Vikings

Vikings

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 6

Sürüm bilgisi

Vikings S06E07 iNTERNAL 720p WEB h264-BAMBOOZLE
Vikings S06E07 iNTERNAL 1080p WEB h264-BAMBOOZLE
Şunun yorumuyla Naser_69
💢 ناصر اسماعیلی 💢 DibaMoviez.com

Etiketler

web
1080
720p
720
Yayınlandı: 2020-01-17
İndirmeler: 84
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 179 satır.

‫آنچه در وایکینگ‌ها دیدید...

‫همه به شاه هارالد درود بفرستین! ‫شاه تمام نروژ!

‫پسرت هر چی که داشتم رو ازم گرفت

‫اگه قراره بمیره، ارزشش رو داره

‫چطوری میخوای قولت به همشون رو عملی کنی؟

‫گوش کن پیرمرد احمق!

‫تقدیر من این بود که شاه نروژ بشم. ‫و الان شدم

‫هارالد میخواد بکشت!

‫با من بیا! یه قایق منتظرمونه

‫من برمی‌گردم به کتگات. ‫باید پسرم رو ببینم

‫- تو مریضی ایتسرک ‫- اگه بری بیرون، چیکار میکنی؟

ارائه‌ای از تیم ترجمه‌ی دیباموویز

‫ترجمه از ناصر اسماعیلی

‫لاگرتا

‫کی کُشتش؟

‫هیچکس نمیدونه لُرد اوبه

‫اینجا چیکار میکرد؟

‫تنهای تنها؟

‫لاگرتای بیچاره

‫گانهیلد کجاست؟

بچه‌هام کجان؟ خواب گانهیلد درست بود؟

معلوم نیست

‫نه نه! باید برم. باید بفهمم

‫برو و کمکش کن

‫برادرم کجاست، همم؟

‫ایتسرک کجاست؟

‫برو و پیداش کن

‫بله، لُرد اوبه

‫بهش نیاز دارم

‫تو مادرم رو کُشتی

‫ولی من هنوز می‌تونم برای لاگرتا، ‫زن جنگجو اشک بریزم

‫چیه؟

‫باید بریم کتگات

‫باید برم کتگات

‫نمی‌تونیم ایتسرک رو پیدا کنیم

‫بنظر نمی‌رسه تو کتگات باشه

‫بازم بگرد

‫پیداش میکنم

‫توروی بهم گفت که تو عاشق بیورنی

‫شاید باشم

‫امیدوارم این به این معنا نباشه ‫که دوست داری ملکه گانهیلد بیمار باشه؟

‫البته که نه

‫بهش احترام می‌ذارم

‫میخوام در امان و سلامت باشه

‫اون بچه‌ی بیورن رو حامله‌ست

‫بچه‌ی مردی که دوستش دارم رو حامله‌ست

‫ایتسرک کجاست؟

‫نمیدونم

‫نمیدونم

‫امروز اصلاً ندیدمش

‫ ‫شاه اولاف عزیزم

‫گمونم اومدی تا وفاداریت رو اعلام کنی

‫به خوبی انجام نشد

‫اونطور که ترتیب دادی نشد

‫بازم، الان پادشاهم

‫پادشاه نروژ

‫و تو باید ازم تبعیت کنی

‫نمی‌تونم

‫چی برات اینقدر سخته پیرمرد؟

‫یه رای‌گیری عادلانه بود

‫من بُردم

‫من می‌خواستم بیورن اولین شاه نروژ بشه

‫خیلیای دیگه بودن که چیز دیگه می‌خواستن

‫بیورن رو نمی‌خواستن

می‌دونستن اگه به بیورن رای بدن چی میشه

‫اونا کسی رو می‌خواستن ‫که نماینده‌ی مردم عادی باشه

‫و برا همین به من رای دادن...

‫ولی تو هنوزم قبولش نمی‌کنی

‫نه

‫قبولش نمی‌کنم

‫این یه سوگ‌نامه‌ست

‫باید کاری که باهام کردی رو باهات بکنم اولاف

‫باید بندازمت زندان تا پی به اشتباهاتت ببری

‫یا تا زمان مرگت. برام فرقی نداره

!ولم کنین

‫با پای خودم به سمت ابدیت میرم

‫پس، همیشه حقیقت داشت که مرگ رگنار،

‫بلاهایی میاره که قابل تصور نیست

‫من فقط چیزهایی می‌بینم

‫نمی‌سازمشون

‫من درحالیکه درون این زمین سرد که زیر این دیوارهاست دراز کشیدم، از قبل عذابشون رو میکشم

‫تو به لاگرتا گفتی که یه پسر رگنار اونو میکُشه

‫من فقط چیزی که می‌بینم رو میگم،

‫و می‌دونم که انسان نمی‌تونه ‫واقعیت زیاد رو بپذیره

‫کار آیوار بود؟

‫آیوار بود...

