Star Wars: The Last Jedi

Star Wars: The Last Jedi

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sürüm bilgisi

Star Wars:The Last Jedi 2017 720p BluRay x264-SPARKS
Star Wars:The Last Jedi 2017 BDRip x264-SPARKS
Star Wars:The Last Jedi 2017 720p BluRay H264 AAC-RARBG
Star Wars:The Last Jedi 2017 720p BRRip x264-MkvCage
Star Wars:The Last Jedi 2017 720p BluRay HEVC x265-RMTeam
Star Wars:The Last Jedi 2017 720p BrRip 2CH x265 HEVC-PSA
Star Wars:The Last Jedi 2017 720p BluRay x264-YTS AM
Star Wars:The Last Jedi 2017 720p BRRip X264 AC3-EVO
Star Wars:The Last Jedi 2017 BRRip x264 AC3-Manning
Star Wars:The Last Jedi 2017 All BluRay 720p 1080p Full HD
Şunun yorumuyla Cannibal
█► علیرضا ابراهیمی و ابوالفضل شفیع الاسلام | LiLMeDiA.TV ◄█

Etiketler

BluRay
720p
720
1080
HD
brrip
x264
mkv
MkvCage
AC3
x265
HEVC
2CH
TS
YTS
Yayınlandı: 2018-03-11
İndirmeler: 172
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

‫مدت‌ها پیش، در کهکشانی خیلی خیلی دور...

‫«جنگ ستارگان»

‫قسمت هشتم: ‫«آخرین جدای»

‫«محفل یکم» حکمرانی می‌کند

‫بعد از نابودی تعداد زیادی از افراد گروه ‫صلح‌طلب «جمهوری»، رهبر اعظم «اسنوک»،

‫هم‌اکنون درحال گسترش ارتش ظالم خود است تا ‫بتواند کنترل نظامی کهکشان را به‌دست بگیرد

‫فقط جنگجویان گروه «مقاومت» به رهبری ژنرال «لیا اورگانا» هستند ‫که دربرابر این حکومت ظالمانه‌ی رو به رشد، ایستادگی می‌کنند

‫چرا که اطمینان دارند استاد جدای، «لوک اسکای‌واکر»، ‫برخواهد گشت و جرقه‌ای از امید را درون این نبرد، تزریق خواهد کرد

‫مخفیگاه گروه «مقاومت» آشکار شده‌است

‫درحالی که «محفل یکم» با سرعت به‌سمت پایگاه شورشیان ‫در حرکت است، قهرمانان شجاع مجبور به فرار می‌شوند

ترجمه از علیرضا ابراهیمی و ابوالفضل شفیع الاسلام

‫هنوز بارگیری کامل نشده!

‫هنوز 30 پالت خمپاره توی انبار «سی» باقی مونده

‫مهمات رو فراموش کن، وقت نداریم

‫بگو همه سوار سفینه‌هاشون شن

‫اوه، نه!

‫وسط تخلیه نیروها، گیرشون انداختیم

‫من دستوراتم رو شخصاً از جناب ‫رهبر اعظم «اسنوک» دریافت کردم

‫اینجا جاییه که گروه «مقاومت» رو یکبار ‫برای همیشه، به‌طول کامل نابود می‌کنیم

‫به کاپیتان «کندی» بگید کشتی ‫جنگی رو آماده کنه

‫پایگاهشون رو به آتش بکشید، ‫وسایل نقلیه‌شون رو نابود کنید،

‫و ناوگان‌شون رو از صحنه‌ی روزگار محو کنید

‫ژنرال، سفینه‌ی «مقاومت» درحال نزدیک شدنه

‫اسلحه‌ها و سپرها در حالت حمله قرار دارن

‫یه جنگنده‌ی نوری تنها؟

‫انقدر بیپ‌بیپ نکن، رفیق. ‫بیخیال

‫قبلاً دیوونه‌بازی‌های بدتر از این هم کردیم

‫صرفاً برای اطلاعت، فرمانده «دمرون»،

‫تو این یه مورد با روباتت موافقم

‫ممنون از حمایتت،‌ ژنرال

‫حالا بیپ‌بیپ کن!

‫توجه!

‫من فرمانده «پو دمرون» از ناوگان «جمهوری» هستم،

‫یک ابلاغیه‌ی فوری برای ژنرال «هاکس» دارم

‫وصلش کنید!

‫ژنرال هاکس از محفل یکم هستم!

‫جمهوری رو به نابودیه!

