İlk 198 satır.
...گذشت Station 19 آنچه در
ما همدیگه رو می شناسیم
گرنت - آره، تراویس -
یادم میاد
اون زن آروم نمی گیره
امروز برای کار کردن حالت خوبه؟
اگر خوب نبود اینجا نبودم
کی روی آزمون نظارت می کرد؟
رئیس آتشنشانی ریپلی
کسی نیست که به سادگی تحت تاثیر قرار بگیره
اگر در آخر همه اینها جایگاهی برای ستوانی باز شد
انتظار دارم که براش اقدام کنی
کی رو پیشنهاد میدی که کاپیتان جدید بشه؟
هررا یا گیبسون؟
هیچ کدوم
شعله کشنده ترین بخش آتش نیست
گرماست
تشعشع گرما به تنهایی ،میتونه کاغذ رو بسوزونه
پلاستیک رو ذوب کنه باعث تاول گوشت بشه
چه کار داری می کنی!؟ چه کار داری می کنی!؟ آه، خیلی خب گرفتمش
اَه، آه
ببخشید چی؟ -
گرفتمش
داری عکس های عروسیمون رو می سوزونی؟
یه لحظه نمی دونم چِم شد
به نظر میاد یه عمر گذشته
باورم نمیشه داریم طلاق می گیریم
آره، منم همینطور
صبر کن، آه صبر کن
مجسمه وحدت مون رو هم انداختی توی شومینه؟
ببین، گفتم که یه لحظه نمی دونم چِم شد
خب، تو نمی تونی همه خاطراتمون رو به خاکستر تبدیل کنی
دیگه چی انداختی این داخل؟
میدونی چیه؟ میرم بقیه خونه رو چک کنم
هیچی، نه، باشه داری خیلی هندیش می کنی
میدونی، ضمناً این منم که انگشتم رو سوزوندم
فکر می کنم چیزی که خیلی از مردم ازش خبر ندارن
اینه که اگر گرما به حد خاصی بالا بره
خودش کارش رو می کنه
دیگه حتی لازم نیست ...آتش رو لمس کنید
که شما رو بسوزونه
صبح شده و ما تازه رسیدیم خونه
و من دیگه نمی تونم ادامه بدم
تو همیشه همه شب رو بیدار میمونی
آره، برای آتش خاموش کردن نه برای کنسرت رفتن
و خوردن رامِن و دیدن طلوع آفتاب .یکی از غذاهای ملی ژاپن که از ریختن نودل در داخل سوپ ماهی یا گوشت تهیه میشود
آخه، شغلم بررسی موسیقی نبود
اگر اجرای یه گروه رو واقعاً نبینم
رامِن خیلی خوشمزه بود
خب، اگه منصف باشیم همه چیز ساعت 4:00 صبح خوشمزه به نظر میاد
یه ساعت وقت دارم
یه ساعت مونده تا برم سر کار
خب، اگر این همه وقتیه که باقی مونده که با هم بگذرونیم
حرومه که با خوابیدن طلفش کنیم
اوه
این اواخر با پدرم صحبت کردی؟
یه ذره با تو کم صحبت نشده؟
پدرت همیشه با من کم صحبت یا بد خلقِ
چیز زیادی این وسط نیست
توی چند روز گذشته به زور یه کلمه حرف زده
فکر می کنی به خاطر شیمی درمانیه؟
شاید
احتمالاً
درست میگی احتمالاً به خاطر همینه
تا درخت مسابقه بدیم هی
آه
واو
سه تا مسابقه بدیم هرکی دو تا رو برد، برنده ست؟
!از خدامه
تو خیلی کارت درسته رایان تَنِر
ولی من قرار نیست بذارم ببری
آه، من رو همین حساب کردم
واو این برای شماست -
یکی هم برای من
بهترین چیزیه که تا حالا مزه کردی خودت می بینی
بسیار خب، اینم از این
اوه، عجله نکن
هنوز یکم وقت میخواد
گرمای از شیشه ست که تخم مرخ ها رو میپزه
خیلی خب، امتحانش کن
خب!؟
این بهترین چیزیه که تا حالا مزه کردم
واو
لازم نبود این همه زحمت بکشی
من با شیرینی وافل هم مشکلی نداشتم
فقط صبر کن ببینی برای شمام چی برات پختم
اوم، خب اگر قراره این کار رو کنیم واقعاً این کار رو بکنیم
من لازم دارم که آروم پیش بریم
میدونم منظورم مثل یخچال های قطب آرومه -
باید به آرومی برگردم به این
شاید لازم داشته باشم که مکث کنم شاید بلافاصله باهات تماس نگیرم
...و اگر این برای تو عجیبه
نیست
تو این رو نمی دونی
من این تخم مرغ ها رو توی 140 درجه به مدت 45 دقیقه پختم
میتونستم توی 6 دقیقه آبپزش کنم
میدونی چرا این کار رو نکردم
نمیدونم
چون اگر چیزی ارزش صبر کردن داشته باشه من میفهمم
چُرتت چطور میگذره؟