‫ولی آیوار هم نبود

‫آیوار همزمان هم گناهکاره هم بی‌گناه

‫باید بدونم

‫خواهی دونست

‫و بعد آرزو میکنی که ایکاش نمی‌دونستی

‫مثل هالی...

‫هممون تو راه والهالا هستیم

‫هالی؟

‫نه!

‫نه توروی

‫هالی مُرده

‫بدرود هالی

‫بدرود پسرم

‫خدایان تصمیم گرفتن قبل اینکه آماده بشم ‫تو رو پیش خودشون ببرن

‫ولی حداقل بازم پیش لاگرتا خواهی بود،

‫در تالارهای اسیر

‫هالی شیرینم...

‫تو نمُردی، چون همیشه در قلب‌های ما خواهی بود

‫و ما دوستت داریم

‫توروی

‫زخمی شدی

‫این سوگ نمی‌خواد پایان بپذیره؟

‫لاگرتا؟

‫اون به کتگات رسید

‫ولی بعد یکی کشتش

‫میدونی چرا اینقدر مصرانه ‫می‌خواست به کتگات بره؟

‫میخواست بهت بگه که ما با وایت‌هیر و راهزن‌هاش ‫جنگیدیم و شکستشون دادیم

‫می‌خواست شجاعت پسرت رو بدونی

‫باید خیلی مغرور باشی

‫لاگرتا باید خاکسپاری باشکوهی داشته باشه

‫برا خیلیا ارزش زیادی داشت

‫و من براش برمی‌گردم

‫نه، تو هنوزم خیلی ضعیفی

‫ایکاش با لاگرتا به کتگات برنمی‌گشتیم

‫شاید باید جونش رو نجات می‌دادم

‫من الان ضعیف نخواهم بود، ‫وقتی باهاش خدافظی می‌کنیم

‫گریه نکن

‫فردا میریم کتگات

‫ایتسرک

‫لطفاً زنده بمون ایتسرک

‫آیوار

‫خودت رو گرم کن

‫یه چیز قوی بنوش

‫جز اینکه منتظر بهار باشیم ‫کار دیگه‌ای نمی‌تونیم بکنیم

‫ولی زندگی ادامه داره

‫باید زمستون رو طاقت بیاریم

‫بازم، باید خودمون رو سرگرم کنیم

‫میخوام رو دریاچه‌های یخ‌زده اسکیت کنم

‫میخوام گلوی اولین خوک رو ببُرم

‫و میخوام برای کریسمس ‫دارواش آویزون کنم

‫و من میخوام لخت ‫تو چشمه‌ی آب گرم آبتنی کنم...

‫با بخار داغ که میاد بالا، ‫ولی اطراف پُر یخ و برفه

‫و نفسم چشمه‌ی آب‌گرم میشه،

‫و روحم اونجا حموم میکنه ‫و تشنگیش رو فروکش میکنه

‫و تو، آیوار عزیز، شاه آینده‌ی تمام اسکاندیناوری...

‫تو چی دوست داری؟

‫میخوام قدم بزنم

‫این یه معجزه میشه!

‫شنیدم که خدای شما معجزه انجام میده

‫عیسی مسیح...

‫یه مُرده رو زنده کرده

‫یه فلج رو سالم کرده

‫فقط با چند تا نون و ماهی هزار نفر رو سیر کرد

‫چرا فکر میکنی اینکه ازش بخوایم ‫یه فلج رو درمان کنه چیز زیادیه؟

‫ما همه برای این معجزه دعا میکنیم، ‫آیوار بی‌استخون

‫شما چی شاهزاده اولگ؟

‫شما رو چی سرگرم میکنه؟

‫واقعاً چی میخواید؟

‫مطابق معمول، من غیرممکن رو میخوام

‫میخوام برگردم به شکم مادرم

‫میخوام اونجا شناور باشم...

‫در اون دنیای کوچیک و نامحدود...

‫در بین ستاره‌ها

‫بدون هیچ آغاز و پایانی

‫منتظر شروع دنیای جدید باشم

‫می‌دونم قبلآً هممون اینجا بودیم

‫مدام دوباره متولد میشیم

‫چیزیه که من باور دارم

‫تو نداری آیوار؟

‫بله

‫منم همین باور رو دارم

‫اوبه!

‫آسا!

‫عزیز دلم

‫در امانی

‫ولی هالی مُرده

‫میدونم

‫ولی چه جنگجوی شجاعی بود

‫مطمئنم تو راهش به والهالاست

‫خیلی متاسفم. باید می‌ذاشتم بری

‫دوستش داشتم. باید اینو بدونی

‫میدونم

‫هممون داشتیم

More Farsi Persian subtitles for Vikings

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left