‫ناوگان‌تون از تفاله‌ی شورشی‌ها و ‫جنایتکاران جنگ ساخته شده

‫به پرنسس عزیزتون بگو که ‫هیچ مهلتی داده‌ نخواهد شد...

‫و هیچ تسلیم‌شدنی درکار نخواهد بود

‫سلام، من منتظر ژنرال هاکس هستم

‫من هاکس هستم

‫تو و دوستات محکوم به نابودی‌اید!

‫ما چرک و کثافت شما رو از ‫صحنه‌ی کهکشان پاک خواهیم کرد

‫باشه، منتظرم

‫الو؟

‫الو؟ بله. هنوز پشت خطم

‫می‌تونی... ‫صدامو می‌شنوه؟

‫- هاکس؟ ‫- می‌شنوه؟

‫با «ه»ِ دو چشم؟ پسر پوست و استخونی!

‫که یه‌جورایی رنگش پریده؟

‫من صدات رو می‌شنوم. ‫تو صدای منو می‌شنوی؟

‫ببین، نمی‌تونم تا ابد صبر کنم. ‫اگه بهش دسترسی داشتین...

‫بهش بگین که «لیا» یه ‫پیغام فوری براش داره

‫مطمئنم داره سرِ کارتون میذاره، قربان

‫...درباره‌ی مادرش

‫شلیک کنید!

‫«بی‌بی8»، دکمه رو فشار بده!

‫داره به سمت کشتی جنگی میره

‫دیوونه‌ست

‫یوهو! چه حالی داد!

‫بسیارخب، دارم توپ‌هاشونو می‌ترکونم!

‫«تالی»، کارتو شروع کن

‫دریافت شد

‫کاپیتان «کندی»، چرا اون سفینه‌ی زپرتی ‫رو نابود نمی‌کنین؟

‫چون اون «سفینه‌ی زپرتی» بیش از حد ‫کوچیکه و بیش از حد نزدیکه!

‫باید جنگنده‌هامون رو به هوا بفرستیم!

‫پنج دقیقه پیش

‫اون هیچ‌وقت نمی‌تونه به لایه‌ ‫حفاظتی ما نفود پیدا کنه!

‫اون نمی‌خواد تو لایه حفاظتی‌مون نفوذ کنه

‫داره توپ‌های سطحی‌مون رو نابود می‌کنه!

‫یه توپ باقی مونده!

‫اینم از رژه‌ی ما!

‫آره، آره، دیدمشون!

‫نه، نه. لعنت بهت!

‫«بی‌بی8»، سیستم جنگ‌افزاری من ‫کار نمی‌کنه!

‫باید اون آخرین توپ رو نابود کنیم...

‫وگرنه بمب‌افکن‌هامون برشته میشن!

‫یه معجزه کن، رفیق!

‫مسلسل‌ها آماده‌ان؟

‫مجهز و آماده، قربان

‫پس معطل چی هستیم؟

‫به‌سمت پایگاه شلیک کنید!

‫جا خالی بدین!

‫آخرین سفینه هم به فضا رفت، ‫تخلیه نیروها کامل شد

‫موفق شدی،‌ «پو»

‫حالا جوخه‌ات رو برگردون اینجا تا بریم

‫نه، ژنرال...

‫هنوز جای کار داره. ما می‌تونیم...

‫ما می‌تونیم کشتی جنگی‌شون رو نابود کنیم!

‫وگرنه ناو‌گان‌هامون رو می‌ترکونه!

‫نباید بذاریم از دستمون در بره

‫همین الان ماموریت رو رها کن...

‫فرمانده، این یه دستوره...

‫نمی‌خواد قیافه‌ی عصبی ‫به خودت بگیری، «تری‌پی‌او»

‫خب، سعیمو می‌کنم، ژنرال

‫عصبی؟

‫بزن بریم، «بی‌بی8»

‫یا الان یا هیچوقت!

‫یوهــو!

‫همه‌جا پاکسازی شد، بمب‌ها رو آماده کنید!

‫کاپیتان...

‫بمب‌افکن‌های «مقاومت» دارن نزدیک میشن

‫باید هم نزدیک بشن!

‫بمب‌افکن‌ها، آرایش خودتون رو حفظ کنین

‫جنگنده‌ها، بمب‌افکن‌ها رو پوشش بدین

‫قرار نیست هر روز ‫یه کشتی جنگی نابود کنیم،

‫پس حواستونو جمع کنید

‫دریافت شد، رهبر آبی

‫اگه ما رو ببرید اونجا، به حسابشون می‌رسیم!

‫- دریافت شد. توی راهیم! ‫- جنگنده‌ها دارن میان!

