İlk 200 satır.
مشکلیه، خانم؟
دوستم.
اون... رفته.
آلیس؟
تام خیلی ازت تعریف کرده.
از وقتی اون اتفاق افتاد، حالش چطوره؟
کدوم اتفاق؟
راهزنا به کمپ حمله کردن.
زنها و بچهها رو بردن. هیچکس نمیدونست من زنده موندم.
آلیس، فکر نمیکنم اون هیچوقت واقعاً برگشته باشه.
اسم «اورلی» برات آشناست؟
از کجا میدونی یه قایقه؟
فقط یه حسه.
مال اونه؟
راستش، دیدمش.
شاید از ماشین سر در نیاره،
ولی زبونش مار رو از سوراخ میکشه بیرون.
رفتم مسئول قطار رو ببینم، همونی که تو قطارِ تام بود،
و وقتی رسیدم اونجا، مرده بود.
دارم میام.
اون تو رو دید.
برو اونجا، همین الان.
جدی، چه خبره؟
من معتقدم تام پارکر یکی از بزرگترین
باندهای قاچاق انسان رو توی خاورمیانه میگردونه.
ما فعالانه در جستجوی مظنون اصلیمون هستیم.
یک زن آمریکایی به نام آلیس مونرو
اگر هرگونه اطلاعاتی درباره اون دارید...
هیچجا رو نداری بری.
- سلام، آلیس. - سلام، هانا.
اعلیحضرت تشریف دارن؟
میخوام یهویی بهش سر بزنم.
سلام، خوشگله.
سلام.
تام، اومدم که...
روزت رو بسازم.
سلام.
سلام.
نیروی کمکی رسید!
سلام.
سلام.
چطور همیشه اینقدر عالی به نظر میای
تو این گرمای سگمصب؟
خیلی لطف داری.
من و میرا داشتیم یه بحث داغ میکردیم درباره یکی از...
یکی از پناهجو هامون.
آره، هنوز باید برنامههای فردا رو نهایی کنیم.
بعداً ادامه میدیم...
قرار نیست جایی بره که.
آره.
زبونبازی بهت نمیاد.
آلیس.
SANDS Movie :زیرنویس پارسی اختصاصی
✦ @ LuminoxSub | Amir Luminox ترجمه از ✦
« نـــاپـــدیـــد »
سلام.
خوب خوابیدی؟
من از دهه ۹۰ تا حالا خوب نخوابیدم.
«کالکو» چیه؟
سازمان اساواس چندتا قرارداد گنده داشت
با یه شرکت به اسم کالکو برای برنامههای امدادی تو اردن.
توزیع غذا، واکسیناسیون، و غیره...
خب، اشکالش چیه؟
مشکل اینه که این شرکت وجود خارجی نداره.
یه روحه.
کاملاً غیرقابل ردیابیه.
تام تا حالا اسم کالکو رو جلوت آورده؟
کالکو...
اینه.
خیلی خوبه.
میبینی؟
اساواس میلیونها دلار به یه شرکت صوری میده
تا کمکهای ناموجود رو به آدمای نامرئی برسونه.
بیشتر شبیه رختشویخونهست (پولشویی) تا خیریه.
پس داری میگی سازمان فقط یه پوششه؟
نه، بعید میدونم. اساواس یه خیریه بزرگ جهانیه.
مثل بدن آدم،
ممکنه یه عضو فاسد شده باشه، ولی قلب پاک باشه.
فکر میکنی تام اون عضو فاسدهست.
فکر نمیکنم..
مسخرهست.
دوراند قاچاقچی انسان نیست،
و تام هم نیست.
تو تام رو نمیشناسی.
تو میشناسی؟
آره، خب، من فکر میکنم تو داری
غرق توهم توطئه میشی.
منظورم اینه که، چرا؟ چرا داری این کارو میکنی؟
چون من به این داستان نیاز دارم،
و، راستش رو بخوای،
تو چاره دیگهای نداری.
- چی؟ - هیچی.
میخوای عکس بگیری؟
واسه دوستات بفرستی؟
چی؟
بیشتر دخترِ نون تست و آووکادویی؟
یوگای داغ؟ میموزا واسه میانوعده؟
- نه، فقط فکر میکنم شاید... - چی فکر میکنی؟
باشه، بیخیال.
