True Blood

True Blood

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 1

Sürüm bilgisi

True Blood S01E05 HDTV XviD-0TV
Şunun yorumuyla rezamatrix
Translated By: Soheil

Etiketler

HDTV
hdtv
XviD
HD
Yayınlandı: 2009-07-16
İndirmeler: 63
İşitme Engelliler: Yes

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

چندين ساله که رابطه سخت و پيچيده اي . با نيروهاي پليس داريم

. اون پليس تحريکم کرد

. بدتر از اين ديگه نميشد عکس العمل نشون بدم - . مطمئنم که ميتونستي -

اگه من اونجا پيشت نبودم . به احتمال زياد اون پليس رو کُشته بودي

. سخت بشه بگي - گازش ميگرفتي ؟ -

ميبيني ؟ . اين ديگه مسخره است

اول خونش رو ميخوردي و بعدشم . مثل يه استخون مرغ بي مصرف مينداختيش دور

. و بهم نگو که اين کارا تو خونِ خون آشامهاست

. همه سعيمو ميکنم که از راه درست منحرف نشم

خون يه افسر پليس رو مکيدن . راه درست نيست

همينطور برپاکردن مراسم سکس دسته جمعي يا . گوش کردن به غرغره هاي چيني هم راه درست نيست

. بهش ميگن هنر آوازه خواني از گلو - . هرچي حالا -

! توفان ) ؛ حتي نميدونم کجاي بدن هست اين عضو )

سوکي ) نميتونيم از هر چيزي که . برات ناآشناست بترسيم

. دنياي من داره به سرعت توسعه پيدا ميکنه

و دنياي من گرچه خسته کننده و حوصله سر بره . ولي در عين حال بي خطر هم هست

. . و بعداز دوشبي که باهمديگه بوديم

. از حالا به بعد ، بي خطر موندن خيلي خوب به نظر مياد

. نه ، متشکرم

. ميتونم خودم تنهايي به درخونه برسم

. ديگه بهت سر نميزنم

All The Rights Of Translation Reserved To WwW . Free - Offline . CoM

Translated By -= S . O . H . E . I . L =-

قسمت پنجم " پرواز جرقه ها "

. جنده . . احمق . . لعنتي

يالا ، پرتاب کن . توي دبيرستان بازي کن درجه يکي بودم

پسر ، ميدونستم يه چندتايي ژن احمق و . . خنگ بودن توي خونوادمونه

ولي احتمالا همشون بايد به تو ارث رسيده باشه از کِي تاحالا " خون دراکولا " ميفروشي ؟

! اگه ميخواي ، ميتوني يه کم ازش استفاده کني - حالا ديگه همچين چيزي رو به جک تبديل ميکني ؟ -

ميخواي خودتو به کُشتن بدي . مرتيکه احمق مادرجنده

اين کارات به خاطره اينه که " خون دراکولا " ميفروشم يا به خاطر اينه که به اون ( جيسون ) عزيزت فروختم ؟

دادن " خون دراکولا " به ( جيسون ) مثل اين ميمونه . که يه کيک " هوهو " رو به يه آدم ديابتي بدي

. ميدوني که اون نميتونه جلوي خودش رو بگيره - . دقيقا بهش گفتم که چطوري مصرف کنه -

. تقصير من نيست که به حرفام گوش نکرده

. مجبور شدم که ببرمش اورژانس

با يه سوزن اندازه يخ شکن . خون آلت تناسليش رو خالي کردن

. اونم ، دوبار

حال بهم زن ترين چيزي بود که . تو همه زندگيم ديده بودم

. و منم چيزاي حال بهم زن زيادي رو ديدم

. ( اون بدجوري زجر کشيد ( لافايت

. . باشه ، باشه ، متاسفم ، من

. صبح ميرم بهش سر ميزنم

و اينم ميدونم که اون . برات خيلي مهمه

. . ولي ساعت سه صبح پاشدي اومدي اينجا

و چيزاي منو اين ور و اون ور ميندازي . . و انتظار داري چي بهتر بشه ؟

. اين کار باعث ميشه خودم راحت بشم

. خيلي خوب

. ( شرم کن ( ادِل استک هاوس

. شرم کن - کي صحبت ميکنه ؟ -

. خون آشام يعني انحراف از انسانيت

و تو ، عاشق خون آشام ، با باز کردن آغوشت به سوي اونها . داري جامعه ما رو به تباهي و انحراف ميکشي

بهت پيشنهاد ميدم قبل از اينکه اونو بکُشي . ببيني چه حرفايي براي گفتن داره

برام مهم نيست که با چه آدمهاي . . پست و بي وجداني توي خونه ات زندگي ميکني

ولي وقتي پاي موجودات عجيب و غريب و شيطاني . . . . رو به کليساي ما باز ميکني

. . اونم جلوي بچه ها ، باعث ميشي که . .

