İlk 200 satır.
و مطمئنید که این کار میکنه ؟
ما طرحهای موجود مدار رو برای بررسی دقیق
توسط بالاترین تکنسین های صنعت آماده کردیم.
همهچیز بررسی شده.
تو بهش نگفتی به چه دردی میخورده.
یکم اعتبار بهم بده ماکال.
بخوام صادق باشم، اهمیّترو در این وضعیت نمیبینم
هرجور که طبقهبندی شده باشه یا نه.
میگید که، باید پیام بفرستیم ؟
جوری که من اینو میبینم، این نشون دهندهی پیشرفت غیرمنتظرهی
یک نقطه اوج تکامل یافتهست.
ما میتونیم روبهجلو یا روبهعقب حرکت کنیم.
عالیه، بحث بیشتر نمیتونه مناسب باشه...
چی برای بحث هستش ؟
این یه کار سادهست که ما انجام میدیم یا نه.
من میگم که انجام بدیم.
خیلی خب.
فردا چطوره ؟
ما دقیقا روی منحنی هستیم، ولی نباید مشکلی برامون پیش بیاد.
قراره بری تو جمعیت ؟
اگه چیزی پیدا کنیم.
هم ترازی کامل شد.
انتقال دهندهها در نهایت قدرت هستن.
حالا تنها چیزی که مونده اینه که یه چیزی بگیم.
بیاید ساده نگهاش داریم.
کسی اون بیرون هست ؟
« تـــرجمه و زیرنـــویس از Erfan_Ugmid »
میدونم توی گزارش رسمی چی خوندم
ولی میخواستم از خودت بشنوم.
این میگه که تو صورت آخرین کاپیتانت کوبوندی ؟
- همینطوره قربان. - ناکارش کردی.
همینطوره، آره.
خیلی خب.
ما باید فقط از طریق کریل مضخرفاتو از خودمون دور میکردیم.
همهی نیرومونو از دست دادیم، که شامل نیروی پیشتیبان سلامتیام بود.
ما یه سیگنال پریشونی رو مخابره کردیم
و تنها سفینهی داخل محدوده یه سفینهی جنگیِ جانیسی بود.
جانیسی، چرا انقد آشنا بنظر میاد ؟
اونا یه گونهی ماتریال شدید از سیستم آیزار هستن.
کاملاً از هرچیز و کسی رد میشن
که بر اون تسلط پیدا کنن.
ما نمیدونستیم که سفینه جانیسی بود
تا وقتیکه افسر فرمانده روی صفحه ظاهرش کرد.
ما کمکشونو نیاز داشتیم، پس من سریع عمل کردم.
دقیقا هفتهی بعدش مشت زدم، دماغشو شکوندم.
اونا بهمون کمک کردن که تمام شبکه برقمونو تعمیر کنیم.
خب، سریع فکر کردن تو یه وضعیت بحرانی ستودنی هستش.
- این شغلمه. - تو...
اگه بخوای منو بزنی قبلش یه هشدار میدی، درسته ؟
نمیتونم قول بدم قربان.
خیلی خب، بگمونم ما همهچیز اینجارو تحت پوشش قرار دادیم، آره ؟
- آره بگمونم. - به عرشه خوش اومدی ستوان.
- میتونی موقعیتتو به دست بگیری. - ممنونم قربان.
گوش کنید، آم...
میدونم شماها با رییس امنیتی قبلیتون صمیمی بودید
و میدونم که اعتبارم یه کوچولو این دورو بر خشنه
ولی میتونم به جفتتون قول بدم اگه هرکسی سراغتون اومد
یا تلاش کرد که پایین بکشتتون، من اول سرش خراب میشم.
خب، خوبه که اینو میدونیم.
- چی فکر میکنی ؟ - ازش خوشم میاد.
- آره، نمیدونم. - هی.
تو کسی هستی که به دریاسالار برای یه زلین دیگه التماس کردی.
اگه بهم احتیاج داشتی، روی عرشهم.
خیلی خب، مشت نخوری.
- ازش بپرس. - نه، بعدا ازش میپرسم.
