Vikings

Vikings

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 5

Sürüm bilgisi

Vikings S05E06 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Vikings S05E06 1080p WEB H264-STRiFE
Vikings S05E06 480p WEB x264-RMTeam
Vikings S05E06 720p WEBRip-MKVCage
Vikings S05E06 WEBRip x264-RARBG
Şunun yorumuyla Dark Assassin
►► نیمــــا | NightMovie.Co

Etiketler

webrip
web
720p
720
BRip
mkv
MkvCage
x264
480p
480
1080
x265
HEVC
Yayınlandı: 2017-12-29
İndirmeler: 52
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

‫فرار کن! فرار کن!

‫فرار کن!

‫سریع‌تر!

‫آیوار

‫آیوار و هویتسرک لاثبروک

‫چرا به کتگات برنگشتید؟

‫خودت خوب دیده بودی..

‫که من و اوبه با هم مشکل داشتیم

‫ما در مورد خیلی چیزها با هم مخالف بودیم..

‫اما در آخر

‫هویتسرک با من موافق بود

‫و اوبه به تنهایی به کتگات برگشت

‫و ما به همین دلیل اینجاییم

‫انتخاب خوبیه. انتخاب خوبیه

‫مطمئنا جفتتون‌ آسترید رو به خاطر دارید؟

‫اون الآن ملکه‌ی منه

‫برای جفتتون خوشحالم

‫ممنون، آیوار

‫پس متوجهی که تو و جنگجویانت..

‫در حمله به کتگات باید از من حمایت کنید؟

‫دقیقا می‌خوایم همینکارو کنیم

‫اما به شرطی که آیوار شاه بشه

‫شما می‌دونید که من نقشه‌های خودم ‫رو برای اون امپراطوری دارم

‫البته، صد البته

‫و به همین خاطر ما اینجاییم

‫و من فکر می‌کنم

‫منظور برادرم اینه که...

‫در دراز مدت..

‫وقتی که من مُرده باشم یا اینجا نباشم...

‫چه چیزی می‌تونه جلوی حکومت تو بر کتگات رو بگیره؟

‫مگه چقدر می‌خواد طول بکشه؟

‫من آدم صحیح سلامتی نیستم

‫یه چلاقم

‫اما برادرت هویتسرک؟

‫تنها چیزی که برای ما دو نفر مهمه..

‫اینه که امپراطوری‌ای که از ما توسط...

‫اون فاحشه‌ی قاتل گرفته شده، پس بگیریم

‫می‌خوایم با تو متحد بشیم ‫تا محققش کنیم

‫خیلی زود

‫تو یه زندانی داری

‫در مورد این مرد شنیدم ‫کجاست؟

‫مسیحی رو بیارید!

‫رو زانوهاش

‫اسقف هموند

‫فایده‌ش چیه؟

‫چرا نکشتیش؟

‫چون اون جنگجوی خیلی بزرگیه

‫جنگیدنش رو با چشمان خودم دیدم

‫و من جنگجوهای بزرگ رو تحسین می‌کنم

‫اون برای ما می‌جنگه؟

‫شاید

‫اگه نخواد که به صلیب آویخته بشه

‫نه، نه، نه!

‫بذار ادامه بده

‫چی گفت؟

‫اون داره با خدای خودش دعا می‌کنه

‫چقدر هم کمکش کرده!

‫پدر...

‫ما نمی‌تونیم اینجا بمونیم

‫شمالی‌ها خواهند اومد

‫و کجا باید بریم؟

‫باید برگردیم به مرداب‌ها

‫اونجا جامون امنه

‫دیگه نمی‌خوام فرار کنم

‫اما من...

‫نه

‫نه، حق با پدرته! ‫نمی‌تونیم همش فرار کنیم و مخفی بشیم!

‫و اینکارو نمی‌کنیم؟

‫چرا؟

‫چون پدر شاهه

‫پدر بزرگ،

‫نمی‌خوام مزاحم خوابت بشم

‫اما باید باهات صحبت کنم

‫ما یه شکست دردناک و سنگین..

‫از شمالی‌ها و پسرهای راگنار خوردیم

‫هیچ کلمه‌ای نمی‌تونه...

‫بدبختی و ناراحتی‌های مردممون رو توجیه کنه

‫الآن..

‫به نظر میرسه که بهمون رحم کردن

‫هر چیزی که براش رویا داشتی ‫و کار کرده بودی

‫این امپراطوری بزرگی که از انگلستان جمع کرده بودی،

‫ممکنه از دست بره

‫اما می‌خوام این سوگند رو بخورم

‫که اگه خداوند صلاح دونست من رو به عنوان ‫شاه انتخاب کنه..

‫حتی در این زمین‌های خالی، ‫بهت سوگند میخورم..

‫طوری که انگار الآن پیشم نشسته بودی

‫که برای بازگرداندن شکوه سابق به امپراطوری‌ات...

‫تلاش خواهم کرد و خواهم جنگید

‫تا رویای شاه تمام انگلستان شدنتون رو به واقعیت بدل کنم..

