İlk 186 satır.
...آنچه در "وايکينگها" گذشت
"بدون کشتيها و جنگجوهاي امير "بورگ
نميتونيم به اميد يک حملهي موفقيت آميز .به "وسسکس" حمله کنيم
.يه متحد ديگه پيدا ميکنيم
من ميخوام از پادشاه "اکبرت" انتقام .بگيرم و بايد بگيرم
تو به يک متحد جديد براي .حمله به "وسسکس" نياز داري
.ما ميتونيم همچين متحدي باشيم
اسمش فرمانده "اينگستاد" ـه
.بيشتر از صد جنگجو
من رو به عنوان متحد قبول ميکني؟
راگنار لاتبروک به زودي
.به سواحل ما حمله ميکنه
،اگه من و تو به هم ملحق بشيم .قطعاً بر اون چيره ميشيم
چرا همش به پادشاه "هوريک" امتياز ميدي؟
.زيرا اون يه پادشاه ـه
هرچيزي که اينجاست براي "راگنار"ـه .اما اون نميتونه همه چيز رو داشته باشه
.فلوکي از "راگنار" عصباني ـه
به "راگنار" گفتم اگه خودشو بهزور بهم بچسپونه
،در سه روزي اولي که اون برميگرده
.براش يه هيولا بدنيا ميارم
ارائهاي از تيم ترجمهي يکمووي arizona مترجم
،شاهدخت "آسلاگ"، به من گوش کن
تو در يک زمين باز هستي
در يک سمتت يه گودال هست
.که با استخوان و خاکستر چيزهاي جهنمي پُر شده
و در سمت ديگه خونه ـته
"،پسرات، "فيورد
و نور خورشيد برفهاي روي کوهستان رو قابل توجه ميکنه
،اگر ميخواي به خونهت برسي
پس بايد بچه رو هٌل بدي .بيرون همونطور که "فريا" اينکارو کرد
.بزار شکافت بده،اما فشار بده... بيرون
.زندگي رو انتخاب کن
.آره
آره - .بچه داره مياد -
!همينه،خوبه - .سرش رو ميبينم -
.زندهس
زندهس
.يه پسره
.ما بايد براي رفتن به "وسسکس" آماده بشيم
.معلومه،ما بايد به زودي بريم
.من بايد به زمينهاي خودم برگردم
.بايد کشتيهام رو آماده کنم
.اين يکم زمان ميبره
چقدر زمان ميبره؟
.به اندازه کافي زمان ميبره
"نه کمتر، نه بيشتر، پادشاه "هوريک
.پدرت صاحب يه بچهي جديد شده
يه پسر؟ - .آره -
.بايد به پدرت تبريک بگم
اين هيچوقت يه روز بد نيست .که يه پسر گيرت بياد
خدايان از دادن نعمتهاشون به .اون نميتونن دست بردارن
منم همچنين خيلي براي فرمانده "راگنار" خوشحالم
"ارلاندور"
تو کي هستي؟
"پورون"
منظورم اينه، چه نسبتي با پسرم داري؟
...اون يه خدمتکاره، يه بَرده
.و من عاشقشم
،بعد از همهي اينا
.پيشگوئي تو درست بود
.زياد لفتش نده
.نميدم
.بهت نياز دارم
،اگه هر سه تامون باهم برابر باشيم .پس به همديگه احتياج داريم
ولي يک نفر نميتونه از بقيه برتر باشه
منظورت "راگنار"ـه
من و تو کمترين معادل اون هستيم
.و اون بايد اين رو بفهمه
.موافقم
!"لاگرِتا"
.براي اينکه گرم نگهت داره
مشکل پسر جديد "راگنار" چيه؟
.هيچي، مراقب خودت باش
"چقدر باوفا هستي، "سيگي
.احمقانه نمير
.من قرار نيست بميرم
!چرا،ميميري، اگه من انتخاب کنم
!بجنگ
هميشه يادت باشه براي ...تموم کردن کار حريفت، اگه ميتوني
...هيچ مردي تا حالا
با آويزون بودن اندام داخليش به زانوهاش
.يا سر قطع شدهش فرار نکرده
.مادرت يه زن فوقالعادهس
.ميدونم
.تو يکبار عاشقش بودي
خب، باور کن اون احساسات .از بين رفتن
عشق خدايان چي؟
کي ميگه که عشق اونها از بين رفته؟
چطوري اين همه در مورد خدايان ميدوني؟
...چون پدرم، تو و من
.همگي از طرف "اودين" فرستاده شديم
يا اين حقيقت نداره، عمو؟
.اون به هر صورت ميميره
هدف از تظاهر کردن چيه؟
،اگه ما حيوان و يا حتي خوک بوديم
اين فقير، خپله ضعيف دور انداخته ميشد
.ما حيوون و خوک نيستيم
.اين طبيعيه
