Arrow

Arrow

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 6

Sürüm bilgisi

Arrow Season 6 BluRay
Şunun yorumuyla pishtazzz
من فقط هماهنگ کردم - نسخه بلوری - تمام اپیزودهای فصل ششم

Etiketler

BluRay
Download Farsi Persian Subtitle Files for Mobile (23)
Farsi Persian Altyazısını İndir
Translate with Pro
Show all subtitles
Yayınlandı: 2018-10-23
İndirmeler: 105
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

‫آنچه در فصل پیشین گذشت...

‫داری پیشنهاد میدی کمکم کنی پسرمو پیدا کنم؟

‫می‌خوام هر دو پسرامونو پیدا کنیم.

‫به کمکت نیاز دارم.

‫الیور میاد ما رو نجات بده!

‫آره، منم رو همین حساب کردم، آبجی.

‫آدریان، پسرم کجائه؟

‫وقتی رسیدیم به هواپیما، ‫من سوارش نمیشم.

‫- چی؟ ‫- ویلیام رو جا نمیذارم.

‫اون کارو نکن.

‫اون تمام جزیره رو

‫بمب‌گذاری کرده.

‫از راه دور به یه جور ‫سوییچ مرد مُرده متصلن.

‫اگه خودش بمیره، ‫تمام بمب‌ها منفجر میشن.

‫ویلیام، بیا اینجا.

‫حالت خوبه؟ ‫روبراهی؟

‫اون می‌خواد بکشیش

‫تا اینجوری همه‌مون کشته شیم.

‫نه، آدریان!

« پنج ماه بعد »

‫من رسیدم به محل. ‫خبری از فاوست نیست.

‫در آخرین آدرس ثبت شده‌ش هم نیست.

‫سفارشاتش که به اونجا رفته.

‫اگه فاوست از بمب رفته سراغ موشک،

‫باعث میشه آدم به فکر بیافته ‫چه چیز دیگه‌ای رو ارتقا داده.

‫دقیقاً. حواستو جمع کن.

‫رئیس گفت حواستو جمع کن، عمو.

‫فاوست، همه‌جا امنه.

‫پوزش می‌خوام.

‫فقط یه دقیقه طول می‌کشه.

‫اگه فرصتش پیش اومد،

‫لطفاً دفعه‌ی بعد

‫که یکی تهدید کرد ‫می‌خواد یه موشک بالیستیک

‫به سمت شهر شلیک کنه،

‫به شهردارتون بگو ‫باید غرامت رو پرداخت کنه.

‫چه ناامیدکننده.

‫اون یه موشک ام‌جی‌ام-140 ــه.

‫شلیکش کنی باید فراموشش کنی.

‫نمی‌تونی متوقفش کنی.

‫نمی‌تونی غیر مسلحش کنی.

‫من نه، ولی یه دوست خیلی باهوش دارم ‫که می‌تونه.

‫کُره‌ی‌تی من به سیستم هدایت موشک کلک زده.

‫دارم برش می‌گردونم سمت آب.

‫به نظر ناراحت میای

‫انگار که انفجار ‫خاطرات ناخوشایندتو زنده کرده باشه.

‫چیس هواپیما رو خراب کرده.

‫ما نمی‌تونیم از جزیره خارج شیم!

‫یه کشتی تدارکاتی آرگوس در ساحل شرقی هست.

‫ساحل شرقی ‫اون طرف جزیره‌ست.

‫اسلید می‌دونه کجاست. ‫همین الان برین!

‫الیور میگه یه قایق در ساحل شرقی هست.

‫شماها به موقع نمی‌رسین.

‫- من میرم شانسمو امتحان می‌کنم. ‫- همیشه از اون یارو متنفر بودم.

‫- حالا چیکار کنیم؟ ‫- هواپیما چی؟

‫فکر کردم گفتی نمی‌تونی تعمیرش کنی.

‫برای حفاظت ازمون در برابر انفجار،

‫- باید به درد بخور باشه. ‫- آخه اینطور نیست که

‫- گزینه‌های دیگه‌ای داشته باشیم. ‫- نه، اون درست میگه، خب؟

‫از هیچی بهتره، بیاین بریم!