نه، این چُرت نیست
این، آه مدیتیشنه
تراویس بهم یاد داده
اووهـــوم
راست میگم
من حالت سگی سرپایینی رو یاد گرفتم
و حالت کودک غمگین و کودک خوشحال
آره، مطمئنم بعضی از اینها اصلاً واقعی نیستن ولی باشه
ببین من میخوام برن انبار رو بشورم
میخوای کمک کنی؟
آره، حتماً رفیق
همین الان میام
بچه ها نمیخوام خیلی ذوق زده بشید
ولی جک و من همین الان
چندتا گجت خیلی خفن رو تایید کردیم
باورت میشه تا چند روز آینده
مسابقه کاپیتانی تموم میشه
و بعدش فقط تویی که
باید همه گجت های جدید رو تایید کنی
آه، خواهیم دید منظورم اینه که هیچ چیز قطعی نیست
نمیدونیم کی قراره کاپیتان جدید باشه
آزمون کوره واقعاً به ضرر من تموم شد
گزارش عملکردت هم حسابه
آمارت آمار ایستگاه
ناگفته نمونه که جک و من هنوزم باید برای
جلسه با هیئت مدیره و ریپلی بریم
ریپلی
به شما گفتم اون در حین مصاحبه چی گفت؟
که باید برای ستوانی اقدام کنم
چون اون فکر میکنه من هم یه روزی کاپیتان خوبی میشم
انگار که روی این تمرکز کرده بود
آره خب اون اساساً روی این تمرکز کرده بود
که من رو از توی اتاق پرت کنه بیرون
پس شاید یادش نندازی که من رو میشناسی
وقتی که برای جلسه میری
احتمالاً این برای تو بهتره
مایا تو باید برای ستوانی اقدام کنی
چه من ببرم چه نبرم
آسیاب به نوبت بذار اول تو رو کاپیتان کنیم
بیا
هی
شیمی درمانی جدیدت چطوره قربان؟
،گلبول های سفید خونتون شمارش شدن پلاکت هاتون؟
آه، بر اساس گفته های همسرت من به خوبی دارم جواب میدم
اوه، پس حالتون بهتره قوی تر هستید؟
.گمان میکنم
عالیه چون میخوام درمورد چیزی با شما صحبت کنم
شما من رو به همسرم لو دادید
درمورد همه کارهای خطرناکی که در این شغل انجام میدم
و حالا اون فکر میکنه که من دارم مخفی کاری میکنم
الان واقعاً داری گلایه میکنی؟
من مریضم وارن
دارید برگه سرطان رو میکنید
حتماً حالتون بهتره
من فقط میکم نباید چیزی رو از خونواده مخفی کنی
حتماً باشه، چون خودتون خیلی با خونوادت صادق هستید
وقتی درمورد همه اینها به همسرت گفتی
که میخوای حرفه ات رو تغییر بدی، چطور پیش رفت؟
آه...اوم
ببین من میدونستم این برای من چیز درستیه
من کاملاً مطمئن بودم
ولی من نمی دونستم اون چطور واکنش نشون میده
میدونی، منظورم اینه که این چیز بزرگی بود
که فقط روی من تاثیر نمیذاشت روی اون هم تاثیر داشت
نگران بودم و نمی دونستم
که اون هم همون چیزی که من دیدم رو می ینه
ولی می دونستم که باید به اون بگم
این یکی از سخت ترین کارهایی بود که تا حالا انجام دادم
در همه عمرم
با توجه به این خیلی صحبت کردیم
مطمئنید حالتون خوبه قربان؟
آره، خوبم
یه جا رو جا انداختی
هنوز زوده
قبل از اینکه شروع بشه خودت رو خسته نکن
نمی کنم
یه چیزیه باعث شده خیلی انرژی داشته باشم
نمی دونم چیه؟
من فقط ... نمی دونم دارم می ترکم
قبلش رفتم دویدم
و حس می کنم فقط بیشتر تقویتم کرد
به خاطر مسابقه کاپیتانیه
چون تقریباً تموم شده
شاید
قبلاً هم توی تمام تولدات این شکلی بودی
از یه هفته قبلش دیگه خوابت نمی برد
هنوز همون جورم
میخوام که مراقب این باشی که امیدت رو بالا نبری
اگر خیلی بهش دل ببندی
خیلی برات سخت تر میشه
اگر جایگاه کاپیتانی رو نگیری
میدونم میتونم از پسش بربیام
این رو میگی و خوب هم بازی میکنی
ولی من تو رو می شناسم مایا
میدونم چه اتفاقی برات میافته
بابا، من دختر بزرگی هستم
هر تصمیمی که هیئت مدیره بگیره من از پسش برمیام، قول میدم
تقدیم به دوستداران Grey's Anatomy & Station 19
No comments yet. Be the first to leave one.