Arrow

Arrow

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 6

Sürüm bilgisi

Arrow S06E06 HDTV x264-SVA
Arrow S06E06 720p HDTV X264-DIMENSION
Arrow S06E06 1080p HDTV X264-DIMENSION
Arrow S06E06 XviD-AFG
Arrow S06E06 480p x264-mSD
Arrow S06E06 720p HEVC x265-MeGusta
Arrow S06E06 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
Arrow S06E06 720p HDTV MkvCage
Arrow S06E06 720p HDTV HEVC x264 RMTeam
Arrow S06E06 720p HDTV x264-AVS
Şunun yorumuyla Sorrow
► Sorrow

Etiketler

HDTV
hdtv
x264
HD
720p
720
1080
XviD
480p
480
x265
HEVC
2CH
mkv
MkvCage
Yayınlandı: 2017-11-17
İndirmeler: 38
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

‫آنچه گذشت...

‫ازت می‌خوام کمکم کنی پسرمو پیدا کنم.

‫کسایی که پسرت درباره‌شون تحقیق می‌کرد،

‫وقتی فهمیدن دستگیر شده،

‫اومدن و از زندان فراریش دادن.

‫بهشون میگن جَکِل‌ها.

‫بزار پسرم بره.

‫ما به پسرت نیاز داریم.

‫هرچی باشه، ‫اون رئیسمونه.

‫سلام، پدر.

‫خیلی وقته ندیدمت.

‫باید مُرده می‌موندی.

‫شنیدم توی دردسر افتادی، بچه‌جون.

‫واسه همین فکر کردم بیام کمکت کنم.

‫پدرم اومده منو نجات بده.

‫آخرین باری که دیدمت،

‫خیلی نگران زنده نگه داشتن کسی نبودی.

‫منم به تو رفتم.

‫نظر تو چیه؟

‫پدرمو بکشم؟

‫اون عملیاتمونو دیده.

‫پس باید از شرش خلاص شیم.

‫آره، می‌تونی این کارو بکنی،

‫ولی من یه گزینه‌ی دیگه بهت میدم.

‫بزار من بهتون ملحق شم.

‫اگه می‌خواستم خانواده رو دور هم جمع کنم،

‫یه دعوت‌نامه می‌فرستادم.

‫شایدم فرستادی،

‫ولی هنوز خودت متوجه نیستی، بچه‌جون.

‫من این همه راه اومدم تا باهات صحبت کنم،

‫و هر کسی سر راهم وایسه رو می‌کشم

‫چون هیچ‌چیز دیگه‌ای برام نمونده که از دست بدم، ‫فقط تو رو دارم.

‫پس تصمیمتو بگیر.

‫اگه بگم شاعرانه بودن حرفات قانعم نکرد

‫دروغ گفتم،

‫ولی می‌تونم بهت اعتماد کنم؟

‫اعتماد بر پایه‌ی صداقت بنا میشه.

‫مطمئنم یه عالمه سوال داری که ازم بپرسی،

‫منم یه عالمه سوال ازت دارم، جو.

‫اسمم دیگه جو نیست.

‫مادرت اسمتو عوض کرد

‫تا ما رو جدا نگه داره.

‫باشه.

‫گمونم باید بریم یه کم صحبت کنیم.

‫«هفت سال پیش» ‫«بخش پزشکی سرویس مخفی استرالیا»

‫من تنهات نمیذارم.

‫پدر...

‫جو.

‫حالت چطوره؟

‫من چجوری اومدم اینجا؟

‫آب دریا رسونده بودت به ساحل فیلیپین

‫و یه تیم اونجا پیدات کرد.

‫گفتن به زحمت به هوش بودی،

‫و فقط یه اسمی رو هِی زیر لب می‌گفتی--

‫الیور.

‫الیور کیه؟

‫پدر.

‫یکیه که بهم بدهکاره.

‫همه ولت کردن بمیری...

‫ولی من می‌دونستم برمی‌گردی.

‫دیگه هرگز تنهات نمیذارم، جو.

‫باهات پیمان می‌بندم.

‫وایلد داگ، تریفیک، ‫آماده‌این شروع کنیم؟

‫همیشه آماده‌ایم. ‫ولی یه خبر بد دارم.

