Anne of Green Gables: The Sequel

Anne of Green Gables: The Sequel

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sürüm bilgisi

Anne of Avonlea 1987 S01E01 DVDRip
Anne of Avonlea 1987 S01E02 DVDRip
Anne of Avonlea 1987 S01E03 DVDRip
Anne of Avonlea 1987 S01E04 DVDRip
Şunun yorumuyla xerxes_347
من فقط تنظیم کردم ترجمه قسمت اول و دوم از مهسا.ش ترجمه قسمت سوم و چهارم از رضا فاطمي

Etiketler

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Yayınlandı: 2020-11-12
İndirmeler: 115
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

خواب کجاست

بر فراز کوه هاي ماه، در اعماق سايه،

زير امواج عميق جريان خليج ،

دوک جذاب پاسخ داد در اواي ضعيف تاريکي

در اواي ضعيف تاريکي

او با حرارت بر پيشاني مرمرينش بوسه زد

زماني که او در رداي سياه دوک افتاد

بفرماييد چايي

مورگان، نگاه کن فکر ميکنم اون دختر کمک لازم داره

شما روزنامه نگار هستيد؟

خير، معلمم.

نه، نويسنده هستم.

در واقع من کتاب مي نويسم

کتاب کتاب.

اميدوارم که صفحه اي خراب يا گم نشده باشه

مهم نيست. من همشو از اول تا اخر توي ذهنم نگه داشتم

مورگان... نهارمون دير ميشه

متشکرم ببخشيد.

خداحافظ باربارا ! ظرف نهارت يادت نره !خداحافظ خانم شرلي

خداحافظ جيکوب! تو شغل آهنگريت موفق باشي

خداحافظ ميني مي!

اينجوري سيگار رو می‌پیچند؟ يعني تو هيچي نميدوني؟

بايد لیشس بزنی تا کاغذ بهم بچسبه

چي مي خواي؟

مامانم مي گه سيگار کشيدن باعث مي شه دهنتون قهوه اي شه و گوشتون دراز شه

خب مادر تو يه يه ورور جادوي پيره -نه هيچم اينطوري نيست من به خانم شرلي ميگم که داشتين سيگار ميکشيدين

اينکارو بکن اونوقته که من سگمو ميفرستم سراغت نخيرم... دستت بهم نميرسه-

بذار ببينيم چطوري ميخواي زنداني بموني سخن چين کوچولو

بذاريد بـــــــــــــــــرم !من ميخوام بيام بيرون.... با شماهام

!بذاريد برم !من راجع به شماها ميگم

...شما پسراي بد من ميگم -ببينم خوشت مياد خبرچين کوچولو

آره... ما سگمونو ميفرستيم سراغت اگه چيزي بگي

چرا، ميني مي!

آنتوني پاي و تامي بل منو کردن اين تو که من نرم چغليشونو بکنم .

اونا داشتن سيگار ميکشيدن و آنتوني گفت سگشو ميفرسته سراغ من

اون ديگه از اينکارا نميکنه... حالا برو خونه مادرت حتما دلواپسه که تو کجا موندي

باشه، دوشيزه شرلي

آه... روز خوش خانم شرلي بعد از ظهر بخير آقاي پاي

بايد خوشحال کننده باشه که تعطيلات مدرسه شروع شده امسال آنتوني رفتار و اوضاع خوبي داشت

نمرات آنتوني خيلي خوب شدن بچه ها هم همگي اونو دوست دارن

من از ميني مي بري شنيدم که تو سگ نگهبان خوبي داري آنتوني

درسته... ديگه امسال روباهي دور و بر مرغدوني ما نيست خانم شرلي

ميني مي بهم گفته که سگ نگهبان بهتر از اين نميشه پيدا کرد

آه راستي مرسي آنتوني که با تامي داوطلب شديد دوشنبه ديگه يه دستي به سرو روي اتاقک پشت مدرسه بکشيد

شنيدم شما نقاشاي خوبي هستيد پس ميبينمتون پس شد دوشنبه صبح ساعت 9! روز خــــــوش

متاسفم. مي دانم که داريد ميبنديد خانم هريسون. اما امروز به ماريلا قول دادم که نامه ها رو براش ميگيرم

ديروز پستچي اومد و قبض يه بسته سفارشي رو بهمون داد شانس آوردي ما رو گير انداختي -

گرچه نميدونم امروز برات چيزي داشته باشيم....نه نه چيزي براي گرين گيبلز نيومده

اما قبض پست سفارشي پيش منه، خانم

آه، يک دقيقه، . آه! درسته !

