İlk 197 satır.
: آنچه گُذشت
. این یه مرد جاه طلب ـه
و از این حقیقت که باید به من وفادار و مطیع حرفام به عنوان سردارش باشه
بیزاره
! حمله
قبول داری که یه مجرمی ؟
. که سزاوار شکست هستی
! برین دنبالش
. که سزاوار مرگ هستی
پدر کجاست ؟ مُرده ؟
! مُرده
اومدم بهت هشدار بدم شوهرم ازت متنفره
. فرار کُن
ایرل هارالدسون" "رولو" رو فریب داده"
، و اونو زندانی کرده
. سعی کرده جای تو رو بدونه
. بعد شکنجش داده
اون برادر منو شکنجه داده ؟
. "این یه تله اس "راگنر
، میخوام بری و درخواست یه ملاقات با "ایرل هارالدسون"بکنی
و اونو به یه مبارزه تن به تن با من دعوت کُنی
چی شده ؟
لُرد من ، این مرد میگه که از طرف "راگنر لوتبروک"براتون
یه پیغام آورده
! ولش کُنین
چه پیامی ؟
راگنر لوتبروک" شما رو به یه مبارزه تن به تن دعوت کرده"
راگنر لوتبروک" برای خودش نظرات بلند پروازانه ای داره"
خب ، اون یکی از نوادگان "اودین"ـه
راگنر" گُفت که اگه پیشنهادشو رد کُنی"
باید تا آخر عمرت با شرم زندگی کُنی
... اگه پیشنهاد یه مبارزه با یه مجرم رو قبول کُنم
شرم بزرگتری به حساب میاد
که باید بگم من با اون به جدیتی که با بقیه هستم رفتار میکنم
. و اونو با بقیه مجرما برابر میدونم
. این دعوت رد میشه
وقتی که "راگنر لوتبروک" در "کاتگات"ظاهر بشه
. زندانی خواهد شد
. سنگ ها و استخوان ها
. اون در جست و جوی مرگ توئه
میخواد "ایرل"بشه ؟
اگه تو رو بکشه ، دیگه اینطور نمیشه ، نه ؟
به "راگنر لوتبروک"بگو دعوتشو قبول میکنم
. ببرینش
... "راگنر" - چی ؟ -
. بیا فرار کُنیم
. بیا از اینجا بریم
این تنها جایی نیست که ما داریم
. اون پیره
از چی میترسی ؟
. تو نمیتونی مبارزه کُنی
. تو هنوز خیلی ضعیفی
. شاید این ما رو برابر میکنه
هیچوقت مبارزه نکُن وقتی شانس باهات یار نیست
. این روش ماست
کی برامون شانس میاره ؟
. سرنوشت ما دیگه رقم خورده
نه من و نه تو این رو قبول نمیکنیم
اشتباه میکنی
. من قبولش میکنم
. بیا به تخت
. تو باید استراحت کُنی ، بخوابی
. باشه ، حتماً
. همیشه وقت برای خوابیدن هست
، داشتم به پسرامون فکر میکردم
. این که الان چه شکلی هستن
... نه . دربارشون فکر نکن
. درمورد آینده فکر کُن
... وقتی باید مردی رو که بیشترین
احترام رو براش قائلم بکشم
احترام ؟
تو برای "راگنر لوتبروک"احترام قائلی ؟
چرا که نه ؟
... اون مثل جوونی های منه
بی قرار ، جاه طلب
و در مورد سرزمین های غربی درست میگفت
اما من همیشه اینو از ته قلبم میدونستم
پس چرا بهش نگفتی ؟
"چون لحظه ای که با "راگنر لوتبروک
همراه میشدم
، لحظه ای بود که تمام دوستام
تمام حمایت کنندگانم منو ول میکردن
و به اون ملحق میشدن
و اینکار غیر ممکن بود
، اما حقیقته
سرنوشت ما, ما رو در مقابل همدیگه قرار داد
و شاید اون راه رفتن به سرزمین های غربی رو برای من باز کرد
این اُمید من بعد از کشتنشه
پیشگو وعده داده که تو اونو میکشی ؟
. آره
. خوبه
مطمئنم که بچه اولمون بود
حالا پاشو برام ماهی شور بیار
. خیلی گرسنمه
