Cobra Kai

Cobra Kai

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 6

Sürüm bilgisi

Cobra Kai S06E12 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-SuccessfulCrab
Şunun yorumuyla Highbury
🆔 Highbury | FilmKio.Com 🆔

Etiketler

webdl
Yayınlandı: 2025-02-13
İndirmeler: 146
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫یه ماه از تصمیم از سرگیری ‫سکای تایکای می‌گذره

‫اتفاقات ناگوار بارسلونا رو ‫دیگه پشت سر گذاشتیم

‫مبارزان‌مون که باقی موندن ‫سخت در تلاشن...

‫تمرین می‌کنن تا شانسی برای ‫رسیدن به قهرمانی جهانی رو داشته باشن

‫با وجود توجه تمام رسانه‌ها...

‫رقابت ما حالا خیلی بیشتر از ‫قبل تماشاچی داره

‫مبارزان برنده و باشگاه‌ها از مزایای ‫پیروزی سود خواهند برد

‫تا به حال اوضاع اینقدر حساس نبوده

‫که برای همین من اینجام، توی ولی

‫حالا که سنسی‌ها توافق کردن ‫سکای تایکای رو تموم کنن...

‫همگی باید با هم همکاری کنیم...

‫تا مطمئن بشیم...

‫این رقابت بدون هیچ مشکلی ‫به پایان برسه

‫- همیشه اینقدر احمقی؟ ‫- خیلی باید آسون باشه

‫منم مثل هر آدمی هات‌داگ دوست دارم، ولی...

‫توان مالی نداریم که پول سه نوع ‫غذافروشی مخصوص گیاهخواران رو بدیم

‫آدم‌ها باید غذا بخورن، گوین. ‫مثل جشنواره فایر که نیست

‫وقتی تشک‌های آبی منو بریدی که ‫نگران کاهش هزینه‌ها نبودی

‫تشک‌های آبی تو قارچی داشت که ‫به تشخیص آزمایشگاه برای سلامتی مضر بود

‫سالهاست که دارم میگم اشتباه ـه...

‫این همه آدم پابرهنه ‫در یه ورزشگاه مرطوب راه برن

‫از این کلمه خوشم نمیاد، جورج

‫کدوم کلمه؟ ورزشگاه؟

‫کافیه!

‫تشک‌ها باید قرمز باشن

‫یه غذافروشی مخصوص گیاهخواران میذاریم

‫و 50 درصد از فروش تی‌شرت‌ها ‫باید صرف صندوق ذخیره بشه

‫انگار یکی داره فکر جیب خودشو هم می‌کنه

‫کی به کی میگه. اون شامی که در ‫تمکیولا میزبانش بودی چی؟

‫اون برای تامین مجوزهای پارک بود

‫- هیچکس نگران بلیت‌های الکترونیکی نیست؟ ‫- مگه کاغذی‌شون چه مشکلی داره؟

‫به غیر از اینکه ناسلامتی قرن 21مه؟

‫می‌خوای زمان رو به وقتی برگردونی ‫که زنها حق رای نداشتن؟

‫اگه باعث میشه خفه خون بگیری، آره

‫- ای مرتیکه زن‌ستیز... ‫- نه!

‫- نه! ‫- بچه‌ها، بچه‌ها!

‫این چوب لای چرخ گذاشتن باید تموم بشه

‫وقتی من میکروفون رو برمی‌دارم ‫تا رقابت رو از سر بگیریم...

‫تنها چیزی که نشون میدیم ‫تعهد حرفه‌ای به کاره

‫منظورت چیه که وقتی ‫تو میکروفون رو برداری؟

‫- من مراسم رو مدیریت می‌کنم ‫- مگه تو خواب ببینی. گوش کن

‫نمی‌دونم توی اتریش، یا اسلواکی ‫یا هر جهنم دره‌ای که ازش اومدی...

‫چطور کار می‌کنن...

‫ولی اینجا توی ولی...

‫راه و رسمی برای انجام کارها داریم

‫اوهوم

‫راست میگی

‫به روش قدیمی حلش می‌کنیم

‫خوشحالم موافقی

‫صبر کن ببینم، روش قدیمی چیه؟

‫حاضرین؟

‫- هنوزم مطمئن نیستم که باید چی... ‫- مبارزه کنین!