‫نه! من باید ویلیام رو پیدا کنم!

‫سامانتا!

‫سامانتا!

‫تو برو سراغ هواپیما، باشه؟ ‫من میرم میارمش!

‫- مراقب باش. بیا بریم. ‫- ما باید توی هواپیما باشیم.

‫من بدون تو در برابر صدتا بمب پناه نمی‌گیرم.

‫- تعدادشون به 250 نزدیک‌تره. ‫- بیا بریم. بیا بریم.

‫برو، برو، برو!

‫این چیه؟

‫بیانیه‌ی مراسم فارغ‌التحصیلیِ

‫آکادمی پلیس.

‫انگار ترفیع مقامم

‫متناسب شد با نوشتن متن سخنرانی.

‫- تو می‌تونی بنویسی؟ ‫- تو می‌تونی بخونی؟

‫کاری که می‌تونم بکنم ‫سرویس کردن دهن هردوتاتونه.

‫این متن خیلی خوبه، رنِی.

‫بهت که میگم، عمو.

‫من روحیه‌ی شاعری دارم.

‫فکر نکنم تا حالا شنیده باشم چنین حرفی بزنی.

‫کی از تو چیزی پرسید، مو طلایی؟

‫در ضمن، منحرف کردن یه موشک بالیستیک

‫توسط شخص بنده رو ‫از دست دادی.

‫ای بابا. عیب نداره، یه بار دیگه که این کارو کردی دیده‌م.

‫خیلی خب، همونطور که سفارش دادین--

‫یه تریپل‌برگر به همراه بیماری قلبی ‫برای تو.

‫درباره‌م قضاوت نکنین.

‫آره، این مال توئه.

‫سورپرایز، این مال توئه.

‫بفرما.

‫- متشکرم. ‫- خواهش می‌کنم.

‫شرمنده حین عملیات غایب بودم.

‫مجبور شدم مادرمو تقریباً بزنم بی‌هوش کنم

‫تا بتونم سوار هواپیماش کنم ‫که برگرده وگاس.

‫- نمی‌خواست بره. ‫- عیب نداره.

‫از پسش براومدیم.

‫آره، حتی با اینکه داینا نبود.

‫در این یه سال مسیر طولانی‌ای رو طی کردیم.

‫آره، همچنین تقریباً

‫سپاس‌گذار شدم بابت تمام دفعاتی که ‫الیور دهنمونو سرویس کرد.

‫من میرم خونه.

‫ما همراهیت می‌کنیم.

‫بیشتر از پنج ماه گذشته.

‫زیرکی‌شون اصلاً بهبود پیدا نکرده!

‫شنیدم!

‫نه، نکرده.

‫واسه ویلیام هم غذا گرفتم.

‫یه کم سیب‌زمینی گرفتم با ‫یه مینی‌چیزبرگر و بعدش یه برگر

‫بدون پنیر هم گرفتم ‫چون مطمئن نبودم که به لاکتوز حساسیت--

‫فکر می‌کنی به اندازه‌ی کافی برای سه نفر غذا هست؟

‫من که غذا خوردم.

‫مگه اینکه داری می‌پرسی

‫چون فکر می‌کنی الان وقت مناسبیه.

‫- مثلاً، یه کم وقت می‌خوای یا-- ‫- من وقت اضافه نمی‌خوام.

‫یه هم‌صحبت می‌خوام.

‫می‌دونم که درباره‌ش صحبت کردیم

‫و اون داره بهم عادت می‌کنه

‫و ممکنه یه کم عجیب باشه که--

‫گیج‌کننده میشه، درسته؟ ‫واسه اون--

‫واسه ما-- واسه من-- واسه تو.

‫فقط امشب نه. ‫یه شب دیگه.

‫قول میدی؟

‫قول میدم.

‫باشه.

‫منو ببین.

