İlk 200 satır.
به محض اينکه باهام تماس گرفتين اومدم
چه خبر شده؟
ببخشيد دير وقت مزاحمت شدم
مجرم مون رو پيدا کرديم
ستوان، ايشون اون دکتري هستن که گفتم
بله، روانشناس حقوقي؟
درسته
خوشبختم
کرين" کجاست؟"
داره از متهم بازجويي ميکنه
يعني چي که داره بازجويي ميکنه؟
ما ميدونيم که تو بيشتر- از اون چيزي که اعتراف کردي ميدوني
بهمون بگو- آسيبي بهت نميرسونيم
خب، واضحه که مظنون داره اين ديوونه بازيارو الکي در مياره
دختر زرنگيه
دقيقاً ميدونه که داره چيکار ميکنه
دختره؟
چرا آخه؟-
چرا داري رو گولمون ميزني؟-
چي ديدي؟
! "ابي"
چه خبره اينجا؟
.ما بالاخره "ابيگل ميلز" رو دستگير کرديم البته با تشکر از دکتر
دستگيرش کردين؟ متوجه نميشم اون که کار اشتباهي نکرده
کرده؟
فکر کنم جوابش رو ميدوني
"دروغ بسته،"ابي
حقيقت آزادت ميکنه
!کاپيتان
در قفلـه
!قربان
!منو بيارين بيرون
!يکي منو بياره بيرون از اينجا
!بيارينم بيرون! بيارينم بيرون
!بيارينم بيرون
!منو بيارين بيرون ازينجا
ميلز" هستم"
خودتونو برسونيد
،درخواست کمک شما رو خواستن در تقاطع سوم و اصلي
تو راهم
چهجور خوابي؟
از اون عجيباش
تو توش بودي
اوه..تورو خدا بگو تو خوابت چي کار ميکردم؟
ميترسوندي منو، بيشتر از هميشه
"ميلز"
چي شده کاپيتان؟
دکتر "مارا وگا" ميشناسي؟
نه. بايد بشناسم؟
ترجمه نشده -
اما اون نميخواد که با کسي ..حرف بزنه جز، ظاهراً تو
چرا با ستوان؟
..همينو مي خوام ازش تا بفهمه
دکتر "وگا"؟
ستوان "ابي ميلز" هستم
مي خواستين با من حرف بزنين؟
تقصير من بود
اون هرچي ديد راست بود
من باورش داشتم و دروغگفتم
بايد راستشو ميگفتم
در چه مورد؟ راجع به چي حرف ميزني دکتر؟
"خواهرت، "جني
"تقصير من بود "ابي
!حقمه
. من خيلي وقته که رو تحمل ميکنم
.هممون داريم
!وايستا ... نـه
حالت خوبه؟
آره خوبم
چي شده؟
نميدونم. عجيب بود
واقعاً غيرعادى بود
دکتر "وگا".. انگار اون تو خواب ..راه ميرفت
حواسش نبود
..و چشماش (کاملاً سياهي رفت (سفيد شد
سياهي رفت؟
شايد يه نوع داروي روانگردان مصرف ميکرد
شبيه روانگردان يا چيز ديگهاي که قبلاً ديدم نبود
(رنگش کاملاً رفتهبود (سفيد شدهبود
پزشک، ميخوام جسدو قبل اينکه ببرين ببينم
من ميخوام يه نگاهي به چشماش بندازم
باشه حتماً
.به عنوان آب مرواريد شديد شناخته ميشه
نه اثري از زخم. نه خونمردگي
تاوقتي نگم هيچکس نزديک اين جسد نشه
فهميديد؟
ترجمه از : حسين اميري
چه خبره اينجا؟
..يه غريبه ستوان "ميلز" رو فراميخونه
..قبل از مردنش تو خواب
اين بعد از اينکه چشماش ..يجورايي
به دونههاي شن سفيد خالص تبديل بشن
ديگه چه خبر ستوان؟- "اون به خواهرم اشاره کرد، "جني-
اون حتماً اونو ميشناخته.. شايدم اينطوري ميدونست من کي بودم
يه لحظه وايسا
هيچوقت خواهرت تو تيمارستان "تريتون" بود؟
آره، اولين سالش اونجا بود
چند سال ميرفت اونجاو ميومد - دکتر "وگا" يکي از دکترهاي اونجا بود -
همهي پروندهش ميدم بهت ببينم چي گير مياري
ضمناً، بياين مخفي نگهش داريم
آخرين چيزي که نياز داريم يه قسمت The Twilight Zone ديگه از
بله قربان
از گفتن اطلاعات اضافياي که از کاپيتان مخفي کردي مراعات ميکني؟
..اون کابوسي که ديدم رو ميدوني
.. تو توش بودي
..و همچنين هيولاي بدونچهره توش بود، اما
وگا" هم اونجا بود"
.. قبول کردنش غير ممکنه چون من اصلاٌ تا حالا اونو نديدهم
فکر ميکنم تعريفمون از "ممکن" واقعاً عوض شده
يه خواب وحياني داشتي
که از يه اتفاق قريبالوقوع بهت هشدار ميداد