. . زودتر از بقيه توي کليسا خواهم بود

. اگه خواستي يه سر بهم بزن و سلامي بکن

. سخنراني آقاي ( کامپتون ) ساعت 8 شروع ميشه

. به خاطر اينکارت به جهنم ميري

. باشه ، اين که گفتي به خودت . فعلا ، خداحافظ

. امروز تلفن خيلي زودتر از هميشه به صدا در اومده

همه از اينکه امشب خون آشام شهر رو . ملاقات ميکنن هيجان زده هستن

. ديشب صداي اومدنت رو نشنيدم - . خوب ، چونکه زود خوابيده بودين -

. احتمالا نميخواستين صداي اومدنم رو بشنوين

. گفتم يه خورده شما دو نفر رو باهمديگه تنها بزارم

. . يعني اينقدر ناموفقم که

همه اميدتون رو به اين خون آشام بستين ؟ . .

. ولي مرد خيلي خوبي به نظر ميرسه

. خوب ، اون مَرد خوبي نيست - اون مرد خوبي نيست ؟ -

. اون " انسان " هم نيست

خداي من ، باهمديگه دعواتون شده ؟ - . نه -

. يه جورايي

فکر نکنم ( بيل ) و من . نقاط اشتراک زيادي رو باهمديگه داشته باشيم

اون مثل ما فکر نميکنه . . چيزايي که ما حس ميکنيم رو حس نميکنه

. البته به شرطي که اصلا احساسي داشته باشه

اينو ميدونم که اگه اين فرصت رو داشتم . . که با کسي آشنا بشم که

. . دنيا رو جور ديگه اي تجربه کرده . .

به چشم نعمت بهش نگاه ميکردم . . . نه چيزي که ازش بترسم

. يا متنفر باشم

. ازش متنفر نيستم

. فقط نميخوام دوست دخترش باشم

. تلفن داره زنگ ميزنه

. پياميگر تلفن جوابشو ميده

. لعنت - . آره ، همينطوري بود که ديدي -

. و تازه هيچ ماده بيهوشي هم استفاده نکرد برام

. . اولش گير پليسها افتادم

بعدشم بايد اجازه ميدادم که يه مَرد . خون ( جيسون کوچيکه ) رو بکِشه

. اينو ميگن يه روز گند خورده اساسي

. اينگار همينطور بوده

. ( جيسون )

تو که به کسي نگفتي خون دراکولا " رو از کجا تهيه کردي ؟ "

به نظرت آدم احمقي ميام ؟

حتي به دکتر هم نگفتم که . از ماده مخدر خاصي استفاده کردم

. تو رفيقم هستي - . منم دوستت دارم -

ولي ، گوش بده ، بايد فروش اين . خون دراکولا " رو متوقفش کني "

. بدجوري مردم رو نابود ميکنه

. . حالا ديگه کلانتر ( دييربورن ) فکر ميکنه

. من يه جور ديوونه سکسم . .

. . و اگه من

دوباره جرات پيدا کنم که به ( تار) نگاه کنم . خيلي کار مهمي کردم

. خوب ، اون بالاخره فراموشش ميکنه

دخترک از وقتي 8 سالش بوده . به عشقت اسير شده

شوخي ميکني ؟ - . شوخي نميکنم -

. ديگه بدتر هم شد

. اصلا نميدونم چي بگم

آدمهاي زيادي رو که تو زندگيم هستن . اذيت کردم

و همه اينام به خاطر اين . خون دراکولايي " هست که بهم فروختي "

ببين ، چونکه رانندگي بلد نيستي . حق نداري بگي فراري ماشين بديه

بايد رانندگي بلد باشي که بفهمي . چطوري بايد با اون ماشين به نهايت سرعت رسيد

. بي خيال بابا ، ديگه سراغ " خون دراکولا " نميرم

. برو يه کي ديگه رو باهاش تيغ بزن . هرچي پول داشتم بالا کشيدي

. نه ، مَرد

. . اگه بتوني درست مصرف کني

خون دراکولا " چشاتو به روي چيزايي واميکنه " . که عمرا تاحالا ديده باشي

با قدرتي که داره باعث ميشه . از اين وضع رقت انگيز خلاص بشي

يعني بازم " خون دراکولا " مصرف کنم ؟

. البته به شرطي که درست مصرف کني

. . يه مقدار تو ماشينم دارم

. اگه بخواي نشونت ميدم که چطور مصرف کني

. . ديگه بهت يه شيشه از جنس رو نميدم

. تا وقتي که درست مصرف کردنش رو ياد بگيري

ميفهمي چي ميگم ؟

. . اين

. چيزيه که به يه خون آشام نيروي زندگي ميده

خون آشامها ، در واقع مُشتي خون هستن . که روشون پوست کشيده شده

تفاوت زيادي بين يه خون آشام و . . سوسيس محلي وجود نداره بجز

. اين " خون " که ميبيني . .

. . خون ما ؛ زنده نگهمون ميداره

. ولي اين خون ، خودِ زندگيه . . .

. . يه قطره از اين

. برات کافيه . . . درمورد مصرف کردنش حريص نباش

. . بيليونها مولکول خالص

. بيست و چهار قيراطي از زندگي . .