‫اعتراض دیگه‌ای هست؟

‫داریل؟ زنده‌ای؟

‫«کبرا کای»

‫:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو ‫@SubKio

‫ایناهاش

‫سنسی که استاد باغبونی هم هست

‫- صبح‌بخیر، آقای دنیل، خانم آماندا ‫- اومدم دنبالم عشقم

‫میریم ساحل رو یه دور بزنیم ‫و مشروب مزه کنیم

‫بچه‌ها باید بیشتر ‫تنهایی تمرین کنن

‫یادم نمیاد آخرین بار ‫کی رفتیم اوهای

‫تو چی؟ می‌خوای تمام روز ‫اینجا خاک بازی کنی؟

‫نه، می‌خوام چند قسمت ‫از سریال جنگ انباری‌ها رو ببینم

‫فقط 16 قسمت مونده

‫می‌خوای هشت ساعت رو صرف تماشای...

‫آدم‌هایی کمی که انباری‌های ‫رها شده رو زیر و رو می‌کنن؟

‫آره!

‫ببخشید. آقای تو-گاکی اینجا زندگی می‌کنه؟

‫درستش توگوچی ـه

‫وای، ببخشید، آقای توگوچی. ‫یه نامه براتون اومده، قربان

‫- ممنونم ‫- اگه میشه امضا کنین

‫هی، عجب خونه قشنگی داری

‫از بیرون آدم اصلا متوجهش نمیشه

‫از کومیکوست

‫عذرخواهی کرده که جواب ‫تماسم رو نداده

‫میگه مدتهاست که پیامی نگرفته

‫با شرکت مخابرات مشکل داشته

‫میگه عاشقمه

‫به عنوان یه دوست

‫دلش جای دیگه‌س

‫وای چوزن، خیلی متاسفم

‫آره، اونی که ضرر می‌کنه اونه

‫اشکالی نداره. جدی میگم

‫شاید دوستی رو با عشق اشتباه گرفتم

‫الان میرم جنگ انباری‌ها رو ببینم

‫عجب، جواب خیلی پخته‌ای بود

‫من که یه لحظه هم باور نمی‌کنم

‫ندیدی توی اسپانیا چه حالی داشت. ‫خیلی درب و داغون بود

‫میره کلی چای یخ لانگ‌آیلند درست کنه ‫و خودشو با خوردن مشروب خفه کنه

‫نباید اینجا تنهاش بذاریم

‫- ولی... ‫- نمی‌تونیم

‫پس با خودمون می‌بریمش

‫وینی تیلر ازم خواسته یکی ‫رو براش جور کنم

‫می‌تونیم قرار خودمون رو با ‫قرار اونا یکی کنیم

‫- واقعا بهم میان؟ ‫- قرار نیست که ازدواج کنن، دنیل

‫چند لیوان شاردونی می‌خورن ‫و یه کم حرف می‌زنن

‫- مگه اینکه فکر کنی اینجا بمونه براش بهتره ‫- بالای 900 تا نرو، احمق بیشعور!

‫انگار که کیف پول رو آتیش بزنی!

‫کودن!

‫- تماس بگیر ‫- باشه

‫باشه، جوراب اضافه، دمپایی، ‫شارژر گوشی رو برداشتیم

‫هی. برای اینم جا داری؟

‫وقتی به دنیا اومدم، مامانم ‫توی راه بیمارستان پنچر کرد

‫بقیه راه رو با اسکیت رفت. ‫به موقع خودشو رسوند

‫پرستارها صداش می‌زدن لورای خوش‌شانس

‫مامانت زن قدرتمندی بوده

‫خوشبختانه، اگه ماشین ما خراب بشه، ‫می‌تونیم اوبر بگیریم

‫اصلا راه نداره. اون راننده‌ها ‫که خیلی خطرناکن

‫باشه، پس می‌تونیم به آماندار زنگ بزنیم

‫آماندا. این اسم رو به لیست اضافه کنیم؟

‫می‌خوای اسم زن همکارت ‫رو روی دخترمون بذاری؟

‫آره، نه وقتی اینطوری بیانش می‌کنی

‫جانی، به اسم حرومزاده هم فکر کردی؟

‫حرومزاده؟

‫اسم رایجی ـه؟

‫تو بچه رو...

‫با گناه به دنیا میاری

‫یه جورایی داریم کارها ‫رو برعکس انجام میدیم، نه

‫اوهوم

‫- نگران نباش. درستش می‌کنم ‫- با من نه

‫با اون...

‫درستش کن

‫بعد از امروز ما رو تا ابد ‫به سنسی‌های دوتایی می‌شناسن، ها؟

‫از ام‌آی‌تی خبری شنیدی؟

‫اه...

