İlk 200 satır.
اسم من، اليور کويين ـه
بعد از گذروندن پنج سال تو يه جزيرهی جهنمی
من فقط با يک هدف به خونه برگشتهام
تا شهرم ـو نجات بدم
،اما براي انجام اين کار نمیتونم مثل گذشته يک قاتل باشم
،برای احترام به ياد و خاطرهی دوستم بايد شخص ديگهای باشم
بايد چيز ديگهای باشم
...آنچه در "پيکاندار" گذشت
این دخترمه، هلنا
وقتی که پدرش نامزدش رو کشت
تبدیل به یه آدم بد و تاریک شد
...پدر من لیاقت یه فرصت دوباره
یه زندگی دوباره رو نداره
باید یاد بگیری که چطور قدرتت رو کنترل کنی
!الی، دیگه تموم شد !ما باید از این کشتی بریم بیرون
"هوگو منهایم"
حکم جلبش رو برای تهدید، اخاذی و قتل داریم
به همین ترتیب
،اما اون هیچوقت تنها جایی نمیره پس مراقب خودتون باشین
مراقب همکارتون هم باشین
بریم
ممنون که امشب کمکم میکنی مراقب پدرم باشم
تا وقتی که اسلید اون بیرونه، هیچ کدوم ازخانوادههامون در امنیت نیستن
!پلیس !اسلحهتون رو بذارید زمین
!برو، برو، برو
!بی حرکت
!برو. برو
...فرانک برتینلی
دخترم تو رو فرستاده تا منو بکشی؟
ارائـهای از تـیـم تـرجـمـهی ایـران فـیـلـم
هِی
بابا، حالت خوبه؟ صدمه دیدی؟
آره، حالم خوبه، عزیزم
گوش کن، میدونم که تو دوست نداری
حقوق یه مجرم رو براش بخونی
اما نمیتونی همینجوری یکی رو از پنجره پرت کنی بیرون
اون بهت شلیک کرد
و من هنوز اینجا وایسادم، مگه نه؟
فقط دفعهی بعد یه کم خودداری کن
الان هم خودداری کرده بودم
.کارآگاه ما یه مشکل دیگه داریم
.آره، میدونم الان که فرانک برتینلی رو دستگیر کردیم
تا چند وقت دیگه سر و کلهی اون دختره هم پیدا میشه
کدوم دختره؟
.هلنا برتینلی دختر رئیس مافیا فرانک برتینلی
،یا اونطور که من دوست دارم صداش کنم دوس دختر سابق روانی الیور
که مصمم شده از پدرش انتقام بگیره
دوس دختر سابق؟
از اون جمله فقط همین رو شنیدی؟
صبرکن، چرا انقدر داره تلاش میکنه تا پدرش رو بکشه؟
اون دستور قتل نامزدش رو داده
میخواد تصویه حساب کنه - باعث میشه همهی -
دعواهایی که من با پدرم داشتم خوب به نظر بیاد
من رد هلنا رو
توی یک سال گذشته دنبال کردم
آخرین باری که دیده شده یه ماه پیش بوده
توی پالرمو
چقدر سرش گرم بوده - "اگه از "گرم -
منظورت شکنجه کردن و کشتن اعضای مافیا
که ممکن بوده بدونن پدرش کجاست، بود
خبر دستگیری برتینلی توی سیستم اعلام شد
فکر میکنی تا قبل از این که هلنا یه بلیت برگشت به خونه رزرو کنه چقدر وقت داریم؟
ادامه بده
...اسلید، خواهش میکنم
چرا حرکت نمیکنیم پس؟
ما تونستیم بدنهی کشتی رو تعمیر کنیم
اما موتور خیلی آسیب دیده
پس درستش کن - نمیتونم -
!من بلد نیستم
پس یکی رو پیدا کن که بلد باشه
،سلام، اسم من لارل ــه من یه الکلی ــم
سلام، لارل
و درواقع امروز دومین جلسهی منه
...فقط این که، اه
،فقط این که خیلی سخته چون من نمیدونم
در طول روز چیکار کنم
من یه وکیل ــم
خب، من... یه وکیل... بودم
خیلی کارم رو دوست داشتم
اما حدس میزنم که نوشیدن رو بیشتر دوست داشتم
میدونم که اینجا در کنار شما میتونم خودمو کنترل کنم
فقط اینکه... مطمئن نیستم بتونم اون بیرون هم خودم رو کنترل کنم
به هر حال
ممنون که گذاشتین من صحبت کنم
ممنون که اومدی
متاسفم بابت اون وضعی که همه چیز اینجا تموم شد
نه، لازم نیست
تو بهم لطف کردی، آدام
این تنها راهی بود که سرم به سنگ میخورد
...و
سرم به سنگ خورد
...حالا چطوره که تو یه لطفی به من بکنی
برگرد سر کار
میخوای من برگردم؟
من دنبال یکی میگردم که این پروندهی جدید رو قبول کنه
و صادقانه بگم، اسم تو اولین اسمی بود که به ذهنم رسید
من هنوز از وکالت محرومم
اوه، من یه رفیق توی کمیسیون انضباطی دارم
همه چیز رو برات درست کردم
دیشب یه حملهی پلیس موجب دستگیری فرانک برتینلی شده
