The Serpent

The Serpent

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 1

Sürüm bilgisi

The Serpent S01E05 WEB H264-RBB
The Serpent S01E05 WEBRip x264-ION10
The Serpent S01E05 720p WEB h264-TRIPEL
The Serpent S01E05 10bit x265 720p WEBRip 2CH PSA
The Serpent S01E05 1080p AMZN WEB-DL DD2 0 H264-SDCC
The Serpent S01E05 1080p NF WEB-DL DDP5 1 H264-3cTWeB
Şunun yorumuyla Hitman007
🔴 30nama | H1tmaN امـیـر 🔴

Etiketler

web
webrip
x264
BRip
720p
720
x265
2CH
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
Yayınlandı: 2021-05-01
İndirmeler: 38
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

این سریال از رویدادهایی واقعی» .الهام گرفته است

برخی از اسم‌ها و اتفاقات با اهداف نمایشی

و برای احترام به قربانی‌ها .و خانواده‌هایشان تغییر کرده‌اند

«.تمام دیالوگ‌ها فرضی‌اند

‫11 مارس 1976‬ ‫(بانكوک)‬

‫- الو؟ ‫- نادین؟

‫- پلیس داره میاد ‫- کِی؟

‫همین بعد از ظهر

‫- آ... ‫- نادین، شنیدی چی گفتم؟

‫آره، آنجلا. لطف کردی،

‫ولی فکر نکنم بتونم امشب برسونم

‫- نادین؟ ‫- یه وقت دیگه

‫خداحافظ

‫- چی شده؟ ‫- همینطوری قطع کرد

‫فکر کنم اون همراهش بود

‫آنجلا کیه؟

‫هیچکس. راستش ازش خوشم نمیاد.

‫داره بازی «ماژونگ» رو یاد می‌گیره و ‫می‌خواد منم بهش ملحق بشم

‫ولی من حس رفتن ندارم

‫خودش ضرر کرده

‫- بریم؟ ‫- آره

:ترجمه و تنظیم از امـیـر سـتـارزاده AM1Я H1tmaN

The Serpent Episode 5 1400/02/10

‫کنیپنبرگ، پیغامت رو دریافت کردم ‫چه خبر شده؟

‫جانتاسین موافقت کرد پلیس ‫بفرسته به کنیت هاوس

‫ولی به بهانه‌‌ی عملیات ضد مواد مخدر

‫تا گوتیه به نادین مشکوک نشه.

‫- هلندی، موفق شدی! ‫- آره، پائول، ولی گوش کن

‫داشتیم تلفنی با نادین حرف می‌زدیم و ‫گمون کنم اونم حرفامون به گوشش خورد

‫- ولی گفتی پلیسا دارن میرن ‫- دو ساعت دیگه!

‫دارم سعی می‌کنم جانتاسین رو ‫راضی کنم همین الان عازم بشن

‫یا خدا، هرمان!

‫فکر نمی‌کردیم اونجا گیر بیوفته

‫پائول، گوش کن، ازت می‌خوام ‫هر چه سریع‌تر بری اونجا

‫- خیلی خب ‫- فقط تا وقتی پلیس برسه

‫خیلی خب، دوست من

‫بالاخره به روش من انجامش میدیم

‫پائول، به محض اینکه با جانتاسین ‫هماهنگ شدم میام دنبالت

‫دیروز دیدم داشت این اطراف پرسه میزد

‫بعدش اون و رمی به محض اینکه ‫هوا تاریک شد رفتن

‫و بعدش امروز صبح تنها برگشته.

‫می‌دونی که چقدر اون و ‫دامینیک به هم نزدیک بودن

‫می‌دونم، اجی. متوجه این چیزا هستم.

‫گمونم دیگه کارم با آسیا تمومه

‫آلن تجارت رو می‌بره اروپا

‫نقل مکان می‌کنیم اونجا

‫ولی تازه برگشتید. کِی اینجا رو ترک می‌کنید؟

‫نه تا چند ماه دیگه

‫ولی الان دلم می‌خواست اروپا بودم

‫منو می‌بره مادرشو ببینم

‫- کجا؟ اروپا؟ فرانسه؟ ‫- مای تای!

