Vikings

Vikings

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 6

Sürüm bilgisi

Vikings S06 Complete 1-10 HDTV
Şunun yorumuyla Dogtor
HDTV نیم فصل اول | نسخه

Etiketler

HDTV
hdtv
HD
Yayınlandı: 2020-04-12
İndirmeler: 128
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

‫فصل پیش در وایکینگ‌ها دیدید...

‫مردم کتگات، همه به شاه جدیدتون درود بفرستین!

‫میخوام که کتگات رو از آیوار پس بگیرم

‫- تو ارتشی نداری ‫- شاه هارالد داره

‫بیورن رویین‌تن، سرنوشت ما رو دوباره نزد هم آورده

‫باید همه با هم به کتگات حمله کنیم

‫خدایان تو رو انتخاب کردن. ‫بالاتر از همه‌ی مردان

‫خودت خوب میدونی که یه خدا نیستی

‫- بیورن رویین‌تن تو رو مال خودش میدونه ‫- هیچکس نمی‌تونه من رو مال خودش بدونه

‫شاه هارالد، هیچوقت رویاپردازی نمیکنی؟

‫ما همیشه مثل همیم

‫فقط وانمود میکنیم که تغییر میکنیم

‫من تقریباً مُرده بودم، ولی دوباره متولد شدم

‫تنها چیزی که یاد گرفتم اینه که ‫زندگی همش زجر کشیدنه

‫نجوا میکنن که من دشمنم. ‫دشمن اونا هستن!

‫تو زمان رگنار، همه آزاد بودن. ‫هیچوقت مجبورشون نکرد که اونو بپرستن

‫ثورا مُرده. آیوار زنده زنده دفنش کرد

‫شاه اولاف، اومدم اینجا تا ازتون بخوام ‫که به آیوار حمله کنین،

‫و اونو از پادشاهی کتگات خلع کنین

‫سرنوشتم کشتن آیواره

‫دو ارتش رو دیدیم که با هم حرکت میکنن

‫یکی‌شون توسط بیورن رویین‌تن ‫و شاه هارالد فاینهیر رهبری میشد

‫- و اون یکی ارتش؟ ‫- توسط پادشاهی که نشناختیمش

‫- ولی یکی رو شناختیم ‫- برادرم ایتسرک

‫بیاین و ببینین!

‫بیاین و مرگ بشریت رو ببینین!

‫اون یه هیولاست. باید جلوش رو بگیرین

‫مردم کتگات! اینجاییم تا شما رو آزاد کنیم!

‫من راهشون دادم

‫درود بر شاه بیورن،

‫شاه کتگات

‫درود بر شاه بیورن!

‫دیگه هیچکس اسم بیورن رویین‌تن ‫رو فراموش نخواهد کرد

‫ولی جنگ تموم نشده

ارائه‌ای از تیم ترجمه‌ی دیباموویز

ترجمه از ناصر اسماعیلی

«جاده‌ی ابریشم»

‫چرا اون احمق یه‌چشم ‫همش داره منو نگاه میکنه؟

‫هفته‌هاست که با ما همسفره

‫ازش خوشم نمیاد

‫به یکی از افرادمون بگو یه جای خلوت ‫پیدا کنن و از شرش خلاص بشن

‫اونا فقط مزدورن

‫من برا انجام هیچ کاری بهشون اعتماد ندارم

‫خب پس، شاید بهتره خودت اینکارو بکنی

‫حتماً

‫بیورن!

‫مردم کتگات...

‫بهتون گفته بودم که وقتی شاه بشم،

‫حکومتم خیلی با حکومت آیوار متفاوت خواهد بود

‫و قصد دارم به اون عهدم وفادار بمونم

‫آیوار یه دیوار به دور شهرمون ساخت

‫اون بیگانه‌ها رو دلسرد کرد، آزادی بیان رو منع کرد، ‫و بین مردم خودمون فاصله انداخت

‫کتگات فقط میتونه بواسطه‌ی تجارت ‫باقی بمونه و رشد کنه،

‫نه فتح نظامی. این باور منه

‫این جلسه‌ی شماست. اون چیزی که میخواین

‫فرصت شما برای اینکه بیاین پیش من،

‫با هر چیزی که میخواین، و من گوش میدم

‫من چیزی جز نوکر فروتن شما نیستم

‫شاه بیورن!

‫اینا کی هستن؟

‫من میدونم کی هستن

‫تمام این مردان با میل خودشون ‫با حکومت آیوار همدستی کردن

‫بعنوان محافظینش خدمت کردن

‫فرمایشاتش رو انجام می‌دادن، ‫هر چیزی که بودن

‫هرچقدر ظالمانه، هرچقدر فاسد

‫بدون پشیمانی انجامشون می‌دادن،

‫بدون اینکه حتی به خانواده‌های خودشون فکر کنن

‫اونایی که اونقدری شجاع بودن که ‫علیهشون بایستن رو زنده زنده سوزوندن

‫و زن جوونی رو زنده زنده سوزوندن،

‫به اسم ثورا،

‫کسی که دوستش داشتم

‫نسوزوندی؟

‫خب، آیا این مردان گناهکارن؟

‫بله! هستن!

‫و باید باهاشون چیکار کنم، ها؟

‫این مردان رو ببرید

‫یادت باشه پسرم،

‫تمام وظایف پادشاهیت رو

‫این مردان همشون گناهکارن

‫جرائمی علیه مردم خودشون انجام دادن، علیه شما

‫آره!