خودشه.
بینگو.
چیکار داری میکنی؟
مگه نمیخوایم تعقیبش کنیم؟
الان نه.
چی؟ بعد از اون همه حرفی که زدی؟
اونا چی؟
فقط چندتا نگهبانن. منظورم اینه که، اینجا بندره.
پنتاگون که نیست.
دوربین، دوربین،
دوربین.
اگه تو کار خلافی دست داشته باشه،
اونقدر باهوش هست که چک کنه کی میاد و میره.
فکر نمیکنی؟
آره، ولی ما که کار اشتباهی نمیکنیم.
نه، ولی تنها مزیتی که داریم رو از دست میدیم.
الان، ما نامرئی هستیم.
باشه، خب، که چی، قراره همینجوری...
خبرم کن
وقتی اومد بیرون.
هی، بیدار شو! بیدار شو!
- چی؟ - نگاه کن. این شماره سریال.
این باید مال یه کانتینر باشه، نه؟
یعنی، این...
چند وقته این دستته؟
من داشتم... تو باید همه چی رو به من بگی، باشه؟
باشه، فقط فکر کردم که شاید تو... صبر کن.
داره چیکار میکنه؟
منتظر کسیه.
اگه تام دست داشته باشه چیکار میکنی؟
خدای من. اون...؟
بازرس درکسه.
جفتشون دستشون تو یه کاسهست.
نه، نه، نه. فعلاً که، فقط دو نفرن که دارن حرف میزنن.
- ما هیچی نداریم. - بله. البته.
دارن فقط گپ میزنن درباره
شراب خوب، زناشون، شاید فوتبال؟
اگه پای پلیس وسط باشه،
خیلی قضیه گندهست.
لطفاً، نذار زندگی من مانع
نجات شغلی تو بشه.
هی، هی.
انگار مهمونی تموم شد.
خبر داغ آلیس مونرو تحت تعقیب برای قتل
آلیس!
- آلیس! - هلن!
تام...
آلیس!
هووی! داری چه غلطی میکنی؟
اون...
اون توی تاکسیه.
- کی؟ - تام!
تام؟
گمش میکنیم! بجنب!
خودشه، خودشه.
بیا دیگه.
برو، الان گمش میکنیم!
نمیتونم. چراغ قرمزه!
فقط، برو، برو!
اونهاش، اونهاش. وایسا! وایسا!
هی، هی، آلیس!
تام! تام!
کیر توش...
تام!
تام!
کجا...؟ اون مرده. کجا...؟
اون طرفی رفت.
ببخشید. خدا...
سلام.
سلام.
چه خبر شده؟
متاسفم، باید... باید...
کجا رفتی، تام؟ کدوم گوری رفتی؟
صدات رو میاری پایین؟
من کل مارسی رو دنبالت گشتم.
میفهمی چی میگم؟
میدونم جوری که رفتم در حقت نامردی بود، باشه؟
اخیراً درگیر کلی مسائل شخصی بودم
و باید وضعیت بینمون رو حل میکردم...
وضعیتمون؟ وضعیت... وضعیت ما؟ شوخیت گرفته...؟
آلیس، بابت همهچی متاسفم.
ولی باید بری.
ببین، من قضیه مالک رو میدونم.
در مورد اون پسربچه و اتفاقی که افتاد خبر دارم.
چرا فقط بهم نگفتی؟ من درک میکردم.
مالک... مالک کیه؟
به من دروغ نگو لعنتی، تام.
من همهچی رو میدونم.
میتونستی بهم بگی و اینجوری نمیش...
باید بریم. داره شروع میشه.
آلیس، متاسفم، ولی... تموم شده.
من باید برم. موفق باشی، آلیس.
SANDS Movie :زیرنویس پارسی اختصاصی
اونجا. بدو!
پلیس! ایست!
ایست!
هی!
ایست!
اونی که تو اپرا بود تام نبود، اون...
یه آدم دیگه بود. انگار...
انگار اصلاً اونجا نبود، من...
No comments yet. Be the first to leave one.