İlk 179 satır.
.دایان، یه کاری برام انجام بده .سریع یه آبجو به "پُرمیشا" که اونجاست بده
.همین الآن میارم، میشا
.بفرمایید
سم، اون داره با دستش چی کار میکنه؟
.اون توی اجرای سمفونی سِنج میزنه .اونا الآن وسط یه کنسرت هستن
اون داره میشماره، پس دقیقا میدونه که کی .باید برگرده
خیلی خفنه. خیل خب، این یه 25 سنتی از 20 دلار، یه 50 سنتی، یه 75 سنتی
دو، سه، چهار، پنج، ده و بیست
.موسیقی دان ها خیلی حساس هستن
ا
ار
ارا
ارائ
ارائه
ارائه ا
ارائه ای
ارائه ای ا
ارائه ای از
ارائه ای از ا
ارائه ای از ام
ارائه ای از امی
ارائه ای از امید
Z ارائه ای از امید
Ze ارائه ای از امید
Zed ارائه ای از امید
Zedi ارائه ای از امید
ZediX ارائه ای از امید
ZediX ارائه ای از امید @
ZediX ارائه ای از امید @Z
ZediX ارائه ای از امید @Ze
ZediX ارائه ای از امید @Zed
ZediX ارائه ای از امید @Zedi
ZediX ارائه ای از امید @ZediX
ZediX ارائه ای از امید @ZediX_
ZediX ارائه ای از امید @ZediX_s
ZediX ارائه ای از امید @ZediX_su
ZediX ارائه ای از امید @ZediX_sub
ZediX ارائه ای از امید @ZediX_sub
.عصر همگی بخیر - .نوورررم -
.نورمن
زندگی چطوره نورم؟ .خیلی با حیا نیست، مربی
.داری مثل ژله ی توی زلزله می لرزی
توی تمام دوره ی شغلیم
من نشسته بودم توی اتاقم .و دهنم رو بسته بودم
.امروز من برای یه چیزی داوطلب شدم - چی؟ -
هر سال شرکت یه جشن .برای کارمنداش میگیره
خب؟ - .حدس بزن کی مسئول جشن شده -
.بزار من حدس بزنم، من خوب حدس میزنم
جولیوس لاروزا؟
.اشتباه گفتی مربی، من
.اَه، باید بیشتر فکر میکردم
.احتمالا
چی شد که تو داوطلب شدی؟ - تا شانس این رو داشته باشم که - .رییس بزرگ رو تحت تاثیر بزارم
پارسال، یه کسی به اسم جنسن یه مهمونی به .سبک هاوایی رو توی بخش پارکینگ برگزار کرد
.کار خفنی بود میدونی اون مرد الآن کجاست؟
به شونه ی من تکیه داده .و میگه سریع تر کار کن
نورمن من نمیدونم تو از چی اینقدر ناراحتی؟ .به نظر یه فرصت خیلی بزرگ میاد
.این چیزی که منم فکر میکردم
ولی بعد از اینکه داوطلب شدم .فهمیدم که من تا حالا یه جشن رو برگزار نکردم
.یه چندتا رو خراب کردم
مسئله ی اصلی چیه؟ تو یکم هیجان میخوای؟
به یه زن سکسی پول بده .بگو از توی کیک بپره بیرون
اگه میخوای پولات رو هدر ندی .بگو کارلا برات این کار رو کنه
.کارلا، کارلا
.دایان، رقاص های لخت کافی نیستن
میشه آروم باشی؟ .زندگی کوتاه
.تو متوجه نیستی .ما داریم درباره ی 100 تا حساب دار حرف میزنیم
توی تمام هفته زندگی اونا به .طور خارق العاده ای کسل کننده اس
من باید یه کار ویژه بکنم که .حالشون خوب بشه و بهتر بشن
نورم، بهترین جشنی که من داخلش بودم .توی یه رختکن بود
ما همگی لباس زیر تنمون بود .و شامپاین میریختیم روی همدیگه
.بچه ها همدیگه رو هل میدادن زیر دوش .فوق العاده بود
اون بعد از این بود که ما برنده ی .مسابقات قهرمانی شدیم
.درسته، به همین خاطر توی کلیولند بودیم - .درسته -
.نورم، یه ایده ی عالی دارم برات .یه جشن استخری برگزار کن
چی؟ - .توی کالیفرنیا آخر هیجان این کار -
.میدونی، مرکز همه ی چیزای عجیب و غریب
یه مشت آدم رو میریزی توی استخر .و هیچ وقت هم نمیدونی که چه اتفاقی قراره بیوفته
امروز من دوتا مجله ی .رژه ی ستارگان" رو تحویل دادم"
حدس بزن کی روی جلد توی استخر بود؟ - جولیوس لاروزا؟ -
.نه، برت رینولدز مربی
.من قبلا توی این بازی خوب بودم
.داشتم به یه کار خفن فکر میکردم میرم سراغ حسابرسی امسال
.بزرگ ترین اشتباهات رو پیدا میکنم .پرینت میگیرم ازشون و پخششون میکنم
.دارم درباره قهقه های بلند حرف میزنم
.تو دیوونه ای، نورمی
نورمن، شاید من بتونم بهت یه ایده بدم .که بتونی اجراش کنی
به نظر من جشنا سرگرم کننده ترین چیزا هستن
زمانیِ که تو میتونی شخصیت اصلی خودت رو .دور بندازی و کسی دیگه باشی
توی دانشگاه، من یه جشن برگزار کردم
که همه با لباس شاعر مورد علاقه ی .دوره ی الیزابتشون اومدن
یادم میاد
.خیلی عالی بود .من کریستوفر مارلو رو انتخاب کردم
به خاطر اینکه اون موقع خیلی تو .کف کتاب "دکتر فاستوس" بودم
