İlk 200 satır.
چندين ساله که رابطه سخت و پيچيده اي . با نيروهاي پليس داريم
. اون پليس تحريکم کرد
. بدتر از اين ديگه نميشد عکس العمل نشون بدم - . مطمئنم که ميتونستي -
اگه من اونجا پيشت نبودم . به احتمال زياد اون پليس رو کُشته بودي
. سخت بشه بگي - گازش ميگرفتي ؟ -
ميبيني ؟ . اين ديگه مسخره است
اول خونش رو ميخوردي و بعدشم . مثل يه استخون مرغ بي مصرف مينداختيش دور
. و بهم نگو که اين کارا تو خونِ خون آشامهاست
. همه سعيمو ميکنم که از راه درست منحرف نشم
خون يه افسر پليس رو مکيدن . راه درست نيست
همينطور برپاکردن مراسم سکس دسته جمعي يا . گوش کردن به غرغره هاي چيني هم راه درست نيست
. بهش ميگن هنر آوازه خواني از گلو - . هرچي حالا -
! توفان ) ؛ حتي نميدونم کجاي بدن هست اين عضو )
سوکي ) نميتونيم از هر چيزي که . برات ناآشناست بترسيم
. دنياي من داره به سرعت توسعه پيدا ميکنه
و دنياي من گرچه خسته کننده و حوصله سر بره . ولي در عين حال بي خطر هم هست
. . و بعداز دوشبي که باهمديگه بوديم
. از حالا به بعد ، بي خطر موندن خيلي خوب به نظر مياد
. نه ، متشکرم
. ميتونم خودم تنهايي به درخونه برسم
. ديگه بهت سر نميزنم
All The Rights Of Translation Reserved To WwW . Free - Offline . CoM
Translated By -= S . O . H . E . I . L =-
قسمت پنجم " پرواز جرقه ها "
. جنده . . احمق . . لعنتي
يالا ، پرتاب کن . توي دبيرستان بازي کن درجه يکي بودم
پسر ، ميدونستم يه چندتايي ژن احمق و . . خنگ بودن توي خونوادمونه
ولي احتمالا همشون بايد به تو ارث رسيده باشه از کِي تاحالا " خون دراکولا " ميفروشي ؟
! اگه ميخواي ، ميتوني يه کم ازش استفاده کني - حالا ديگه همچين چيزي رو به جک تبديل ميکني ؟ -
ميخواي خودتو به کُشتن بدي . مرتيکه احمق مادرجنده
اين کارات به خاطره اينه که " خون دراکولا " ميفروشم يا به خاطر اينه که به اون ( جيسون ) عزيزت فروختم ؟
دادن " خون دراکولا " به ( جيسون ) مثل اين ميمونه . که يه کيک " هوهو " رو به يه آدم ديابتي بدي
. ميدوني که اون نميتونه جلوي خودش رو بگيره - . دقيقا بهش گفتم که چطوري مصرف کنه -
. تقصير من نيست که به حرفام گوش نکرده
. مجبور شدم که ببرمش اورژانس
با يه سوزن اندازه يخ شکن . خون آلت تناسليش رو خالي کردن
. اونم ، دوبار
حال بهم زن ترين چيزي بود که . تو همه زندگيم ديده بودم
. و منم چيزاي حال بهم زن زيادي رو ديدم
. ( اون بدجوري زجر کشيد ( لافايت
. . باشه ، باشه ، متاسفم ، من
. صبح ميرم بهش سر ميزنم
و اينم ميدونم که اون . برات خيلي مهمه
. . ولي ساعت سه صبح پاشدي اومدي اينجا
و چيزاي منو اين ور و اون ور ميندازي . . و انتظار داري چي بهتر بشه ؟
. اين کار باعث ميشه خودم راحت بشم
. خيلي خوب
. ( شرم کن ( ادِل استک هاوس
. شرم کن - کي صحبت ميکنه ؟ -
. خون آشام يعني انحراف از انسانيت
و تو ، عاشق خون آشام ، با باز کردن آغوشت به سوي اونها . داري جامعه ما رو به تباهي و انحراف ميکشي
بهت پيشنهاد ميدم قبل از اينکه اونو بکُشي . ببيني چه حرفايي براي گفتن داره
برام مهم نيست که با چه آدمهاي . . پست و بي وجداني توي خونه ات زندگي ميکني
ولي وقتي پاي موجودات عجيب و غريب و شيطاني . . . . رو به کليساي ما باز ميکني
. . اونم جلوي بچه ها ، باعث ميشي که . .
