Arrow

Arrow

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 6

Sürüm bilgisi

Arrow S06E22 The Ties That Bind 720p HDTV X264-KILLERS
Arrow S06E22 The Ties That Bind 720p HEVC x265-MeGusta
Arrow S06E22 The Ties That Bind HDTV-SVA
Arrow S06E22 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
Arrow S06E22 720p HDTV x264-KILLERS
Arrow S06E22 480p HDTV x264-KILLERS
Arrow S06E22 HDTV x264-LOL
Arrow S06E22 1080p HDTV X264-DIMENSION
Arrow S06E22 XviD-AFG
Arrow S06E22 720p HEVC x265-RMTeam
Şunun yorumuyla Dunham
► Dunham

Etiketler

HDTV
hdtv
x264
720p
720
HD
x265
HEVC
2CH
480p
480
1080
Yayınlandı: 2018-05-11
İndirmeler: 36
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

‫آنچه گذشت...

‫کوادرنت.

‫من وقتی پلیس مخفی بودم ‫درباره‌شون شنیده بودم.

‫هرگز نتونستم کاری کنم که کسی وجودشونو تایید کنه.

‫آره، خب، واقعی هستن.

‫یه کارتل باکلاسه ‫که توسط خانواده‌های پولدار

‫که با همه‌چیز بازار سیاه مرتبطن ‫اداره میشه.

‫ما فکر می‌کنیم ممکنه دیاز ‫بهش در عملیات کمک کنه.

‫تو گفتی آدم با شرافتی هستی.

‫فکر می‌کنم خودت می‌دونی ‫که دیاز نیست.

‫کمکم کن متوقفش کنم.

‫من میرم سراغ نقشه‌ی دوم...

‫کشتن الیور کویین

‫و هر کسی که اون بهش اهمیت میده.

‫بابا، یه پوست تخم‌مرغ ‫توی این یکیه.

‫آره، هست.

‫مگه ماهی‌تابه داغ نیست؟

‫بسیار داغه،

‫ولی وقتی در خونه‌ی خانواده‌ی کویین برای شام

‫صبحونه می‌خوریم، ‫درست انجامش میدیم.

‫لطفاً نمک، فلیسیتی.

‫چی؟

‫میشه لطف کنی نمک رو بدی؟ ‫میشه هر وقت تونستی سریع‌تر بدی؟

‫نمی‌تونم روی این نمک بریزم اگه

‫باعث شه قیافه‌ت اونجوری شه.

‫مشکل من با نمک نیست، الیور.

‫باشه.

‫وقتی شام حاضر شد ‫منو خبر کنین.

‫خیلی خب، رسماً ‫ترسوندیش رفت،

‫پس، می‌خوای بهم بگی ‫مشکلت چیه؟

‫الیور، آخه تو اینجا وایسادی تظاهر می‌کنی

‫انگار نزدیک نبود ‫تا آخر عمرت بندازنت گوشه‌ی زندان.

‫نزدیک بود ما تو رو از دست بدیم.

‫و مردی که تلاش کرد ‫تو رو بندازه گوشه‌ی زندان

‫هنوز اون بیرونه ‫و داره شهرو کنترل می‌کنه،

‫اونوقت تو اینجا وایسادی داری تخم‌مرغ هم می‌زنی، الیور.

‫خیلی خب، اول از همه اینکه ‫من جلوش رو می‌گیرم.

‫ثانیاً...

‫من اینجا وایسادم دارم تخم‌مرغ هم می‌زنم

‫چون می‌خواستم فقط یه شب...

‫یه شب... ‫به خودم یادآوری کنم

‫دارم برای چی مبارزه می‌کنم.

‫باشه، گمونم بتونم ‫اینو واسه خودم قسمت‌بندی کنم.

‫من می‌تونم کمکت کنم.

‫قدرت بازوت برگشته.

‫عملکردهای حرکتیت ‫برگشته.

‫تمام نشانه‌های آسیب عصبی‌ای که داشتی ‫از بین رفته.

‫میشه بهم بگی ‫چجوری تونستی این کارو بکنی؟

‫شرمنده، دکتر. پیمان‌نامه‌ی عدم افشا امضا کردم.

‫پس اگه حالش خوب شده،

‫ینی دیگه لازم نیست ‫برای چک‌آپ بیاد؟

‫خب، شماها می‌تونین برین.

