Stumble

Stumble

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 1

Sürüm bilgisi

Stumble S01E13 Daytona 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
Şunun yorumuyla warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 13 Stumble 2025 زیرنویس فارسی سریال

Etiketler

webdl
Yayınlandı: 2026-03-14
İndirmeler: 15
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

وقتش رسید

این مسابقات قهرمانی کشوری تشویق‌چی‌هاست

توی دیتونا

همون‌جایی که قراره پونزدهمین کاپم رو ببرم

و این‌طوری می‌شم پرافتخارترین مربی تاریخ تشویق‌چی‌های کالج

و مربی بدجنس و قدیمی خودم، مارگ هارگبرگ رو می‌زنم جلو

اما چیزی که واقعاً مهمه اینه که این بچه‌ها

قراره طعم یه پیروزی واقعی رو بچشن

و این‌ها هم همون موج‌هایی هستن که قراره بپریم توشون

وقتی که تاج قهرمانی رو گذاشتیم رو سرمون

حالا، جایگاه اجرا توی دیتونا فضای بازه

و تیم من زیاد عادت نداره که اجرا کنه

توی دل طبیعت

البته به جز اپوسوم‌ها، ماهی‌ها و خوک‌ها

متأسفانه الان نمی‌تونن بیرون تمرین کنن

چون هوا برای نفس کشیدن خطرناکه

اگه دارید این رو می‌بینید، یعنی اتفاق افتاده

یه فاجعه‌ی هسته‌ای سطح سه

توی یکی از رآکتورهای کارخونه‌ی آب‌نبات‌سازی

پس لطفاً تو خونه بمونید

اوه! اگه سبزه، یعنی پاکه

اگه قرمزه

واسه همین خانم دات رو آوردم تا شرایط جوی رو شبیه‌سازی کنه

این‌جوری تمام سناریوهای ممکن رو پیش‌بینی کردم

آیا این تیم می‌تونه توی دیتونا برنده بشه؟

می‌تونیم. می‌شه

آخ

خوبم

باید دیگه این‌جوری خودم رو ضایع نکنم

خبر فوری از باد و طوفان

یه طوفان استوایی قراره به دیتونا بزنه

تمام مسابقات تشویق‌چی‌ها می‌ره توی فضای بسته

توی سالن‌هایی با سقف‌های خیلی بلند

ووه! خیلی خب همگی

مراقب باشید. بیاید تو

به صف شید، بدویید

تا وقتی اینجایید، شما نماینده‌ی تشویق‌چی‌ها و هادل‌استین هستید

و از همه مهم‌تر، نماینده‌ی من

یعنی همه باید به بهترین شکل رفتار کنن

پیچز، اون چمدون تو نیست

باشه؟

من می‌رم پذیرش‌تون رو انجام بدم

کارت‌های شناسایی رو می‌گیرم. این‌ور اون‌ور نرید

این یه ماموریت کاریه، نه تعطیلات

سلام کنید به "بونِ در تعطیلات"

