İlk 200 satır.
آهنگ بعدی از Major Chandrakanth با بازی Nandamuri Taraka Rama Rao است.
موسیقی از MM Keeravani.
خوانده شده توسط SP Balasubrahmanyam.
به سرزمین مقدسم تعظیم می کنم
من همیشه ملت مبارکم را گرامی خواهم داشت
- داخلش چیه؟ - بره ها آقا.
مهم نیست امروز چه چیزی در جنگل فرو می رود،
فقط چشم ها و گوش هایت را ببند
- هی چینپا. داخلش چیه؟ - بره ها آقا.
سلام! سریع درستش کن
بهتر است همه چیز را ظرف 30 دقیقه بارگیری کنید!
چوتا تاکور!
یک نفر دارد وسایل ما و بچه ها را می سوزاند .
این چیه رفیق
چرا وسایل نقلیه زیادی به املاک چای آقای کریشنامورتی میرسند؟
بره هایی که تازه رفتند...
احتمالا توسط یک شیر شکار شده اند.
آنها بچه های ما هستند، تاکور.
رئیس! فرار کن
اینجا نیای! فرار کن
تو کی هستی؟
خدای مرگ!
آیا از ذهن خود خارج شده اید؟ چرا همه چیز را می سوزانید؟
آتش را روشن کردم تا محل را گرم کنم.
بعد یک نوشیدنی خوردم تا خودم را گرم کنم.
بیایید بازی را شروع کنیم!
بس کن
خیلی ناز!
براونی! بس کن
براونی، بس کن!
براونی!
براونی، فرار نکن! بس کن
براونی، بس کن!
براونی؟
کجایی؟
براونی!
به نظر ارزشش را ندارد
شما خیلی بالا نقل قول می کنید.
سلوامان.
آیا فکر می کنید یک فیل مانند ما انسان ها 32 دندان دارد؟
آنها فقط این دو را دارند.
براونی...
سی نفر طول می کشد تا آن را پایین بیاورند و دو عاج آن را بیرون بیاورند.
هزینه زیادی دارد.
بدون چانه زنی
براونی...
اشکال کن، ای دلقک!
سیکسر!
سرنوشت بچه هم همینطوره
اول مادرش را از دست داد و حالا توله سگش را هم از دست داده است.
وایشنوی.
گریه نکن عزیزم
چرا براونی را کشتند، پدربزرگ؟
چه گناهی کرده؟
- من نمی دانم. - پدربزرگ...
براونی...
براونی...
نه عمو او برادر MLA محلی است. شکایت از او یک خطر است.
او در املاک چای من مشغول فعالیت های غیرقانونی است و به فرزندم آسیب رساند!
چگونه می توانم او را نجات دهم؟
- آخرش را خواهم دید. - به این فکر کن...
عمو ظرف مدت شش ماه اجاره نامه اش تمام می شود.
بیایید تا آن زمان او را نادیده بگیریم.
درست است. قرار گرفتن در برابر کسی مثل او چیز کوچکی نیست.
چرا او را اینطور دلسرد می کنید؟
پدر همیشه تصمیم درستی می گیرد.
بابا تو برو جلو
هی، تری مورتولو! شما این بار برنده نیستید.
من تمام جنایات شما را افشا خواهم کرد
و مطمئن شوید که در زندان پوسیده خواهید شد.
ما این بار برنده می شویم،
و برادر شوهرم مطمئناً MLA می شود.
برادر شوهرم این بار به مجلس می رود.
فقط برادر شوهرم شانکار رائو...
هی، MLA آینده اینجاست.
- این بار حتی سپرده را هم نخواهی گرفت. - برادر شوهرت بلند و واضح بود.
برای بازگشت به زندگی خود به عنوان قصاب آماده باشید.
برای همین دارم تمرین می کنم.
چه چیزی شما را به اینجا می آورد؟ به مقداری گوشت نیاز دارید؟
چنین چیزی نیست.
برادر شوهرم از دیروز مفقود شده است.
داشت حرف می زد.
من از طرف او عذرخواهی می کنم.
در صورت تمایل، نامزدی خود را پس می گیرم.
لطفا به او رحم کنید.
سیاست یعنی مردم هر چه دلشان می خواهد بگویند. شما باید آن را بگیرید.
آنها تف خواهند کرد و شما فقط باید آن را پاک کنید و ادامه دهید.
اما اگر با انگشت به من اشاره کنی...
من نمی توانم آن را تحمل کنم.
من کمی حساسم
- ممکن است بروی، گوویند رائو. - آقا
او شانکار رائو است، نه گوویند رائو.
من فقط نام افراد قد بلند را به یاد دارم،
نه بی اهمیت ها
چند بار بهت بگم
سلام آقا
چه خبر مرد؟ چه چیزی شما را به اینجا می آورد؟
چه چیزی در دستان شماست؟
برای برادرتان حکم بازداشت وجود دارد ، قربان.
- چطور جرات داری؟! - سلام! بس کن
چه کسی جرات داشت از برادر من شکایت کند؟
کریشنامورتی ، رئیس مدرسه دره گوروکول .
آنها به دادگاه گزارش داده اند که املاک چای شما را اجاره کرده اید
برای شکار حیوانات استفاده می شود، قربان.