- اون دقیقا اونجاست، انجامش بده. - احمقانهست.
- احمقانه نیست، ازش بپرس. - نه، طوری نیست
تو افسر فرماندهشی، بهش دستور دادی وارد مبارزه شه.
بگمونم میتونی اینو ازش بپرسی.
بورتس، یه ایدهی جالب دارم
- که میخواستم توسط تو اجرا بشه. - چی ؟
خب، از اونجایی که تولدم سه شنبهست
و از اونجایی که تولدهامون شیش روز باهم فاصله داره
گمون کردم شاید جالب باشه، که مثلا، جشن مشترک بگیریم.
چرا ؟
خب، میدونی، اینجوری میتونیم
یکم بزرگتر از حد معمولش کنیم
تمام عرشهرو دعوت کنیم.
این یه دستوره ؟
نه فقط یه نظر بود.
آه، پس من خاستار گرفتن جشن مشترک نیستم.
- چرا که نه ؟ - ترجیح میدم تولدم تو روز خودش باشه.
اون میترسه که خرتو پرت کمتری بگیره.
نمیترسم.
و اون درست میگه. تولد مشترک ؟
خرتو پرت کمتر برای همگی. این یه تلهست بورتس.
کاپیتان، دارم یه مخابره
از جایی در صورت فلکیه گاما ( سایبان ) دریافت میکنم.
راه خیلی طولانیای هستش.
شبیه ریزموج سبک قدیمی میمونه.
- از یه سفینهـست ؟ - نه.
یه سیارهـست.
تایید شد. هفت سیاره
در صورت فلکیه ستاره گاما وجود داره.
- اوه خدای من. - چیه ؟
پیام میگه،" کسی اون بیرون هست ؟ "
بورتس، ظوابط های اتحادیهرو برای هرتماس گذشته
با سیستم ستاره بررسی کن.
چیزی نیست قربان.
اوه، عزیزم ! خودشه !
این چیزیه که بخاطرش ثبت نام کردیم !
درمورد یه هدیهی تولد صحبت کن.
همگی، کاپیتان مرسر صحبت میکنه.
همهی مراکز آمادگی لازم برای اولین برخورد رو داشته باشید.
گوردن، یه موقعیت رو برای صورت فلکی گاما تنظیم کن
- و یه درایو کوانتومی رو به کار بگیر. - با کمال میل، قربان.
چیزی که درمورد این مردم میدونیم
از ارتباط اولیهـست ؟
اونا چشم انتظار ورود ما هستن،
و اونا بهمون مختصات فرود دادن.
به جز این، چیز دیگهای نیست. این بخش جالبشه.
ما تصمیم گرفتیم که جشن جدا بگیریم، درسته ؟
خیلی خب، بزنید بریم.
میدونی، ما میتونیم، آه، اسمهای الکی درست کنیم.
- اونا نمیدونن که. - چرا باید اینکارو بکنیم ؟
نمیدونم. همیشه از اسمم متنفر بودم.
فهمیدم این یکی از اون زماناست
که میتونی اسم خودتو انتخاب کنی.
واقعیته، میتونی.
میدونی، مثلا من میتونم چاد باشم، تو میتونی ماکسین باشی.
- باید اینکارو بکنیم ؟ - آره، بیا انجامش بدیم.
- قاطیش کنیم ؟ - درسته ؟ چرا که نه ؟
- بیا انجامش بدیم. - نه، احساس میکنم اونا میدونن.
اولین مقدمه، من کاپیتان اِد مرسر از سفینهی ارویل از ایالات متحده هستم.
این افسر اول و خدمهم هستن.
از طرف مردم دنیای ما، به رگور 2 خوش اومدید.
از طرف اتحادیهی نجومی، به کهکشان خوش اومدید.
وقتیکه که یه سیاره مثل شما به فضا میرسه
چه بوسیلهی سفینه یا بوسیلهی پیام ارسال شده
موقعیه که ما مجاز میشیم تا حضورمونو شناخته شده کنیم.
شما پرسیدید که کسی اون بیرون هست.