من عاشق دیتونام

ببین، کورتنی همیشه فقط روی مسابقه تمرکز می‌کنه

وظیفه‌ی منه که یه "شوهر دکوری" باشم

که اگه درست این اصطلاح رو فهمیده باشم

یعنی فقط خوش‌تیپ باشم و کاپ رو حمل کنم

پس بقیه‌ی وقتم رو دارم مسابقات بسکتبال کالج رو می‌بینم

با یه مشت رفیق که این چند ساله باهاشون آشنا شدم

آره

من هم قراره همراهِ خوش‌تیپش باشم

چون پاستیل‌هام رو اینجا نگه می‌دارم

ممنون، دوشیزه دات

می‌تونی بقیه‌ی چمدون‌هام رو بیاری تو اتاقم، لطفاً

اوه، کریستال، من دیگه شیفتم تموم شده

می‌خوام برم یه تخت گرد و یه مشت کلید اتاق واسه خودم جور کنم

دیتونا دقیقاً همون شهریه که من می‌پسندم

از این جهت که تاحالا اونجا نبودم

پس لازم نیست نگران خراب شدن سابقه‌م باشم

اوه، قاضی پابند الکترونیکت رو باز کرد

تبریک می‌گم

فکر کنم منطقی باشه، چون اجازه داشتی

از ایالت خارج بشی. آره، قصه‌اش اینه

باید بهت بگم، تازگی‌ها فکر می‌کنم اسمش "هادل-نکن-استین"ـه

ولی اگه گیج شدی، همیشه می‌تونی یه "T" ازش کم کنی

۲۰۲ اتاق

به دوستات هم بگو

داشتم می‌گفتم، خیلی هیجان‌زده‌ام

که برای پانزدهمین کاپم با تیم جدیدم برگشتم اینجا

فکر می‌کنی مارگ هارگبرگ برات دردسر بشه؟

با توجه به اینکه داری سعی می‌کنی رکوردش رو بشکنی؟

آماده‌ام که اون رکورد رو بشکنم و بذارمش کنار

اوه، اون دقیقاً پشت سرته

اتاق ۲۰۲. به دوستات هم بگو

اصلاً باورم نمی‌شه مربی سابقم اینجاست

خداوندا، مارگ عادت داشت فقط سرم داد بزنه

و حرف‌های خیلی بدی درباره‌ی پاهام بگه

بهم تروما داد

تا سال‌ها، اگه انقدر بهش نزدیک می‌شدم که بوی لوسیونش رو حس کنم

دست راستم لمس می‌شد

اما قطعاً بوی "جرگنز" توی کل ساختمون پیچیده

و فقط یه ذره گزگز کرد، پس این یعنی پیشرفت

می‌دونی چیه؟

من الان دیگه یه زن بالغ و خیلی موفقم

پس چرا نریم یه سلامی بکنیم، هوم؟

بیا بریم

یا ابوالفضل

کورتنی لورین جینا دیویس

بله. خب، یعنی، الان دیگه پاتر شده

بخشِ دیویس‌اش. اوم-هوم

اون پاهای عجیب و غریب رو هر جا می‌دیدم می‌شناختم

زیادی گنده واسه پرواز، زیادی فسقلی واسه پایه شدن

خیلی خب

خب، اندازه‌شون واسه مربی‌گری کاملاً مناسبه

آها

و واسه گرفتنِ پانزدهمین کاپم

اوه. من در این مورد قضاوت می‌کنم

من دیگه توی تیم تو نیستم

مارگ، تو حق نداری من رو قضاوت کنی

در واقع

چرا، دارم

من یکی از داورهای این مسابقه‌ام

داری شوخی می‌کنی؟

مارگ هارگبرگ باید از یه سوراخی می‌خزید بیرون

که بیاد تیم من رو داوری کنه و حالا باید نگران

اون پیرِ سلیطه باشم؟

اما می‌دونی دیگه چی؟

من پاهام رو دوست دارم. دوست‌هام هم پاهام رو دوست دارن

در واقع، یه بار توی اتوبوس بودم

و یه پیرمردِ متشخص بهم گفت این پاها تمومی ندارن

پس این پاها در واقع، می‌تونن، می‌خوان

و باید بی‌نقص‌ترین اجرا رو به نمایش بذارن

که اون پیرِ بدجنس تاحالا به چشمش ندیده

ببین، اونجاست. من خوبم

