Vikings

Vikings

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 5

Sürüm bilgisi

Vikings S05E17 iNTERNAL 720p WEB H264-AMRAP
Vikings S05E17 1080p WEB H264-METCON
Vikings S05E17 iNTERNAL AAC MP4-Mobile
Vikings S05E17 iNTERNAL 480p x264-mSD
Vikings S05E17 WEBRip x264-ION10
Vikings S05E17 iNTERNAL XviD-AFG
Vikings S05E17 720p WEBRip MkvCage ws
Vikings S05E17 iNTERNAL 720p HEVC x265-MeGusta
Vikings S05E17 INTERNAL 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Vikings S05E17 The Most Terrible Thing 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Şunun yorumuyla Dark Assassin
█► نیــمــا و ســـروش | NightMovie.Co

Etiketler

720p
720
x265
HEVC
x264
480p
480
XviD
Yayınlandı: 2019-01-11
İndirmeler: 60
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

‫ببین!

‫اون برگشته پیش ما!

‫برو. برو

‫چه کسی رو دارین با این همه ‫تشریفات دفن می‌کنید؟

‫برادرت رو

‫چطور مُرد؟

‫هیچکس نمی‌دونه

‫یهویی اتفاق افتاد، آلفرد

‫اون...

‫حالش خوب بود، سر یه لحظه از هوش رفت

‫وحشتناک بود

‫باورم نمیشه

‫خدا رو شکر که حالت خوب شده

‫خیلی می‌ترسیدیم که جفتتون رو از ‫دست بدیم

‫سلام و درود، برادرم

‫سلام و درود

‫پدر!

‫پدر! پدر!

‫پسرم!

‫پسرم! پسرم!

‫پدر!

‫پسرم! ‫پسرم!

‫هلگی!

‫کتیل، دوست من

‫بیا! بیا!

‫حالم رو که می‌بینی! بیا! ‫بذار ازت تشکر کنم

‫خدایان رو شکر

‫تو نجاتمون دادی

‫هیچ دلیلی نداشت اینکارو کنی، اما انجامش دادی

‫حق با فلوکی بود

‫همه‌مون تغییر کردیم

‫دوست من

‫ایکاش چیزی اینجا داشتیم تا باهاش جشن بگیریم!

‫اوه، داریم

‫پس بیاید جشن بگیریم

‫ممنون

‫مردم من، همه‌ی شما حق اظهار نظر دارید

‫برای ما مهمه که تمام..

‫کسانی که اینجا هستند...

‫احساس کنن که در آینده‌ی شهر بزرگمون ‫مسئولیت دارن

‫کتگات بزرگ شده

‫الآن به یه مرکز بازرگانی بزرگ تبدیل شده

‫بزرگترین مرکز بازرگانی اسکاندیناوی

‫کتگات نسبت به زمان پدرم تغییر کرده

‫اون روزها، پدرم همه رو می‌شناخت..

‫و خوشنود بود که قدرتش رو..

‫با تمام کسایی که مورد اعتمادش بودن، ‫به اشتراک ميذاشت

‫پدرم این مسئولیت رو به من داد

‫و پدر همه‌مون، اودین..

‫این مسئولیت رو بهم داد

‫من پذیرفتمش و ازتون می‌خوام بهم اطمینان کنید

‫ما نمی‌تونیم به همه اجازه بدیم تا در مورد هر چیزی که...

‫روی امپراتوریمون اثر میذاره، حق رای داشته باشن

‫ما یه تکلیف داریم که باید ازش حافظت کنیم!

‫من یه تکلیف دارم که باید ازش حفاظت کنم

‫پس...

‫باید قوانین رو عوض کنیم

‫دارید چیکار می‌کنید؟

‫وسایلت رو جمع می‌کنم، عزیزم

‫شوهرت مُرده

‫دلیلی نداره که اینجا بمونی

‫مگر اینکه باردار باشی؟

‫در غیر اینصورت باید برگردی خونه، پیش مادرت

‫واقعا متاسفم

‫اصلا فکر نمی‌کنم متاسف باشید

‫فکر می‌کنم تمام اتفاقاتی که اینجا می‌افته ‫تحت کنترل شماست

‫ایکاش همینطور بود

‫اونقدر ناراحت به نظر نمیاید که شوهر من و پسر خودتون..

‫انقدر ناگهانی مُرده

‫و نمی‌دونم چه نتیجه‌ای بگیرم

‫نیازی نیست هیچ نتیجه‌ای بگیری

‫فرزند عزیزم

‫زندگی به اندازه‌ی کافی پیچیده هستش

‫و تو انقدری جوان هستی تا ‫یه شوهر دیگه پیدا کنی

‫خب، امیدوارم که مادر شوهرم مثل تو نباشه!

‫عزیزم، شوهرت باید خیلی خوش شانس باشه

‫آدمایی که من بهشون اطمینان دارم..

‫در مورد مشکلات مالکیتی و مسائل ازدواج

‫و تحقیق در مورد قتل رای میدن

‫مسائلی که لازم نیست شما نگرانش باشید

‫چون من حواسم به شما هست

‫من شما رو رهبری می‌کنم

‫نه، چیزی که واقعا اهمیت داره اینه که بدونیم ‫واقعا کی هستیم

‫اینکه چه کسی با ماست ‫و چه کسی علیه ماست

‫و ما می‌دونیم کی هستیم، غیر از اینه؟

‫آره!

