Vikings

Vikings

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 5

Sürüm bilgisi

Vikings S05E20 HDTV x264-LucidTV
Vikings S05E20 720p HDTV x264-LucidTV
Vikings S05E20 AAC MP4-Mobile
Vikings S05E20 HDTV x264-RBB
Vikings S05E20 XviD-AFG
Vikings S05E20 480p x264-mSD
Vikings S05E20 720p HDTV x265-MiNX
Vikings S05E20 720p HEVC x265-MeGusta
Vikings S05E20 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
Vikings S05E20 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
Şunun yorumuyla Dark Assassin
█► نیــمــا و امیـرعلی | NightMovie.Co █

Etiketler

720p
720
x265
HEVC
x264
480p
480
XviD
Yayınlandı: 2019-02-01
İndirmeler: 79
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

‫آنچه در "وایکینگ‌ها" گذشت...

‫تو پسرمون رو کشتی؟

‫مطمئن نیستم که اون ناقص الخلقه‌ی کوچولوی ‫حرومزاده، پسر من بوده باشه

‫از اون کوه‌ها رد میشیم و به کتگات حمله می‌کنیم

‫و از چنگ آیوار درش میاریم

‫هر دوی شما یه چیز رو می‌خواید ‫اما تا وقتی تاج و تخت رو از آیوار نگیرید..

‫بهش نمیرسید

‫اوبه، اگه از نظرت اشکال نداره..

‫وقتش رسیده که برگردم خونه

‫منتظظر برادرم هویتسرک بودم..

‫تا با شاه اولاف برگرده

‫- اونا اینجا نیستن ‫- هنوز نمی‌دونم..

‫که تصمیم درستی گرفتم یا نه

‫شاید داریم به سمت مرگمون حرکت می‌کنیم

‫سلام، هویتسرک

‫با چنین ارتش بزرگی کجا میری؟

‫میرم تا با تو و شاه اولاف به کتگات حمله کنم

‫داداش خودمی!

‫استحکامات دفاعی شهرمون رو نوسازی و تقویت می‌کنیم

‫شما هیچوقت نمی‌تونید به کتگات غلبه کنید

‫ما همیشه شکستتون میدیم ‫خدایان ما رو دوست دارن!

‫مترجمین : نیـــــمـــا نــعیمــی و امـــــیرعلــــی ‫Dark Assassin & illusion

‫دستوراتی که داده بودید رو انجام دادیم

‫و در تمامی نواحی تحت حکومتتون..

‫یک ارل منصوب کردیم

‫اون‌ها مالیات و غرامات رو جمع آوری می‌کنن

‫هر کدوم شصت سرباز برای ارتش شما ‫فراهم می‌کنن

‫آهنگر!

‫می‌دونی که باید چیکار کنی

‫بله. دارم میرم کارمو شروع کنم

‫خوبه مرد، خوبه مرد!

‫- خب؟ ‫- ما دو ارتش دیدیم..

‫که دارن با هم پیشروی می‌کنن ‫یکیشون تحت هدایت بیورن آهنین بود

‫و شاه هارالد فاینهر

‫شناختیشون؟

‫و اون یکی ارتش، توسط یه شاه و یه ارل فرماندهی میشد ‫که ما نمی‌شناختیمشون

‫در کنارشون کسی بود که می‌شناختیمشون

‫برادرم، هویتسرک

‫بله، شاه من

‫و شما کاملا مطمئنید؟

‫بله، شکی نیست

‫این خوبه؟

‫فکر نمی‌کنی این خوب باشه، فریدیس؟

‫خدایان همراهم بالاخره اجازه دادن ‫با سرنوشتم روبرو بشم

‫حالا دیگه تمام برادرانم علیه من هستن

‫حالا من اون شخص برگزیده‌ام

‫قطعا آیوار خودش رو برای محاصره آماده کرده

‫شاید بهتر باشه باهاش مذاکره کنیم

‫نه، نه

‫حق با برادرمه

‫دیگه هیچوقت دوباره با آیوار مذاکره نمی‌کنیم

‫بی‌فایده‌ست

‫چه اتفاقی برات افتاد، لاگرثا

‫تا سر حد مرگ رفتم..

‫اما دوباره متولد شدم

‫تو در حد فاصل زندگی و مرگ بودی..

‫این چه چیزی بهت یاد داد؟

‫تنها چیزی که یاد گرفتم...

‫این بود که زندگی..

‫یعنی زجر کشیدن

‫و راه فراری ازش نیست

‫حقیقت امر اینه

‫این مهمه که..

‫ما چطور با زجرها...

‫و با حقیقت مواجه میشیم

‫چطور به بچه‌م بگم که نزدگی همش زجر کشیدنه؟

‫خودشون خواهند فهمید

‫به زودی میرسیم کتگات

‫جایی که یک بار دیگر، برادر علیه برادر خواهد جنگید

‫و دنیا در هم می‌شکنه

‫میدگارد تا سه زمستان به خاطر این جنگ‌ها..

‫در هم خواهد پیچید

‫پدران پسرانشان را قتل عام می‌کنن

‫برادران در خونن یکدیگر..