‫یا در حین تلاش براش بمیرم

‫شمشیر خوبیه

‫شمشیر اسقفه

‫باید به کوتوله‌ها کلی پول بدی تا ‫چنین چیزی برات درست کنن

‫چون یه شمشیر جادوییه

‫فلزش از فلز شمشیرهای ما خیلی قوی‌تره

‫با چشمام دیدم که خیلی افراد رو باهاش کشت

‫و با اینحال یک ذره هم کند نشده

‫و هنوزم تیزه

‫و حالا..

‫مال منه

‫داشتن چنین شمشیری بهت ‫برتری زیادی میده

‫من رو یاد نیزه‌ی اودین می‌ندازه

‫و حالا یاد شمشیر آیوار میندازتت

‫اما خواسته‌ی واقعیت چیه، ‫آیوار لاثبروک؟

‫انتقام

‫راه‌های زیادی تو ذهنمه که باهاشون ‫قبل از کشتن لاگرثا...

‫شکنجه بدمشون

‫من انتقام می‌خوام چون..

‫اون مادر زیبام رو کشته

‫امپراطوری چی؟ ‫کتگات چی؟

‫برام زیاد مهم نیست

‫اما حتما برای برادرت..

‫گفتم که برای من زیاد مهم نیست

‫این کلمه‌ی "شاه" چی داره که...

‫باعث میشه آدم‌های منطقی‌ هم..

‫مثل احمق‌ها رفتار کنن، ها؟

‫زندگی متاهلی چطوره؟

‫تو با استرید ازدواج کردی، معشوقه‌ی لاگرثا

‫امیدوارم ارزشش رو داشته باشه

‫بهت هشدار داده بودم

‫کی بود؟

‫کی ما رو لو داد؟

‫کی بهمون خیانت کرد؟

‫توِ، گاثروم؟

‫چرا؟

‫در مورد حرفات خیلی فکر کردم

‫که جایی که ما رو می‌بری ‫جنگی نیست

‫بعد پدرم و والهالا رو به خاطر آوردم

‫و متوجه شدم که اگر در میدان نبرد کشته نشم

‫هیچوقت دوباره نمی‌بینمش

‫نمی‌خوام دوباره زندانی بشم، لاگرثا

‫حداقل من رو از این معاف کن

‫یه ضربه‌ی سریع با تبر یا شمشیر ‫تنها چیزیه که می‌خوام

‫تو مستحق مجازاتی

‫من کار نکردم که مستحث خیانتت باشم

‫ایویند

‫و تو، کتیل فلاتنوز

‫چرا می‌خواستی ما رو ترک کنی؟

‫هر دوتون..

‫هر دوتون مبارزین مشهوری از خانواده‌ی ‫برجسته‌ای هستید

‫کتگات خونه‌ی شماست

‫فلوکی ترغیبمون کرد

‫اگه راست گفته باشه..

‫چه کسی دلش نمی‌خواد بین خدایان ‫زندگی کنه؟

‫کتگات در خطره و شما به فکر خودتون بودید

‫و تو، آیود

‫من همیشه باهات روراست بودم، لاگرثا

‫اما خودت می‌دونی که ‫ما بازیچه‌های خداوند هستیم

‫من فهمیدم که فلوکی کشتی‌ساز نبود

‫که من رو فرا خوند

‫اما خدایان فقط اون رو مامور کردن

‫از این جهت باید سرنوشتم رو قبول کنم

‫و هنوزم مجبورم اینکارو کنم

‫هر چیزی که باشه

‫بارها در زندگیم بهم خیانت شده..

‫اما هیچوقت بهش عادت نکردم

‫اما بهتون اجازه میدم برید

‫اجازه میدم همتون برید

‫چه فایده‌ای داره که اینجا بر خلاف خواستتون..

‫نگهتون دارم؟

‫مخصوصا اگه حق با آیود باشه..

‫و رفتن شما خواست خدایان بوده باشه

‫امیدوارم فلوکی چیزی که میگه پیدا کرده ‫واقعا پیدا کرده باشه

‫خیلی وقته که می‌شناسمش

‫اون مرد خوبیه و کشتی ساز معرکه‌ایه

‫اما آدم مکاریه

‫نه، لاگرثا

‫الآن نیستم

‫این دفعه نیستم

‫واقعا فکر کردی می‌تونم تو رو بکشم، فلوکی؟

‫تو کارهایی بدتر از این کردی، لاگرثا

‫مورد محافظت و برکت خدایان قرار بگیری

‫بدرود

‫می‌بینی چقدر ضعیفه؟

‫کاری می‌کنه که به نظر بیاد ‫همه چیز رو تحت کنترل داره

‫اما معلومه قدرتی واقعی نداره،

‫همین الآن این رو ثابت کرد

‫باورم نمیشه که از جونمون گذشت

‫اون واقعا زن بزرگیه

‫اون ازمون گذشت چون یه زنه

‫هیچ مردی در جایگاه اون چنین کاری نمی‌کنه

‫مطمئنی؟

‫آره

‫مردها صبور نیستن

‫نمی‌تونن برای هیچی صبر کنن

More Farsi Persian subtitles for Vikings

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left