.. کا بنا به استدلال ها
.. "طبق انجيل "واشينگتون
کتاب الهي از دو شاهد خبر ميده. ميدونم
..من يه پليسم توي يه شهر کوچيک
پس فعلاً به من به عنوان "شاهد" توهين نکن
به چيزي که تازه ديدي فکر کن اين يه خودکشي ساده نيست
اين به هفت سال عذاب مربوطه
... موجود توي کابوست
..واضح ديدمش
گويا اين دليل واقعي مرگ دکترـه
"يه سرباز از لشکر شيطاني به سمت ما فرستاده شد"
!در مقابل تو، خانوم شاهد
..شايد! ولي مگر اين که تو
يه دايرهالمعارف از هيولاهاي بدونچهره توي کابوسها داشته باشي
.. چرا کارمون رو با يه کم
کارهاي کاراگاهي معمولي شروع نکنيم؟
"يه بار ديگه از اول، "جني
من يه شيطانيرو ديدم
"يه صدا که ميگفت : "بيا و ببين
..بعدش من ديگه تو جنگل نبودم
فکر ميکني کجا بودي؟
..به اين گوش کن .. "يادداشتهاي شخصي "وگا
جني" هيچ نشونهاي از توهم رو ابراز نميکنه"
چه کار کردي؟
.. ببخشيد، ادامهش
... هر چي بهتر ميشناسمش
بيشتر باور ميکنم که داره راستشو رو ميگه
حداقل 3 مورد مشابه ديگه اينجاست
وگا" ميدونست که "جني" ديوونه نيست"
در عين حال گذاشت بستري بمونه
احتمالاً به خاطر ترس از انتقاد
باور کن، ترس محرک خيلي قويايـه
ترس باعث رکود ميشه و رکود باعث درد و رنجـه
..در نتيجه،ترس باعث درد و رنجـه
من يه قياس ميکنم .ولي تو منظورمو ميفهمي
وگا" احساس مسئوليت ميکنه" "براي بستري نگه داشتن "جني
احساس گناه از درون اونو ميخوره تا وقتي که ديگه نميتونه تحملش کنه
منو براي يجور آمرزش ميطلبه
بعد ميپره در نتيجه پرونده بستهست
چشماي سفيد دکتر رو يادت رفت
يا شني که ازشون پاشيد بيرون
"خواب وحيانيت در بارهي دکتر "وگا
"همينطور حرفاي آخر "وگا
، قبل از اينکه بپره ،گفت که دردسر بزرگي داشته
.ما" هم داريم"
بعد تو ميپرسي اين
چه ربطي به تو به عنوان شاهد داره؟
باشه، بيا اينطوري بگيم که اين يه موجود شيطانيـه
توسط اون شيطان توي جنگل دنبالمون فرستاده شد
چي ميخواد؟
چرا به دکتر "وگا" آسيب زد
و اينکه من بايد با اينا چي کار کنم؟
حدس درست من اينه که دشمن چيزيرو ميخواد که همه دشمنها ميخوان
تا به حريفشون لطمه بزنه
مشخصه که تو يه تهديدي واسش
همونطور که خواهرت هست
بايد فوراً باهاش صحبت کنيم- نه، امکان نداره-
،درک ميکنم چندوقته که با خواهرت صحبت نکردي ..اما
ترجمه نشده -
.. چيزي که زمان عوضش نميکنه، مرگ ميکنه نيست؟
حالا، من ترجيح ميدم آخريرو به تأخير بندازم
باشه
ميخواي ببينيش؟ بيا بريم
خودت ببين
..بيخوده
..تمام مشکلات شخصيمون به کنار
اون بهم کمک نميکنه چون من يه پليسم و اون يه مجرم
الان شد مجرم؟- ميدوني چرا اون اينجا زندانيـه؟-
..بازور رفت تو يه مغازه لوازم ورزشي
،يه دسته چرخ دنده حدود دزيده .بيش از 4000دلار ، و وسايل گرونبهاي ديگه
...الان دستگاه قضايي شما
دزدارو توي بيمارستان زنداني ميکنه؟
.اون به پليسا گفت که بهش نياز داشت
..چون براي روزاي آخر آماده ميشد
،خب پس کاملاً عاقل و سالمه
"ستوان "ابي ميلز "براي ملاقات "جنيفر ميلز
من خواهرشم - نميدونستم "جني" خواهر داره -
..داره
يه لحظه
.واحد 49 لطفا
"از عدد 49 نترس "ابي
آخرين باري که خواهرت رو ديدي کي بود؟
..عذر ميخوام ديدم يا باهاش حرف زدم؟
..آخرين دفعهاي که ديدمش رديف عقب دادگاه
..5 سال پيش بود، وقتي براي بار اول
بخاطر دزدي و ورود غيرقانوني دستگير شد
..سعي کردم کمکش کنم ..پيچيدهست يکم
"متأسفم خانوم "ميلز ولي "جني" نميخواد باهاتون حرف بزنه
ممنون
No comments yet. Be the first to leave one.