. . زودتر از بقيه توي کليسا خواهم بود
. اگه خواستي يه سر بهم بزن و سلامي بکن
. سخنراني آقاي ( کامپتون ) ساعت 8 شروع ميشه
. به خاطر اينکارت به جهنم ميري
. باشه ، اين که گفتي به خودت . فعلا ، خداحافظ
. امروز تلفن خيلي زودتر از هميشه به صدا در اومده
همه از اينکه امشب خون آشام شهر رو . ملاقات ميکنن هيجان زده هستن
. ديشب صداي اومدنت رو نشنيدم - . خوب ، چونکه زود خوابيده بودين -
. احتمالا نميخواستين صداي اومدنم رو بشنوين
. گفتم يه خورده شما دو نفر رو باهمديگه تنها بزارم
. . يعني اينقدر ناموفقم که
همه اميدتون رو به اين خون آشام بستين ؟ . .
. ولي مرد خيلي خوبي به نظر ميرسه
. خوب ، اون مَرد خوبي نيست - اون مرد خوبي نيست ؟ -
. اون " انسان " هم نيست
خداي من ، باهمديگه دعواتون شده ؟ - . نه -
. يه جورايي
فکر نکنم ( بيل ) و من . نقاط اشتراک زيادي رو باهمديگه داشته باشيم
اون مثل ما فکر نميکنه . . چيزايي که ما حس ميکنيم رو حس نميکنه
. البته به شرطي که اصلا احساسي داشته باشه
اينو ميدونم که اگه اين فرصت رو داشتم . . که با کسي آشنا بشم که
. . دنيا رو جور ديگه اي تجربه کرده . .
به چشم نعمت بهش نگاه ميکردم . . . نه چيزي که ازش بترسم
. يا متنفر باشم
. ازش متنفر نيستم
. فقط نميخوام دوست دخترش باشم
. تلفن داره زنگ ميزنه
. پياميگر تلفن جوابشو ميده
. لعنت - . آره ، همينطوري بود که ديدي -
. و تازه هيچ ماده بيهوشي هم استفاده نکرد برام
. . اولش گير پليسها افتادم
بعدشم بايد اجازه ميدادم که يه مَرد . خون ( جيسون کوچيکه ) رو بکِشه
. اينو ميگن يه روز گند خورده اساسي
. اينگار همينطور بوده
. ( جيسون )
تو که به کسي نگفتي خون دراکولا " رو از کجا تهيه کردي ؟ "
به نظرت آدم احمقي ميام ؟
حتي به دکتر هم نگفتم که . از ماده مخدر خاصي استفاده کردم
. تو رفيقم هستي - . منم دوستت دارم -
ولي ، گوش بده ، بايد فروش اين . خون دراکولا " رو متوقفش کني "
. بدجوري مردم رو نابود ميکنه
. . حالا ديگه کلانتر ( دييربورن ) فکر ميکنه
. من يه جور ديوونه سکسم . .
. . و اگه من
دوباره جرات پيدا کنم که به ( تار) نگاه کنم . خيلي کار مهمي کردم
. خوب ، اون بالاخره فراموشش ميکنه
دخترک از وقتي 8 سالش بوده . به عشقت اسير شده
شوخي ميکني ؟ - . شوخي نميکنم -
. ديگه بدتر هم شد
. اصلا نميدونم چي بگم
آدمهاي زيادي رو که تو زندگيم هستن . اذيت کردم
و همه اينام به خاطر اين . خون دراکولايي " هست که بهم فروختي "
ببين ، چونکه رانندگي بلد نيستي . حق نداري بگي فراري ماشين بديه
بايد رانندگي بلد باشي که بفهمي . چطوري بايد با اون ماشين به نهايت سرعت رسيد
. بي خيال بابا ، ديگه سراغ " خون دراکولا " نميرم
. برو يه کي ديگه رو باهاش تيغ بزن . هرچي پول داشتم بالا کشيدي
. نه ، مَرد
. . اگه بتوني درست مصرف کني
خون دراکولا " چشاتو به روي چيزايي واميکنه " . که عمرا تاحالا ديده باشي
با قدرتي که داره باعث ميشه . از اين وضع رقت انگيز خلاص بشي
يعني بازم " خون دراکولا " مصرف کنم ؟
. البته به شرطي که درست مصرف کني
. . يه مقدار تو ماشينم دارم
. اگه بخواي نشونت ميدم که چطور مصرف کني
. . ديگه بهت يه شيشه از جنس رو نميدم
. تا وقتي که درست مصرف کردنش رو ياد بگيري
ميفهمي چي ميگم ؟
. . اين
. چيزيه که به يه خون آشام نيروي زندگي ميده
خون آشامها ، در واقع مُشتي خون هستن . که روشون پوست کشيده شده
تفاوت زيادي بين يه خون آشام و . . سوسيس محلي وجود نداره بجز
. اين " خون " که ميبيني . .
. . خون ما ؛ زنده نگهمون ميداره
. ولي اين خون ، خودِ زندگيه . . .
. . يه قطره از اين
. برات کافيه . . . درمورد مصرف کردنش حريص نباش
. . بيليونها مولکول خالص
. بيست و چهار قيراطي از زندگي . .
