İlk 200 satır.
در دوران استبداد و بي عدالتي زماني که حاکمان مستبدانه بر مردم حکومت .ميکردند، قانون شکنان در تاريخ وارد شدند
انگلستان در آغاز قرن دوازدهم .در چنين وضعي بود
يه نفر مي تونه به من بگه اينجا چه خبره؟
"احمق نشو، "والتر .برش گردون به رختخواب
درو هم ببند - .من هنوز رئيس اين خونه ام -
.ريچارد"، بلند شو"
کي اونجاست؟
."بيدار شو، "توماس
.دروازه ها رو باز کنيد
!حروم زاده ها
.تير
.فانوس
.دارم مي بينمتون، حروم زاده هاي کوچولو
.دارم مي بينتمون
دزدهاي كثيف
.اونا همه بذرهامون رو بردن
حالا بايد چي بکاريم؟
.دعا
پادشاه "ريچارد" شيردل، بعد از ده سال جنگ صليبي که ثروت و جلالش را از دست داده بود، غارت کنان در راه برگشت .به انگلستان بود
در ارتش او، کمانداري بود ."بنام "رابين لانگستريد
اين داستانِ برگشت او به کشورش، جايي که براي دفاع از ضعيفان در مقابل ستمگران، محکوم به زندگي .قانون شکنانه شد
"رابـيـن هـود"
.سلام بچه ها
"قلعه ي کاليوس"
بفرما جوون
"ممنون "رابين
"رابين"
.کماندارها به موقعيت فراخونده شدن
.لامصب، دارم از گشنگي مي ميرم
.خوب اينارو قايم کن
.در عوض، براي شام داريمشون
.اعليحضرت
.حمومتون، اعليحضرت
"بخاطره مسيح، "لاکسلي ميشه جلوي اون کارشون رو بگيري؟
.اونا عاشق شمان، اعليحضرت
سرم. داره مثل ناقوس جهنم ميشه
خودشه؟
،يه قلعه ديگه رو هم غارت کنيم .بعدش به خونمون تويِ انگلستان ميرسيم
"زنده باد پادشاه "ريچارد
!رها کنيد
.هل بديد .هل بديد
!هي، کماندار
.زنده بمون
.امشب مي بينمت
.اين دفعه پولت رو فراموش نکن، مرد کوچک
.باعث افتخارمه که ازت بگيرمشون
.هل بديد
.حرکت کنيد
.پادشاه رو پوشش بديد. پادشاه رو پوشش بديد
.موانع آماده هستن
.بيايد اين فرانسوي ها رو بفرستيم اون دنيا
.موانع رو بالا ببريد
"جيمي"
آروم و بادقت. به بهترين نحو انجامش بده
.برو
!کمک
!پوشش
.حالا
!برو
!برگرديد
!خون براي فرانسوي ها
!حرکت کنيد
.بيايد يه جاسنجاقي قشنگ درست کنيم
!"از پشت پادشاه "فيليپ
!ببينيد براي شيردل چيکار مي کنن
!هل بديد
!هل بديد
.آتيش تمام شب مي سوزه، جوونک .نذاريد خاموشش کنن
اين عوضي ها تا صبح ازشون رد ميشن .و همه اعتبارشون رو ميگيرن
"کارت خوب بود، "جيمي
"بـرج لـنـدن" قصر سلطنتي
..."جان"
.اعليحضرت
يه شاهزاده خانم انگليسي از خوابگاه شوهرش اومده بيرون
!بخاطره يه تيکه شيريني فرانسوي
شرمنده نيستي؟
.(شرمندگي مسلما مال اونه (مرد
.پس برو تو و بهش بگو
گفتن توي اين سوراخ کليد .فايده اي نداره
"جان"
!واي خداي من
پسرم به نصيحت من نياز داره.دوشيزه، منو ببخشيد
نه، ندارم. از اون بپرس
مامان، لطفا! مگه نجابت نداري؟
اين کار بايد در شرايطي اتفاقي بيفته .که هيچ مادري نبايد پسرش رو در اون ببينه
.افسوس، تموم شد
.آره، مي دونم، ولي اون مادرمه
بسه ديگه
دوباره فکر کردم و ديدم بهتره به
.چيزي که بايد بگم، گوش کني
.تصور مي کنم تو اينجا نيستي
.مامان
مقصود من از بودن در اين اتاق نجات قلمروي پادشاهي
از تبعات اين سرگرمي نامناسبه
.عموي اون، پادشاه خونخوار فرانسه است
.درسته
...عموي من - بخواب -
.عموش مي خواد که اون برگرده
... فيليپ" يه بهونه مي خواد که از"
.کانال با يه ارتش عبور کنه
.و تو داري بهش اون بهونه رو ميدي
همسر قانونيت رو بردار و .انگلستان رو نجات بده
.همسر قانونيه من مثل يه آجر عقيمه
واقعا، اين همسريه که تو براي من مي خواي؟
هوم؟
تو که به همسرت با 8 تا بچه افتخار دادي
که حالا که بقيشون مردن
يه پادشاه داري و ته مونده ي بچه هات که ."صدات مي کنه "مادر
