Arrow

Arrow

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 1

Sürüm bilgisi

Arrow S01E07 480p 720p HDTV X264-DIMENSION
Şunun yorumuyla corleone645
Corleone کاری از روزبه

Etiketler

HDTV
hdtv
x264
720p
720
480p
480
HD
Yayınlandı: 2012-12-01
İndirmeler: 46
İşitme Engelliler: Yes

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

.اسم من "اولیور کوئین"ـه

.من به مدت 5 سال توی یه جزیره گیر افتاده بودم

...و فقط یه هدف داشتم

.اینکه زنده بمونم...

.اولیور کوئین" زنده است"

حالا میخوام آرزوی درحال مرگ پدرم .رو برآورده کنم

...اونم اینه که از لیست اسم هایی که برام گذاشته

استفاده کنم و کسایی که شهرم... .رو مسموم کردن شکست بدم

.برای اینکار باید یه نفر دیگه بشم

.باید یه چیز دیگه بشم

...آنچه گذشت

اولیوری" که از دست دادی ممکنه اینی" .که پیدا کردی نباشه

،وقتی تو اون جزیره گیر کرده بودی

و داشتی برای نجات شهر ،نقشه بی نقصت رو میکشیدی

...فکر نکنم یه لحظه با خودت فکر کرده باشی

که چه تاثیری میتونه روی آدم هایی... .که تو زندگیت هستن بزاره

.اشتباه میکنی

،اینکه نمیتونم به خانواده ام واقعیت رو بگم

.از همه بیشتر خودم رو اذیت میکنه تا اونا

.بهت یه قولی دادم .نتونستم بهش عمل کنم

،حالا که معجزه شده و بچه ام پیشم برگشته

.به نظر میاد هیچ علاقه ای نداره بهم حقیقت رو بگی

."باید باهام درد و دل کنی،"اولی

.باید با یکی درد و دل کنی

الو؟

...سلام،مامان گفت یادت بندازم

.برای ناهار بری دنبالش...

مگه قرار بود امروز باهاش ناهار بخورم؟

.گفت برات 5 تا پیغام گذاشت

.اینقدر سخت نگیر و با اون زن یه سالاد بخور

میدونی،"تیا"،بعضی موقع ها سخت میشه ...بیاد آورد

.کدوم یکی از شما مادره من هستش...

...خانم "کوئین" تنها درخواستی که من دارم

اینه که یه فرصت بهم بدید و باهام... .درمورده پیشنهادمون صحبت کنیم

اگه فقط همینه پس میتونم وقت کسی رو تلف نکنم .و جواب رو بدم

.قبول نمیکنم

.متوجه ام میتونم بپرسم چرا؟

واقعا باید جواب اون سوالتون رو بدم آقای "کوپانی"؟

،ببخشید من باید برم

.برای ناهار با پسرم قرار دارم

!بخواب رو زمین

مامان؟حالت خوبه؟

.حالم خوبه - صدمه دیدی؟ -

...نه...من...من - مطمئنی؟ -

.خوبم - مطمئنی خوبی؟ -

!زنگ بزن 110

.سلام

حالت خوبه؟

.خوبم

.خوبم

با "والتر" تماس گرفتی؟

.نه،متاسفم

،همونطور که به مادرت و خواهرت گفتم

.سی تی اسکن ضربه مغزی درجه دو نشون میده

.تا وقتی که یکی پیشش باشه میتونه بره خونه

.تا فقط مطمئن بشیم عواقبی به دنبال نداره

.مرسی

.متاسفم،نباید میرفتم

.فکر میکردم حالت خوبه

اصلا فکر کردی داشتی چیکار میکردی؟

...آره،میخواستم شماره پلاک اون کسی

.که بهت شلیک کرد رو بردارم...

.خُب،کاره احمقانه ای بود - .آره -

خُب،شماره پلاکش رو برداشتی؟

.نه،در رفت

.شاید بهتر باشه کمتر قهرمان بازی در بیاری

.واضحه که تو این کار خوب نیستی

.چه بامزه

.جوک نگفتم

.تو مامان رو صدمه دیده و تنها تو خیابون ول کردی

.توی خیابون

تا یه شماره پلاک برداری؟

حرفم رو باور نمیکنی؟

.دوستت دارم .مامان هم دوستت داره

ولی وقتی باهامون صادق نیستی اعتماد کردن .بهت سخت میشه

.بازرس

از تیرنداز سرنخی پیدا کردید؟

.هنوز نه قیافه اش رو خوب دیدی؟

.نه،کلاه ایمنی سرش بود

.نگران نباش .پیداش میکنیم

.مسئول حراستم داره میاد

.میخوام مطمئن بشم چند نفر مراقب مادرم هستش

.باید ازش محافظت بشه

...خُب،میدونی خانوادت

،اولویت کاره من هستش...

...ولی یارویی که با مادرت بود

.با مافیا ارتباط داره...

.مادرت هدف نبود

.و خواهش میکنم

...درواقع من 10 ثانیه

.زودتر از این یارو اومدم...

.بقیه اش برای خودت

خُب،"تامی"،چی باعث شده دیر وقت بیای؟

...خُب،فکر کردم

،امشب رو توی خونه کار میکنی...

