İlk 200 satır.
اوه، من خانم دیاز هستم
فقط به خاطر خانم دیاز
کیسه های زباله، دستکش...
- از وسایلایی که... - میدونم چی لازم داری
پاستیل خرسی
- جیکوب - سلام، بابا
- برو بیرون! از اینجا برو بیرون! - پسرمو میگیرم
آقای بارون ولی طبیعی تری تو این پرونده باشه
نگران نباش حضانت معمولاً به مادر میرسه
مگر اینکه مادرش من باشم
پدرشم اون روانی کونی باشه
به خاطر تو اینجام
نمیخوام به خاطر من اینجا باشی
ما آدمای جدایی هستیم
راندا لاشور
افسر آزادی مشروط سابقت گفت که تو، خانم رینز،
باید بتونی کمک کنی این آدم رو پیدا کنیم
اونها ضمانت میکنن حضانت جیکوب رو بگیری
تمام کاری که باید بکنی اینه که بدیش دست ما
خداحافظی نکردی
کردم
تو بشر دوستی؟
بلند نگو
اوه، شرمنده
شرمنده نباش فقط نکن
نمیکنم
- کردی - باشه
فقط منظورم این بود که دیگه نمیکنم
فکر کنم این همه چیزیه که خواستی
چرا زیر بار میکشیش؟
نمیدونم فکر کنم...
اون یه پاکته
پاکت مشکلی نداره
هیچکی به خاطر دادن یه پاکت به من دستگیرت نمیکنه
هیچکی به خاطر نگه داشتن یه پاکت دستگیرت نمیکنه
پلیس مشکوک نمیشه که من اینکارو کردم؟
البته که میشه
نمیخوام مشکوک بشه
پس نمیخوای زنت رو بکشی
بعد از اینکه از اون در رفتم بیرون، برگشتی وجود نداره
فردا مرده
باشه
چیزیه که میخوام
مطمئنی بدون اون خوشحالتری؟
مطمئنم
مشکل دیگه ای برات درست نمیکنم
تخم هارو سوزوندی
چی؟
تخم مرغ هارو سوزوندی
چی؟
ممنون شرمنده
تو فکر بودم
منهم
اگه قاضی بگه که
با پدرم برم عصبانی میشی؟
راستش... خوشحال نمیشم
تو هم میای مارتل بیچ زندگی کنیم؟
نه
اگه قاضی بگه باید با تو برم
کجا میخوایم زندگی کنیم؟
هنوز مطمئن نیستم
- تو ماشین؟ - نه
پس کجا؟
تو یه ماشین نه
باید یه جای خوب و امن باشه
وقتی رفتیم اونجا چیکار میکنیم؟
هر کاری
لطفاً، اینجا بایستید
یه لحظه صبر کنید دستها از بدن جدا بشن
لطفاً، میتونم کمبرندتون رو بگیرم، خانم؟
جداً؟ میدونیم که یه کمر بنده، پس...
آره، مشکلی ندارید
- روز خوش - همچنین
مطمئن میشم جیکوب هر هفته باهات تماس بگیره
مطبوعه خیل سخاوتمندانه است
خیلی دلگرم کننده است
خب، کاراش هفته ی گذشته انجام شده
منظورم اینه که، آره، دلگرم کننده است
خوبه باید باشی
مطمئنم گیرت میاد
ولی اگه من بگیرمش،
منهم مطمئن میشم اون هر هفته باهات تماس بگیره
جدی؟
تا وقتی که تعهدت رو بردارن
- سلام - سلام
- خوبی؟ - نه
- حالت چطوره؟ - متوسط
هاه
گندش بزنن
کارم تمومه
واسه چی؟ چرا؟
همه بلند شن
خب ما روی ثبت 16cv1164 هستیم،
بارون بر علیه رینز هستیم
باید بشینید
خانم رینز دوباره خوش اومدی
پس، شما قاضی دادگاه خانواده و جوانان هم هستید؟
ایننجا دانویلِ تمام دادگاهی ها با منه
چند سال پیش بود؟ حداقل 5 سال میشه
حداقل 15 سال شده
- خب، خوب موندی - شما هم خوب موندید
خب، من توصیه نامه رو مطالعه کردم
قبل از شروع دادگاه
فهمیدم که آقای بارون کاری پر منفعت داره
و درخواست حضانت کامل پسرش رو کرده