این سیاست اتحادیهـست که جوابگو باشه.
چه تعداد گونهی مختلف از مردم وجود داره ؟
بیشتر از چیزی که بتونید تصور کنید.
همشون دوستانه نیستن،
که دلیل دیگهای که برامون خیلی مهمه
تا اولین برخوردمون رو برقرار کنیم.
ما میخوایم همهچیز رو درمورد دنیاتون بدونیم.
نشونتون میدیم.
و این روشی بود که ما پیام ارسال کردیم.
تو بزرگترین آرایه نجومی هرکجای این سیاره.
25 ماهوارهی مستقل
و تمام آرایه عمل کننده،
بعنوان یک آنتن با یک قطر متغیر.
خیلی خوبه.
ما فکر کردیم این دههها، حتی شاید قرنها طول بکشه
قبل اینکه کسی به پیام جواب بده.
ولی شما اومدید، فقط چند سال بعدش.
خب، خوشحالیم بهتون اثبات کردیم که اشتباه میکردید.
و اینجا بخش زنان و زایمانمون هستش.
دیدنش بینظیره، درسته ؟
بگمونم، یجورایی فقط رفع مشکله بگمونم، نه ؟
- کاملا. - منظورم اینه که، شما خرتو پرت تو بهداریتون دارید
که احتمالا مثل جادو برای این افراد میمونه.
آره، اما، ببین
این شبیه گرفتن یه زندگی واقعی از گذشتت هستش.
ما یه جامعهی جوان رو از آستانه پیشرفت به این بزرگی میبینیم.
یک دانش که درحال اتفاق افتادنه. جالبه.
آره، خب، اگه مجبور به داشتن ضمیمهام بودم
مطمئن میشدم که تو به سفینه برمیگردونیم.
- تو ضمیمه نداری. - خداروشکر.
و ما اخیراً
یک رزونانس تصویربرداریه مغناطیسی مقرون به صرفهرو
برای نظارت منظم بر رشد جنین، گسترش دادیم.
ما اولین امکانات پزشکی در دنیا هستیم
- که این کار رو در این مقیاس انجام میدیم. - بنظر میرسه که شما
تعداد زیادی زایمان زودرس غیرعادی دارید.
بله، خب، هنوز چیزهایی وجود داره که نمیتونیم جلوشو بگیریم.
اما تکنولوژی هرساله بهتر میشه.
- چه تکنولوژیای ؟ - دکتر فیلار
ما یه زایمان زودرس داخل بخش سوم داریم.
دنبالم بیاید.
- تیغهی دهم، لطفا. - بله، دکتر.
- این یه... - فشار فوندوس رحم.
- چی شده ؟ - اینجا بخش سزارینه.
ادامه بدید.
- محل پرورش اطفال زودرس آمادهست ؟ - بله دکتر.
جریان خون بند ناف مثبت هستش.
ضربان قلب منظمه.
بفرمایید.
بندناف رو جدا کنید. آمادهی بستن محل برش باشید.
ببریدش به واحد مراقبتهای ویژهی نوزادان.
چی شده دکتر ؟
خب، دلایل زیادی برای انجام سزارین وجود داره...
پارگی در جفت جنین
پایین افتادن بند ناف...
ولی من چیزی مثل اونا داخل این بخش ندیدم.
نوزاد کاملا سالم بنظر میرسه
بجز این حقیقت که پیش از رس هستش.
شاید بیولوژیشون متفاوت هستش.
چیزی که نمیتونیم شناسایی کنیم.
دکتر فیلار
میتونم علت سزارین رو بپرسم ؟
شما خودتون دکترید. باید بدونید که برای جلوگیری نوزاد
از جیلیاک بوجود اومدنه.
جیلیاک چیه ؟
اوه، احتمالا یه اسم دیگهای از جایی که ازش میاید دارید.
آه، جیلیاکها گسترش دهندهی خشم هستن،
رفتار مخرب شدید ایجاد میکنند.
ما داریم تلاش میکنیم که با تمام هزینهها ازش جلوگیری کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.