The 100

The 100

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 6

Sürüm bilgisi

The 100 - 06x02 - Red Sun Rising AMZN fa
The 100 S06E02 Red Sun Rising 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-CasStudio
The 100 S06E02 Red Sun Rising 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-CasStudio
The 100 S06E02 Red Sun Rising 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-CasStudio
The 100 S06E02 Red Sun Rising 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-CasStudio
The 100 S06E02 Red Sun Rising 480p WEBRip x264-RMTeam
The 100 S06E02 Red Sun Rising 480p WEB-DL x264-RMTeam
The 100 S06E02 WEBRip x264-ION10
Şunun yorumuyla __Galadriel__
█► میثم موسویان ، سارا نصیری | Film2Movie ارائه ای از وبسایتِ ◄█

Etiketler

webrip
web
x264
720p
720
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
480p
480
1080
Yayınlandı: 2019-05-09
İndirmeler: 69
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

‫آنچه گذشت...

‫خانوم‌ها و آقایون، اینم از سیاره‌ی آلفا

‫آها، به این میگن منظره

‫انگار داره خورشید گرفتگی می‌شه

‫پنج دقیقه پیش، این موجود ‫ یه برگ از دستم خورد

‫الانم میخواد من‌ رو بخوره

‫تشعشعِ

‫به ریون بگو، اون لیاقت خوشبختی رو داره

‫هیچ ایده‌ای ندارین که مردم اینجا کجا رفتن؟

‫!شبیه یه جور معبدِ

‫الیجس 3

‫اسم همشون لایت‌بورن‌‍ه

‫- خوبه که به یاد آورده بشی ‫- یا، پرستیده بشی

‫کلارک، اینو خوندی؟

‫،وقتی که ستاره‌ها هم ردیف شوند و جنگل‌ بیدار

‫آنگاه باید فرار کرد

‫این یه شعر بچگونه نیست ‫یه جور هشدار‍ه

‫نه،نه! اونا دارن فضاپیمامون رو میدزدن

‫بخاطر هواست

‫" دویست ‌و سی‌ و شش سال قبل "