‫- از شب قرارتون لذت ببرین. ‫- متشکرم.

‫دستت درد نکنه، دکتر.

‫من ترتیب کاغذبازی‌هاشو میدم.

‫- خوبه. ‫- فکر کنم هنوز وقت داریم

‫به اون رستوران ژاپنیه برسیم.

‫خوبه.

‫و اینی که اینجائه ‫مهارکننده‌ی پلی‌رِیسه.

‫من و فلیسیتی مجبور شدیم

‫3تا وام بزرگ بگیریم که بتونیم بخریمش، ‫ولی خیلی عالیه.

‫می‌دونی، وقتی ازم خواستی سر کار بیام ببینمت،

‫من...

‫فکر کردی یه فانتزی دارم که

‫توی دفتر ‫شیطونی کنم؟

‫فکر کردم اینجوری می‌خوای

‫یه ساعت دیگه بیشتر کار کنی.

‫من فقط فکر کردم که دوست داری ببینی

‫من چجوری روزهامو می‌گذرونم.

‫آخه این تکنولوژی‌ها ‫خیلی به روزن.

‫که اینجوری باعث میشه ‫دیر به رزرومون برسیم.

‫خیلی خب، آقای وقت‌شناس.

‫بزار باقی تجهیزات رو خاموش کنم.

‫شوت کرد، گل زد!

‫نخیر. خورد به تیرک.

‫لعنتی.

‫خیلی خب، می‌دونی چیه؟

‫وقتی همه‌ی آب‌ها از آسیاب افتاد،

‫میرم بهترین بلیت‌های استادیوم رو ‫واسه خودمون می‌گیرم.

‫می‌دونی که قیمت هر بلیتش ‫تو مایه‌های 400دلاره دیگه.

‫پس میریم جلوی بقیه می‌شینیم.

‫نه بابا! واسه دختر عزیزم ‫هر کاری می‌کنم، خب؟

‫بابا، ساکت باش.

‫اگه می‌خوای حرف بزنی ‫اقلاً صبر کن قبلش داور سوت بزنه.

‫باشه، باشه.

‫بهت لطف می‌کنم میزارم ‫قبل از اینکه کارمونو شروع کنیم

‫اونو بکنی توی شلوارت.

‫باید به همین ترتیب باشه؟

‫- تو برای ریکاردو دیاز کار می‌کنی. ‫- کی؟

‫می‌خوای اینجوری بازی کنی؟

‫چه خوب. می‌خواستم امروز یکی رو کتک بزنم.

‫من و مامانم همیشه ‫واسه شام

‫صبحونه می‌خوردیم، ‫ولی کنایه‌دار نبود،

‫چون اون شبا کار می‌کرد...

‫منظورم اونجوری نبود!

‫حد اقل امیدوارم نبوده باشه.

‫جواب میدی، بابا؟

‫نه. یکی از مزایای استیضاح شدن همینه که

‫کسی مزاحممون نمیشه.

‫الیور، تلفنو جواب بده.

‫تلفنو جواب بده.

‫باشه.

‫کی بود؟

‫آناتولی ــه.

‫بخوابین!

‫وقتی من حرکت کردم، ‫ویلیام رو ببر توی اتاق خواب

‫و در رو ببند، باشه؟

‫شما دوتا خوبین؟

‫آره.

‫اونا مُردن؟

‫نخیر، ولی دیگه سرپا نیستن.

‫- چی شده؟ ‫- درد سر پیش اومده.

‫می‌دونی، دو ساعت دیگه به هوش میای.

‫هر دوتا سرت ذق ذق می‌کنن.

‫از حرف نزدنت پشیمون میشی.

‫ای بابا، تو طعمه بودی.

‫لایلا، پشت سرت!

‫- حواسم بهش بود. ‫- می‌دونم که بود، عسلم.

‫منو نگاه کن. ‫حواست پیش من باشه.

‫نگاه نکن.

‫یه گلوله شلیک می‌کنم ‫پس گردنت.

‫اصن احساسش هم نمی‌کنی.

‫می‌دونی چه چیز امواج صوتی باحاله؟

‫اینکه به چیزی می‌خورن برمی‌گردن.

‫آقای الیور؟

‫وای خدا رو شکر حالت خوبه.

