İlk 200 satır.
بانگالو
میشه اینجا بشینم؟ - بفرما -
ممنون
!گروهان، همه سوار شن
الان میریم
دیگه با قطار میرم، ممنون
فندک دارین؟
!سربازی بدون فندک؟ - من سرباز نیستم -
،پُل هستم، توی بیاریتز باهم بودیم شناختی؟
خوبه، فردا میخوام بیام برلین
که اینطور !عجب
خیله خب
اسپانیا خوش بگذره، خدافظ
اومدی منو ببینی؟
مامان و بابام رفتن تعطیلات
!هوی
میخوای شنا کنیم؟
حسش نیست
!شیش هفته بود ازت خبری نداشتم
سربازی اینطوریه دیگه
چرا فکر میکنی هیچی عوض نشده؟
،اومدم تو رو ببرم !میریم جنوب
میخوای باهم بریم مسافرت؟
مسافرت نه. میریم آفریقا همونجا میمونیم
فقط یه ماشین لازم داریم
!گندش بزنن - چیه؟ -
هیچی
الو؟
الان نمیشه
نه، واقعاً میگم
بعداً بهت زنگ میزنم، باشه؟
آره، خدافظ
من میرم بیرون
داداشت اینا اینجان
میدونم - !مریض -
پل؟
!سلام
اومدی مرخصی؟ - آره -
خب؟ - نمیدونستم اینجایی؟ -
فقط داشتیم رد میشدیم
سلام - سلام -
خدافظ - خدافظ -
چی شده؟ - هیچی -
نمیخوای بری دنبالش؟
چی عوض شده؟
دیگه تموم شد
نمیای بیرون؟
چیکار میکنی اینجا؟
آشغالهایی که بابا روشون کار میکنه رو دیدی؟
آره، اون کارشو بلده
این پُله
سلام پل، من لنه هستم - سلام -
پس اینجا قایم شدی
!کثافت
میرم یه آینه بیارم
چقدر میمونین؟ - دو روز دیگه میریم مونیخ -
،لنه کار داره اونجا قراره تو یه فیلم بازی کنه
بعضیها واقعاً میزنن به سیم آخر
چی؟
ارتش رو میگم - دیگه نمیتونی تحمل کنی؟ -
!کی گفته؟ من قراره ژنرال بشم
مامان نگرانت بود
یه زنگ بهشون میزنی تو ایتالیا؟
بریم یه نگاه بندازیم؟ - باشه -
به هر حال باید خرید هم بکنیم
این راه باز بشو نیست بیا از راه پشتی بریم
میخوای تو برونی؟
کریستین چهشه؟
نمیدونم
افسرده شده؟
شاید اینطور باشه
پس من چی؟
لنه قضیهش چیه؟ - چطور مگه؟ -
قبلاً ندیده بودمش - خب تو هیچوقت نمیای دیدنم -
کی میخواین برین زیر یه سقف بچه دار شین و اینا؟
دوست دختر سابقت داره میاد
نینا؟ - دنیا -
!وای نه
ما رو دید؟ - فکر نکنم -
!چرا، دید
تو هم شنیدی؟ استخرو فرستادن هوا
آره، اونجا بودم - واقعاً؟ چی شده بود؟ -
نمیدونم، نمیشد چیزی دید
اصلاً نپرسیدی چی شده؟ - هنوز چیزی نمیدونستن -
پیتر میگفت میخواستن زندان رو بزنن
پیتر هنوز با جولیاست؟
خیلی وقت پیش به هم زدن
.جولیا رفت هامبورگ درس بخونه الان هم تو پاریس کار میکنه
نمالی بهمون، پیری
دیگه ندیدیش؟ - خیلی وقته ارتباطی نداریم -
!بسه دیگه
هنوز روی کشتی کار میکنی؟ - آره، بعضی وقتها -
بازم روی جلبکها؟ آره -
حالا کی دکتراتو میگیری؟ - یه مدت وقت میبره -
تو چی؟ - من هنوزم تو مهدکودک کار میکنم -
راستش نمیدونم میخوام چیکار کنم
پس بیا دور هم یه کباب بزنیم
فردا خوبه؟
آره، اگه دوست دارین میام
دمت گرم
!صبر کن
اومدین؟
شرمنده، دست درازی کردم - اشکالی نداره -