‫- این یکی واسه توئـه ‫- ممنون، ولی واسه من یکم زوده

‫اونا خوبن، نادین ‫و اجی هم زحمت کشیده درست کرده

‫آره، نادین، به زحمت افتادم. بنوش.

‫بهتره امتحانش کنی

‫سلامتی دوستان

‫الو؟

‫آنجلا، اون هنوزم جواب تلفن نمیده

‫رمی اینجاست. داره روانی میشه.

‫- خب، فقط اون نیست که روانی شده ‫- امّا قراره چیکار کنی؟

‫سرلشگر جانتاسین پشت خطـه!

‫باید برم

‫- سرلشگر، ممنونم ‫- کنیپنبرگ...

‫مردی با جایگاه تو باید درک کنه

‫منابع محدود منجر به شکست میشه...

‫هنوز نتونستم افراد کافی جمع کنم

‫سرلشگر، با تمام احترام، درک می‌کنم

‫ولی جون یه زن در خطره. خواهش می‌کنم ‫باید همین الان اقدام کنید

‫- دوباره ‫- مطمئنی، رفیق؟

‫- لعنتی، داداش! ‫- دیدی؟ همه چی به ذهن مربوطه

‫آره، هرچی تو بگی، رفیق ‫ناجور قوی هستی

‫نادین، نوبت توئـه

‫نه، حس نمی‌کنم خوشم بیاد

‫آلن، نه. دلش نمی‌خواد خب.

‫مجبورش نکن

‫ولش کن

‫هی مونیک، باید بریم

‫کجا دارید میرید؟

‫مونیک داده بود یه لباس جدید واسش ‫بدوزن، میره امتحانش کنه

‫منم می‌خوام اجی یه چیزی ‫رو واسم وصول کنه

‫کِی برمی‌گردید؟

‫نمی‌دونم. با ترافیک...

‫شاید بهتره من...

‫بجنب!

‫سروان، هرچند تا افراد که می‌تونی جمع کن ‫ولی باید همین الان انجام بشه

‫اطاعت، قربان

‫واحد سبز!

‫دستورات جدید! همین الان میریم!

‫لعنتی! کیر توش!

‫بیا امتحان کن

‫حسش نیست

‫گمونم بهتره برم

‫امتحان کن

‫محکم تر

‫لعنتی، گمونم مُچم پیچ خورد. ‫میرم یخ بیارم.

‫بذار ببینم

‫اینکه باور کنم دامینیک هیچی ‫بهت نگفت سخت به نظر میاد

‫شما خیلی نزدیک بودید

‫هیچ خبری ازش ندارم

‫اون نه پاسپورتی داشت، نه پولی

‫ما تنها دوستانش در بانکوک بودیم

‫درک کردن اینکه چرا رفته ‫خیلی سخته، علت رفتنش به کنار

‫منم دلم واسش تنگ شده ‫نمی‌دونم چی بگم

‫- منم دلم واسش تنگ شده ‫- داری بهم آسیب می‌زنی

‫بهتر شد؟

‫خوبه. بذار نشونت بدم چرا دردت اومد

‫اول دستتو مشت می‌کنی. ‫اینطوری محکم فشارش میدی.

‫و موقع ضربه زدن، از ‫لگن و کمرت استفاده می‌کنی

‫می‌دونم تو به دامینیک کمک کردی

‫خب؟ ولی کی قراره به تو کمک کنه؟

‫کی؟

‫بذار برم خونه. خواهش می‌کنم.

‫چیکار داری می‌کنی؟

‫نمی‌تونی ماشین‌تو اینجا ول کنی!

‫نادین؟

‫نادین!

‫پائول!

‫اینجا چی کار می‌کنی؟

‫اونا اینجا نیستن! اونا اینجا نیستن!

‫- اون خودشه؟ ‫- آره، ولی دنبالم بیا

‫نادین؟

‫این پائولـه. با رمی کار می‌کنه.

‫- بهمون ملحش شو، پائول ‫- نه ممنون. این گرما رو نمی‌تونم تحمل کنم

‫پلیس توی راهـه. ‫هرمان بهشون گفته که الان بیان.

‫نه! بهت گفتم، اونا اینجا نیستن!

‫کی؟ اون دو تای دیگه؟ که چی؟ ‫پلیسا می‌تونن گوتیه رو بگیرن و...

‫نه! باید هر سه تا رو بازداشت کنن!

