İlk 200 satır.
اسم من "الیور کوئین"ـه
بعد از 5 سال زندگی توی یه جزیرهی جهنمی
فقط با یه هدف به خونه برگشتم
تا شهرمو نجات بدم
ولی برای اینکار، نمیتونم همون قاتلی که یه زمانی بودم، باشم
،به احترام دوست از دست رفتهم باید یه آدم دیگه بشم
باید یه چیز دیگه بشم
آنچه گذشت
وقتشه که انتخاب کنی، الیور
کی زنده بمونه و کی بمیره
چون تا 30 ثانیهی دیگه
به جفتشون شلیک میکنم - چیزی که به خاطرش اومده بودی رو گرفتی -
حدس میزنم تصمیمت رو گرفتی وقت تموم شد
!نه! نه
اگه اونو بهم بزنی، میکُشمت
"نه، برادر "روی تو برای من میکُشی
میراکورو" رو از کجا گیر آوردی؟"
یه هدیه بود هدیهای که ازش استفاده میکنم
تا این شهر رو از دست خودش نجات بدم
Translated By NaWeed.ab
اون مردی که ماسک جمجمه میذاره، کیه؟
نمیدونم
بزرگترین مواد فروش محلهی "کرسنت"ـی
از هر اتفاقی که اونجا میافته، خبر داری
اون کیه؟
اصلاً تا حالا این یارو رو ندیدم
ماسک جمجمه، شوخیت گرفته؟
بیخیال رفیق، من با آزادی مشروط اومدم بیرون
دیگه نه
سخنگوی دفتر شهردای "سنترال سیتی" تایید کرده که
هیچگونه آسیب یا پخش مواد رادیواکتیو
به خاطر انفجاری که در آزمایشگاههای "استار" رخ داد، بوجود نیامده
فلیسیتی" هنوز برنگشته؟"
گفت که میخواد چند روز دیگه پیش "بری" بمونه
وضعیتش بهتر شده؟
هنوز بیهوشه
امشب اوضاع چطور پیش رفت؟
...مثل بقیهی گفتگوهایی که
با بقیهی اراذل محلهی "کرسنت" داشتم
هیچکس
مردی با ماسک جمجمه، ندیده
ولی اون هنوز بیرونه
الیور، توی پنج هفتهی گذشته
،واسه پیدا کردن این یارو خیلی به خودت فشار آوردی
"میراکورو دستشه "دیگل
...دیدی که کشتن یه نفر که بهش تزریق شده بود
چقدر سخت بود
عملاً مجبور شدیم یه ساختمون رو روی سرش خراب کنیم
...دهتا یا صدتا
یا هزارتا از اینا رو تصور کن
گفتی به "روی" هم تزریق کردن
آره
تا حالا ندیده بودم انقدر از چیزی ترسیده باشی
پس باید عمق فاجعه رو درک کنی
شدو" همیشه بهم میگفت که اینجا نمیمیرم"
حالا که به گذشته نگاه میکنم
میبینم این حرف رو یه بار هم در مورد خودش نزد
امیدوارم که الان پیش پدرش باشه
بگیرش، بچه
میخواست که پیش تو باشه
بیشتر از همه به تو اهمیت میداد
..."اسلید"
هی "الی"، یه کم بذار تنها باشه
"نمیتونم بهش دروغ بگم، "سارا
باید بهش بگم شدو چجوری مُرد
آیوو" بود که شدو رو کشت" اون ماشه رو کشید
چون تصمیم گرفتم که تو رو نجات بدم
باید حقیقت رو بدونه
"صبر کن "الی - دستمو ول کن -
میراکورو توی بدنشه
این قضیه چه ربطی داره؟
...ژاپنیها، روی صدها نفر
آزمایش کردن تا میراکورو رو توسعه بدن
منم تحقیقات رو خوندم
آدمایی که مُردن؟
بخت باهاشون یار بوده
اونایی که زنده موندن، کاملاً دگرگون شدن
هم مغزشون هم بدنشون
تبدیل به یکی دیگه شدن
ازم خواستی بیام اینجا تا نوشیدنی بخوریم؟
از لباسی که پوشیدی، اینجوری برداشت میشه
نه، باید برم سر قرار
روی چی کار میکنی؟
"پروندهی "سباستین بلاد
"شهردار بعدی "استارلینگ سیتی
خب، شاید نباید این اتفاق بیافته
اینی که گفتی یعنی چی؟ - ...یه سری تحقیقات انجام دادم -
بلاد با مرکز رواندرمانی "لنگفورد" ارتباط داره
...همونی که به خاطر دلایل نامعلوم
آتش گرفت و نابود شد
پلیسها مشکوک به ایجاد حریق بودن؟ - نه -
میگن که بینتیجه موند
ولی بلاد، "سایروس گلد" رو هم میشناخته
همونی که به چهار افسر پلیس شلیک کرد و اونا رو کشت
لارل"، با این حرفا میخوای چی رو ثابت کنی؟"