‫غلط خواهند خورد

‫مادران، همسرانشان را رها می‌کنند

‫و پسرهایشان را اغوا می‌کنند

‫فیمبولوتر

‫زمستان بزرگ

‫گلوی میدگارد رو...

‫خواهد فشرد

‫فنریر

‫گرگ بزرگ

‫خورشید رو..

‫بین آرواره‌هاش نگه میداره..

‫و اونو می‌بلعه

‫سر تا سر آزگارد رو با خون یکی آلوده می‌کنه

‫و اون موقع مبارزین و خدایان والهالا

‫دست به سلاح میشن...

‫و علیه غول‌ها و مارهای بزرگ..

‫که از بند میدگارد رها شدن، می‌جنگه

‫اودین..

‫و گرگ بزرگ

‫اولین رویارویی رو با هم خواهند داشت

‫و نبرد آنها هراسناک خواهد شد

‫هر چند در آخر..

‫گرگ..

‫خدای خدایان رو می‌بلعه

‫و اینطور...

‫اودین می‌میره

‫و اینطوری جهان میسوزه..

‫و خدایان می‌میرند

‫و خورشید تیره میشه..

‫و دیگه هیچ ستاره‌ای در آسمان نخواهد بود

‫و زمین در دریا فرو میره

‫راگناروک

‫فقط یه داستانه

‫داستان‌ها تنها چیزهایی هستند که داریم

‫به دروازه‌ها حمله کنید

‫موافقم

‫نیروهامون رو تقسیم می‌کنیم ‫و به دو دروازه به صورت همزمان..

‫و با نهایت خشونت حمله می‌کنیم

‫اگه نیروهامون رو تقسیم کنیم...

‫باید بتونیم همدیگه رو تشخیص بدیم

‫برای برادرم

‫برای هالفدان

‫آیوار، چی شده؟

‫باید بدونم که تو منو بخشیدی یا نه

‫متاسفم

‫بابت تمام کارهایی که کردم

‫متاسفم

‫دوستت دارم، فریدیس

‫خودتم می‌دونی

‫منم دوستت دارم

‫و می‌بخشمت

‫باید برم

‫مراقب خودت باش

‫تو هم همینطور

‫عشقم

‫از دیوارها محافظت کنید

‫زود باشید!

‫آماده!

‫کمانداران، آماده!

‫از برج‌ها محافظت کنید

‫جلوشون رو بگیرید!

‫در موقعیت!

‫در موقعیت!

‫نشانه بگیرید

‫آماده!

‫دارن نزدیک میشن!

‫به پیش!

‫کمانداران!

‫رها کنید!

‫حرکت کنید!

‫کمانداران!

‫رها کنید!

‫برید!

‫رها کنید!

‫- بکوبید! ‫- دیوار سپری

‫بهشون شلیک کنید!

‫- بکوبید! ‫- به خونه خوش اومدی، بیورن

‫بکوبید!

‫به خونه خوش اومدی! رها کنید!

‫باز کنید

‫یالا

‫حمله!

‫کمانداران، رها کنید!

‫باز کنید!

‫اوه، خدای من، خدای من ‫چرا من رو رها کردی؟

‫چرا بهم کمک نمی‌کنی؟

‫چون که من رو به سمت غبار مرگ هدایت کردی

‫به پیش! بکوبید!

‫به پیش!

‫رها کنید!

‫به سمت دیوار! به سمت دیوار!

‫برید سمت دیوار!

‫رها کنید!

‫بهشون شلیک کنید!

‫نمی‌تونی صدام رو بشنوی و بهم کمک کنی؟

‫چون تو اینجا نیستی

‫تو وجود نداری

‫رها کنید!

‫برید! از دیوار برید بالا!

‫با تمرکز شلیک کنید!

‫برو! بپر!

‫برادر! خیلی دیر اومدی!

‫خیلی خیلی دیر!

‫دوباره بکوبیید! گفتم دوباره بکوبید!

‫هل بدید!

‫برید اون یکی دروازه

‫حالا، زنده زنده بسوزونیدشون!

‫بکوبید!

‫بیاید و ببینید! بیایید و ببینید که مرگ بشر رو..

‫بر روی ساحلی از جنازه‌ها ببینید

‫سرهای شکسته، روده‌های بیرون ریخته ‫و گوشت‌های سوخته

‫بیایید و ببینید که جوانان..

‫گلوی یکدیگر را می‌درند

‫رودخانه‌هایی از سم در تالار جاری می‌شوند

‫عهد شکن‌ها، هوس‌بازها و قاتلین..

‫در اون رودخونه‌ها می‌افتند

‫بیایید و ببینید! بیایید و ببینید!

‫شکست خوردیم. باید عقب نشینی کنیم

‫نه!

‫اگه بیورن برنده بشه..

‫چی؟

‫اگه اون از دروازه رد شده باشه چی؟

‫دیگه الآن نمی‌تونیم فرار کنیم

‫عقب!

‫بکوبید!

More Farsi Persian subtitles for Vikings

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left