İlk 198 satır.
فرار از زندان-قسمت سينزدهم
...آنچه گذشت
چه غلطي داري ميکني
ميدوني که من اون چيزي که بش احتياج داري رو دارم و بقيه رو بعد از اينکه از حال سوفيا و ال جي...
اونا جاشون امنه
کتابم
پاشو
اينجا چيه؟
جايي که داريم ميريم اونجا معاوزه رو با شروط خودمون انجام ميديم
يه انبار متروکه 5 ميل پايين جاده
اونجا بمون 20 دقيقه همراه پسرم
اونا باييد تمام راههاي خروجي پاناما رو بسته باشن
بابا باييد چي کنيم
ويستلر هنوز وانمود ميکنه که ماهيگيره و همه اينها
خوب اگه اون ماهيگير نيست پس چه کارست
برا منمهم نيست اون هر چي گفته
من در مورد اين يارو اسکافيلد هيچي نميدونم
تومسلما نميخواستي داستانت رو عوض کني
فرناندو؟
فکر کنم اين جاييه که خداحافظي ميکنم
اهاي ! ماشينم
نه
حالا چکار کنيم؟
موبايل داري تو؟ من اونا رو گم کردم
خواهش ميکنم اين دختر منه
متشکرم
سلام تو باييد بياي من رو ببري
کجايي؟
بزار فکر کنم
اگه اتفاقي براي اون بيفته.....
بستگي داره نداره؟
من همونطور که گفتي تو انبارم تو کجايي؟
تو تعقيب دوست تو ...فکر ميکني من کجام؟
خوب چرا برنگشتي اينجا؟
سوفيا و ال جي پيش من هستن .برا معاوضه آماده ام
بهت زنگ ميزنم چي؟
برنامه به هم ريخت اون الان اونجاست
خيلي خوب حالا چي؟
دو هفته وقت گرفت تا اون انبارو خورد کردم
بايد ما يه کاري بکنبم
من نميتونم از پس اين بر بيام اين همون کاريه که من سعي داشتم بکنم
تو داشتي زنگ ميزدي که بيان تو رو بيان ببرن
بنابراين هيچکس ديگهاي صدمه نميبينه
تو واقعا فکر ميکني کيخوام زندگي کسي رو به مخاطره بندازم؟
تو در حال حاضر هم اين کار رو کردي
ايرگاندي پاناما
من.. من نميتونم برگردم سونا بابا
تو بر نميگردي سونا
آب ميخواي؟
يا ميخواي بم بگي مايکل اسکفيلد کجاست؟
من نميدونم اون کجاست
خودت ميدوني از روز اولي مه اينجا شروع کردي يه چيزه مجهولي در موردت بود
شايد ميخواي يه کارگر حقوق بگير بموني؟
من دارم انتظار ميکشم
يه تغير تو جاي ملاقات هست
اوه خوب.خوب.خوب من اخرش تونستم با
ما تو پلازا د فرانسيا هستيم
پس شما تو فکر يه جاي عمومي با تعداد زيادي شاهد که شما رو حمايت کنن؟
من تو فکر يه جاي عمومي با مردهاي تحت تعقيب پليس تعداد زيادي شاهد که تو رو شناسايي کنن
پلازا د فرانسيا. 10 دقيقه .تنها باش
همه رو جمع کن
اينجا بي نظميه
ما بايد پنهان شيم subtitled by jab3h
من بايد ...من بايد به اون کمک کنم
او منفورترين ادم اينجاست
...اگه ما شروع به ساييدن آرنجها با اون كنيم بعدش ما
او به من خونه داد
اون کمرم رو با درجه سه سوزوند
اون ميتونه بره به درک
من به همينقدر مديونم
تو نميخواي کنک کني پس نکن
داري شوخي ميکني کيش مگس مزاحم
فقط چند قدم ديگه. فقط يه کم ديگه
بعد خونه خونه با حال
اين خونه منه
.حالا,آسون بگير
برو بيرون
...زودباش
او ميخواست ما رو بکشه
او ميخواد ما رو از اينجا بيرون ببره
بينوس
چي ميتونم بت بدم؟
سوداي کلوب
قبلا پاناما بودي؟
اولين باره
برگشتي چه کار کردي تو ايالتها؟
من.من تو يه نوع دوره انتقالي هستم همين الان
في ما بين کار
متاسفم که اينو ميشنوم
اره همه ما اونجا بوده ايم
مطمئنم به زودي يه اتفاقي ميافته
آرزو ميكنم كه اون در گوشه درست باشه
تو بايد يه مقدار اطلاعات واقعي در مورد مايکل اسکفيلد بم بدي
يا که اينمراسم کفن و دفنت ميشه
نميدونم او کجاست
نميدونم چه جور بايد اونو به دست اورد قسم ميخورم
خوب کدوم يکي بايد باشه بابا
سلام گرتچن