‫خورشید خانوم داره جلوی ‫خورشیدگرفتگی رو میگیره

‫بیخیال جوزفین ‫کاری واسه انجام دادن نداری؟

‫!دارم کارمو میکنم دیگه

‫فاز اول ماموریت ما ... زنده موندنه

‫فاز دوم ... رشد جمعیته

‫نظرت چیه گابریل؟ ‫واسه فاز دوم آماده‌ای؟

‫! جنین‌ها واسه همینن دیگه

‫خوبه، خودتو بزن به اون راه

‫!ولی هردومون میدونیم تو از من خوشت میاد

‫جوزفین! بابات داره دنبالت میگرده

‫ماموریت تیم آلفا ‫روز بیست ‌و یکم

‫ببین کیو پیدا کردم

‫من کاملا قادرم با دخترم ‫تنهایی صحبت کنم

‫اوه اوه، البته بیش از حد هم مراقبی

‫و احتمالا خودبزرگ‌بین

‫احتمالا؟

‫انقدر با موهات ور نرو

‫- بابا، مشغولم ‫- واقعا؟

‫امروز چندتا گونه رو فهرست کردی؟

‫... هفده‌تا، هنوزم فقط سه‌تا از شاخه‌های تکاملی

‫... حشرات، جوندگان و خزندگان

‫بعضیاشون خیلی عجیبن ‫سخته که دسته بندیشون کنم

‫پس، یه گروه جدید به طبقه‌بندی اضافه کردم ‫ و اسمشو گذاشتم ... گوای‌وو

‫- گوای‌وو؟ ‫- یعنی عجیب غریب توی زبان چینی

‫خوب، البته اگه بخوای دقیق بگی ‫میشه زبان ماندارینی

‫یکی ازشون، یه جور توت میخوره ‫که مزش مثل پشمک هستش

‫امتحانش کردی؟

‫... جوزی، چند دفعه باید بهت بگم که

‫من امتحانش نکردم. دادم بچه‌ها بخورن

‫لی‌لی خیلی خوشش اومد

‫چند وقت پیش بهشون دادی بخورن؟

‫!مامان، اگه سمی بودن که بچه‌ها الان مرده بودن

‫اوهوم. میرم بچه‌ها رو چک کنم

‫یه نمونه واسم بیار که آزمایش کنم

‫چیه؟

‫... یادته که

‫بهت گفتم چرا یه ستاره شناس شدم؟

‫اوه، بله

‫میخواستی ثابت کنی خدایی وجود نداره

‫خیلی بده که نیچه تونست شکستت بده

‫... وقتی که گفت

‫!خدا مرده

‫الان دیگه میشه برم؟

‫... چی میشه اگه بهت بگم که

‫... بودن توی اینجا

‫... توی این جای شگفت‌انگیز

‫باعث میشه همچین سوالی بپرسم؟

‫... من میگم

‫همه چیزایی که شگفت انگیزن، معجزه نیستن

‫هی، یکم دکتر سانتیگو رو راحت بزار، باشه؟

‫جدی میگم دختر جون

‫ما اینجا داریم برای نسل ‫انسان‌ها پناهگاه میسازیم

‫مطمئن باش آخرین چیزی که لازم دارم ‫ یه ژنتیک شناس قلب شکستس

‫گرفتی چی میگم؟

‫من واسه اینجا یه اسم پیدا کردم

‫نمیدونم

‫!بنظرم از آلفا نمیتونه بهتر باشه

‫ریشه‌ی لاتین کلمه‌ی معبد ... یعنی سنکتوم

‫جوزفین ادا لایت‌بورن

‫!فکر کنم الان دیگه اسم سیاره‌ی جدیدمون پیدا شده

‫! دختر جون درمورد گابریل جدی باش

‫- چی شد؟ ‫- ساکت باش

‫صدای حشره‌ای نمیاد

‫خوب یعنی چی؟

‫ساعت 10 و یک دقیقه،وقت خورشید گرفتگیه ‫بهش فکر کن

‫روی رفتار حیووناهم روی زمین تاثیر میذاره

‫جیرجیرک‌ها وقتی احساس خطر میکنن ساکت میشن

‫درست قبل ازاینکه دورهم جمع شن

‫اون دیگه چه کوفتی بود؟

‫نمیدونم، فقط میدونم خیلی نزدیکه

‫باید زودی برگردیم سمت کمپ

‫تاحالا قبل از این همچین صدایی شنیده بودی؟

‫!هیچکس نشنیده

‫... یه ناهنجاری صوتی بود که از

‫ارتعاشات ملکولی در هوا و بین درختا بوجود اومد

‫بابام کجاست؟ مطمئنم اون میدونه ‫درمورد چی دارم حرف میزنم

‫!مامان؟ مامان

‫... مامان، مامان

‫بابا، داری چیکار میکنی؟

‫سنکتوم مال من‍ه

‫... اوه، خدای

‫بیاید از اینجا بریم

‫سنکتوم مال منه

‫!فرار کنید، فرار کنید

‫!سنگتوم مال منه

.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*

«: مـتـرجـمـیـن: سارا نصیری، میثم موسویان :» .:: Meysam.Unicorn, Galadriel ::.

‫پس زمانی که در معرض آفتاب قرار ‫بگیرند فقط تعداد کمی در امان هستند.

دیگه به پانسمان کردنت عادت کردم مورفی.

‫!فکر کنم الان فهمیدم زنجیرا واسه چین

‫چقدر میتونه بیرون بمونه؟

‫داروی آرامبخش حداکثر تا سه ساعت دووم میاره

‫هی، از فضاپیمای مادر چه خبر؟

‫اونا باید فکر کنن که ماییم ‫چجوری باید بهشون هشدار بدیم؟

‫!نمیتونیم، رادیو این پایین جواب نمیده

‫از الان به بعد، فقط باید نگران خودمون باشیم

‫مورفی، حالت خوبه؟

‫زخم‌هاش سطحین

‫- تو خیلی خوش‌شانسی ‫- من خوش‌شانسم؟

‫خیلی ببخشیدا، این نظر تخصصیته؟

‫!چون اگه باشه، یه تنه ریدی به دکتر بودنت

‫- مورفی؟ ‫- چیه؟

‫نه. چی؟ دارم از فضولی میمیرم ‫که بدونم چی فکر کرده که

‫دوست دخترمو به یه هیولا تبدیل کرده

‫! که بهم حمله کنه

‫!اینجا اوضاع خوبه

‫برای دو روز، بهشت، جهنم می‌شود

‫و دوستان، دشمن می‌شوند

‫!هرچی که توی هواست، روی مردم هم تاثیر میذاره

‫پس چرا حال بقیمون خوبه؟

‫... نمیدونم، فکر کنم بخاطر این

‫که از گیاه‌ها آزاد میشه، باشه

‫- این یه کتاب مخصوص بچه‌هاست ‫- آره، اما داره درست از آب درمیاد

‫... وقتی که از حشره‌ها فرار میکردیم

اموری توی بوته ها افتاد.

