Frequency

Frequency

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 1

Sürüm bilgisi

Frequency S01E10 480p HDTV x264-RMT IranFilm
Frequency S01E10 480p HDTV x264-RMT
Frequency S01E10 720p HDTV x264-RMT
Frequency S01E10 HDTV x264-FLEET C The Edison Effect
Frequency S01E10 720p HDTV x264-FLEET C The Edison Effect
Şunun yorumuyla abed.alinejad
Abed | IranFilm.Net

Etiketler

HDTV
hdtv
x264
720p
720
HD
480p
480
Yayınlandı: 2017-01-06
İndirmeler: 47
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

‫اسم من کارآگاه ریمی سالیوانه

‫ پدرم سال 1996 به قتل رسید

‫دیشب...

‫- WQ2YV... ‫- الو؟

‫- هی ‫- باهاش حرف زدم

‫- پدرت؟ ‫- بابا؟

‫پس داری میگی 20 سال دیگه

‫با دخترم تو یه کار هستیم؟

‫نه ‫تو فردا میمیری

Untranslated Line -

‫ بابا نجات پیدا کرد،

‫ ولی نجات جونش همه چیز رو عوض کرد

‫ما هویت بقایای باتلاق رو به دست آوردیم

‫متاسفم، ریمی ‫مادرته

‫ تحت تعقیب ترین قاتل سریالی نیویورک مادرمو دزدید

‫ حالا، هر کاری میکنیم،

‫ هر قدر تلاش میکنیم کارهارو درست کنیم، ‫ تاریخ تغییر میکنه

‫- اسمت دانیل لورنسه ‫- اسم منو از کجا میدونی؟

‫- من دوستت دخترتم ‫- من تا حالا تو کوئینز نبودم

‫تو رو هم نمیشناسم ‫شرمنده

‫ تمام چیزی که میخوام ‫ برگشت چیزایی که از دست دادم

‫ آنچه در فرکانس گذشت...

‫مگان فکر میکنه که جو برادرشم کشته

‫- خودشو مقصر میدونه ‫- حالا پس حرفشو باور کردی؟

‫چون مگان سعی داشت همون حرفو بهم بزنه،

‫اون خادم خانواده اش رو به قتل رسونده

‫- اون نایت اینگله ‫- تو باید این دخترِ مگان رو پیدا کنی

‫کل امروز نمیتونستم تمرکز کنم

‫تمام شب رو باهام بازی میکرد و همش تو سرم بود

‫- پورن می دیدم، واقعاً ‫واقعاً؟

‫استن مجبور از دستم خلاص بشه، درسته؟

‫اون منو فروخت تا تو لنگرگاه منو بکشن

‫پس داری میگی که استن مورنو تورو فروخته

‫با تمام وجودم بهت اعتماد داشتم

‫شریکمی ‫چطور تونستی جاسوسیم رو بکنی؟

‫- فکر میکنی اون مگان رو گرفته؟ ‫- تو صداش اینو شنیدم

‫- داشت از دست کسی فرار میکرد ‫- تنها نرو اونجا

‫مگان التماس کرد کمکش کنم ‫اونهم اگه بتونه

‫بهم زنگ میزنه، ‫ولی یه چیزی جلوش رو گرفته

Untranslated Line -

Untranslated Line -

‫خادم جو نایت اینگله

‫حالا باید بکشمش

‫10 ژوئن 1993

‫ دفتر شهردار پیشنهاد 100 هزار دلار جایزه برای

‫ هر اطلاعاتی که باعث بشه که

‫ خادم جوزف هارلی به دام بیافته رو داده

‫ مردی که لقب قاتل نایت اینگل بهش داده شده

‫ تصور میشود که او مسئول قتل

‫ بیش از 20 زن در اقدامی وحشتناک است،

‫ که قدمت آن به دو دهه میرسد

‫ همچنین پلیس در تلاش است تا موقعیت

‫ دخترخوانده ی هارلی، مگان وومک رو پیدا کنند،

‫ کسی که از 4 شنبه گم شده

‫ هر کسی با...

‫این چیزیه که اتفاق میافته وقتی شروع کنی ‫داستانهات رو بگی

Untranslated Line -

‫..:: فرکانس ::.. ‫. قسمت دهم فصل اول .