ما ميزاريم اينجور بچهها .براي خوبي خودشون بميرن
براي اينکه چجور زندگي اون ميتونه داشته باشه؟
.ميدونم، ولي برام مهم نيست
قلمرو "وسسکس"، انگلستان
!هميشه جلوتر از زمان
خب، درسته .کار من براي کل ابديته
کي داره مياد؟ "ونتريت"
"دختر "آفا
پادشاه مرسيا؟
.آره، قبل از اينکه بميره
پسر نداره؟
هيچي نميدوني؟
.ونتريت برادرش رو کُشت جانشين طبيعيه آفا
حالا کل قلمرو با ستيزههاي سلسلهاي .احاطه شده
.هرکي هرکسي رو ميکُشه
...احتمالاً
...پادشاه "اکبرت" نميخواد که درگير
.ستيزههاي وحشتناکي مثل اين بشه
.البته که نميخواد
پدرم هيچ علاقهاي نداره که
.چه اتفاقي براي کشور همسايهمون ميفته
which just so happens to be بزرگترين، مهمترين
.و ثروت ترين قلمرو در انگلستان
.پس اين برادرکُش ماست
.قاتل جمعي ما
،خوش اومدين شاهدخت
"به قلمرو "وسسکس
.راه ديگهاي وجود نداره
.هيچ راهي، پسرم
!"لاگرتا" !"لاگرتا"
بانوي من - .اين خوبه که ميبينمت -
"خوش برگشتي، فرمانده "اينگستاد .ما همگي دلمون براي حضورت تنگ شده بود
"ممنون "آينار
اما تو بايد در نبود من يه معامله بزرگتر
.انجام ميدادي
موافقت کردم که براي تاخت و تاز "با پادشاه "هوريک" و فرمانده "راگنار
.به قلمرو انگليسي "وسسکس" برم
من انتظار دارم که کشتيها
.تا ماه کامل بعدي مهيا بشن
و همهي جنگجويان من بايد مسلح .و گردآوري بشن
اوه، گوشت براي من نزار
.ازش خوم نمياد، تو رو ميکشه
.فقط سبزيجات
تو کي هستي؟
اسم من "اتلستن"ـه .در "لينديسفارن" يه راهب بودم
!يه راهبه
.اتلستن توسط مردان شمالي اسير شد
.در ميان اونها زندگي کرد
اون همه چيز رو در مورد . شيوههاي کافرها ميدونه
من شنيدم که کافرها انسانهاي !زنده رو قرباني ميکنن
حقيقت داره؟ واقعاً اين کارو انجام ميدن؟
هر 9سال، آره انجامش ميدن
.براي خشنود کردن خدايانشون
و اونها عريان هستن؟
بهم گفتن که اونها عاشق
.هرکسي که انتخاب کنن ميشن
.و انديشهي صداقت کاملاً براي اونها ناشناسه
.اونها اخلاقيات متفاوتي نسبت به ما دارن
اين بيشتر طبيعي نيست؟
...من
اين بيشتر طبيعي نيست؟
اين بيشتر طبيعي نيست؟
.من... من فقط گفتم که متفاوته
!چقدر خسته کنندهاي
.من از شنيدن خبر مرگ برادرت شوکه شدم
.اوه، نگران برادرم نباش
ميدونستي که "پاپ" قبلاً اون رو جزء اوليا(عنوان روحانيون مسيحي) کرده؟ پاپ: رهبر کاتوليکها
".حضرت "کِنِلم
.ظاهراً، اون يه زندگي شايان تقليد داشته
ميخواي بگي که روي هم رفته اون يه آدم پرهيزکار نبوده؟
خب، اون وقتي که من تقريباً 12 سالم .بود به من تجاوز کرد
.پس بايد ذهنت رو درست کني
پادشاه "اکبرت"، احتياجي ندارم که بپرسم
.که به چه منظور من رو به اينجا دعوت کردي
.خيلي خوب ميدونم
.تو ميخواي بر سرنوشت "مرسيا" تاثير بزاري
خانواده من دارن همديگرو ميکشن
و تو ميخواي در کنار دستهاي باشي که
.موفق به تاجگذاري ميشن
.خيلي مختصر و مفيد گفتي، شاهدخت
شنيدن اين نبايد تو رو متعجب کنه
.که من و متحدانم موفق ميشيم
اما، شايد، حمايت شما .بتونه يه مزيت باشه
"من فکر ميکردم که پسرم "اتلولف
.رو براي مشورت و کمک کردن به تو بفرستم
...من باخوشحالي دروازههام رو .براي توئه بچه خوشگل باز ميکنم
من همچنين مايلم که تعدادي از مردان شمالي رو به عنوان سرباز مزدور استخدام کنم
.تا براي بدست آوردن تاج و تخت مرسيا بهت کمک کنن
No comments yet. Be the first to leave one.