اومده بوده استارلینگ تا یه سری از قرضهای قدیمیش رو جمع کنه
حالا، ادارهی قضایی میخواد محاکمهش کنه
میخواد تو محاکمهش کنی
من از پیشنهادت سپاسگزارم، آدام، ولی چرا من؟
.خب، یه سری پروندههای ریکو هست، که با توجه به مدتی که توی سی.ان.آر.آی
بودی، برای این پرونده مناسبی
لارل، اگه این پرونده رو میخوای، مال توئه
اما فقط اگه آمادهای
به چه مناسبت؟
.حقوق گرفتم پس، میدونی
اگه فکر نمیکنی خوبه
باید خودتو سرزنش کنی
که حقوقم رو زیاد نکردی
روی، خیلی دوستش دارم
ممنونم
...هِی، یه لحظه یه لحظه دیگه میام
یادم رفت یه سفارش رو تحویل بدم
باشه
هِی، چه خبره؟
رد مایکل استاتون رو زدم، نامزد هلنا
فلیسیتی، اون پنج ساله که مرده
که باعث میشه وقتی دیشب یه ماشین کرایه کرد، خیلی تحسین برانگیز بشه
اون هلناست
ماشینه جی.پی.اس. داره، من هکش کردم
آره. اون مستقیم داره برمیگرده به استارلینگ سیتی
تو آمادهای که برگردی توی میدون؟
فکر کردم هیچوقت نمیخوای بپرسی
دیگه تموم شد، هلنا
!از ماشین بیا بیرون
!اسلحه
!به من صدمه نزن
دست نگه دار
دست... نگه دار
!به من صدمه نزن - !اسپیدی -
!کافیه
هلنا ما رو فریب داد
اون کجاست؟
!من نمیدونم
یه دختره بهم پول داد تا با ماشین برم بگردم
!قسم میخورم
خواهش میکنم منو نکش
من ماه دیگه ازدواج میکنم
فقط رانندگی کن
بر اساس پلیس استارلینگ، اونی که هلنا رو
تا شهر رسونده یه پسر 22 ساله دانشجوی رشتهی علوم سیاسی دانشگاه استارلینگ
و عضو "گاما تاو" ــه
که کاملا توضیح میده تمام
من نمیدونستم دارم به یه مجرم شناخته شده کمک میکنم" رو"
هرکسی که سینه داشته باشه میتونه یه پسر احمق رو وادار به هرکاری که میخواد بکنه
منم یه پسر احمق بودم - من دیگه حرفی ندارم -
حداقل نکشتش. این شد یه چیزی
هلنا زیاد اهل خودداری کردن نیست
انگار تو به اینجور دخترا علاقه داری
حواست به پلیس باشه
اگه سرنخی ازش پیدا کردن بهم خبر بده
من میرم سراغش - ...هِی -
تو خوبی؟ - آره -
فردا همین موقع، انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده بوده
این یکی از مزایای میراکوروئه
تنها مزیتشه
ببین، من میدونم چی میخوای بگی
من دیشب کنترلم رو در اختیار داشتم
آره، انقدر در اختیارت بود که نزدیک بود یه پیکان دیگه بهت شلیک کنم
من میخواستم عقب بکشم، اما تو فرصتش رو بهم ندادی
تنها چیزی که تو رو از اون حالت درآورد
وقتی بود که من به تیا اشاره کردم
برای همین منو "اسپیدی" صدا کردی
من... فکر کردم میخوای یه لقب بهم بدی
،اما جهت اصلاع منو اسپیدی صدا نکن
حتما
روی، تو خطرناکی
من فکر کردم داشتم کمکت میکردم که کنترلش کنی
کمک میکنی. منظورم اینه که، نمیتونم به یه کاسهی آب نگاه کنم و بهش ضربه نزنم
اولین باری که بعد از هفتهها اومدی توی میدون
و... آمادهای که یکی رو بکشی؟
بیخیال
متاسفم، باید ماهها پیش ازت میخواستم این کار رو بکنی
چیکار کنم؟
از تیا دور شو
نه، من... من نمیتونم
اون وقتی که کنار تو باشه در امنیت نیست
مطمئن نیستم که کس دیگهای هم باشه
وقتی که خودت رو توی این خشم گم میکنی
.تو دوستش داری
و برای همین هم کاری رو که ازت میخوام انجام میدی
چه خبر مهمی
هلنا؟
لارل
دستیار ادارهی قضایی آدام دانر
بازگشت لارل لنس را به ادارهی قضایی
پس از یک مرخصی کوتاه اعلام کرد
او محاکمهی آقای برتینلی را بر عهده خواهد داشت
انتخاب هیئت منصفه از امروز آغاز میشود
سلام
سلام. اینجا چیکار میکنی؟
توی اخبار شنیدم یه پروندهی بزرگ برداشتی
چطور به من زنگ نزدی؟
میخواستم زنگ بزنم، اما همهچی خیلی سریع اتفاق افتاد
به علاوه، فکر کردم تو و بابا منو متقاعد میکنین
که انقدر زود برنگردم سر کار
No comments yet. Be the first to leave one.