يه تيکه از اين باعث ميشه قسمتي از . وجود يه خون آشام به بدنت وارد بشه
. . فوت کوزه گريش اينجاست که
. بايد بزاري يواش يواش به اعماق وجودت نفوذ کنه
. باهاش حرکت کن
. خودتو توش قوطه ور کن
اين خون مال کدوم خون آشامه ؟
. خيلي وقت نيست به خون آشام تبديل شده
. در نتيجه خونش هنوز يه کم ناخالصي داره
. ميتونم توي ماهيچه هام احساسش کنم
. باعث ميشه قوي بشم
. ولي ممکنه روي تو يه جور ديگه اثر داشته باشه
همين " خون دراکولا " ميتونه . چندين اثر مختلف روي تو داشته باشه
ولي تضمين ميکنم که بعدش . دنيا رو يه جور ديگه ميبيني
. باورم نميشه دوباره دارم اين کارو ميکنم
. . نه ، مَرد
. الان داري براي اولين دفعه اين کارو ميکني
بايد به خون آشام ( بيل ) بابت اين که . اين خونها رو ازمون ميخره جايزه داد
. بايد خودت جايزه اش رو بهش بدي
اون کلوپ مخصوص خون آشامها اوني که فکر ميکردي نبود ، درسته ؟
شنيدم يه عالمه موجود عجيب و غريب . اونجا رفت و آمد دارن
. و آدمهايي که اهل " آرکانزاس " هستن
. اينقدرها هم بد نبود
پس چي شد ؟ اون خون آشام بهت دست درازي کرد ؟
. آرلين ) بلدم از خودم مواظبت کنم ( . . و
. نه ، ديگه باهاش جايي نميرم . .
. . اون کلوپ يه جورايي ترسناک بود
. ولي تا وقتي که خودت با چشم خودت نبيني که نميفهمي
. من که ديروز نظرم رو بهت گفتم
. . متاسفم که مطابق انتظارت پيش نرفت
ولي خوب شد خيلي زود حقيقت رو فهميدي . قبل از اينکه کارت به صدمه ديدن يا کُشته شدن برسه
. . اميدوارم خيلي قاطي نکرده باشي
که گردهمايي نسل باشکوه سوخته رو . . . که امشب برگزار ميشه از دست بدي
. نه ، بايد برم اونجا . مادربزرگم ، همه هفته رو ، روش کار ميکرد
. . خوبه ، چونکه
ميخواستم ازت بپرسم دوست داري بيايي با من بريم ؟
شايدم بعدش وقت شد باهمديگه . . بريم يه فنجون قهوه بخوريم
داري ازم درخواست قرار گذاشتن ميکني ؟
. بله ، دارم ازت درخواست قرار ميکنم . معمولا اينطوري اينکارو ميکنم
. بعضي وقتا هم جواب مثبت ميگيرم
. همه دارن بهمون نگاه مکنن - . ميدونم ، بهتره بله رو بگي -
. لعنت
چرا که نه ؟
. خوبه
. ديگه برگردين غذاتونو بخورين
. ببخشين که دير شد . سُس هامون يه کم آبکي شده بودن
. ايرادي نداره پس ، عشق داره تو هوا پرپر ميزنه ، آره ؟
. فکر کنم - . حتي اون برادرتم اينگار عاشق شده -
رابطه برادرت با ( تارا ) جدي شده ؟
کدوم ( تارا ) رو ميگي ؟
تاراي خودمون رو ميگي ؟
. فکر کردم خودت ميدوني - . اگه واقعيت داشت ، ميدونستم -
. بفرما ، زدم تو خال ، ميدونستم
. تارا ) با ( استک هاوس ) رابطه نداره ) . جنده خانم دروغ گفته
. ( حواست به حرف زدنت باشه ( اندي بلفرر - . من که چيزي نگفتم -
. چيزي نگفتم ، ولي فکر که کردم
. و توهم فکرمو شنيدي ، معنيش اينه که حدسم درسته . تو ميتوني فکراي مردم رو بشنوي
. بزار ليوان چايي رو دوباره پرات پر کنم
. يه چايي شيرين ميخوام
تارا ) اومده ؟ )
. تازه رسيده . توي دستشويي زنونه است
چرا بهم نگفتي که با ( سام ) رابطه داشتي ؟
. چونکه همين الان ازم خواسته باهاش بيرون برم و تو اصلا از کجا ميدوني ؟
. آرلين ) ؛ خبرها رو خيلي زود ميرسونه )
تنها اتفاقي که افتاده اينه که اون ازم خواست . امشب باهاش به کلوپ مادربزرگم برم
ميخوايم باهمديگه بريم کليسا . تا زار زار براي حرفاشون گريه کنيم
و چراباهاش نرم ؟ آدم مهربونيه . . شغل خوبي داره
. . و خون آشام هم نيست و . . اصلا چرا بايد خودم رو براي تو توجيه کنم ؟
No comments yet. Be the first to leave one.