İlk 200 satır.
...خيله خب، خيله خب، تو ميتوني، تو ميتوني، تو صبح بخير زمين
صبح بخير آژير اعلام حريقِ عوضي
و صبح بخير صورتحساب هاي پزشکي
اوه، و رفيقت، بدهيِ زجرآور
نه نه نه نه
صبح بخير، خاطرات تلخ و شيرين
صبح بخير، کيسه ي غير قابل بيان
و صبح بخير به تو ارچر و بقيه ي کثافت هاي زندگيم
خراب شده؟
ها؟ اسانسور خرابه؟
ها؟ اسانسور؟
ها؟ اسانسور؟
خارج از دسترس
خودم ميتونم ببينم
پس چرا پرسيدي؟
دير کردي
...من خدايا، زياد عرق ميکني؟
اسانسور خرابه کُس نگو
و دوباره، اون ماشين مسخره رو در جاي من پارک کردي
خب اولا، ال کامينو ماشين نيست کاميون، هر چي
...کاميون هم نيست، اون يه ماشينِ دو جنسي؟
...خفه شو، و دوما وايسا، دوما چي بود؟
"نميدونم، حالا ميگم دوما بود "خفه شو
و ديگه اينجا کاري نداريد؟
من بايد برم چند جفت کفش برنــدارم چون ميخوام
وقتي رسيديم اونجا، تقريبا 10 جفت کفش بخرم
رسيديم کجا؟
رُم
چي؟
"نه واسه قضيه ي "مورلي
کل اون عمليات نقشه ي من بود
اره، و کار فيزيکي فوق العاده اي انجام دادي اره ولي الان اين
به کار فيزيکي واقعي نياز داره ري مثل راه رفتن يا شايد دويدن
هرچند اميدوارم دويدن نداشته باشه چون کفش جديد پام خواهد بود
اين خيلي بي انصافيه
نه به بي انصافيِ اينکه چطوري ميخوام سکس کنم
سلام خوشگله، من کفش جديد دارم
ببخشيد عزيزم
اره، واست سوغاتي مياريم
اوه، بيا واسم ساک بزن
چرا؟
تو که نميتوني احساسش کني
چيه؟
...هيچي، فقط کنجکاوم يه کيسه
من تو يه کيسه ي پلاستيکي شاشيدم و ريدم
منم همينطور
ولي راستش در عجبم که تو دوست داري دوباره راه بري يا نه؟
نه کريگر، چون اينجوري ديگه هرگز مجبور نيستم کفش جديد بخرم
اره، ولي ارزش داره؟
:ترجمه و زيرنويس .:: pury800 ::.
پاهاي روباتي؟
نه، اين ربطي به روباتيک نداره
من در مورد بيونيک حرف ميزنم
از يونان...مثل...خفن
يه کلمه ي يوناني واسه "ديوونه" هست؟
اره
...منظورم اينه فرض ميکنم هست ولي اگه تو فکر ميکني من ميزارم
که تو منو به يه زامبيِ سايبرگ مثل کاتيا تبديل کني
وو وو وو، نه
زامبي بر اين دلالت داره که من اونو از حالت مُرده، بيدار کردم
اوه، پس دارم درست ازش استفاده ميکنم
نه اينطور نيست
يکي اينکه، کاتيا کاملا نمرده بود
فقط تقريبا مُرده بود؟
...تقريبا خيلي قشنگ الوووو؟
هوم؟
اوه، پس، چيزي نيست که چند صد هزار ولت، نتونه درمانش کنه
بدن انسان اساساً يک ساعت سيب زميني ـه
خب، اين شبيه اينه که من دارم ميرم
ولي فقط به خاطر اينه که واقعا دارم ميرم
چرا نميزاري کمکت کنم؟
غير از اين حقيقت که تو احتمالا منو ميکشي؟
اره
چون اين اشتباهه
من ممکنه که از کليسا زياد فاصله گرفته باشم ولي
هنوز اعتقاد دارم که يه چيزايي هست که فقط خدا بايد انجام بده
مثل دادن نعوظ به تو؟
فرض ميکنم منظورت اينه دادن توانايي اينکه بتونم نعوظ داشته باشم"؟"
همچنين اره
نه
اره لانا
...ما نياز نداريم به موشک انداز، سريع اماده کن
هوممممم، در ليست تجهيزاتِ تاييد شده براي اين ماموريت نيست
چي؟
...ليستِ شنيدم چي گفتي
پس چرا پرسيدي؟
تاييد شده توسط کي؟
اوه، حالا طرف مني
خفه شو
دشمن مشترک
اين چيزيه که باعث شد من و لانا با هم قرار بزاريم
خفه شو
تاييد شده توسط کي؟
خانوم ارچر
چي؟
اون نميدونه ما چي نياز داريم
اخرين باري که اون در ميدون بود هنوز از تفنگ فيتيله اي استفاده ميکردن
واقعا؟ جداً؟
نه
ببين گُه مغز، مامان من مشخصاً ...در مورد اين چيزا نميدونه، پس