می‌تونیم یه عکس از شما دوتا بگیریم؟

حتماً. بله

دست‌هاتون رو بندازید دور گردن هم

اوه، نه. فقط

درست همین‌طوری. اوم، باشه

عالیه

خیلی خب. باشه

خوشحالم که اون اراجیف رو از خودت خالی کردی

قبل از اینکه وقتِ واقعیش برسه

وقت محدودی واسه تمرین داریم

تمرکز کنید. حواس‌تون رو جمع کنید. باشه؟

نباید نگران چیزی باشید به جز همدیگه

و یه داور کینه‌ای و انتقام‌جو

بیاید پایین

این اسپریِ برنزه‌ت خیلی داغونه

خیلی خب، ده بار دیگه

تامی، هر تیم ۴۵ دقیقه وقت داره از سالن استفاده کنه، خب؟

نوبت ماست. خب، ما که نمی‌ریم

پس می‌خوای چیکار کنی؟

واو، تم

درست وقتی فکر می‌کردم از این پست‌تر نمی‌شی

تعجب می‌کنی اگه ببینی تا چه حد می‌تونم پست باشم

داری عرق می‌کنی، تامی

دارم می‌بینم

فکر نکنم آدمِ زیر ذره‌بین بودن باشی

اوه

من واسه زیر نورِ صحنه بودن به دنیا اومدم

مادرم یه "پرنده‌ی" واقعی بود

مشهورترین نقشش، پیتر پن توی تماشاخانه‌ی ال‌پاسو بود

یه شب، موقع خوندنِ آهنگِ "من دارم پرواز می‌کنم"

در حالی که داشت پرواز می‌کرد، من رو به دنیا آورد

متأسفانه، من

هیچ‌وقت نتونستم جای اون رو توی صحنه پر کنم

اما همون‌طور که مادرم می‌گفت

من بزرگ نمی‌شم

می‌خوای نورِ صحنه رو ببینی؟

ببین حالا کی داره از بالا به کی نگاه می‌کنه

تو که تقریباً هم‌قدِ منی

بذارم زمین

مونیکا

اوه، ببین کی اینجاست، رفیقِ فابریکِ جدیدم، مارگ هارگبرگ

سلام عروسک

وایستا ببینم، شما اصلاً همدیگه رو از کجا می‌شناسید؟

توی اون اپلیکیشن جدیده، فیس‌بوک، با هم آشنا شدیم

آره. اون دقیقاً همین‌جا ایستاده

تمومش کن

خیلی خب

تامی و مارگ توی فیس‌بوک با هم دوستن، بونی؟

می‌دونی این یعنی چی

اول از همه، یعنی دارن پشت سر من حرف می‌زنن

دوم اینکه، یعنی... داری سعی می‌کنی صدای من رو خفه کنی؟

نه قربان. خیلی خب

خب، دوم اینکه یعنی

قراره به تیمِ تامی پارتی‌بازی بشه

و این در حق بچه‌های من خیلی بی‌انصافیه

خیلی خب، بیا اینجا مامان‌خرسه

همه چیز درست می‌شه

می‌دونی فکر می‌کنم باید چیکار کنی؟

چی؟

فکر کنم باید بری اون دورهمیِ مربی‌ها

واسه یک ساعت و ۲۰ دقیقه‌ی آینده، اگه اضافه نشه

و حسابی پاچه‌خواریِ مارگ رو کنی

نه. آره

باشه

خیلی خب. اوم-هوم

همین کار رو می‌کنم. بله قربان

اما این یعنی وظیفه‌ی کشیک دادن توی راهرو با توئه

عمراً! بله آقا

این بچه‌ها نباید از اتاق‌شون بیان بیرون

اگه می‌خوان قهرمان بشن

بله قربان. دوستت دارم

من بیشتر

آه، بله

من می‌خوام سفارش بدم

کورتنی رفت. بیاید بالا

اوه، استیون

خیلی خب، به کمکت نیاز دارم. آره

نمی‌خوام کسی از اتاق‌ها بره بیرون یا بیاد تو

حله. دوستت دارم

فقط در حدِ یه همکار دوستت دارم

این "استیونِ دیتونایی"ه، کاملاً مسئولیت‌پذیر

هیچ کار احمقانه‌ای نمی‌کنه

۲۰۲ اتاق

More Farsi Persian subtitles for Stumble

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left