‫ممنون که انقدر زود اومدی.

‫همین اطراف بودم. ‫اون آدما کجائن؟

‫دست و پاشونو بستم. ‫بی‌هوشن.

‫من الان با رنِی، داینا، و جان صحبت کردم.

‫حالشون خوبه.

‫خوبه. صبر کن ببینم، ‫کرتیس چی؟

‫خودش خوبه. ‫ولی دوست‌پسرش نه.

‫باید بره اتاق عمل.

‫بیمارستان استارلینگ جنرال ‫امن نیست.

‫نه، لایلا فرستادشون به بیمارستان آرگوس.

‫جاشون امنه.

‫کوئنتین چی؟

‫کوئنتین گفت که دیاز ‫به شهردار حمله نمی‌کنه.

‫اون زیادی توی چشم عموم مردمه.

‫ولی خبری از لورل نیست.

‫ما چی؟

‫واسه همین به ریسا زنگ زدم، خب؟

‫شما رو می‌فرستیم ‫که تحت حفاظت آرگوس باشین.

‫اونا شما رو امن نگه می‌دارن.

‫تو باهامون نمیای، مگه نه؟

‫نه، من باید اینجا بمونم.

‫باید این کارو خاتمه بدم.

‫تو با فلیسیتی و ریسا میری.

‫در واقع، رفیق،

‫منم نمیام.

‫من می‌خوام

‫خیلی دور از اینجا ‫و در امنیت باشی.

‫الیور، به همون مقداری که این مبارزه برای توئه ‫برای منم هست.

‫من هیچ‌جا نمیرم.

‫به عنوان گرین‌ارو،

‫من با آدمای خیلی بدی رو در رو شده‌م

‫که تلاش کرده‌ن ‫کارای خیلی بدی بکنن.

‫هِی، منو نگاه کن.

‫و هنوزم اینجائم.

‫این به این معنی نیست ‫که همیشه خواهی بود.

‫درست میگی.

‫ویلیام، من تازه شروع کردم بابای تو باشم، خب؟

‫عاشق بابای تو بودنم.

‫و هیچی من رو از تو نمی‌گیره،

‫مخصوصاً ‫دیکاردو دیاز.

‫بزن دهنشو سرویس کن.

‫جان و لایلا دارن میان؟

‫آره. ولی چرا بهشون گفتی ‫بیان اینجا؟

‫چون پناهگاه ما ‫امن نیست.

‫چرا دیاز باید الان شروع کنه ‫به انجام این کارا؟

‫می‌تونست چند ماه پیش ‫به ما حمله کنه.

‫دیاز می‌خواست من بیفتم توی زندان

‫تا از گرین‌ارو ‫شهید نسازه.

‫وقتی من از صفحه کنار می‌رفتم، ‫می‌اومد سراغ شماها.

‫اما اینجوری نشد.

‫من از نقشه‌ی دومش خوشم نمیاد.

‫این تصویر دوربینای امنیتی‌مونه.

‫مادر به خطا.

‫چرا ما فقط وایسادیم داریم تماشا می‌کنیم؟

‫بیاین همین الان بریم اونجا.

‫وقتشو نداریم، رنِی.

‫تعداد افراد دیاز بیشتره، ‫که ینی برتری تاکتیکی داره.

‫حق با جان ــه.

‫پناهگاه و تجهیزاتش رو میشه معاوضه کرد.

‫باید به تصویر بزرگتر نگاه کنیم.

‫خانواده‌هامون در راه خونه‌ی امن‌ان؟

‫بهتر از اون. ‫دارن میرن به پناهگاه نوراد در کُلُرادو.

‫وای نه، نه، اونو نزن...

‫باید چند ماه پیش این کارو می‌کردم.

‫به آتیش بکشینش.

‫اگه الان بریم ‫می‌تونیم یکی‌دوتاشونو بگیریم،

‫یه پیغام میشه واسشون.

‫نگران نباش. ‫فرصت قرستادن پیغام هم پیدا می‌کنی.

‫فقط صبور باش، رنِی.

‫حق با داینا ــه. ‫دیاز داره حرکتش رو انجام میده.

‫ما حرکت خودمونو ‫با صبر و احتیاط انجام میدیم.

‫امشب داستانو خاتمه میدیم.

More Farsi Persian subtitles for Arrow

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left