‫تیراندازها، حواستون جمع باشه

‫جنگنده‌های «اسناب» در موقعیت 2-10!

‫- دارن نزدیک میشن! ‫- آرایش بگیرید!

‫همه‌جا هستن!

‫- دارن میان ‫- جنگنده‌ها رسیدن. آرایش بگیرید

‫در سرعت حمله قرار بگیرید!

‫- خودتونو بکشید بالا! ‫- سمت راست!

‫کمک! ما تیر خوردیم!

‫مسلسل‌ها رو دوباره پر کنین!

‫رزمناوِ ـشون رو هدف بگیرید!

‫دیدمش

‫تالی، اونا ناوگان رو هدف گرفتن

‫و چاشنی‌گذاری بمب‌ها رو شروع کردن

‫دریافت شد

‫تقریباً رسیدیم

‫بمب‌افکن‌ها...

‫بمب‌‌اندازی رو شروع کنید

‫دارم هدف رو می‌بینم!

‫داریم به منطقه‌ی مناسب ‫حمله نزدیک میشیم!

‫بمب‌ها آماده‌ان

‫مسلسل‌ها

‫40 ثانیه تا شارژ کامل

‫آخرین بمب‌افکن رو نابود کنید!

‫«پیج»، وارد عمل شو. ‫الان هدف زیرمونه!

‫چرا خروجی بمب‌ها رو باز نمی‌کنی؟

‫تو تنها بمب‌افکن باقی‌مونده‌ای. ‫همه چشم امیدشون به تو ـه!

‫- «نیکس»! ‫- «پیج»!

‫بمب‌ها رو رها کن، حالا!

‫مراقب باش!

‫نه!

‫بمب‌ها رها شدن!

‫زدیم به هدف!

‫کشتی جنگی نابود شد!

‫ژنرال، رهبر اعظم اسنوک...

‫از سفینه‌شون تماس گرفتن

‫عالیه

‫میرم به اتاقم تا باهاشون صحبت کنم

‫ژنرال هاکس

‫آه، خوبه. رهبر اعظ...

‫اگر بگم که...

‫از عملکردت ناامید شدم، گزاف نگفتم

‫اونا نمی‌تونن زیاد دور بشن، رهبر اعظم

‫اونا رو سر یه طناب، گره می‌زنیم!

‫«ری»!

‫کارت خوب بود، رفیق

‫"فین یه کیسه‌ی بدن‌نما پوشیده"؟

‫چی؟ بازم سیم‌پیچیات قاطی شده؟

‫«فین»، سلام رفیق

‫خیلی از دیدنت خوشحالم

‫چی؟ بذار...

‫باید لباس تنت کنیم. بیا

‫حتماً کلی سوال داری

‫«ری» کجاست؟

‫استاد اسکای‌واکر؟

‫استاد اسکای‌واکر؟

‫من از طرف «مقاومت» اومدم

‫خواهرتون «لیا» منو فرستاده. ‫ما به کمکتون احتیاج داریم

‫سلام؟

‫برو پی کارت

‫«چویی»، تو اینجا چیکار می‌کنی؟

‫اون گفت که شما همراه ما میاین

‫چطوری منو پیدا کردین؟

‫داستانش مفصله. توی «فالکون» ‫براتون تعریف می‌کنیم

‫فالکون؟

‫وایسا ببینم

‫«هان» کجاست؟ ‫

‫گره‌زده سر یه طناب. قطعاً همینطوره ‫ژنرال هاکس. کارتون عالی بود

‫«مقاومت» بزودی توی چنگمون می‌افته

‫متشکرم، رهبر اعظم

‫تاحالا فکر کردی که چرا به یه سگ هار...

‫چنین مقام و قدرتی میدم؟

‫اگه روی نقطه ضعف یک ‫سگ هار، استادانه کار بشه...

‫می‌تونه ابزار به‌دردبخوری بشه

‫زخمت چطوره؟

‫چیزی نیست

‫«کایلو رن» بزرگ

‫وقتی پیدات کردم...

‫چیزی که همه‌ی استاد‌ها دوست ‫داشتن ببینن رو دیدم

‫قدرت خام و غیرقابل کنترل

‫و فراتر از اون، یه چیز واقعاً خاص

‫پتانسیل اجدادت

‫یه «ویدر» جدید ‫

‫حالا می‌ترسم...

‫اشتباه کرده باشم

‫من هرچه که داشتم رو در اختیار شما

‫و جبهه‌ی تاریکی قرار دادم

‫اون کلاه مسخره رو بردار

‫بله، خودشه

‫خوی پدرت درونت جریان داره،

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left