ويستلر کجاست؟
بالاي شونه سمت راستم
ميدونستي که تو اولين کسي هستي تا حالا که تونسته از سونا در بره؟
اونا کجان؟
اونا رو بياريد بيرون
...من با خيلي ادماي باهوش تو اين شغلم کار کردم مايکل اما تو
اگه تو با کمپاني بودي شايد مجبور نبودي اين همه نگران باشي که نکشنت؟
اونا احتمالا خوب پرداخت ميکنن
اونا اونجان
ويستلر روبده من هم ال جي رو ميدم
اگه تکون بخوري کشته ميشي
اين برا حمله است _حواست باشه
اون داره چه غلطي ميکنه؟_من اونو گم کردم
اينجا جاي مبادله نيست
اين فقط يه تاييديه هست که همه زنده هستن
اونا زنده اند بزار معامله سر بگيره
تو يه تلفن خواهي داشت که بهت بگه کجا بري بعدا
,و وقتي معاوضه صورت گرفت و ال جي نجات پيدا کرد
من و تو بايد يه وقتي رو بگذرونيم
وقتي مبادله انجام بشه تو بهتره بري دنباله زندگيت
متشکرم بابا _يه بار ديگه ميگم ايست
طوفان تو حياط به پا شده
بهشون بگو... بيان تو.. من نترسيدم
خب گفتم
شايد ميخواي اونو كاهش بدي
اوه توئدور. تو اخرين نفري بودي که انتظار داشتم کنارم بموني
سعي خودمو کردم ارباب
چند تا پاشور داشتم
خيلي ها با پوست گوسفند اومدن. فقط واسه اينکه گرگ رو بکشن بيرون
نميخوام بهت صدمه بزنم. ميخوام نجاتت بدم
نجاتم بدي؟ من اينجا خواهم مُرد
زندگيت در خطره فقط با من باش
لازم نيست
از وقتي منو اينجا برگردوندند
يکي از نگهبان ها پيشنهاد کرد که ميتونيم ازاديمون رو بخريم
اگه نگهبانه باهات حرف زد.دروغ گفته. رفتن از اينجا غيرممکنه
شايد حواست نبوده.يه سرهنگ جديد اومده تو کار
سوزي کوچولو سونا سخت تر اين حرفهاست. اون قيمتش رو داره
و ما پول لازم هستيم
نه .نه
بعدش اينجا ميميري
مايکل - لابي موزه آنتيکوليس
چرا؟
چون ويسلر اونجاست
تو قاطي کردي
قبلا چند بار ديدمش
نقشه اولمون که به گا رفت بعدش تو داري ميرقصي؟
و بهم اعتماد کن اين هميشه پايانش بده
پنج دقيقه وقت داري
باورنکردنيه
ميدوني چکار ميکني
چي انقدر خنده داره؟ تو
فکر ميکني ميتوني پيشدستي کني
راه بيفت
.فلزياب ها
و اينجا من فکر کردم داريم يه جمع با اعتماد درست ميکنيم
بيا به شمال غربي گوشه طبقه اول
باشه
اما خودشه
.ايستگاه ديگه اي در طوره هدايتيت نيست
اگه من با ويستلر نرم بيرون گردن ال جي رو ميشکنم
اره ميتونم اينکارو بکنم
اينم از اين
همه تو موقعيت هستن؟
شنيدم
اخرين بطري عرق
خداحافظ پاترون
چقدر پول ميخوان؟
50,000.
نه
ما نميخوايم تو تيجوجا چونه بزنيم
ما راجع به زندگي تو حرف ميزنيم
حتي اگه ميتونستم
پول پيدا کنم . به کي ميشه اعتماد کرد که پول برو بياره؟
يه نفر هست
جيمز رو ميشناسي؟
تو اعتماد به نفسم رو زياد ميکني . تکون بخور
آروم باش
همه آروم باشن مل همه از اينجا ميريم
وقتي ال جي رو بدي ويسلر رو ميگيري
اما اول ال جي رو بايد بدي
شروع کن
ال جي
خداروشکر تو سالمي
مختصات چي ميشه؟
تو گفتي اولين چيزي که از ويسلر ميگيري اون مختصاته
جدي ميگه؟
وقتي از اينجا بريم بيرون دقيقا اون چيزي رو که ميخواد بهش ميدم
اما عزيزم.اينجا امن نيست ما بايد بريم
ميخوام ببينمشون
سوفيا بيا
بيا از اينجا بريم
صبر کن صبر کن صبر کن
سوفيا
اون شماره ها رو از روي يه تيکه کاغذ نوشتي
نصفش رو تو سونا بهش دادم.قول دادم بقيه اش رو الان بدم
ميدونم چي گفتم. بعدا راجع بهش حرف ميزنيم.بيا.
به دنياي واقعي خوش اومدي
من بدم مياد که همش خطر کنم تا پرنسس تورو نجات بدم
وقت رفتنه - اين بين من و توئه
No comments yet. Be the first to leave one.