‫وگرنه رمی و من، مُرده به حساب میایم

‫پس باید برگردی پایین

‫و جایی نگهش داری که بتونیم ببینیمش

‫آقای کنیپنبرگ!

‫- آقای کنیپنبرگ! صبر کنید! ‫- یوتین، سوار ماشین شو

‫لوانا، نمی‌تونم صبر کنم! ‫باید همین الان برم کنیت هاوس

‫تلفن. آقای سیمونز. خیلی اضطراریـه!

‫- اون چی گفت؟! ‫- مجبورم نکن دوباره بگم

‫- کسخل شده؟ ‫- نه، هرمان، از ترس ریده!

‫اون می‌خواد صبر کنیم. به علاوه ‫تو همه‌شونو می‌خوای، مگه نه؟

‫خیلی خب، پائول. ترتیبشو میدم.

‫جانتاسین رو برام بگیر، همین الان!

‫حالت بهتره، نادین؟

‫اونقدرام محکم مشت نمی‌زنی

‫حالا می‌خوام شنا کنم

‫کنیپنبرگ، شرمنده گیج شدم

‫ولی اولش ازم می‌خوای که هرچه ‫سریع تر افرادم رو بفرستم

‫و حالا می‌خوای صبر کنن؟

‫سرلشگر، همه چیو توی ‫وقت مناسب توضیح میدم

‫فقط ببینید، بهتون التماس می‌کنم،

‫باید کاری کنید صبر کنن. خواهش می‌کنم!

‫عملیات رو متوقف کنید

‫باید صبر کنید تا هر سه مظنون وارد آپارتمان بشن

‫دریافت شد

‫نادین؟

‫نادین؟

‫نادین؟

‫همه چی ردیفه؟

‫آره

‫کنیپنبرگ بفرمایید؟

‫منتظر دستور باشید، واضحه؟

‫قراره یه اتفاقی بیوفته. ‫باید به حرفم گوش بدید.

‫تا وقتی که هر کاری که میگم انجام بدید، ‫هیچ جای نگرانی نیست.

‫ماری، تمام جواهراتت، به تن کن. ‫همه رو به تن کن.

‫هر چقدر که می‌تونی پیدا کنی!

‫اینو بگیر

‫انجامش بده

‫بهم اعتماد کن

‫سروان. هیچ کلیدی واسه گاوصندوق نیست

‫آشو با جاش ببرید. ‫کل گاوصندوق رو بردارید.

دو روز قبل

‫"بانكوک"‬

‫ پرواز NL652 از هنگ کنگ ‫ هم اکنون به زمین نشست

‫- دامینیک، کدوم گوری هستی؟ ‫- دامینیک؟

‫آلن، هیچکدوم از وسایل دامینیک نیستن.

‫چیزی از گاوصندوق برداشته؟

‫فقط پاسپورتش

‫فایده‌ای واسش نداره. ‫عکس تو روشـه.

‫- مگه اینکه عوضش کرده باشه ‫- دامینیک؟ نه. راهشو بلد نیست

‫شاید کمک داشته

‫- نادین؟ ‫- اوهوم

‫باید الان بریم؟ بزنیم بیرون؟

‫نه، هیچی عوض نمیشه

‫برام سواله پدر مادرش هنوزم ‫واسش نامه می‌نویسن یا نه

‫سلام

‫نگران یه دوست هستیم. میشه ‫بررسی کنید نامه‌هاشو گرفته یا نه؟

‫دامینیک رنالو

‫سلام، نادین

‫همه چی مرتبه؟

‫خبر خوبی هست؟ خبری از دامینیک گرفتی؟

‫نه. چرا باید گرفته باشم؟

‫فقط... ما تازه برگشتیم...

‫و واضحه که مدتی میشه رفته

‫داشتیم نگران می‌شدیم

‫اونو دیدی؟

‫نه

‫رمی!

‫متأسفم

‫حالت چطوره عزیزم؟ متأسفم

‫بهش گفته بودم بهش زنگ می‌زنم، ‫ولی به کل فراموش کردم.

‫سهم تو. بابت همه‌ی اون ‫خریدارایی که واسم آوردی

‫خیلی ممنون

‫خداحافظ

More Farsi Persian subtitles for The Serpent

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left