İlk 200 satır.
نوشیدنیتون، قربان
الماسها پیشته؟
مثبته
تبریک میگم، جان
به لطف تو اورانیوم رو پس گرفتیم
و اون سازمان رو متلاشی کردیم
مأموریت انجام شد، میتونی برگردی به پایگاه
یه بار دیگه، توی این مأموریت سخت بازدهی بالایی از خودت نشون دادی
انعکاس در یک الماس مرده
آقای دیمن؟
مهمون اتاق ۳۱۷ دوباره شکایت کرده
لطفاً محتاطتر باش
دیگه چهارشنبه شده
یادت نره پول این هفته رو بدی
دوران پرامیدی در پیشه
محصولات ما به تغذیه کل دنیا کمک میکنه
انرژی هستهای فقط مربوط به تسلیحات نیست، جان
موضوع دسترسی به مدرنیتهست
برق برای همه
داریم وارد عصر جدیدی میشیم
به خاطر کار تو، دیگه هیچکس کم و کسری نخواهد داشت
امروز میتونیم از همه چیز لذت ببریم
دیگه اون حرف که میگفتن «آسمون انتهاست» قدیمی شده
این مارکوس استرنده
ارزشش بیشتر از یک میلیون بشکه نفت در روزه
اون اولویت اول ماست
بهش نزدیک شو
و طوری ازش محافظت کن که انگار عزیزترین چیزته تو دنیا
ببخشید
این ماشین به دو تا تیربار کالیبر ۵۰ مجهز شده
توی چراغهای جلو کار گذاشته شدن
این جاسیگاری تبدیل به یه مگسک میشه که به سلاحت میخوره
این ساعت یه چاشنی از راه دوره
این انگشتر به کمک یه لیزر قوی اجازه میده پشت دیوارها رو ببینی
ولی مواظب باش زیاد روشن نذاریش
وگرنه هر چیزی که جلوش باشه رو نابود میکنه
میدونم کار توئه
بهت میگم، من نبودم
فکر کردی نمیشناسمت؟
بسه! دیگه خسته شدم
میشناسیش؟
براش کار میکنی؟
هیچی نمیدونم
حتی اگه حرف هم نزنی، میفهمم تو سرت چی میگذره
دیدیش؟
چه شکلیه؟
چهرهشو برام توصیف کن
بگو اون کیه
من که همه چی رو بهت گفتم
باید تمام رازهاتو بهم بگی
بگو
اونجا خواهی بود
وقتی پیش استرندی، زیر نظر دارمِت
اونی که حواسش به همهچی هست منم
لباسم هر تصمیمی که بگیرم رو ضبط میکنه
یه بار دیگه بهم دست بزنی، مردهای
من پاس میدم
خیلی زود داری جا میزنی عزیزم
میخوام ببینم
شرطبندیها انجام شد
دیگه شرطی قبول نمیشه
یه پیشنهادی برات دارم
البته
هر وقت که بخوای
یه جای کار میلنگه
فقط ما روی پرونده استرند کار نمیکنیم
حرفِ میلیونها نیست، دهها میلیون بشکه
نگران نباش
منابع من نامحدوده
یکی میخواد برامون تله بذاره
تکرار میکنم، کد قرمز
پاپیون نوییت، من آلفا هستم
برامون نیروی کمکی بفرست
پاپیون نوییت، صدامو داری؟
بیخیالش شو، نمیتونیم روشون حساب کنیم
بردی
حالا فقط باید با بدنت بازی کنی
آقای استرند، کی میتونیم همدیگه رو ببینیم تا در موردش حرف بزنیم؟
با همکارت هماهنگش میکنم
لبخند بزن
توی سالن تیراندازی منو ببین
دوران پرامیدی در پیشه
بهزودی همه گجتهامون توی یه گوشی جا میشن
قسم میخورم داریم وارد عصر جدیدی میشیم
سیستم باینری امکانات بینهایتی رو ارائه میده
همه چیز داره تغییر میکنه
اگه جان باینری بمونه و دنیا رو سیاه و سفید ببینه
خوب و بد، زن و مرد
تکنولوژی هیچچیزی رو عوض نمیکنه
حس میکنم اون بیشتر به نقاشیهای روغنیش علاقه داره
این نقاشیها خون رو توی رگهام منجمد میکنن
یه چیزی داره تغییر میکنه
در خطریم
میخوان حذفمون کنن
میتونیم پیشنهاد وسوسهکنندهای بهت بدیم
میشنوم
منتظر چراغ سبز همکارم هستم