‫آره، می‌دونیم!

‫پس الآن وقتشه کسانی که برامون تهدید محسوب میشن..

‫و علیه ما هستن رو پیدا کنیم

‫شاید همسایه‌ی شما باشه

‫شاید یه نفر باشه که شما می‌شناسید

‫یکی از اعضای خانواده‌تون

‫یک برادر

‫یک پسر

‫اونا در مورد من حرف میزنن

‫در گوشتون میگن که دشمنتون منم

‫اما معلومه که خودشون دشمن هستن

‫اونا می‌خوان امپراتوری ما رو نابود کنن

‫می‌خوان به دشمنانمون شهامت بدن که ‫بهمون حمله کنن

‫و بهمون بتازن!

‫این همون چیزیه که می‌خواید؟

‫نه!

‫می‌خواید ازتون محافظت کنم؟

‫آره

‫می‌خواید که نابودشون کنم؟

‫آره!

‫آره!

‫آره!

‫آره!

‫اودین! آیوار! ‫اودین! آیوار! اودین! آیوار!

‫چرا السویث اینجا نیست؟

‫و اثلفلد؟

‫فکر کردم که باید با هم حرف بزنیم

‫من و تو

‫اوضاع از وقت مریضیت زیاد خوب نبوده

‫باید با خائنین سر و کله میزدم

‫هنوز داشتن علیه‌ت توطئه می‌چیدن

‫شاید هنوزم دارن توطئه می‌چینن

‫و..

‫باید با برادرت سر و کله میزدم

‫برادرم؟

‫یعنی چی؟

‫یعنی..

‫مرگش طبیعی نبود

‫باید توضیح بهتری بدی

‫سریعا

‫اون قبلا علیه‌ت توطئه چیده بود

‫خودش بهم گفت. اقرار کرد

‫و بعدش گفت که دیگه هیچوقت دوباره ‫اینکارو نمی‌کنه

‫اما باور داشتم که داره دروغ میگه

‫می‌دونستم که تا وقتی زنده‌ست..

‫هر کاری می‌کنه..

‫به هر توطئه‌ و دسیسه‌ای که..

‫قول شاه شدن بهش میده، می‌پیونده

‫اون فکر می‌کرد که تو جایگاهش رو غصب کردی

‫و هیچوقت نمی‌تونست تو رو ببخشه-

‫خب؟

‫من مسمومش کردرم

‫من یکی از پسرانم رو کشتم..

‫تا اون یکی رو نجات بدم

‫خدا من رو ببخشه

‫الآن می‌تونیم صحبت کنیم؟

‫تو از خوابی طولانی بلند شدی..

‫و به نظر میاد که فراموش کردی ‫یه پادشاهی

‫رفتارت درست طوریه..

‫که انگار یه آدم عادی هستی

‫مثل یه آدم عادی عزاداری می‌کنی!

‫احساسات رو مثل..

‫یه آدم عادی بروز میدی!

‫اما تمام اینا باید متوقف بشه!

‫یه شاه..

‫نمی‌تونه مثل یه آدم عادی باشه

‫نمی‌تونه مثل یه آدم عادی رفتار کنه..

‫یا احساسات داشته باشه

‫یه شاه باید آمادگی انجام وحشتناک‌ترین کارها رو داشته باشه

‫کارهایی بر خلاف وجدانش..

‫اگه می‌خواد بقا پیدا کنه

‫تو دیدیشون

‫کی رو؟

‫هویتسرک

‫و اون دختره‌ رو

‫اون ازم متنفره

‫باید می‌کشتمش

‫اگه بتونم حکم مرگ برادرم رو بدم..

‫دیگه چه کسی می‌تونه جرئت مواجهه با من رو داشته باشه؟

‫من فکر مي‌کنم که این اشتباهه

‫چرا؟

‫آیوار، تو یه خدایی

‫و یه خدای بخشنده..

‫همیشه بیشتر در بین مردم عادی محبوبه..

‫تا یک خدای انتقام جو، مثل اودین

‫ترجیح نمیدی دوستت داشته باشن تا این که ازت بترسن؟

‫نمی‌دونم

‫مطمئن نیستم

‫چرا آماده نمیشی؟

‫باید بریم

‫آره، فلوکی ‫ما آماده‌ایم

‫یالا، جادوگر پیر

‫چی؟ چرا؟

‫چون حقیقت داره

‫تو یه جادوگری و قاتلی

‫و لیافتت مرگه

‫داری چیکار می‌کنی؟

‫بس کن!

‫نگران نباش، فلوکی

‫اینکارو داریم برای عشق می‌کنیم!

‫برای عشق خواهر و برادرم!

‫نه! نه!

‫همین الآن تمومش کن!

‫تکون نخور، فلوکی!

‫تمومش کن! ‫بهش دست نزن!

‫اون هیچکسی رو نکشته!

‫کتیل، این دیوونگیه!

‫نه! زمان زیادی رو بهش فکر کردم، فلوکی!

‫خواهش می‌کنم!

‫باید می‌دونستم!

‫همش وانمود می‌کردی آدم خوبی هستی!

‫حرومی!

‫باید می‌دونستم..

More Farsi Persian subtitles for Vikings

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left