‫شاید بخاطر همینه که اون زودتر دیوونه شد.

‫- همون اول؟ ‫- هممون تنفسش کردیم.

‫اگه بیرون هوایی وجود داشته باشه ‫پس ما باید این تو بمونیم

‫- ما از پسش بر میایم ‫- نقشت عالیه، میلر

‫خب اگه اینجا حبس شدیم

‫و بقیه‌مون عقلشونو از دست بدن چی؟

‫حق با مورفی‌‍ه

زنجیر های بیشتری توی مدرسه هست

‫حدس میزنم اونا همه‌جا پیداشون بشه

‫باید جدا شیم

‫من پیش اموری میمونم

‫تلاشت برای بیرون انداختن هوا بیهودست، مورفی

‫یجورایی مثل تلاش برای زنده موندنِ با قفل کردن

‫خودت با فرمانده‌ی مرگ‌‍ه

‫البته، تو که به سم‌های هوایی برای

بر علیه دوستات شدن نیازی نداری

مگه نه کلارک؟

‫خیلی خب، اکو پیش اموری‌‍ه

‫جکسون با میلر طبقه‌ی بالاست

‫هیچکیم مسلح نیست

‫حالا دیگه نوبت ماست

‫تفنگتو بده

‫از چی جا موندم؟

‫اوکی، اینبار فرض میکنم نشستین راجع‌به ‫تفاوتاتون صحبت میکردین

‫بیاین بریم تو کارش

‫همین الان، مورفی

‫چرا کلید همه رو تو نگه میداری؟

‫آروم باش، مال خودمو میدم دست کلارک

‫راضی شدی؟

‫آره فکر کنم راضی شدم، البته تا وقتی که ‫آدمایی که اینجا زندگی میکنن

‫برنگردن خونشون, اونم بعد از اینکه ‫همه رو توی سفینه‌ی مادر به کشتن بدن

‫نکته‌ی خوبی بود مورفی

‫منتظر چی هستی؟

‫نبرد

‫تو خیلی وقته که خواب بودی

‫به اینم میگی مشت؟

‫بهتر شد

‫حالت خوبه؟

‫اکتیویا تمومش کن

‫عملیات متصل شدن سفینه به ترمینال "بی" انجام شد

‫سیستم خودکار وارد عمل شد

‫سفینه‌ امن است ‫اتاق هوا مشغول به کار شد

‫چرا اونا انقدر زود برگشتن؟

‫... اطلاعی نداریم ... هیچ دلیلی نداره

‫ولی شرط میبندم نشونه‌ی خوبی نیست

‫اتاق هوا امن است

‫برین کنار

‫نمیتونم نفس بکشم

‫دستش

‫خون قرمز

‫اسلحه‌ها رو پخش کن و ‫از سفینه محافظ کنین

‫الان تنها راهی که میشه اون در باز بشه ‫از طریق عرشه‌‍ست

‫هر کی هستن، سفینه رو میشناسن

‫و چجوری سفینه رو توی فضا کنترل کنن

‫پس چه بلایی سر آدمامون توی زمین اومده؟

‫اونا فقط 4 نفر بودن

‫برین بیرون، ما عرشه رو پس میگیریم

‫میریم زمین

‫نمیتونیم بریم بیرون

‫این سالن غذاخوری جوری طراحی شده که

‫زندانیا رو توی شرایط اضطراری قفل کنه

‫حالا میبینیم

‫جیمز، تو شاگرد مادرت بودی

‫اون پناهگاه رو واسه مدت طولانی ‫بعد از مرگ جاها حفظ کرد

‫بهم گفته بود که تو ازش مهندس بهتری هستی

More Farsi Persian subtitles for The 100

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left