ولی خبری ازش ندارم
چند روزیه که مفقود شده
به نظر من، ما همینطوری غیبمون نمیزنه
همیشه یه ردی از خودمون یه جا میذاریم
میبینی؟
مفهوم مرگ
یه لحظه ببخشید
بله؟
چی؟
کی این کار رو کرده؟
توی کدوم بار؟
مطمئنی خودش بود؟
ماسک نزده بود؟
چطور مگه؟
به موهاش نیاز داشت؟
من با برنده بازی میکنم
نصف
و تو؟ تو کجا بودی؟
صبر کن
الان برمیگردم
بله، میشنوم
انعکاسِ کارت توی یه چشم مرده
جسد مارکوس استرند رو چطور پیدا کردی؟
وقتی رسیدی، مرده بود؟
من که همه چی رو بهت گفتم
نقش تو محافظت از اون بود
اگه دیگه از نقشت خوشت نمیاد
یه مأمور دیگه پیدا میکنیم
آقای دیمن
خواهش میکنم
آقای دیمن
خواهش میکنم
آقای دیمن
۳۱۶ صورتحساب
بیخیال، خوش بگذرون، شب آخرمونه
باورم نمیشه که کنار گذاشتنت
اونم بعد از دو تا موفقیت اخیر
ما همهمون فقط پیادهنظام توی دستاشونیم
هر وقت بخوان جایگزین میشیم. تو هم همینطور
بیخیال! حداقل من این لباس خوشگل رو دارم
به کل الماسهات میارزه
نمیذارم مرگت بیپاسخ بمونه
جان، وقتهایی که عصبانی میشی ازت خوشم میاد
حالا که دیگه من نیستم، مواظب سِرپنتیک باش
شاید نفر بعدی تو باشی
خداحافظ عشق من
انتقامت رو میگیرم
گارسون
یه مارتینی دیگه
با یه بشقاب توتیا
ولی دیگه توتیا نداریم قربان
خیلی وقت بود منتظر این لحظه بودم
بالاخره میخوای بهم بگی کی هستی؟
اون ماسک رو بردار
عذر میخوام قربان، ولی این آخریشه
پذیرش حسابتون رو مسدود کرده
وقتشه با جواهرسازها یه قراری بذاری
بهشون الماس میدم
فکر کردن کیان؟
پودرشون میکنم
اون ماسک رو بردار
دیگه از این رمز و رازهای تو خسته شدم
میخوام تموم شه
میخوام تمومش کنی
ببوسم
روز بخیر آقای دیمن
حادثه جدید روی پل عابر پیاده
جسد مردی در دره پیدا شد
سواحل جدید در خطرند
مشتری هتل میراماره در مسیر ساحلی مرده پیدا شد
کالبدشکافی جسد در حال انجامه
کالبدشکافی
اثری از درگیری نیست
مسموم شده
اون با فرو کردن یه انگشتر سمی توی گردن قربانیهاش، فلجشون میکنه
این روش شبیه به بوسه کبراست
که قربانیهاش رو قبل از کشتن، زمینگیر میکنه
وقتی حریف زمینگیر شد
میتونه از ناخنهای فلزیش که مثل شمشیر تیزن استفاده کنه
قاچاقچی سنگهای قیمتی به قتل رسید
خودشو سِرپنتیک صدا میزنه
اون اولویت اول ماست
ولی اون تنها کسی نیست که دنبالشیم
همین الان هم دنبال کسی هستیم که قتلعام به راه انداخته؛
اعضای آژانس انرژی اتمی در اورینت پالاس
و کسی که مهمونها رو توی سواحل خصوصی مسموم کرده
اونم به نام حفاظت از سواحل
اما خطرناکترینها هنوز شناسایی نشدن
کسی که چندین مجموعهدار آثار هنری رو کشته
اونم با ارجاع به نقاشیهای معروف، هنوز آزاده
فقط میدونیم که با پیامی که خبر از مرگشون میده، به قربانیهاش هشدار میده
و این هم آخریش
که احتمالاً خطرناکترینه
کاینِتیک قربانیهاش رو هیپنوتیزم میکنه و اونا فکر میکنن توی فیلم هستن
درک واقعیت رو کاملاً از دست میدن
تا وقتی کلمه «پایان» با صدایی بلند و سنگین ظاهر بشه
به موسیقی مرگت گوش کن
باید بری
در خطری
میدونم
و به کمک دولت شما هم احتیاجی ندارم
میدونم کی هستی
دیگه بازی بسه
No comments yet. Be the first to leave one.