از بوی اونا تو تخت خوشم نمیاد
لباسات به اندازه همونا بو میدن
چرا مثل بقیه نمی شوریشون ؟
فکر میکردم یه زن تا وقتی که از همدیگه خسته نشدن
نباید سر شوهرش غر بزنه ؟
اگه نری برام ماهی شور نیاری
. کتکت میزنم
شاید بعد از اینکه سکس کردیم
! بهت نشون بده که زندگی چیه
. خیلی خب
. میرم
. نمیتونم تا فردا صبر کُنم
مبارزه تن به تن همیشه هیجان انگیزه
این "راگنر لوتبروک" کیه ؟
شنیدم مردم خیلی دربارش حرف میزنن
. من درمورد اون حرف نمیزنم
. اون دشمن پدرمه
، خداوند
. اعلیحضرت ، گوش کُنید
. به حرفایم گوش کُن
. در این روز مرا یاری کُن
مرا همانند گذشته مورد لطف خود قرار بده
و من دشمن خود را قربانی میکنم
. باشد که مرگش شما را خرسند کند
... یه نشانه نشانم بده
... نمیتونم حضور تو رو حس کُنم
شوهر ؟
. موهای پسرامون
، حداثل به اینا ایمان داشته باش
و به خودت
. زیاد نگران نباشید
. این یه مبارزه تن به تن ـه
مبارزان میتونن هر سلاح و سپری که خواستند
. انتخاب کنند
. هر مبارزه دو تا سپر داره
، اگه هر دوتاشون بشکنن
نمیتونن سپر جایگزینی انتخاب کنند
! پدر ، از پسش بر میای
! "از پسش برمیای ، "ایرل
! کارشو تموم کُن
، لُرد "اودین"اینجاست
... منتظره که ببینه
. کدوممون به سالن بزرگش میره
... پس من
، بعد از این همه
روی میز بزرگ با "اسیِر"غذا میخورم
! نه
! نه
! نه
. امشب من با پسرامون نوشیدنی میخورم
! بکشینش
! بکشینش
. "درود بر "ایرل راگنر
! "درود بر "ایرل راگنر
! "درود بر "ایرل راگنر
! "درود بر "ایرل راگنر
! "درود بر "ایرل راگنر
! "درود بر "ایرل راگنر
! "درود بر "ایرل راگنر
! "درود بر "ایرل راگنر
! "درود بر "ایرل راگنر
! "درود بر "ایرل راگنر
! "درود بر "ایرل راگنر
! بگیرش
! بگیرش ! بگیرش
! بگیرش
، "لُرد "راگنر
اومدم تا سوگند یاد کُنم که متحد شما هستم
و وفادار شما و خانوادتون هستم
. از امروز به بعد
. لیف" ، تو دوست منی"
و تو "تروستین"؛
"و تو ، "آرنه
. شما دوستای من هستین
اسمت تو چیه ؟
. "توستیگ" ، لُرد" رانگر"
سوگند یاد میکنی که متحد من هستی
و به من و خانواده من وفاداری
از امروز به بعد ؟
! پس زیادی طول نمیکشه
. به حلقه مقدسم سوگند میخورم
اما ازتون میخوان به لطفی بهم بکنین لُرد
چه لطفی ؟
، دفعه بعدی که برای حمله میرین
. منم با خودتون ببرین
، نمیخوام بهت توهین کُنم ... اما راستش تو
خیلی پیر هستم ؟
. آره ، پسر هستم
اما در تمام زندگیم یه مبارز بودم
سالهای زیادی با لُرد "هارالدسون"همراه بودم
و با شرقی ها مبارزه کردم
و دیدم که تمام همراهان جوانیم مُردن
، و من در دیوار حفاظتی باهاشون مبارزه کردم
هیچوقت هم یه خراش برنداشتم
تمام دوستان و همراهان جوانیم مُردن
و دارن با "اسیِر"در سالن خدایان
! نوشیدنی میخورن و جشن میگیرن
... ولی من
. من فراموش شدم
. بیبهره
که بخاطر همین بهتون التماس میکنم ، لُرد
به من مرگ شرافتمدانه در جنگ رو هدیه کنین
تا به دوستانم در "والهالا"ملحق بشم
No comments yet. Be the first to leave one.