‫ . مترجم عابد . ‫ Abed.Alinejad

‫ممنونم برای، آم...

‫ممنونم که دیشب به خاطر من اینجا بودی

‫البته

‫به خاطر خودته

‫بزار از اینجا بریم

‫بریم یه جای دیگه از اول شروع کنیم

‫- بِیساید رو ترک میکنی؟ ‫- بیساید رو ترک میکنم

‫هر جایی میتونی پرستار باشی، درسته؟

‫میتونم جای دیگه پلیس باشم

‫شاید، نمیدونم...

‫شاید یه مغازه ی لوازم یدکی باز کردم

‫اوه، فرانکی، به اون آسونیا نیست

‫منظورم اینه که، اونجا...

‫میدونی، کارهایی هست که ما

‫- یه جورایی باید درموردش حرف بزنیم ‫- نه، میدونم کارایی هست

‫- ما باید در موردش حرف بزنیم

‫- سلام! هی! چطوری، بچه جون؟ ‫- بابایی؟

‫- سلام ‫- دوباره با ما زندگی میکنی؟

‫من...

‫ما... آم...

‫نه، من و مامانت، ما یه آه...

‫ما کنار هم بودیم

‫آره، الان یه حکم احضاریه برای اداره ی پلیس فکس کردم

‫برای هر ثبتی که مناسب

‫مریضتون مگان وومک باشه

‫که شامل جلسه ی درمانی ضبط شده، ‫ارزیابی روانی و غیره میشه

‫عالی، تا یه ساعت دیگه اونجام که بگیرمشون

‫ممنون

‫یه ساعت؟

‫امیدوار بودم همینجا بمونیم

‫هر چند ممکنه وسوسه برانگیز باشه، ‫فکر کنم هردومون میدونیم

‫که اتفاق نمی افته

‫آره

‫نه، تو یه قاتل سریالی داری که باید بگیری

‫من هم یه دل شکسته دارم

‫خواهش میکنم در موردش شوخی نکن

‫تو اون حلقه رو انداختی تو انگشتش

‫سعی نمیکردم شوخی کنم

‫نصف شب رو سعی میکردم بفهمم چطوری ‫این کارو بکنم گذروندم

‫خوب؟

Untranslated Line -

‫فکر کنم فرداشب باید شام بخوریم

‫فقط بهش حقیقت رو بگو

‫اونو بهش بدهکاری

Untranslated Line -

‫چرا منو مثل اون زنهای دیگه نمیکشی؟

‫من اون زنهارو نکشتم

‫دروغگو

‫من ازت خواستم اونو نگی

‫من میدونم تو چی هستی

‫تو مادرمو کشتی

‫و برادرمو

‫و همه ی اون زنهارو

‫تو یه هیولایی

‫مگان، تمام کاری که تا حالا برات کردم فقط به خاطر کمک بود

‫حالا فقط منو توئیم

‫ولی اگه مجبور بشم نجاتت بدم...

‫اگه بهم فشار بیاد نجاتت بدم...

‫مطمئن میشم یه مرگ خوب داشته باشی

‫لی بهم گفت داری میری

‫هی، فرانک، ببین، پسر...

‫این کار با استن...