يه تيکه از اين باعث ميشه قسمتي از . وجود يه خون آشام به بدنت وارد بشه

. . فوت کوزه گريش اينجاست که

. بايد بزاري يواش يواش به اعماق وجودت نفوذ کنه

. باهاش حرکت کن

. خودتو توش قوطه ور کن

اين خون مال کدوم خون آشامه ؟

. خيلي وقت نيست به خون آشام تبديل شده

. در نتيجه خونش هنوز يه کم ناخالصي داره

. ميتونم توي ماهيچه هام احساسش کنم

. باعث ميشه قوي بشم

. ولي ممکنه روي تو يه جور ديگه اثر داشته باشه

همين " خون دراکولا " ميتونه . چندين اثر مختلف روي تو داشته باشه

ولي تضمين ميکنم که بعدش . دنيا رو يه جور ديگه ميبيني

. باورم نميشه دوباره دارم اين کارو ميکنم

. . نه ، مَرد

. الان داري براي اولين دفعه اين کارو ميکني

بايد به خون آشام ( بيل ) بابت اين که . اين خونها رو ازمون ميخره جايزه داد

. بايد خودت جايزه اش رو بهش بدي

اون کلوپ مخصوص خون آشامها اوني که فکر ميکردي نبود ، درسته ؟

شنيدم يه عالمه موجود عجيب و غريب . اونجا رفت و آمد دارن

. و آدمهايي که اهل " آرکانزاس " هستن

. اينقدرها هم بد نبود

پس چي شد ؟ اون خون آشام بهت دست درازي کرد ؟

. آرلين ) بلدم از خودم مواظبت کنم ( . . و

. نه ، ديگه باهاش جايي نميرم . .

. . اون کلوپ يه جورايي ترسناک بود

. ولي تا وقتي که خودت با چشم خودت نبيني که نميفهمي

. من که ديروز نظرم رو بهت گفتم

. . متاسفم که مطابق انتظارت پيش نرفت

ولي خوب شد خيلي زود حقيقت رو فهميدي . قبل از اينکه کارت به صدمه ديدن يا کُشته شدن برسه

. . اميدوارم خيلي قاطي نکرده باشي

که گردهمايي نسل باشکوه سوخته رو . . . که امشب برگزار ميشه از دست بدي

. نه ، بايد برم اونجا . مادربزرگم ، همه هفته رو ، روش کار ميکرد

. . خوبه ، چونکه

ميخواستم ازت بپرسم دوست داري بيايي با من بريم ؟

شايدم بعدش وقت شد باهمديگه . . بريم يه فنجون قهوه بخوريم

داري ازم درخواست قرار گذاشتن ميکني ؟

. بله ، دارم ازت درخواست قرار ميکنم . معمولا اينطوري اينکارو ميکنم

. بعضي وقتا هم جواب مثبت ميگيرم

. همه دارن بهمون نگاه مکنن - . ميدونم ، بهتره بله رو بگي -

. لعنت

چرا که نه ؟

. خوبه

. ديگه برگردين غذاتونو بخورين

. ببخشين که دير شد . سُس هامون يه کم آبکي شده بودن

. ايرادي نداره پس ، عشق داره تو هوا پرپر ميزنه ، آره ؟

. فکر کنم - . حتي اون برادرتم اينگار عاشق شده -

رابطه برادرت با ( تارا ) جدي شده ؟

کدوم ( تارا ) رو ميگي ؟

تاراي خودمون رو ميگي ؟

. فکر کردم خودت ميدوني - . اگه واقعيت داشت ، ميدونستم -

. بفرما ، زدم تو خال ، ميدونستم

. تارا ) با ( استک هاوس ) رابطه نداره ) . جنده خانم دروغ گفته

. ( حواست به حرف زدنت باشه ( اندي بلفرر - . من که چيزي نگفتم -

. چيزي نگفتم ، ولي فکر که کردم

. و توهم فکرمو شنيدي ، معنيش اينه که حدسم درسته . تو ميتوني فکراي مردم رو بشنوي

. بزار ليوان چايي رو دوباره پرات پر کنم

. يه چايي شيرين ميخوام

تارا ) اومده ؟ )

. تازه رسيده . توي دستشويي زنونه است

چرا بهم نگفتي که با ( سام ) رابطه داشتي ؟

. چونکه همين الان ازم خواسته باهاش بيرون برم و تو اصلا از کجا ميدوني ؟

. آرلين ) ؛ خبرها رو خيلي زود ميرسونه )

تنها اتفاقي که افتاده اينه که اون ازم خواست . امشب باهاش به کلوپ مادربزرگم برم

ميخوايم باهمديگه بريم کليسا . تا زار زار براي حرفاشون گريه کنيم

و چراباهاش نرم ؟ آدم مهربونيه . . شغل خوبي داره

. . و خون آشام هم نيست و . . اصلا چرا بايد خودم رو براي تو توجيه کنم ؟

More Farsi Persian subtitles for True Blood

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left