میخوای خلبان شی؟ - نه -
هواپیماربا؟ - شاید -
شغل جالبیه
تو چی؟ - من؟ -
گشنته؟ - آره -
نمیخوای به مامان و بابا زنگ بزنی؟ تو زنگ زدی دیگه -
.مامان میخواد با تو صحبت کنه بهش قول دادم
بهش بگو من خوبم
بهش زنگ میزنم
میری اون یکی هم بیاری؟
مکس؟
!مکس - چیه؟ -
شبیهساز اکسیژن چیه؟ - چی؟ -
اون نمیتونه بدون شبیهساز اکسیژن توی «فصا» زنده بمونه
!«توی «فضا - چی؟ -
اون نمیتونه بدون شبیهساز اکسیژن توی فضا زنده بمونه
بعد این شبیهساز اکسیژن چیه؟
نمیدونم والا
یکم دیگه میام پیشت
کجا در میری؟
میرم یه تلفن کنم
آره، پس قرارداد چی؟ آره، قرارداد
ولی آدرسو بهتون داده بودم که
!مثلا داشتیم کار میکردیم ها - !من نیستم -
بیا دیگه، باهم میتونیم امروز تمومش کنیم
داداشت خیلی سختکوشه
علمی تخیلی؟
تو آلمان؟ - آره -
،ولی من فقط یه موجود فرازمینیام که چیز زیادی حالیش نیست
زیاد دیالوگ ندارم
اونوقت آدمها چجوریان؟ - آدمها؟ -
آدمها تو آینده چطوریان؟
کم و بیش مثل الان - غمانگیزه -
!همهش که داری کار میکنی - به مامان و بابا قول دادم -
زنگ زدی بهشون؟
زدی؟
!طوری نیست
تلفن کرد؟
روسنایی» رو میبینی؟» «روسنایی نه، «روشنایی -
به ستارهها نگاه کن، کای روشنایی رو میبینی؟
خوبه، یه دور دیگه
گاگارین بدون شبیهساز اکسیژن وارد میدان شد
این دیوونگیه، راه برگشتی نداری
من فقط 3 ساعت با مرکز میدان فاصله دارم
جِلی، داریم گمت میکنیم
سلام - سلام -
سلام اشتفان. پل تو اتاقشه
فردا بریم تنیس؟ - ساعت 11 خوبه؟ - باشه -
جِلی، داریم گمت میکنیم
دوست دارم کای، ولی باید این کارو بکنم
مانیتورها از کار افتادن
آسمون رو نگاه کن، کای
نور رو میبینی؟
خوابیده
خب بیدارش میکردی - مهم نیست -
بهش میگم اومده بودی - باشه، فعلاً -
خدافظ
دوستِ پل بود؟
یه دور دیگه بریم؟
!ارتش - کو؟ -
!پشت تلفن
الو؟
!اینجا
ساندِر، بله
توی توقفگاه منو جا گذاشتن
.منم فکر کردم مستقیم برم خونه چون خودمم یه روز مرخصی داشتم
بله، قربان
چی شده؟
!مرتیکه آشغال
.آقا نیومده مرخصی دارن دنبالش میگردن
فرار کردی؟
!همین الان بر میگردی
خودم میبرمت ایستگاه
خیلی باحاله
.تو فقط دو روزه اونو میشناسی سومین روز دلت میخواد بُکشیش
دلت میخواد برادرتو بُکشی؟ - آره، ولی مادرم دوسش داره -
خب؟
!خودم تا ایستگاه میرم
!خیلی خری
سیگار میخواین؟
نرفتی پادگان؟ - نخواستنم -
صبح که بدجوری میخواستنت
به نظرت منم میتونم؟ - کاری نداره -
ببخشید - مهم نیست -
!لامصب
یه زنبور توی استخره - الان میگیرمش -
مرسی
دیروز شما دو تا رو دیدم
اینجا تو حیاط
تو و مکس داشتین عشقبازی میکردین
تو مشهوری؟ - نه -
حتی یه ذره؟
...یه بار یه فیلم تو کَن داشتم، ولی
!ولی فقط آدمهای مشهور میرن اونجا
ژرار دوپاردیو اونجا بود
!خیلی چاقه
!سکسیه
No comments yet. Be the first to leave one.