يادم اومد.يکي از اون پاکتاي چاقي که تو تازگيا ميفرستاديشون مرکز ديروز برگشته

بله، اينجاست.

بدون عينکم نميتونم چيزي ببينم - درسته اسم تو روشه

"شرکت انتشارات کورتيس، بوستون" اين از طرف مجله نيست؟

بايد از همون نامه هاي تقدير و تشکر و اين جور چيزا باشه

ممنون که گذاشتين بيام داخل بعد از ظهرتون بخير خانم هريسون...خانم اسلوان

پس اين دليل اون چيزيه که هر وقت من نقشه ميکشم بعد از مدرسه بيام دنبالت، تو از جلوي من ناپديد ميشي

گيلبرت بلايت! همه اينا يه رازه

تو ديگه هيچ زماني براي صحبت با دوستات نداري يا پسش ميدي يا من ديگه هرگز باهات صحبت نميکنم-

خيلي خوب نميخواد نازک نارنجي باشي مرسي-

ميدوني مردم فکر ميکنن تو خيلي عجيب غريب رفتار ميکني منم بايد بهت گوشزد کنم

چرا تو فستيوال بهار کارمودي خودتو نشون ندادي؟ من واسه تو توي ميزمون يه جا نگه داشته بودم

سرم شلوغ بود.. داشتم سعي ميکردم آخرين نمراتمو بگيرم

آنه... تو آخرين نمراتت رو گرفتي و قبل از منم پستشون کردي

سرت به چي گرمه؟ هيچــــــــي-

يه مسئله کاملا شخصيه اين که معلومه-

ديگه نميتوني از زيرش در بري اي داد بيداد-

ميدوني چطوري طاقت يه نفرو چطوري طاق کني... مگه نه؟

با من انقدر پر افاده نباش ... آن شرلي

من کل کارمودي رو با دوچرخه اومدم تا چيزي رو که راجع به دايانا فهميدم بهت بگم

تو خيلي سمجي گيلبرت بلايت

قضيه دايانا چيه؟ اه اه نه تا وقتي که تو چيزي لو ندادي-

قول ميدي به ملت چيزي نگي؟به جين اندروز يا چارلي اسلوان؟

به شرافتم قسم

و قول ميدي بخاطر اين موضوع هيچوقت منو دست نندازي؟ من رو اعصابت نميرم-

"خانم شرلي عزيز،

، ما متاسفيم که داستان تاوان آوريل رو براي شما پس فرستاديم اما

اما ما قادر به انتشار آن نيستيم

ارادتمند شما،مجله زنان خانه "؟

تو داستاني که امسال بهار نوشتمو ميدوني؟

من سعي کردم اونو منتشر کنم آن اين فوق العاده اس -

!همه گوش کنيد

معلم مدرسه اونلي به زودي به نويسنده معروف کانادايي تبديل ميشه

هنوز هيچ اتفاقي نيفتاده... ديووونه و توام جرات نميکني چيزي به کسي بگي

حالا بگو ببينم جريان دايانا بري چيه؟

راستش تا اونجايي که من شنيدم اون خيال داره تابستون امسال به يه تعطيلات طولاني بره

همش همين؟ حالا کجا ميره؟ منظورت اينه که با کي ميره؟-

خيلي خوب... با کي ميره؟ اصلا چه فرقي ميکنه؟ از نظر فرد رايت که يه عالمه فرق ميکنه _

اون از دايانا خواستگاري کرده دايانا هم پذيرفته

خواستگاري؟؟؟؟؟؟ چارلي اسلوان از يه منبع موثق شنيده-

فرد رايت خپله بي دست و پا؟؟؟؟؟

اما اونا زياد همديگرو نميشناسن

چه کار احساساتي احمقانه اي دايانا ميخواد بکنه

اصلا نميدونستم همچين دختري باشه احتمالا بخاطر اين پذيرفته که

فرد اولين کسي بوده که ازش درخواست کرده احمق نباش-

فرد پسر خيلي خوبيه خوب بودنش براي من چه توفيري داري؟_

اون با اين کار داره بهترين و صميمي ترين دوستمو ازم ميقاپه داري حسودي ميکني... مگه نه؟؟؟-

نه

فقط نا اميد شدم.

چرا آدما وقتي بزرگ ميشن بايد ازدواج کنن و تغيير کنن؟

آه، توام تغيير خواهي کرد. اگر کسي پيدا بشه که مورد پسندت واقع بشه و بخواد کفش بلورين رو پات کنه

فوري پاتو براش خم ميکني اينطوري نيست-

من با هرکسي که سعي کنه منو عوضم کنه ميجنگم جـــــدي؟-

!آخرين کسي که از پل رد شه يه غاز احمقه

جرزن هيچوقت موفق نميشه، آنه شرلي.