آنها املاک چای را گرفتند و اجاره شما را لغو کردند، قربان.
از ترس اینکه ممکن است از زور برای باز کردن آن استفاده کنید، CRPF را مستقر کردند.
برادر من اینجا نیست، مرد.
لحظه ای که او را پیدا کنم، او را به تو می سپارم.
برو
ما غلبه خواهیم کرد
ما غلبه خواهیم کرد
روزی بر ما غلبه خواهیم کرد
اوه در اعماق قلبم باور دارم
روزی بر ما غلبه خواهیم کرد
آقا! با سلام، آقای گورمورتی.
گورمورتی نیست. کریشنامورتی است.
اوه، نه!
متاسفم معذرت میخوام
من در به خاطر سپردن نام ها خوب نیستم.
چی میخوای؟
شنیدم از برادرم شکایت کردی.
معامله با حیوانات شغل خانوادگی ما بوده است.
من و پدرم گوشت گاو و پوست گاو می فروختیم .
برادرم یک قدم فراتر رفته است
و اکنون شروع به فروش پوست ببر و عاج فیل کرد.
تا زمانی که شکایت کردید که او متوجه شد که در کار اشتباهی دست داشته است.
احمق نادان! از ترس اینکه او را بزنم، فرار کرد.
لطفا مرد بزرگتر باشید و پرونده را پس بگیرید.
بس کن
آیا از کسب و کار خانوادگی من مطلع هستید؟
این نظم دادن به کسانی است که راه اشتباه را انتخاب می کنند.
من به برادرت مقداری نظم و انضباط یاد می دهم.
نظم و انضباط! نظم و انضباط! نظم و انضباط!
تو مدام اینو فریاد میزنی
شنیدم که دختر دومت با یه پسر بلند شد.
آیا به این می گویید نظم و انضباط؟
او هم به خاطر آن پسر خودکشی کرد ، درست است؟
مراقب فرزندش نیستی؟
برادر من از بچگی عادت بدی داشت.
او به کسی که او را بترساند رحم نمی کند.
- لطفا مواظب او باشید قربان. - سلام!
ورود به مدرسه ما فقط به دانش آموزان، معلمان و والدین امکان پذیر است.
نه به دژخیمان هایی مثل شما در کسوت سیاستمداران. پس لطفا
ما غلبه خواهیم کرد
ما غلبه خواهیم کرد
روزی
اوه، در اعماق قلب من
من معتقدم
من برنده شدم! خاله باخت!
تو بدبختی!
پدربزرگ!
لعنتی چی میخوای؟
اگر در کارهایی که به شما مربوط نیست دخالت می کنید ...
دفعه بعد میام دنبال سرت
من این را به عنوان یک دوست به شما می گویم نه به عنوان یک DIG.
پرونده را پس بگیرید.
من ده سال است که MLA را مشاهده می کنم.
او فقط یک احمق است.
خانواده خود را به خطر نیندازید
شما در 25 سال گذشته من را نیز می بینید .
فکر میکنی به کسی مثل او رحم کنم؟
آنچه را که باید می گفتم را گفتم. بقیه به شما بستگی دارد.
از فردا، من برای حفاظت 24 ساعته پلیس در خانه شما ترتیبی خواهم داد.
مراقب باشید.
من فکر نمی کنم او با این کار متوقف شود، عمو.
توقع داری دیگه چیکار کنم؟ آیا باید در برابر ظلم او سر تعظیم فرود آورد؟
شاید تنها بایستم...
اما خدا همیشه طرف من است
- مامان - بله پسرم.
جان بچه وایشنوی در خطر است.
لطفاً فوراً به ماهاراج در این مورد اطلاع دهید.
پلیس مدیه پرادش
درود الهه مادر!
- آقا چرا اینقدر استرس دارید؟ - خب معلومه که استرس دارم!
کسی که ما پشت سر داریم یک زندانی معمولی نیست.
او دشمنان زیادی دارد
این اطلاعات انتقال او به زندان تیهار را توصیه کرده است.
آقا چرا می ترسی؟
می ترسم اگر کسی به او حمله کند ما به دردسر بیفتیم.
- پیاده شو! - بیا!
لطفا مرا رها کن!
هر کاری میخوای باهاش انجام بده
لطفا ما را رها کنید.
بس کن
درود، ماهاراج!
آقا بازرس!
من دشمنان کمتری دارم...
و هواداران بیشتری که جان خود را برای من فدا کردند.
قطار یک ساعت دیگر حرکت می کند، ماهاراج.
- بس کن توقف کنید. - قبلاً بهت گفته بودم، ماهاراج.
DIG حفاظت پلیس را راهاندازی کرده است.
- هی، گوویند. این نامزد جدید کیست؟ - بازجویی را هم انجام بده!
باشه برو جلو
هی، گوویند. این نامزد جدید کیست؟
او راننده جدید است، قربان.
اسم شما چیست؟
نانا جی.
باشه. برای بازرسی از خودرو خارج شوید .
- آقا به بررسی ادامه دهید. - پاسبان، بازرسی را ادامه دهید.
او همیشه بیشتر از چیزی که بتواند بجود سعی می کند گاز بگیرد .
No comments yet. Be the first to leave one.