‫آره، شنیدم

‫فقط نمی‌دونستم چطوری بهت بگم

‫یه جورایی نمی‌خوام قبولش کنم

‫اوه

‫متاسفم، ایلای

‫ولی همه چی خوبه. ‫وارد دانشگاه کلتک شدم

‫باشه، کلتک، آره

‫راستش، اگه تو هم می‌خواستی ‫بری اونجا، انتخاب اولم می‌بود

‫ولی هنوزم خیلی هیجانزده‌م

‫- رفیق، خیلی معرکه‌س ‫- آره

‫ولی اگه واقعا آخرین دورمون باشه، ‫خوشحالم که در اوج می‌کشیم کنار

‫- چه خبر، بچه‌ها ‫- هی، اونم اومد

‫قهرمان آینده سکای تایکای

‫خب، بیاین جو زده نشیم

‫هیچکس در تمام رقابت‌ها ‫مقابل اکسل یه امتیاز هم نگرفته

‫جدی؟ خب، قراره عوض بشه

‫اینا چیه دیگه؟

‫میاگی‌دو با اینا سکای تایکای رو برنده میشه

‫« مترجم: داوود آجرلو» ‫Highbury

‫- لاروسو؟ ‫- بله

‫اینجا چی کار می‌کنی؟

‫پسرهای میاگی‌دو با هم تمرین می‌کنن

‫می‌دونیم مجبوریم با هم ‫در نیمه‌نهایی مبارزه کنیم...

‫ولی گفتم اگه قراره برای بهترین شدن ‫مبارزه کنم با بهترین‌ تمرین کنم

‫من مبارزه نمی‌کنم

‫کنار کشیدم

‫صبر کن. چی؟

‫باید خوشحال باشی. ‫یکی از حریفهات کم شد

‫در موردش با رابی حرف زدی؟

‫نیازی ندارم با رابی حرف بزنم

‫دیگه هیچوقت اون لباس رزمی ‫کبرا کای رو تنم نمی‌کنم

‫تو هم هیچ جوره نمی‌تونی متقاعدم کنی

‫این یعنی یه راست میرم فینال

‫خدا می‌دونه باید با کی مبارزه کنم

‫هیچکس بیشتر از اون عوضی ‫حقش نیست پوزش به خاک مالیده بشه

‫پس کمکم کن تمرین کنم تا ‫شکستش بدم

‫زود باش

‫ممکنه آخرین فرصتت برای ‫لگد زدن توی صورتم باشه

‫چربه. از حد انتظار چرب‌تره

‫مزه زغال‌اخته رسیده ‫رو توش حس می‌کنم

‫آره، زغال‌اخته اصلا چه مزه‌ای هست؟

‫نمی‌دونم. این مزه جعبه موسیقی رو میده

‫چوزن، واقعا از وینی خوشت میاد

‫سم با دخترش مون یه مدرسه میره

‫عاشق طبیعت و توزان و ‫از اینجور چیزهاست

‫با انرژی میاگی‌دو تو خیلی جور درمیاد

‫آره، شاید بد نباشه حرفی ‫از ماراتن جنگ انباری‌ها نزنی

‫چی؟

‫اینجا رو ببین

‫سلام

‫سلام، سلام

‫- سلام ‫- سلام

‫- چطوری؟ از دیدنت خوشحالم ‫- سلام!

‫وینی تیلر، با دوستمون ‫چوزن توگوچی آشنا شو

‫چوزن، چه اسم معرکه‌ای

‫می‌دونستی از دو کلمه به معنای ‫صداقت و یکپارچگی گرفته شده؟

‫- نمی‌دونستم ‫- بیا. بگیر بشین

‫ببخشید دیر کردم

‫- جلسه ریکی داشتم ‫- بفرمایین

‫می‌دونم یه تمرین معنوی ژاپنی ـه. ‫امتحانش کردی؟

‫- نکردم ‫- باید بکنی

‫درمانگرم، آورام، معرکه‌س ‫زندگی‌تو عوض می‌کنه

‫- راحتم. ‫- نمی‌دونم، چوزن. یه امتحانی بکن حالا

‫آقای دنیل، در اوکیناوا یه مثلی داریم...

‫معناش میشه ریکی مزخرفه

‫باورت میشه، وینی که دخترهامون ‫دارن میرن دانشگاه؟

‫خدای من، آماندا، اصلا آماده نیستم

‫ایشونم

‫سم داره برای چند تا برنامه ‫در سرتاسر جهان درخواست میده

‫تغییر بزرگی خواهد بود

‫اینو راست گفتی

‫وقتی سیج رفت پیتزر...

‫فکر کردم زندگی به روال سابق ‫ادامه پیدا می‌کنه

More Farsi Persian subtitles for Cobra Kai

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left