İlk 176 satır.
نظرا راجب یه آب جو چیه، سر آشپز؟
نظرت راجب کارت شناسایی چیه؟
کارت شناسایی؟
این دیگه خیلی چاپلوسانه بود
منم باید اینطوری تیکه بندازم
کارت شناسایی ارتش
سرهنگ اول، والتر کِلر متولد 1944
پس الآن 38 سالت
احتمالا توی ویتنام هم جنگیدی بله
چطوری بود؟ حال بهم زن بود
آره، این چیزیه که اونا میگن جنگ حال بهم زنِ
شرمندم سرباز
اینم جای دستت درد نکن است
سامنر،این دیوونه کنندس
دایان ما میخوایم با هم ازدواج کنیم
!ازدواج! تبریک میگم بیاید با به نوشیدنی جشن بگیریم
فک نکنم
شیش ماه بیشتر طول نمیکشه
شاید همون اولش بچه دار نشیم
بیا داخل، بیا بشینیم اینجا ما باید به هواپیما برسیم
من اصرار میکنم که تو انگشتر عتیقه ی طلایی مادربزرگم رو داشته باشی
مگه نگفتی که اون هنوز دست زن قبلیت؟ من اونو نمیخوام
تو برای من کافی هستی درسته، ولی نماد ها هم مهم هستن
بزار به باربارا زنگ بزنم ببینم خونه اس یه تلفن این پشت هست
تا وقتی که اینجا هستیم بیا با شامپاین جشن بگیریم
سلام؟ سم؟
تو سم هستی؟
آره اون اینجاست
یکیِ اسمش ویکیِ
نه نه نه نه
نه، اون میدون که تو اینجایی بهش گفتم که تو اینجایی
...خب
...ببین
ببخشید، من اشتباه کردم اون رفته بیرون
کجا؟
...خب، فکر کنم جایی که اون رفته
اون... رفته به کلاس مایم...
آره، پیام رو بهش میرسونم
خواهش میکنم
خب؟ تو یه هیولای کافری
ممنون، پیامش چی بود
ببین، من از این کارا خوشم نمیاد
معذرت میخوام، اگه من صاحب اینجا نبودم همین الآن خودم رو از اینجا اخراج میکردم
به خاطر دروغ گفتن برای من، اولین نوشیدنیت رو خودم حساب میکنم
من یه شیشه از بهترین شامپاینتون رو میخوام
حالا دروغ خیلی بزرگی هم نبوده
نه نه، پولش رو میدیم ما میخوایم بریم و با هم ازدواج کنیم
پس این یکی به حساب من، تبریک میگم
باربارا خونه بود گفت که میتونم بیام
خب، میخوای من باهات بیام؟
نه، ممکنه مشکل پیش بیاد و طول بکشه
به علاوه، اگه اون همچین زیبایی خیره کننده ای رو ببین، کسی که در مقابل اون پیروز شده
ممکن دوباره هم قلبش بشکنه
سامنر،من اونقدرا هم قشنگ نیستم
کفر نگو
خب، جشن قرار کجا برگزار بشه؟
فردا، توی باربادوس عالی
من دکتر سامنر اسلون،پروفسور ادبیات جهانی در ایالات متحده هستم
اون یه مقاله توی هارپر داره
دایانا برای دوسال دستیار تحصیلی من بوده
امروز، من با دایانا توی دفترم نشسته بودیم
من دنبال پروست خودم بودم،بینی اون شبیه ییتز بود
من به خودم گفتم: من حتما باید دیوونه باشم که بزارم همچین کسی از زندگیم بره بیرون
پس من دقیقا توی همون لحظه گفتم، بیا با هم ازدواج کنیم
چیزی که دقیقا گفت این بود با من بیا و عشق من باش"
"و شاهد خوشی ها جدیدی خواهیم بود
از دان بود امیدوارم همینطور باشه
نه، جان دان، شاعر
خب پس، خیلی دوست داشتنی بود
ببین، من سریع میرم و میام ده دقیقه ی دیگه برمیگردم
ببخشید، اسمتون چیه؟ سم
ببین، سم پیر، من یه کار دارم که باید انجام بدم
دایانا میمونه اینجا، ازت ممنون میشم اگه حواست بهش باشه
به خاطر تو سامنر پیر، من چهار چشمی حواسم بهش هست
سامنر، من احمقم که بزارم تو بری زنی رو که قبلا عاشقش بودی رو ببینی؟
عزیزم، من دارم تو رو تنها توی مشروب فروشی ترک میکنم
کدوم یکی از اینا احمقانه تر؟ خیلی نزدیک به هم هستن
به هر حال،تو میشینی توی مشروب فروشی و وقتی که من نیستم با سم حرف میزنی
من بعدا برمیگردم با انگشتر عروسی که میخوای
نامزدت عجب مردی
ببین، حتما نیاز نیست که با من حرف بزنی
من عادت ندارم که با متصدی بار خیلی حرف بزنم
متوجه ام، یکی داره تلاش میکن که با من دوست بشه
به اون میگن یه تیم فوتبال؟
چی شده مربی؟ میهن پرستا دوباره همون کار رو تکرار کردن
این بدترین قرارداد تاریخ بود
اونا با اولین بار دیدن قرارداد رو بستن