ولی من هنوز هم از کسایی که .عاشق اون جشن بودن نامه دریافت میکنم نورمن
داری میگی که، ما قبلا هفته ای یه شب مراسم شاعران دوره ی الیزابت رو نداشتیم؟
.آره، خیلی خفن شروع می شد
آره، اون شبی که تو رییس بودی و بدون اجازه .داشتی از اشعار یامبیک استفاده میکردی رو یادم میاد
میدونی سم، اگه قرار من اینجا به عنوان یه خدمتکار کار کنم
.و تهش هم من رو مسخره کنید .باید پول بیشتری بهم بدی
یه ته خوب توی این شهر چه چیزی تولید میکنه؟
خیل خب نورمن، با دور نشدن از اصل قضیه و کمک کردن به حل شدنش
بهت پیشنهاد میکنم که یه جشن .با تم توگا برگزار کنی
یه جشن توگا؟ که اونا با ملافه خودشون رو پوشونده باشن؟
.مطمئنم که عاشقش میشی .این یه سنت احمقانه ی انجمن های برادری
یه تعداد آدم دور هم جمع میشن
.آبجو میخورن و روی خودشون بالا میارن
.تا، در نهایت لباس های خودشون رو در میارن
.برای نشون دادن شخصیت واقعیشون
.ایول، من نجات پیدا کردم
میتونم ببینم که این جشنِ من، اون .قبلی رو مثل یه خوک بی آبرو میکنه
.آروم باش
سمی میتونم از چیرز استفاده کنم؟ .نصف اون چیزی رو که میخوای بهت میدم
چطوری میتونم این پیشنهاد رو رد کنم؟ - .من باید خیلی کارا اینجا انجام بدم -
باید برم خونه و تمرکز کنم .و روی تمام جزئیاتش کار کنم
.موفق باشی - .توی دستشویی هم میتونم این کار رو کنم -
.سم
اینا الآن مثل توگا لباس پوشیدن؟ - .نه، مربی -
.فکر کردم قرار یه جشن توگایی باشه
.هست
.من احتمالا دوباره گیج شدم .فکر میکردم این مشکل تموم شده دیگه
.نه، نه، مربی، حال تو خوبه - مطمئنی؟ -
.آره، فقط اینا موضوع جشن رو درک نکردن
.اوه، ممنون
اوه، دایان داره میاد، گروه توی اتاق پشتی برای یه دور دیگه آماده ان؟
.هنوز نه
.یک ساعت و نیم گذشته دارن به یخاشون که داره آب میشه نگاه میکنن؟
.درواقع خیلی هم فعال هستن
یه نفر، باور کنی یا نه
.میتونی کد تمام مناطق توی کشور رو بگه
دارم درباره ی یه سرگرمی .خیلی عالی صحبت میکنم
سم من میتونم یه چند دقیقه برم و بیام؟ .من باید این رو ببینم
.خوش بگذره مربی
اگه این یارو کد لارامی توی وایومینگ رو بدونه !من شاخ در میارم
.پسر، این جشن افتضاحه
.خب، شاید ما باید یه کاری کنیم تا بهتر بشه
.من یه ایده دارم چرا نمیری توی دفتر من اون پشت
توی میزم دوتا چیز مَنگوله ای .و یه شورت بندی پیدا میکنی
...امشب قرار خیلی خسته کننده باشه
.جدی میگم - .تمومش کن -
.بیاید بازی رو شروع کنیم
...لعنتی
خب، شما همه تون توی روز درست اومدید .پس میدونم که میتونید بخونید
چرا تو لباس توگایی نپوشیدی؟
از این میترسیدم که بقیه نمی پوشیدن و من .مثل یه مسخره ی احمق به نظر میومدم
.نکته ی خوبی بود
.جنسن، کت قشنگی پوشیدی
.سلام
چرا من داوطلب شدم؟ .من یه آدم بدبختم
سمی یه نفر توی اتاق پشتی داره هی دروغ میگه؟
یک ساعت و نیم که هیچ کس .از سر جاش تکون نخورده
نورمی، من دوستش دارم، تو شبیه .هیولای خمیری پیلزبری شدی
چرا اینقدر دیر اومدی؟ - .من با ماشینا مشکل داشتم -
وقتی که یه همچین لباسی .پوشیدی کمتر کسی کمکت میکنه
همسرت کجاست؟ چرا اون توی جشن نیست؟
.اون از این قضیه خبر نداره
تا حالا این برترین جشن بوده، به خاطر .ایده ی توگاییت ممنونم دایان
خب، نورمن تنها چیزی که نیاز داری اینه که .یکم یخشون باز بشه، بزار من کمک کنم
خیل خب همگی، نظرتون راجب بازی لذت بخش ادا بازی چیه؟
.من شروع میکنم
.اسم فیلم
.چهار کلمه
کلمه ی اول
!صدای من شبیه به چشم
اولی رو بهتون گفتم، بریم سراغ .بعدی، باشه، کلمه ی دوم
من دارم اینجا چی کار میکنم؟ میخورم درسته؟
این شبیه خوردن نیست؟ وقتی که میخوریم و می نوشیم؟
... شام! شام من
.کلمه ی سوم
این چیه؟ کوچیکه نه؟ .یه کلمه ی کوچیکه
و"، با "و" شروع میشه" ...کلمه ی کوچیک، "با"! شام من با
! شام من با جولیوس لارزا
.همینه
.خیل خب، اودن، یوتا - .هشت، صفر، یک -
.همگی ساکت، تلفن داره زنگ میخوره
.حسش میکنم، این تپش رو حسش میکنم
از روی صندلی هاتون بلند بشید و بایستید .الآن دیگه وقشته
.همگی بیاید
.همین حالا بیاید
No comments yet. Be the first to leave one.