‫اینا فقط دزد نیستن.

‫یه نگهبان رو کشتن.

‫دوتا نگهبان.

‫این آدما شوخی ندارن.

‫ما هم شوخی نداریم.

‫نارنجک! عقب‌نشینی کنین!

‫همین الان!

‫کرتیس، حق با تو بود.

‫دزدا دنبال قطعات یه چاپگر سه‌بعدی بودن.

‫دوتا آدم بی‌گناه کشته شدن

‫چون یه روانی می‌خواد ‫اسباب‌بازی پلاستیکی چاپ کنه؟

‫این یه چاپگر سه‌بعدی برای مصارف عمومی نیست، ‫برای مصارف نظامیه.

‫داری میگی یه چاپگری هست که می‌تونه ‫اسلحه چاپ کنه؟

‫یا پهپاد و مواد شیمیایی.

‫ببخشید به خوش‌گذرونی نرسیدم. ‫کسی می‌خواد برام تعریف کنه به کجا رسیدیم؟

‫از شرکت کَدمِس‌تِک ‫دزدی شده.

‫فکر می‌کنین کار کِیدن جیمز باشه؟

‫همین تصور رو داشتیم، ‫ولی این گروه به کسایی که

‫معمولاً باهاشون می‌گرده ‫نمی‌خوره.

‫این با یه سری شایعات خیابونی که

‫اخیراً به گوش اداره رسیده هم‌خونی داره.

‫- چجور شایعاتی؟ ‫- یه بازیکن جدید.

‫نمی‌دونیم چه بازی‌ای می‌کنه.

‫فقط یه لقب خیابونی ازش داریم-- دراگون.

‫دراگون. هه. ‫چه با سلیقه.

‫اون مشکل فردائه.

‫چطوره همگی بریم یه کم استراحت کنیم

‫و فردا صبح ‫سر حال بهش رسیدگی کنیم؟

‫-: مـحمـد و سـمیـرا :- ‫-:: Sorrow & Dunham ::-

‫ببخش که چیزی برای پذیرایی نداریم.

‫قصد ندارم خیلی زیاد

‫توی این کشور خراب‌شده بمونم.

‫خب، یه دلیلی داره که میگن

‫توی کثافت‌کاری ‫پول هست.

‫اگرچه یه چیز تجملی با خودم آوردم.

‫این خاطرات گذشته رو زنده کرد.

‫نوشیدنی مورد علاقه‌م.

‫هیچ‌وقت متوجه نشدم

‫طعمش زیر زبون تو هم مونده.

‫همونطور که بهم گفتی، ‫همیشه مشروب خوب بخور...

‫و فقط مراقب خودت باش.

‫جکل‌ها گروه یاغی‌ایَن.

‫حتماً دور نگه داشتن ردتون از چشمِ

‫سرویس اطلاعاتی استرالیا کار سختی بوده.

‫شگفت‌انگیزه یه آزانس به چه چیزایی توجه نمی‌کنه

‫وقتی که حاضره افرادشو ول کنه بمیرن.

‫قصد داری اینجا

‫چجور عملیاتی رو اداره کنی؟

‫مواد؟ اسلحه؟ ‫شایدم یه کودتای نظامی.

‫بیا بهش بگیم

‫انتقال منابع.

‫یه منبعی که بسیار پرمنفعته.

‫سلام، عزیزم.

‫سلام.

‫نمی‌خواستم بیدارت کنم.

‫بدنم هنوز به زمان 'ولاتاوا' عادت داره. ‫[‌کشوری خیالی در دنیای دی‌سی، که در اروپای شرقی واقع بوده و دارای تاریخچه‌‌ای طولانی در داشتن جنگ‌های داخلی خونین است‌]

‫علاوه بر اون، ‫یه شایعه‌ای شنیدم

‫که گرین‌ارو قراره بیاد اینجا،

‫و من هرگز فرصت ملاقاتشو از دست نمیدم.

‫وقتی تو این مسئولیتو قبول کردی،

‫فکر کنم خوب متوجه شدم چه حسی داشتی

‫وقتی من در آرگوس جای آماندا والـر رو گرفتم.

‫امیدوارم اونقدر حالت بد نشده باشه.