یه بازیکن سرعتی برای عقب زمین گرفتن؟ نه
یه مهاجم قوی گرفتن؟ نه یه دفاع گرفتن
من دیدم یه دفاع خوب میتونه تیم رو دور بزن
آره، منم همین طور
سلام سلام
امیدوارم کسی بهت نگفته باشه که اینجا ایستگاه اتوبوس
نه اون یه مدت اینجاست
معذرت میخوام، از اینکه هی بگم به من توجه کنید متنفرم
میشه درباره ی زندگی شخصی من با هرکسی که میاد داخل حرف نزنی؟
دوست داری که من بهشون چی بگم؟ برام مهم نیست
اون یه فاحشه اس واقعا؟
ممنون قابلت رو نداشت
کارل دوباره دیر کرده آره
باشه، من دیر کردم، بچه ام توی تمام خونه بالا اورده بود
تو این بهونه رو قبول نمیکنی، من استعفا میدم
من برای کسی که هیچ اهمیتی برای بچه ها م قائل نیست کار نمیکنمم
و کسی برای شما دعوت نامه نفرستاده من معمولا خیلی وقت شناسم
اگه خوشت نمیاد، اشکالی نداره این کار هم کار خیلی خفنی نیست
من عوضش میکنم
فکر میکنی خیلی بهش سخت میگیرم؟
سلام مربی سلام کارلا
میهن پرستا اون دفاعی رو که میخواستن رو گرفتن
دیوونه شدی؟ اونا بازیکن دفاعی پشت خط زیاد دارن
درسته، خیلی زیاد دارن
عاشق اینم که یه زن رو ببینم
که چمدونش رو با خودش میبره برای خوردن نوشیدنی
اون نمیخواد که کسی مزاحمش بشه
خب پس بهش بگو که من معذرت میخوام
عصر همگی بخیر نوووووررررم
نورم، چی میدونی؟ نه به اندازه ی کافی
نظرت راجب قرار داد میهن پرستا چیه؟
اونا به دفاع نیاز دارن همون طوری که من به شاخ نیاز دارم
این همه دفاع رو میخوان قاب بگیرن؟
لعنتی، شاید میخوان همچین کاری کنن من دیگه سرم خیلی درد گرفت
ساکس دوباره امروز باخت میتونستن از تو استفاده کنن
نه نورم من بدنم رو فرم نیست
هی خانم
دوست ندارید سم رو ببینید وقتی که توپ رو پرتاب میکنه؟
چی رو پرت کنه؟
نمیدونید که اون کیه؟ اون یکی از بهترین پرتاب کننده های توپ توی بیسبال بوده
سموئل می دی مالون
من مربی این بچه و تیم رِد ساکس بودم
اون یکی از بهترین بازیکنای لیگ بود
خیلی بزرگش نکن مربی نه، منظورم اینه که بهترین بود
مطمئنم همون طور که مطمئنم زمین گرده حرفش رو باور نکن
من مطمئن نبودم که زمین گرد تا وقتی که عکس های شاتل فضایی رو دیدم
سم یه بار جوری توپ رو پرتاب کرد که توی یه ثانیه امتیاز گرفت
این ریقو تا کی قراره اینجا باشه؟
کارلا آروم باش
اگه اینقدر خوب بودی چرا الآن بازی نمیکنی؟
آرنجم مشکل پیدا کرد من خیلی خمش کردم
مست بودی؟
شوخی میکنی؟ اون بهترین مست کننده بود
اون توی هر کاری عالی بوده
بهترین مست کننده بود یه مست کننده ی خوب بودم
الآن هم مستی؟
سه سالی هست که لب به مشروب نزدم
بهت افتخار میکنم که کنارش گذاشتی سم حتما خیلی سخت بوده
چرا صاحب یه باری؟ وقتی که مست بودم خریدمش
و به خاطر دلایل عاطفی نگهش داشتم
شما، خانم، دارید چی مخونید؟
یه کتاب؟
ببخشید، دستشویی کجاست؟
بعد از اتاق خوابم
آخر راهرو
خب، داستان این خانم خشکل چیه؟
بی خیال بگو دیگه سم
چرا نمی تونی به ما بگی؟ آره، مسئله چیه؟
آروم باشید سم در مورد این چیزا خجالتی
من بهتون میگم، اون یه فاحشه اس اون یه فاحشه نیست
خب، حتما به شیوه ی قدیمی نیست
اون اصلا یه فاحشه نیست
بهترین خانم جوونی که من تاحالا دیدم سرم داره میترکه
ببینید، اون دوست نداره کسی مزاحمش بشه
اون منتظر نامزدش
اونا میخوان امشب برن به کارائیب که ازدواج کنن
دلشون برات تنگ شد
یه آب جوی دیگه نورم؟
خب، آره، یکی دیگه سریع بیار ممنون
هنوز برنگشت؟ نه
چرا اینقدر منتظرش میمونی؟
خیلی آدم نچسبی هستی، میدونستی؟
آره، خب، حق دارم که باشم
شوهرم من رو با چهار تا بچه ول کرد و رفت چهار تا بچه؟
آره، و بعد از اینکه رفت پول نوشیدنی های دانشگاهش رو هم من دادم
شوهرت کدوم دانشگاه میرفت؟
آکادمی کالتی
تعمیرات تلویزیون
دقیقا وقتی که فارغ التحصیل شد من رو ول کرد
No comments yet. Be the first to leave one.