مراقب باش يارو!

تقصيره توئه آن شرلي

متاسفم، ديانا با عرض پوزش_

اما گيل، اون افتاد تو جوي.

خوب، براي اين پياده روي دوست داشتني ممنونم، ديانا لطفا از مادرت براي قلابدوزيا تشکر کن_

مايرا گيليز وقتي عروسي ميکرد 37 تا زير بشقابي داشت منم دلم ميخواد حداقل اندازه اون داشته باشم

من فکر ميکنم امکان نداره فقط با 36 تا زير بشقابي خونه داري کرد

اما من به شما اطمينان ميدم، آقاي رايت، دايانا شيرين ترين و بهترين کدبانوييه که ميتونيد تو دنيا پيدا کنيد.

پس نبايد بذاريد اون از گيليز عقب بمونه

خوب، من اميدوارم. روز خوش، خانمها، گيلبرت.

خوب، من بهتره برم دوچرخه امو بردارم. بعدا باهاتون صحبت ميکنم. خداحافظ.

آن شرلي اون...

من هرگز در تمام زندگيم اينطوري تحقير نشده بودم.

اخه اون چکاري بود کردي

چطوري ميتوني منو جلوي بقيه مسخره کني؟ ديانا من فقط شوخي کردم-

فقط داشتم سر به سرتون ميذاشتم

من متاسفم تو هميشه بايد در مرکز توجه باشي-

هر وقت که همراه گيلبرت بلايتي اين درست نيست-

لطفا، منو ببخش دايانا. من نميخواستم ناراحتي و نزاع راه بندازم

چرا تو راجع به خودت و فرد هيچي به من نگفتي؟

حس ميکنم بهترين دوستمو از دست دادم

تو سرت شلوغ بود ....همش مشغول نوشتن کتابت و تصحيح ورقه هاي امتحاني بودي

خيلي اتفاقي بود

اون ازم خواستگاري کرد

من واقعا خوشحالم.

اما واسه خودمم مسخره به نظر ميرسه که من با فرد نامزد کردم اينطور نيست؟

من اهميتي نمي دم که چطوري بنظر ميرسه اون يه قلب مهربون داره ... و خيلي بافکره

احتمالا از اون مرداي جا افتاده و چاق ميشه اما اصلا مهم نيست

من خيلي برات خوشحالم دايانا تو اصلا خيال ازدواج نداري؟-

... شايد... اگه فرد مناسبي رو ملاقات کنم

پس گيلبرت چي؟ گيلبرت فقط يه دوسته-

من اون شکلي بهش فکر نميکنم تو که ميدوني ايده آل من چيه ...دايانا

بلند قد...وحشتناک جذاب....مغرور...رومانتيک و خيالاتي

اما معياراي آدما گاهي وقتا عوض ميشه

اما واسه من نه...و من به مردي که کامل نباشه کوچکترين توجهي نميکنم

چي ميشه اگه هيچوقت همچين کسي رو نبيني؟ اونوقت من پير دختر از اين دنيا ميرم-

فکر کنم بايد بتوني تبعيض قائل شي

وقتي داستانت چاپ بشه نصف مرداي کشور تورو خواهند شناخت

تو مشهور ميشي و من به وجودت افتخار ميکنم

چي شده؟

مجله زنان شهر داستانمو پس فرستاده چي؟؟؟-

بايد ديونه شده باشن! چه دليلي براش آورده؟

هيچ دليلي... فقط تو يه نامه اداري جواب دادن که قابل چاپ نيست مسخره است-

حتما داستانو نخونده... من ديگه حق اشتراکمو براشون نميفرستم

تاوان آوريل" خيلي با روح و رومانتيک بنظر ميرسه

ميتوني صادقانه حقيقتو به من بگي دايانا اين رمان من از نظر کلي چه اشکالي داره؟

بخشي که آوريل داره کيک درست ميکنه

يه کم يه کم با بقيه داستان هماهنگ نيست

!اما اون يکي از رومانتيک ترين قسمتاي داستانه

اين يه رسم آشکاره که همه بانوان باشخصيت به جز تغذيه روح به هنر آشپزي هم اهميت ميدن

خوب من بايد يبار ديگه اينو بخونم تا يادم بياد چرا اين فکر به مغزم خطور کرده

اگه بذاري پيشم بمونه شايد بشه يه تغييراتي بهت پيشنهاد کنم

نميدوني وقتي کارمو رد ميکنن چقدر دلسرد ميشم دايانا

بعيد نيست بندازمش دور يه حماسه جديد بنويسم به اسم انتقام رزاموند

گرچه ميدونم اونم رد ميشه نااميد نباش آنه-

آن شرلي! تمام طول روزو دارم دنبالت ميگردم.

