İlk 200 satır.
" قسمت اول "
دنده ی گوساله... استرالیایی... باشه
هانوء باشه
گوشت بره باشه
او اینجا خیلی سرده
وای خدای من
شما دوتا اینجا چیکار میکنید ؟
باید دنبال جگر غاز بگردم جگر غاز
اگه واقعا باید این کارو بکنید بهتر نیست توی فریزر انجامش بدید؟
که این طوری از سرما یخ بزنیم؟
آره؟
وقتی بدن هاتون این جوری به هم چسبیده باشه چطور ممکنه یخ بزنید؟
نمی دونم؛ اصلا نمی دونم
من چیزی ندیدم
من هیچی ندیدم
باشه, تو چیزی ندیدی
من چیزی ندیدم؛ پس نگران نباشید و برگردید اون بیرون
اونا با آتیش عشق درست شدن
باشه
بیارشون بیرون
باشه
وای!
بله
سویوکیونگ ؟ بشقاب ها
باشه
سه تا
بفرما
میز شماره 11
یه گوشت صدف!
دو تا چیتارا!
یه خوراک خرچنگ!
بله سرآشپز!
سویو کیونگ مشروب ! مشروب سفید -باشه
یه خرچنگ برای من بیار و سوپ گوشت رو خاموش کن
خیلی خب
چقدر؟
دو دقیفه
سه ثانیه
زود باش!
پاستامون تموم شده
باشه
بشقاب ها
باشه
برای منم همین طور
چهار تا بشقاب
باشه
ماهی تابه نداریم. اول ظرفها رو بشور
باشه
آب
بفرما
حوله!
بله سرآشپز!
خسته شدم
بیا بریم
اوه کیف پولم
امشب کارتون خوب بود
همه سخت کار گردید؛ شب به خیر
- تموم کن و برو خونه - خیلی خب
می خوای یه نوشیدنی بگیری؟
خیلی داغه
بدجوری خسته ام
تبریک می گم!
تبریک می گم!
از فردا یه نفر زیر دست تو کار می کنه
-شنیدم که پسره - و میگن خوش قیافس
پعنی سویو کیونگ بالاخره بعد از سه سال از ماهی تابه استفاده می کنه؟
گربه زبونت رو خورده؟ یه چیزی بگو
ممنونم
ممنونم, سخت کار می کنم
سخت کار کن
تبریک می گم!
سلام. خانم!
خانم سیگار داری؟
بابا
مامانت از این خوشش میومد
مامان حتی بعد از مرگش هم باید رشته فرنگی دریایی بخوره؟
تنها چیزی که مهمه اینه که از این خوشش میومد
پس وقتی که زنده بود باید چیزی رو که واقعا دوست داشت تهیه می کردیم؟
می دونستی چقدر از سیگار کشیدن قبل از غذا لذت می برد؟ تو شوهرس بودی؟
هی؛ فندکت رو بده به من
بی گناه بازی در نیار و بدش به من
بابا تو خودت یکی داری آره؟
می دنم که داری پس اینو بذار برای من
خدای من
از سال آینده برای مرگ تو و مرگ مامانت با هم یادبود می گیریم
چطور جرأت می کنی جلوی پدرت سیگار در بیاری؟ سیگار؟
چطور تونستی ؟
نمی تونم باور کنم؟
همونجا وایسا دختر کوچولو چطور جرأت می کنه!
مامان تو تموم این مدت اینو از بابا مخفی کردی
اون واقعا نمی دونست
حتی میزو چپه کرد
باید گرسنه باشی
مامان
می خوام یه سرآشپز واقعی باشم
سلام من اوه سه یونگ ازلیست سرشپزها هستم
هوا اخیرا سرد شده مگه نه؟
وقتی که بچه هامون با دست ها و دماغ های یخ زده خونه میان
چه چیزی خوشایندتر از
خوراک سیب زمینی کباب شده ی گرم هست؟
خوراکی که لبخند به چهره هانشون میاره و پر از مواد مغذیه
غذای امروز
سلام
من اینا رو با خودم می برم و لطفاً بقیه رو فورا برام بفرستید
بسیار خب
برای خرید بیش از صدهزار وون این رو به مشتری می دیم
دوام دارن ؟
بستگی به مراقبت داره
تخم مرغ برای امروز تخم مرغ برای فردا
اه این رو جا به جا کنم سود بیشتری می کنم و هیچ کس هم نمی فهمه
داری چی کار می کنی
او خوش آومدید هو خیلی سرده
ما تا ماه مارس باید سفارش رو تا200 افزایش بدیم
بنابراین با شروع تحویل فردا می شه ماهی 1200 باشه؟
درشت ها
معلومه که می دونم
تخم مرغ های درشت!