‫و میدونم که همتون فکر میکنین حقشونه بمیرن

‫آره!

‫ولی چیزی خیلی بدتر از مرگ هست، خیلی بدتر

‫من اونا رو تا ابد تبعید میکنم

‫اونا تبدیل به یاغی میشن، قانون‌شکن

‫مردان جنگل،

‫که محکوم میشن که تا ابد در جنگل ‫و باقی مکان‌های متروک زندگی کنن

‫دارایی اون‌ها مصادره میشه

‫بعنوان قانون‌شکن داغ میخورن،

‫و می‌تونن بدون مجازات کشته بشن

‫این خیلی از مرگ بدتره

‫نه بعنوان انسان، ‫بلکه بعنوان ارواح زندگی خواهند کرد

‫بیرون از جامعه‌ی انسانی

‫هر روز مجبورن افسوس بخورن و به یاد تصمیمات،

‫و جرائمشون بیفتن،

‫ولی نمیتونن جبرانشون کنن

‫تصمیم من اینچنین است. ‫همه بگین آری

‫آری!

‫پس تصمیم گرفته شد

!بجنبین! منو بکشین

‫شما بهم لطف میکنین!

‫تصمیم درستی گرفتی

‫امیدوارم

‫آیوار هیچوقت آزادشون نمیکرد

‫ولی من آیوار نیستم

این کیه؟

یه وایکینگ

اسمش آیوار هست

یه شب مست کرد... و به همه گفت که پادشاه بود

شبیه یه پادشاه نیست

و شبیه یه پادشاه هم سفر نمیکنه

چی میگه؟

می‌بریمش به کیف

نه قبل اینکه بابت اطلاعات من پول ندادین

اینا کی هستن؟

روس‌ها

!حروم‌زاده‌های عوضی

...بنظر میرسه

خیلی خوب پول نمیدن

منو کجا میبرن؟

به پایتختشون

یه جایی به اسم کیف

حاکمشون کیه؟

...شاهزاده اولگ

پیامبر

پیامبر؟

چرا پیامبر؟

سوار اسب شو

تو با ما میای

چه مرگشه؟

اون فلجه

...یه فلج

!و یه شاه

به حق چیزهای ندیده

چیه؟

،شاهزاده‌ی من

شخص جالبی رو بازداشت کردیم

...شخصی که ادعا میکنه یه شاهه

در جاده‌ی ابریشم سفر میکرد

یه شاه؟

از کجا؟

از نروژ

یه وایکینگ

نمیتونی راه بری

زخمی شدی؟

نه

من یه فلجم

از زمان تولد

تو زبون من رو بلدی

زمانی زبان مردم منم بود

ما وایکینگ‌های روس هستیم

‫بهت چی می‌گفتن؟

‫اسم من آیواره

‫بهم میگن...

‫آیوار بی‌استخون

‫ازت شنیدم

‫آیوار

‫بی‌استخون

‫شهرتت در جاده‌ی ابریشم هم پیچیده

‫مثل عسل، موم، خز و برده

‫ولی الان چرا تو همین جاده سفر میکنی؟

‫بدون اینکه خودت رو معرفی کنی؟

‫مثل یه دزد، همم؟

‫برادرانم قلمروم رو ازم گرفتن

‫من هیچی نیستم

‫و هیچی برای پیشکش به شما ندارم شاهزاده اولگ

‫قصدی نداشتم تا با حضورم ‫باعث دردسر شما بشم

‫و داشتی کجا می‌رفتی؟

‫هیچ جا

‫برنامه‌ای ندارم

‫فقط دارم از مجازات توسط برادرانم فرار میکنم

‫خب...

‫الان اینجایی

‫از کجا معلوم حضورت در اینجا باعث دردسرم بشه

‫بذار ببینیم چی میشه

‫اینجا روش جدیدی از زندگی رو شروع کردیم

‫و این همیشه وظیفه‌ی من بعنوان پادشاه بود

‫تا موفق‌ترین پایگاه تجاری در اسکاندیناوی رو بسازم

‫ولی حمایت مستدام شما رو میخوام

‫خانواده‌م رو لازم دارم

‫مادر؟

‫امیدوارم در این امر خطیر موفق باشی پسرم

‫و مطمئنم موفق خواهی شد

‫ولی در آینده، مجبوری بدون من پیش بری

‫نمی‌فهمم

‫چرا اینجا نمی‌مونی؟

‫اندازه‌ی کافی جنگ دیدم

‫اندازه‌ی کافی مرگ دیدم

‫خیلی چیزها از دست دادم

‫دیگه نمیخوام... آدم عمومی‌ای باشم

‫نمیخوام مسئول باشم

‫میخوام تا زندگی کاملاً متفاوتی داشته باشم

‫چطور میتونی همچین کاری بکنی؟

‫میخوام تا یک مزرعه بسازم

‫درست مثل همونی که من و رگنار ‫اول ازدواجمون ساخته بودیم،

‫اونی که توش هممون خوشحال بودیم

‫برنامه دارم تا توی ییلاقات بسازمش

‫بدون داشتن مشکلات اداره‌ی یه شهر بزرگ و موفق

‫بذارین درست بیانش کنم

More Farsi Persian subtitles for Vikings

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left