‫مامانم کجاست؟

‫من میرم مامانتو پیدا کنم،

‫ولی جزیره، ‫اتفاقی که افتاد،

‫جزیره خیلی خطرناکه، ‫و در کنار ساحل جات امنه،

‫می‌‎فهمی؟

‫چه اتفاقی افتاد؟

‫اون مردی که تو رو دزدید ‫وقتی که

‫انفجار رو دیدیم، ‫اون این کارو کرده.

‫اون گفت تو پدرمی؟

‫من میرم مادرتو پیدا کنم.

‫پیداش می‌کنم و مطمئن میشم جاش امن باشه،

‫بهت قول میدم، ‫ولی تو باید اینجا بمونی، باشه؟

‫خوبه.

‫اون غذا به درد نمی‌خوره.

‫واسه همینه که بچه‌ها دوستش دارن، ریسا.

‫امروز چطور بود؟

‫مدرسه‌ی جدید براش سخته.

‫چند ماهی گذشته.

‫تو هم در سن اون ‫در جا افتادن توی مدرسه مشکل داشتی.

‫چی؟ چی داری میگی؟

‫من تامی رو داشتم.

‫من داشتن یه دوست

‫که کمکت می‌کنه توی دردسر بیافتی رو ‫اسمشو نمیذارم جا افتادن.

‫حرف منصفانه‌ای بود.

‫سلام، بچه‌جون.

‫شام آوردم خونه.

‫گشنه‌م نیست.

‫مدرسه چطوره؟

‫خوبه.

‫دوست پیدا کردی؟

‫این آخر هفته، بیا بریم بازی تیم راکت رو ببینیم.

‫چون شهردارم، ‫صندلی‌های خوبی گیرم میاد.

‫خسته‌م. ‫می‌خوام بگیرم بخوابم.

‫باشه، شب بخیر، ‫ویلیام.

‫شب بخیر، الیور.

‫- راحتی؟ ‫- میشه یه نوشیدنی بهم بدی؟

‫تصمیمش با ستوانمه.

‫ممنون، باب. ‫از اینجا به بعدش با من.

‫نیروها رو از کجا گرفتی؟

‫با ورزش کردن.

‫منظورم مزدورها بود، عوضی.

‫امشب با چندتا مزدورِ

‫خیلی آموزش دیده ‫می‌گشتی.

‫بر اساس حرف اون رفیقت که کلاه سبز داره.

‫مزدور آموزش دیده ‫یعنی مزدور گرون‌قیمت.

‫احتمالاً همونقدری که می‌خواستی از شهر اخاذی کنی

‫باید به اونا دستمزد می‌دادی.

‫داری میگی نقشه‌ی تجاری من

‫مشکل داره؟

‫میشه یه نوشیدنی بهم بدی؟

‫اگه انقدر دهنم خشک نباشه

‫بیشتر به سخن گفتن تمایل پیدا می‌کنم.

‫چی می‌خوای؟

‫هر چیز گازداری بود ‫جواب میده.

‫انقدر بدبین نباش، ‫آقای از خود راضی بالاخره وا میده.

‫به خاطر این اسکل نیست، ستوان.

‫به خاطر کوئنتین لنس ناراحتم. ‫به عنوان معاون شهردار،

‫قرار بود اینجا باشه تا برنامه‌ی

‫مراسم فارغ‌التحصیلی اکادمی رو نگاه کنه.

‫- خب؟ ‫- خب قرار بود

‫یه ساعت پیش اینجا باشه.

‫خیلی خب، عیب نداره، ‫من می‌دونم کجائه.

‫واسه این یارو یه نوشابه‌ای چیزی بگیر، باشه؟

‫سلام.

‫سلام.

‫ممنون که اومدی.

‫کار درستی کردی که بهم پیامک دادی.

‫به حامی‌ام که نمی‌تونستم بگم، مگه نه؟

‫چرا؟

‫اگه بهش بگم چرا می‌خوام مشروب بخورم،

‫اگه بگم چیکار کردم، ‫و به چه دلیلی بود--

More Farsi Persian subtitles for Arrow

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left