نمیدونم ولی باید برم
دیرم میشه
خب، این آدم خوششانس کیه؟
سباستین بلاد
مردی که باید روی صندلی شهرداری بشینه ...پس به ما ملحق بشین
تا فرزند محبوب استارلینگ رو به اونجا بفرستیم
به سلامتی سباستین بلاد سباستین برای استارلینگ
ممنونم الیور
و نه فقط به خاطر حمایتت
بلکه به خاطر دوستیت
ممنون از همهی شما که تشریف آوردین
وقتی الیور، من رو پسر استارلینگ سیتی خطاب کرد
حس کردم که کاملاً درست میگه
یه یتیم خیابونی بودم
و این شهر منو مثل فرزند خودش بزرگ کرد
اگه امروز به اینجایی که هستم رسیدم
فقط به خاطر خانوادهی استارلینگ سیتی بوده
پس وقتشه که تمام اون لطفها رو جبران کنم
ممنونم به خاطر حمایتتون
"سخنرانی خوبی بود "الی
کی میدونست انقدر به سیاست اهمیت میدی
خب، به شهر اهمیت میدم
سباستین هم به یه دوست تبدیل شده
ظاهراً واسهی اینکار، راه خودشو داره
خیلی بامزه بود
حالا که حرفش شد، حال "روی" چطوره؟
خوشتیپ، مرموز، مثل همیشه
واسه چی دوستپسرم یه دفعه برات مهم شد؟
خب تیا، کسی رو که میپرستید بهش تیر زده
میخواستم مطمئن بشم که توی ایمانش مردد نشده باشه
خدای من. حالا که دارم فکرشو میکنم
امروز صبح یه کاری کرد که اصلاً بهش نمیومد
چی؟
سر وقت اومد سر کار
"تیا"
خیلی عالیه
به خدمات اجتماعیم افتخار میکنم
نه، این منم که افتخار میکنم
... سرگرمی الیور رو ازش گرفتی و
به یه تجارت موفق تبدیل کردی
سرگرمی؟ - عزیزم -
الیور
بابت سخنرانی خوبت ممنونم
فقط حقیقت رو میگفتم
ببخشید، یکی از دوستام اومد
سلام - سلام -
خوشحالم که تونستی بیای
سباستین منو دعوت کرد
آره، شنیدم که شما دوتا خیلی پیش همدیگه هستین
فقط با هم دوستیم
اونم اینو میدونه؟
چی جلوت رو گرفته؟
بعضی وقتا فکر میکنم که سباستین واقعی رو نمیشناسم
یه جورایی منو یاد تو میندازه
آزادی
اختیار
عدالت
مدت طولانی مردم این شهر
زیر سلطهی دولت فاسد، رنج کشیدن
...بردهی سیاستمدارهای خودرای و
و لابیگرهای عروسکگردان، بودن
بر علیه تمامشو اعلان جنگ میکنم
کسی توی ساختمون بوده؟
مسئولین نظافت و یه سری حسابدار
تا دیروقت کار میکردن
میتونی منو به بیسیم پلیس و آتشنشانی وصل کنی؟
الان انجامش میدم
دیگل
خیلی به این کار وارد نیستم
از اونجا بیاین بیرون همه چی داره خراب میشه
هنوز چند نفری توی طبقهی پنجم هستن
خیلی داغه برمیگردیم عقب
کمک
گری" هنوز اونجاس"
برو به یه جای امن
دستتو بده من
ممنونم
هی
حالت خوبه؟
کجا میری؟
به هواپیما، تا اسلحه بردارم
برای چی؟
آیوو هنوز اون بیرونه
پیداش میکنم و وقتی اینکارو کردم
تیکه تیکهش میکنم
نمیتونی آیوو یه کشتی پر از آدم داره
همشون هم قاتل هستن ..برام مهم نیست که قبلاً چیکاره بودی
ولی نمیتونی همشون رو بکشی
تنها کاری که میتونی بکنی اینه که یه جای امن پیدا کنی و منتظرش بمونی
البته که همچین حرفی میزنی
تو براش کار میکردی
ممنکه هنوزم براش کار بکنی
واسه اون کار نمیکنه
از سر راهم برو کنار، بچه
آروم باش
گفتم
از سر راهم برو کنار
حالت خوبه؟ شب طولانیای بود
آره. اخبار اعلام کرده که بمبگذار هیچ پولی ندزدیده
فکر کنم این بابا فقط میخواسته یه چیزی اعلام کنه
یک ساعت پیش این خبر منتشر شد
بیانیهش. 300 صفحه در مورد تنفر از دولت
...فکر میکنی این روانی، ارتباطی با
اون روانی که ماسک جمجمه میذاره، داره؟
روند کاریشون کاملاً متفاوته
No comments yet. Be the first to leave one.