‫راه پیچیده تر از اونیه که تو فکر میکنی

‫برای من خیلی ساده به نظر میاد

‫فرصتشو داشتم که گیرش بندازم،

‫تا دفنش کنم، تو هم خبرش کردی

‫بهم نگو اون یه جورایی اشتباهه... ‫احتیاج به قضاوت نداره

‫اون احتیاج من به وفاداری بود، استچ

‫- به دوستت ‫- خوب میرسلا چی بود؟

‫نیا برای من از وفاداری حرف بزن

‫بی خیال، پسر ‫نمیخوام بشنوم

‫خیلی خب؟ ‫بهم اون روتو نشون دادی

‫منهم حالیم شد، آره، پسر ‫بلند و رسا

‫ما دیگه حرفی برای زدن نداریم

‫ WQ2YV، جواب بده

‫بابا، اونجایی؟

‫آره، آره ‫اینجام

‫- به نظر حالت بده ‫- ممنون

‫گوش کن، من یه مقدار در مورد خادم

‫تحقیق کردم، خب؟

‫اون یه عاداتی داره

‫با عقل جور درمیاد

‫تو کارخونه ی کنسرو سازی اِد پایین شهر کار میکنه

‫هر روز ساعت 5 صبح از خونه میاد بیرون

‫تا ساعت 2 تو کارخونه است، ‫بعدش میره کلیسای سنت ابیگل

‫تو قسمت غربی شهر، ‫جایی که کار میکنه

‫کارای وابسته به روحانیت و حسابداری کشیش ‫ناحیه است

‫بعدش حدود ساعت 5 میزنه بیرون، ‫بین ساعت 6 تا 6.5 هم میرسه خونه

‫شام میخوره، تلویزیون نگاه میکنه

‫بعد درهارو قفل میکنه و ساعت 10 میخوابه

‫خب نقشه چیه؟

‫فردا شب می میره

‫میخوام حدودای ساعت 5.5 برم اونجا، ‫وقتی هنوز هوا تاریکه،

‫ماشین رو چنتا خونه اونورتر پارک میکنم

‫دوربینای ترافیکی چی؟

‫اگه از بزرگراه خارج بشم مشکلی نداریم

‫آژیر خطرو بررسی کردی؟

‫آره، نداره

‫هیچ قفل و چیز دیگه ای هم اونجا نیست،

‫خب، میرم اونجا، یه چمدون پر میکنم، ‫انگار

‫خیلی سریع از شهر فرار کرده

‫درواقع چطور میخوای انجام بدی؟

‫در موردش نگران نباش

‫خودم راهشو پیدا میکنم

‫نمیتونی رو هوا پیداش کنی، بابا

‫تو باید برای همه چی برنامه داشته باشی

‫- مجبوری عالی باشی ‫- آره، دوسال گذشته،

‫هر روز عالی بودم، ‫زندگیم بهش بستگی داره

‫مثال وحشتناکی بود ‫تو تیر خوردی

‫آره، چون استن منو فروخته بود، ریمی، ‫نه به خاطر اینکه من اشتباه کردم

‫با این کار مشکلی نداری؟

‫فردا شب...

‫یه نفر دیگه رو میکشونم تو جنگل

‫و به پشت سرش شلیک میکنم

‫و تو یه گودال خاکش میکنم

‫نمیتونم هم جلوی فکرامو بگیرم که میخواد چه شکلی پیش بره

‫بابا، بس کن ‫باید از سرت خارجش کنی

‫من با چشمای خودم دیدمش ‫توی خونه اش زنشو

‫تسبیح دور مچ دست و پاش بود

‫تنها راهی که تاریخ عوض بشه و مامان زنده بمونه

‫اینه که تنه رو ببری

‫اون مامان رو میدزده،

‫تو هم مجبوری جلوش رو بگیری

‫هی، امیدوارم این خوب باشه

‫بهت بد نگذره ‫انگار خونه ی من شده خونه ی مجردیت

‫خب، لورل پنج شنبه از مدرسه اومد خونه

‫وقتی داشت سوپرانو میداد با یه چوب بیسبال ‫میزنه وسط صفحه ی تلویزیون

‫داشته یه مگس رو میکشته

‫باید یکی رو بیارم تعمیرش کنه

‫کی اونا از خونه ی مادربزرگشون میان؟

‫سه شنبه ‫ازم هست،

‫من یک مهمون دیگه هم تو راه دارم

‫نه استوئی ‫نمیتونم اون یارو رو بزارم وسایلم رو داغون کنه

‫پدرمه ‫تازه تو فردوگاه جان اف کندی فرود اومده

‫آم...

‫چرا اون اومده به این شهر؟

‫معلومه نیومده نوه اش که دختره رو ببینه

‫برای کار؟ ‫کی از کجا میدونه

‫یه لطف برام بکن ‫اینبار دیگه آرامش رو حفظ کن

‫آره، بهم اعتماد کن ‫به اندازه ی کافی مشروب تو اون چیز هست

‫تا هردمون نیمه وقت رو بیهوش باشیم

More Farsi Persian subtitles for Frequency

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left