‫ولی الان که اینجوری می‌بینمت، ‫الان که می‌بینم گرین ارو هستی...

‫می‌بینم بهت میاد.

‫بیا بریم تو تخت.

‫بزار اول خودمو تر و تمیز کنم.

‫باشه.

‫خیلی طولش نده.

‫«این هفته دارو نداریم.»

‫تو و پسرت

‫دوباره یه خانواده‌ی بزرگ و خوشحال شدین، هان؟

‫اون به تو هیچ ربطی نداره،

‫ولی درباره‌ی کار جدیدتون بهم گفت--

‫انتقال منابع.

‫برام تعریف کن.

‫اگه رئیس نمی‌خواست بهت بگه،

‫پس یعنی هیچ ربطی به تو نداره، همکار.

‫نیم ساعت دیگه بیا به سالن جلسه.

‫اسلید.

‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

‫باید می‌رفتی خونه.

‫من کسی رو ول نمی‌کنم برم،

‫حتی وقتی بهم دارو بخورونن و برن.

‫حالا بگو این

‫انتقال منابع ‫که پسرت و افرادش

‫براش نقشه دارن ‫چیه؟

‫پس صدامو شنیدی.

‫اینم شنیدم که

‫می‌خوای یه واحدش بپیوندی.

‫پسرت آدم خطرناکیه، اسلید.

‫اون فقط یه نسخه‌ی جوون‌تره خودمه.

‫نه. تو هرگز یه مزدور استخدامی نبودی.

‫ولی یه قاتل بودم.

‫ببین، بچه‌جون، ‫بهتره بری خونه

‫قبل از اینکه ببینی توی دردسری افتادی

‫که نمی‌تونی ازش خلاص شی.

‫نمی‌تونم این قضیه رو ول کنم و برم.

‫تو می‌تونی؟

‫اینجا برات مثه خونه‌ی خودت شده یا نه، اسلید؟

‫یا اینکه باید دث‌استروک صدات کنم؟

‫نقشه‌مون یه کم عوض شده، آقایون.

‫چهل درصد از ماده‌ی منفجره‌ی سِمتِکس‌مون ‫حین جابجایی از دست رفته.

‫هر چند از شانس خوبمون، ‫ارتش کازنیا هم

‫داره یه سری نقل و انتقال انجام میده.

‫من یه تیم کوچیک می‌برم ‫تا سر راه محموله‌شونو بگیریم.

‫اینجوری خط زمانی‌مون به هم می‌خوره؟

‫وقتی دث‌استروک معروف هوامو داشته باشه ‫نه.

‫نظرت چیه، پدر؟

‫علاقه داری بهمون نشون بدی ‫روش درست انجام کارمون چجوریه؟

‫تا وقتی سگ‌هات عقب نیفتن ‫آره.

‫من میرم یه سری وسایل آماده کنم.

‫هِی، بچه‌جون.

‫بی‌سیم‌ها کار می‌کنن.

‫کِین داره منو می‌فرسته ‫برم سمتکس براش جور کنم.

‫سمتکس یه ماده‌ی انفجاریِ پربازده‌ئه.

‫آره، وقتی دست نایلندر توی کاسه‌ست، ‫باید توقعشو می‌داشتم.

‫احتمالاً چاشنی انفجار دست نایلندر باید باشه.

‫اگه بتونی دریافت‌کننده رو پیدا کنی،

‫شاید بتونی خرابش کنی.

‫ممکنه قاطی وسایل نایلندر باشه.

‫باشه، بهش رسیدگی می‌کنم. ‫تو خوبی؟

‫تو فقط دریافت‌کننده رو پیدا کن.

‫«شش سال پیش» ‫«مرکز آموزشی سازمان جاسوسی استرالیا»

‫هِی سرعتتو تغییر بده.

‫سرعت من چیزیش نیست، پیرمرد.

‫که گفتی سرعتت چیزیش نیست.

‫حالا مُردی. ‫یالا، پاشو.

‫چطور تو با یه چشم

‫بهتر از منی که دوتا چشم دارم؟

‫باید یاد بگیری با ذهنت حرکت کنی،

‫نه با چشمات.

‫یالا.

‫بیا دوباره شروع کنیم.

More Farsi Persian subtitles for Arrow

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left