- بله - بله، عالیجناب
مطمئن هم هستم اینو میدونید، ولی موکل من خبر نداشته
که حتی یه پسر داره تا همین چند هفته قبل
خب برای چی خبر نداشته؟
چون خانم رینز مطلعشون نکرده،
حتی مادرش استلا رینز هم نکرده،
کسی که حضانت جیکوب رو در چند سال اخیر داشته
بعد از اینکه حکم منع حضانت رو گرفته
که دخترش از 300 متر نزدیک نشه
چرا حقیقت رو از پدرش مخفی کردید؟
شان بارون سابقه استفاده از مواد، قاچاق،
و خشونت های مربوط بهش رو داره
خانم رینز همیشه نسبت به
آسایش پسرش نگران بوده
خانم رینز همین سابقه رو هم برای خودش داره
پشیمونی خودش رو هم نشون داده
همونطور که آقای بارون نشون داده
خیلی خب
من بدین وسیله حضانت کامل جیکوب مایکل رینز را
به مادرش اعطاأ میکنم، لاتشیا رینز، بی درنگ قابل اجراست
با من شوخی میکنی؟
من بازسازیتون رو ستایش میکنم
و حکم توقیف پسرتون رو آقای بارون
شما حق دارید هر تابستان به مدت دوهفته پسرتون رو ببینید
همچنین هر تعطیلات ملی تا زمانی که جیکوب به سن 18 سال برسد
تمام
نمیدونم اونجا چیکار کردم،
ولی نباید هم بپرسم
نپرس بدون تو نمیتونستم بگیرمش
ممنون
باید برم، ولی، دوباره تبریک میگم
لتی... موفق باشی
سلام
خیلی عصبی بودم دارم کیک مخلوط درست میکنم
تموم شد؟
آره، تموم شد
چی شد؟
مال منه
چی؟
گرفتمش
گندش بزنن
منم
رو اون بچه خیلی کار کردم
میدونم
منهم میخوام سخت کار کنم
خوبه
پس، من باید از مدرسه برش دارم؟
کی میاد بیرون؟
میتونم برش دارم
باشه ممنون
بعداً میبینمت
متاسفیم
شما با شماره ای تماس گرفتید که خیلی وقته خارج از سرویس است
اونجا چه خبر بود؟
ببخشید؟
آره، شرمنده ای
میخوای بهم بگی چیرو اونجا از دست دادم؟
فکر نکنم از دست دادی، شان
حضانت رو قاضی بهم داد
- چرا؟ - نمیدونم، برو از خودش بپرس
نه یه چیزی اینجا بو داره
یه چیزی همبشه اینجا بوداره
من کاری رو که میدونستم درسته کردم
آدمایی مثل من و تو چه کارایی باید بکنن
- من عوض شدم - جداً؟
برای اینکه همون نگاهی که همیشه داشتی الان هم داری
وقتی میخواستی منو بزنی
میخوای منو بزنی؟ بزن
متاسفیم
شماره ای که تماس گرفتید...
متاسفیم شماره ای که...
خدای من
لتی کیفت کوکه؟
جیکوب رو گرفتم
خدارو شکر
ولی برای یه چیز دیگه به کمکت نیاز دارم
باشه، وقت خوبیه، چیه؟
تا حالا تونستن با خاویر ارتباط برقرار کنن؟
- کیا؟ - اف.بی.آی
- نمیدونم - اون زنه کجاست؟
- اون لاشور غول - نمیدونم کجاست
- ولی، منظورت اینه که، تو اشویل مستقره، درسته؟ - آره
اونها تورو تو دفتر قدیمت دستگیر کردن
- الان تو اشویلی؟ - آره
نمیدونم چقدر، ولی شرط میبندم امشب بر میگردم
میتونی گوشی رو به جیکوب بدی؟
داری با این حرف شوخی میکنی؟
میشه لطفاً گوشی رو بهش بدی؟
مادرته
- سلام - سلام، عزیزم
همه چی تموم شد
میدونم خب کجایی؟
اونجا نیستم میدونم و شرمنده ام،
ولی باید با خاویر حرف بزنم
خب، کجاست؟
No comments yet. Be the first to leave one.