششي از رنگ تيره فلزات جنگ افزارها، بمب هيولايي وحشتناک بود

بنظر غير قابل باور است که يک بمب به تنهايي

نيروي انفجاري معادل 20000تن ماده منفجره تي ان تي را داشته باشد

چهل ميليون پوند، قطعاً دانشمندان اغراق مي کردند

اين معادل با دويست هزار از دويست بمبي است که

من بر فراز اروپا و آفريقا حمل کرده ام

کنترل پيشرفت عمليات بر عهده ژنرال فارل است

و مردي که مسئوليت بمب را در تمام مسير تا هدف قبول خواهد کرد

ويليام پارسونز نام دارد

يک سروان باهوش و محکم نيروي دريايي

او بزرگترين کارشناس در زمينه فرضيه باليستيک (علم حرکت پرتابه اي گلوله) بمب اتمي است

در عرض چند ساعت آينده، او آن فرضيه را به مرحله امتحان خواهد رساند

اما در حال حاضر، پارسونز يک نگراني شديد دارد

در عرض 24 ساعت گذشته

چهار هواپيماي مدل بي 29 که بار گذاري شده بودند در مرحله بلند شدن از سطح زمين دچار حادثه شدند

بزرگترين کابوس شب پارسونز، نتايج فاجعه آفرين

از يک حادثه مشابه در هنگام بلند شدن هواپيماست، البته اين هواپيما کاملاً پر از بمب اتمي است

با توجه به ماه ها برنامه ريزي

او در آخرين دقيقه تصميم مي گيرد که آماده سازي بمب را در هوا انجام دهد

و نه بر روي زمين

چيزي که هرگز پيش از اين در بيرون از شرايط کنترل شده

در محيط استريل آزمايشگاه، انجام نشده است

آماده سازي بمب فقط توسط يک پيچ گوشتي و يک آچار

او ساعت ها روي تکنيک هاي لازم

براي آماده سازي و مسلح کردن بمب در حين پرواز تمرين مي کند

دماي محفظه داخلي بمب به بيش از 40 درجه مي رسد

اما او به تمرين کردن ادامه مي دهد حتي تا زماني که دستانش خونريزي مي کنند

هيچ جاي خطايي وجود ندارد

دفعه بعد که او اين کار را انجام مي دهد، اين امر به واقعيت بدل خواهد شد

در ارتفاع 31000 پايي در آسمان و دقيقاً در فاصله 2 ساعته با هدف

حدود 1700 مايل به سمت شمال تينيان

به شهر هيروشميا مي رسيم

با وجود چهار سال جنگ، اين شهر در صلح و آرامش باقي مانده

گاه و بيگاه در چند هفته گذشته

يک هواپيماي مدل بي 29 در ارتفاع بالا بر فراز شهر به سمت شمال پرواز کرده است

اما آقاي بي، همان هواپيمايي که ژاپني ها به ان مدل بي 29 مي گويند، تا به امروز ديده نشده است

و حتي وقتي که اين هواپيما ديده مي شود، هرگز بمبي پرتاب نمي کند

در اين لحظه به ياد مادر با جرات مو قرمزم افتادم

کسي که با اعتماد به نفس کامل از زماني که پسر بچه اي بودم منبعي از قدرت براي من بوده

نام او، انولا گي بود، نامي خوشايند براي شنيدن

همچنين اين نام بي نظير بود

و براي هواپيماي من نام خوبي خواهد شد، انولا گي

در آخرين لحظات روز، تيبتز بسته ويژه اي را دريافت مي کند

اين ماموريت فوق محرمانه است

اگر انولا گي سقوط کند

هر يک از افراد هواپيما با خطر بازجويي، شکنجه

و ممکن است با اعدام روبرو شوند

او پيش من آمد و گفت

اميدوارم که اين اتفاق هرگز نيفتد

اما اگر اين اتفاق افتاد، خوردن قرص راحت تره

از اينکه مغز خودتو با گلوله اسلحه منفجر کني

او به من اطمينان داد که مصرف سيانيد، هيچ دردي نخواهد داشت

کپسول هاي سيانيد در عرض کمتر از 10 ثانيه يک نفر را مي کشد

تعداد 12 عدد از اين کپسول ها موجود است که هر کپسول براي يکي از افراد هواپيما ست

تيبتز به هيچ کدام از افراد نمي گويد که قرص ها را در اختيار خود دارد

در فاصله 500 متري از پل به شکل حرف تي

تام فيربي نقطه هدف گيري خود را انتخاب کرده است

ريکو وتوناباي 12 ساله، دانش آموز سال اول

دبيرستان شهرداري هيروشيما در خانه مطالعه مي کند

مانند همه بچه مدرسه اي هاي شهر

او براي کمک به پيروزي در جنگ به خدمت سربازي فراخوانده شده

تنها تکيلف مدرسه اي که او مي تواند انجام بدهد، حالا و در هنگام شب است

در فاصله 500 متري از همان پل

چانيچي تِتسوتاني هديه تولدش را باز مي کند

هديه اش يک سه چرخه زيباست

فردا او با بهترين دوستش وقت خواهد گذراند

کيميکو با اسباب بازي جديدش بازي مي کند

اما حالا وقت خواب است

در فاصله 2000 متري از نقطه هدف

يوشيتو ماتسوشوگار عکاس يک روزنامه محلي

شب را براي ظاهر کردن عکس هايي براي نسخه فرداي روزنامه مي گذارند

بيشتر صفحات روزنامه به حمله مورد انتظار به جزاير ژاپن

توسط نيروهاي دشمن، يعني آمريکايي ها اختصاص يافته

درباره خود هيروشيما مانند هميشه اخباري کمي براي گفتن وجود دارد

در فاصله 1600 متري از نقطه هدف

در قسمت ديگر شهر

کنگو ناکاوا آماده خوابيدن مي شود

ساعت جيبي خود را که هميشه همراه دارد کوک مي کند، يک هديه ويژه از طرف پسرش

آقايان، امشب همان شبي است که ما منتظرش بوده ايم

ما براي ماه ها تمرين کرده ايم و چيزي که بعد از اين اتفاق ميافتد

موفقيت و يا شکست از يک تلاش سخت را تعيين خواهد کرد

ما تصميم داريم که جنگ افزاري را در پرنده خود حمل کنيم

که اين جنگ افزار بر خلاف تمام چيزي هايي است که شما يا من يا دنيا تا به حال ديده است

هدف اصلي ما، هيروشيماست

هدف ثانويه ما کوکوراست هدف جايگزين ناکازاکي

Days That Shook the World subtitles in other languages

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left