حرومزاده ي يک دختر خدمتکار
بهتر از خوابيدن با برادر زاده ي .دشمن حسود انگلستانه
.يا خوابيدن باهاش و ازدواج کردن باهاش، مادر
از مردان پاپ خواستم که يه .لغو (ازدواج قبلي) رو ترتيب بدن
و تو فکر مي کني که پاپ
ته مونده ي سلطنتي انگلستان (همين شخص رو) به پادشاه فرانسه ترجيح ميده؟
اون ممکنه آينده خودش رو در پسر "النور آکويتين" ديده باشه
.و براي پادشاه آينده ي انگلستان
ريچارد" شيردل 40 ساله است" اگه بيشتر نباشه
.و هيچ بچه اي نداره
.من ملکه آينده ام
آره. آره
مي بيني؟
.اون "النور"ه منه
حالا، مي فهمي که، اين بازي ربطي .به شانس نداره
بلکه در باره علم حافظه و دستاي سريعه
کي دوست داره يکم وعده تازه ببره خونه؟
امروز صبح گرفته شده. ما يه قرقاول داريم
سه تا انتخاب. راست، چپ يا وسط؟
.وسط
"اون گفت "وسط". "وسط
بابت اون پيازها متاسفم، مرد جوون. باختي
.رابين"! اينجا! اون پيازها براي پخته شدن لازمن"
!حرکت چابکي بود
خيلي خب، ديگه چي داريم؟ديگه چي داريم؟
.آتيش کارشو مي کنه
.سپيده دم به زور وارد ميشيم
با يه باد موافق مي تونيم .در عرض سه روز خونه باشيم
برمي گردي به "ناتينگهام"؟
.من يه زن دارم که منتظرمه
.من يه مادر دارم که نميميره
.و يه برادر که آرزو داره من بميرم
.اولين کاري که بايد بکنم اينه که زندانيشون کنم
مردمانت براي ديدن برگشت شما به خونه .خوشحال خواهند شد
و اين شرايطيه که دوست دارم .توش نگهشون دارم
.تا به ياد داشته باشن که من کي بودم
.ارتشم بهتر مي دونه
.شيردل خرفته
،تک تک مردهاي تو اون ارتش .شما رو مي پرستن اعليحضرت
.ناز منو نکش
درک مي کنم که همرامي کردن با يه پادشاه چقدر بايد سخت باشه
."يالا "لاکسلي .بيا چندتا بي شرف پيدا کنيم، بنوشيم و بخنديم
.بيا ببينيم مي تونيم يه مرد راستگو پيدا کنيم
.بله
.بيا انجامش بديم
خب، قضيه اينه مرد کوچک. اين بازيه شانس نيست
بلکه در مورد علم حافظه و دستاي سريعه
من چشماي سريعي دارم. زيرنظرت ميگيرم
.سه تا انتخاب
.راست، چپ يا وسط
.فکر کنم گزينه چهارم رو انتخاب مي کنم
چهارم؟ - اوهوم -
براي يه مدتي هست که زيرنظرت ."دارم "لانگستريد
.هيچ نخودي وجود نداره
.اين بازي يه حقه است
وقتي داره خودتو اينور و اونور مي کني .نخود رو ميذاري کنار
.مچتو گرفتم
.دوباره بهش دست نزن
.من انجامش ميدم
.باختي
داري بهتر از چيزي که فکر .مي کردي، عمل مي کني
"بيا اينجا "رابين
زانو بزنيد، حروم زاده هاي احمق
.در مقابل پادشاه زانو بزنيد
.همه شما، بريد عقب، همين حالا
"نه، نه، "لاکسلي .اين مردها، سربازهايي در حال بازي هستن
.گناهکارهايي مثل خودم هستن
کدومتون دعوا رو شروع کرد؟
.من کردم، قربان
.من اولين مشت رو زدم
.يه مرد راستگو
و با کي داشتي دعوا مي کردي؟
.اون داشت با من دعوا مي کرد، اعليحضرت
.من فکر کردم که اون مرد شريفي نيست
.ولي اون چيزه ديگه اي به من نشون داد
.يه دشمن که احترام نشون ميده
.بايستيد، هردوتون
.شما نه
.شجاع و راستگو
آيا به اندازه کافي راستگو هستي که به پادشاه يه چيزي بگي که نمي خواد بشنوه؟
نظر شما در مورد جنگ هاي صليبي من چيه؟
آيا خدا از قرباني دادن من خوشحال ميشه؟
.نه، نميشه
چرا اينو ميگي؟
.قتل عام در "آکر"، قربان
.بلند تر حرف بزن
وقتي شما اَزمون خواستيد 2500 تا مرد و زن و بچه هاي مسلمان رو جمع کنيم
يه زن جوان با دست هاي بسته .افتاد به پام و بهم نگاه کرد
.توي چشماش ترس نبود .و همينطور خشم
.فقط ترحم بود
اون مي دونست که وقتي شما دستور بديد
شمشيرهاي ما روي سرشون فرود خواهد امد
No comments yet. Be the first to leave one.