.و همینطور فکر کردم شاید گرسنه ات باشه

.و صحیح حدس زدم

.نمیدونم

.این پیتزا زیتون و قارچ رستوران "ماریو" هستش

.پیتزای خیلی خوبیه

خیلی خُب،تو چی داری؟

."تن ماهی تند با برنج برشته از رستوران "تورو

."لعنت به تو،"مرلین

.امیدوار بودم فقط "سوشی" آورده باشی

.درواقع،یه چیزی هست میخوام ازت بپرسم

چیه؟

باهام بیرون میای؟

.مثل قرار گذاشتن

برام شام آوردی تا باهام قراره شام بزاری؟

خُب،همینطور برات یه مراسم خیریه .خیلی بزرگ برگزار کردم

...فکر کردم مراسم رو برای صد ها نفر راه انداختی

.تا یه کاره خیر کرده باشی...

.آره،آره،آره،برای صد ها نفر

.به علاوه یه نفر

."تامی" - .لورل"،میفهمم" -

.باشه،توی وضعیت بدی گیره هم افتادیم

،میدونی،اولش برای چند سال دوست بودیم

،و بعد یه مدت کوتاهی دوست با منفعت بودیم

.منفعت های خیلی باحال و عالی

...و الان امیدوارم مثل دو تا آدم عادی

...بشینیم سره یه میز تو یه رستوران...

.و سره یه وقت مشخص...

،وقتی اینطوری میگم

به نظر زیاد ترسناک نیست،مگه نه؟

.اولیور"،نزدیک بود مادرت کشته بشه"

.فکر کنم میتونی یه روز بیخیال تمرین بشی

.هدف مادرم نبود

.این مرد هدف بود ."پاوول کوپانی"

.وقتی داشت با مادرم معامله میکرد بهشون شلیک شد

کوپانی" برای شرکت" .ساخت و ساز "برتینلی" کار میکنه

."و "فرانک برتینلی

رئیس مافیا؟

.یه خورده بیشتر گشتم

کوپانی" اولین کارمند "برتنیلی" نبوده" .که قصد جونش رو کردن

یه خورده بیشتر گشتی؟

.برتینلی" دشمن های زیادی داره"

بهترین راه برای اینکه بفهمیم ...کی داره افرادش رو میکشه

.اینه که یکی از افرادش بشم...

."خُب بزار بهتر بفهمم،"اولیور

،به مادرت شلیک شد و نزدیک بود کشته بشه

...و با وارد شدن به عنوان یه ماموره مخفی تو مافیا

.داری سعی میکنی با این وضعیت کنار بیای...

.سعی نمیکنم با وضعیت کنار بیام

.آره،خُب،شاید مشکل همینجاست،رفیق

...تا حالا فکر کردی

پیش خانوادت باشی؟...

.امروز با "تیا" اینکارو کردم

،بهم گفت باهاش صادق نیستم

.و راست میگه

.نمیتونم خیلی خوب براش توضیح بدم

اینکه مادرم رو تنها و درحال خونریزی ...روی پیاده رو ول کردم

.چون اینقدر سریع هستم که تیرنداز رو بگیرم...

ولی کاری که میتونم بکنم اینه .که از خانوادم محافظت کنم

،و "دیگل"،وقتی بفهمم این یارو کیه

.میکشمش

.شیطون خانوم

کجا میری؟

.عشق و حال ...که به نظر وقتی توی خونه هستی

.و توی دیسکو نیستی کاره خیلی سختیه...

.باید امشب برم بیرون

.فکر کردم مراقب مامان هستی

.تمام روز پیشش بودم

.فکر کردم شیفت شب رو تو میمونی

.متاسفم،ولی این کارم مهمه

،"میدونی،بعضی موقع ها،"اولی .سر از کارت در نمیارم

.و منظورم از بعضی موقع ها یعنی همیشه

.درواقع تو اولین کسی نیستی که اینو امروز بهم گفت

.تعجب نداره

.اوه،چه لباس قشنگی کجا میری؟

.به نظر میاد دارم میرم طبقه بالا

.قضیه اش طولانیه

هی،درمورده مادرت شنیدم،حالش خوبه؟

.طبقه بالا داره استراحت میکنه .بیشتر شوکه شده

،یه کاری دارم

.ولی ممنون از اینکه اومدی

.مشکلی نیست،مهم اینه که حال مادرت خوبه

.آره

.هی،یه چیز دیگه

...چون نمیخوام از کس دیگه

،بشنوی...

.مخصوصا از "لورل" بشنوی

.داریم شام میریم بیرون.به عنوان یه قرار

.خوبه

،لورل" لیاقت یه نفر خاص رو داره"

.و همینطور تو

.مرسی،رفیق

.باید به کارم برسم

.باشه،حتما .بعدا باهم صحبت میکنیم

،"اوه،و یه چیز دیگه "تامی

.اگه اذیتش کنی گردنت رو میشکنم

.شوخی میکنم

."آقای "برتینلی

.فرانک" صدام کن"

.اولیور" صدام کن"

.مرسی قبول کردین تو خونه ام همدیگه رو ببینیم

...پدرم همیشه میگفت که اتاق پذیرایی

.بهترین اتاق کنفرانسه...

.اوه،این تیکه کلامش رو میدزدم

.نیک سالواتی"،همکارم"

چطورید؟

More Farsi Persian subtitles for Arrow

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left