گَفْتم می دونم! درشت هر چی باشه ما همدیگه رو می شناسیم
پس من میرم
اوه صبر کن
میشه هفتصد وون
اوه متأسفم
متأسفم!
دستات رو بهم بچسبون - ببخشید ؟
آماده ای ؟
بدووووو
ممنونم
اونا تقریبا مرده بودن
حالا می تونی کیفها رو بدی به من
اوه درسته
صبر کن . چطوری میخوای کیفها رو حمل کنی ؟
فکر نمی کنم کار بکنه
اوه ! چکه می کنه
چه حرفه ایه !
اول . اونا رو بده به من تو کیفها رو بگیر
وقتی که دستات آزاد شدن دوباره اونا رو بهت برمی گردونم
درسته؛
اما دست من کمی سوخته
بنابراین اجرای این نقشه سخت می شه
پس فقّط کیفها رو به من بده مشکلی نیست
آیا تو یه ابر قدرتی ؟
بیا بریم فقط یه راه حل هست
کدوم طرف؟
این طرف
شاید اون واقعاً یه جنتلمنه؟
می دونی مدت زمان حافظه ی ماهی قرمز چقدره؟
نه
دو ثانیه - دو ثانیه ؟
بعد از دو ثانیه حافظه شون از بین می ره
پس هر دو ثانیه با یه دنیای کاملاً جدید رو به رو می شن
پس احتمالاً از زندگی توی به تنگ کوچیک اذیت نمی شن
معلومه که نه. بعد از دو ثانیه حتی یادشون می ره به کجا شنا می کردن
کجا هستم ؟ و بعد از دو ثانیه "حالا کجا هستم ؟"
توی هر دو ثانیه همه چیز جدیده
خنگن
آره خنگن
خیلی خنگن
رسیدیم
اینجا ؟ - بله
ممنونم
ازشون خوب مراقبت کن
باشه
خدا نگهدار
اه ببخشید!
بله؟
ممکنه کليدها رو هم برام دربیاری؟
تو جیب بیرونی کوله پشتیم هستن
یادم رفت دستات آزاد نیستن
باشه, صبر کن
آره باید اونجا باشن
اینجا نیستن
چی؟ هميشه اونجا میذارمشون
مطمئنا اینجا نیستن
اوه عجیبه
توی جیبم گذاشتمشون؟
تو جیب ژاکتم رو نگاه میندازی؟
عیبی که نداره دست بزنم؟
معلومه که نه
صبر کن
-اینجا هم نیستن؟ -نه
اوه اونجا نه؛ اونجا نیستن
یه جیب هم داخل هست
داری تظاهرمی کنی نمی دونی کجان تا مجبورم کنی بهت دست بزنم؟
نه تظاهر نمی کنم
داشتم شوخی می کردم
باشه, از اونجایی که من شروع کردم... یه ثانیه صبر کن
یه ثانیه ی دیگه
لطفاً درو برام باز کن
امروز غروب بیکاری؟
چرا مرددی؟
بار اول باید جواب رد بدی
تا شب بیکار نمی شم
چه ساعتی؟
ساعت یازده
اون موقع شب زن و به مرد فقط یه کار می تونن بکنن
با هم بخوابن
اگه داری این پیشنهاد رو می دی معلومه که ممنون می شم
چی؟
من اون موقع کارم تموم می شه
حدس میزنم مجذوبم شده باشی
No comments yet. Be the first to leave one.