پس اون از توصيه هاي حرفه اي و شخصي من راهنمايي ميگيره
ازت ميخوام که اينو تکرار کني
...من گفتم نه نه، هيشش، بعد از اينکه من اومدم اونجا
...و زبونتو از تو دهنت کشيدم بيرون عوضي
عيووو
تو به يه بولدوزر ساخته شده از اسيد نياز داري که بتوني بياي اينجا
اوه، يا روبات فضايي
...و اگه به رفتارتهديد اميز ادامه بديد هنوز تهديد اميز نديدي
واقعا يکي نياز داريد تا از اينجا بريد بيرون
روبات فضايي رو يادته؟
بچه ها؟
و پس، يه بخش مولد انرژي اينجا قرار ميگيره، روي آه
اين چيزاي مهره مانند، که تکانه هاي الکتريکي به عضلات و رباط ها و
اين چيزا ميفرسته، که من با يک اسکلت دروني الياژ واناديوم ترکيبش ميکنم
که جاي اين استخون هاي پاي فعلي ـتو ميگيره
بايد بگم که اين يه جورايي منو نگران ميکنه که تو
اسم استخونهاي واقعي رو نميدوني
کي اهميت ميده؟
زررررت، اونا توي سطل اشغال هستن
ايشش
وايسا، پس تنها چيزي که نياز دارم دستگاه مولده، نه يه مشت استخون واناديومي
اره، ولي اونا محشرن
اره ولي اگه تو همه چيز رو ...درست در جايي که قراره باشه برنگردوني
من قبلا دوبار اين کارو کردم
بفرما، کانوي
بعلاوه، وقتي ميخوام استخونهاي قديمي رو خارج کنم، کلي عکس با گوشيم ميگيرم
اوه، خب پس چه اشتباهي ممکنه پيش بياد؟
جداً؟
طعنه اميز
اوه
چون تو ممکنه بميري
ميفهمم
و من، ميدوني، فرم رضايتنامه يا هر چيز ديگه رو امضا ميکنم اوه اين
ضروري نيست
واقعا؟
نه، منظورم اينه، اگه خدايي نکرده اتفاق بدي بيفته
کلي سطل اشغال هست
خدايا
حتما، اگه کمکت ميکنه
هووو، باشه، پس کِي اين کارو ميکنيم؟
خب، تو الان بايد اثرات داروي بيهوشي رو حس کني
چي....خدا لعنتت کنه کريگر
پس هر وقت که دستيارم برسه اينجا
چه خبرا، پا اسپاگتي؟
وايسا يه دقه
اره، کرول کجاست؟
رفته اون ليست اشغالايي که ميخواستي رو بگيره
ممنون
واقعا؟
من چي هستم؟ ساعتي؟
نيستي؟ نميدونم
برو کنار
اوه، و وقتي صحبتم با ملوري تمام شد
تعجب نميکنم اگه تو بفهمي که از کار بيکار شدي
من تعجب ميکنم
ضايع شدي
سيرل
هالووين شده؟
نميدونم
پس چرا اينجوري لباس پوشيدي؟
چون نابغه، دارم به کريگر کمک ميکنم ري رو به يه سايبرگ احمق تبديل کنه
يه چي؟
ولي گمونم بعضي سايبرگ ها باهوشن
چي داري ميگي؟
خب، تو بايد خيلي باهوش باشي که بتوني
دستگاه "وُيت کامپف" رو گول بزني
توي ازمايشگاه کريگر؟
هر جا نابغه، اين قابل حمل ـه
نه نه نه نه
آه، اره هست
تو، مگنوم پي يو
من يه باتري اسيدي ميخوام 50واحد پلاسما، قيچي اهن بر
و يه چيزي به اسم...ديفرمبيوليتر
اين يه کلمه ي من دراري ـه
اينا همه من دراري هستن
مغزم منفجر شد
...اره، چه اشتباهي ممکنه پيش بياد ري قراره سايبرگ بشه
مگه از رو جنازه ي من رد بشين
يا ترجيحاً خودش
ولي هر جنازه اي
...چه اشتباهي ممکنه
هي، من بايد دستامو بشورم؟
هه، من نشستم
کريگر کريگر
کريگر اين درِ صاب مُرده رو باز کن
کريگر من تا 1 ميشمارم
اوه درسته، اون از روبات ها متنفره
به خاطر...اين روبات ـه
جيلت يک انسان ـه
ولي تا مدت زيادي انسان نخواهد موند اگه اون شريان رو محکم فشار ندي
يک
برت؟
جل الخالق
اين صداي تيراندازي بود؟
اوه، با اين آدما کي ميدونه اين مصيبت پشتِ مصيبته
همينه، اره، دقيقا، واسه همين تو به يه مسافرت ارامشبخشِ طولانيِ خوب نياز داري
ولي من واقعا واقعا واقعا واقعا واقعــــا فکر ميکنم از اين لذت نخواهم برد
البته که لذت ميبري
برت؟
ارچر
No comments yet. Be the first to leave one.