به ماريلا هشدار داده بودم که اين اتفاق دوباره نيفته ولي افتاد

صبرو حوصلم ديگه تموم شده ميخوام يه فکري واسه اين وضع بکني، همين الان

ميشه آروم باشين و به من بگين جريان چيه؟ آروم باشم؟؟؟-

اول نوبت سيب زمينيام بود... بعد گلهاي نيلوفري رو که توماس براي 25مين سالگرد ازدواج کاشته بود خورد

حالا اين گاو نفهم شما همه کلمهاي منو که هميشه جايزه ميبرن بلعيده

اگر امسال تو نمايشگاه روبان قرمزو خانم بالتر ببره

به ماريلا بگو مسئوليتشو بر عهده بگيره هر چي ديدي از چشم خودت ديدي

معذرت ميخوام خانم ليند اما دالي گاو منه نه ماريلا

متيو دو سال قبل اونو از آقاي بل برام خريده معذرت ميخواي؟-

معذرت خواهي دردي از کاهو ها و کلمايي که اين گاو خورده و لگد مال کرده دوا نميکنه

... اگه تو فکر ميکني گفتم متاسفم-

اما اون حصاري که دور زمين کشت سيب زمينياتونه خيلي وقته که خراب شده

و اگه اونو بهتر تعميرش ميکردين دالي نميتونست حصارو بشکنه حتي زندانم نميتونه جلوي اين شيطانو بگيره-

و علاوه بر اون توماس شش ماهه که مريضه و نتونسته دست به حصار بزنه

ولي من يه چيزي رو ميدونم دختره مو قرمز بهتره خودت کارهاي درست حسابي تري بکني و خودت حصارو درست کني

بجاي اينکه وقتتو هدر بدي و بري تو خيالات بيهوده و چند تا برگ واسه اون مجلات مزخرف سرهم کني

من ترجيح ميدم وقتمو اينطوري سپري کنم بجاي اينکه مدام غيبت کنم و

در امور افراد ديگه دخالت کنم

هيچ علاقه اي هم به نظرات کوته فکر و تنگ نظري مثل شما ندارم

اما خدا رو شکر که قوه تفکر دارم

که به من اجازه ميده بفهمم يه گاو ميتونه تشخيص بده که کلمي که ميخوره مال مسابقس يا نه

دالي ديگه هرگز پاشو تو زميناي شما نميذاره من به شرافتم قسم ميخورم

!خوب بهتره از اين موضوع مطمئن باشي

ايست. ايست. ايست. خوب ماريلا اميدوارم حيوونا دفعه ديگه کلما و سب زمينياتو از بين ببرن

و از دخترت هيچ همدردي رو قبول نکني من هميشه به تو هشدار دادم که اخلاقشم مثل رنگ موهاش تنده

آه خداي من

ديگه ممکن نيست بتونه در بره مگه اينکه حصارو بشکونه

هيچوقت نميدونستم خانم ليند همچين آدميه تو وجود اون هيچگونه محبتي وجود نداره-

بهتره از بلند پروازي دست برداري آنه... وقتي به اون چيزي که ميلشو داري نميرسي بهتره برگردي رو زمين

ميدونم اما از پرواز خيالات و افکارم نميتونم جلوگيري کنم

بخصوص موقع غروب آفتاب که خيلي با شکوهه تقريبا آدمو از خود بي خود ميکنه

خوب شايد اينطور باشه ولي من ترجيح ميدم آروم روي زمين قدم بزنم و فکر پروازو از کلم بيرون بندازم

مارتين گاواي روي شيب باغ رو يادش رفته

من تا جايي که ميتونستم مودب بودم ماريلا

و در عوض زخم زبوناش ازش معذرت خواهي کردم

ريچل کارش زدن حرفاي نيش دار و ناراحت کننده اس اينو،ميدونم

اما تو بايد جلوي زبونتو بگيري اينو چند بار بهت گفته بودم

نه... احتمالا مجبور شم دالي رو به پدر گيلبرت بفروشم اون يک ماه پيش پيشنهاد خريدشو داد

اما فکر کردم فعلا دست نگه داريم و تو حراج ساليانه بفروشيمش

Anne of Green Gables: The Sequel subtitles in other languages

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left