Arrow

Arrow

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 6

Sürüm bilgisi

Arrow S06E13 XviD-AFG
Arrow S06E13 HDTV-LOL
Arrow S06E13 480p x264-mSD
Arrow S06E13 HDTV x264-SVA
Arrow S06E13 720p HDTV x264-AVS
Arrow S06E13 720p HEVC x265-MeGusta
Arrow S06E13 720p HDTV X264-DIMENSION
Arrow S06E13 1080p HDTV X264-DIMENSION
Arrow S06E13 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
Arrow S06E13 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
Şunun yorumuyla Dunham
► Dunham

Etiketler

HDTV
hdtv
x264
HD
720p
720
x265
HEVC
2CH
1080
Yayınlandı: 2018-02-09
İndirmeler: 48
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

‫آنچه گذشت...

‫پشیمون میشی اگر فراموش کنی

‫یک بمب گرمافشاری

‫هنوز در اختیار منه.

‫چی می‌خوای؟

‫انتقام پسرمو.

‫چی پیدا کردی؟

‫ویدیوی قتل پسرش.

‫این ساختگیه. ‫این اتفاق نیفتاد.

‫هر کسی که طرح این کارو ریخته

‫می‌دونسته کیدن ‫دقیقاً چجوری واکنش نشون میده.

‫که یعنی اون فرد باید به کیدن نزدیک باشه.

‫بهم اعتماد داری؟

‫نیاز دارم اینجا باشی

‫تا یه ماموریت نسبتاً مهم رو انجام بدی.

‫- چه ماموریتی؟ ‫- دستگیر کردن یه خائن.

‫نه.

‫عزیزم، ‫لطفاً بیدار شو.

‫اون دیگه از دست رفته، دی.

‫امنه.

‫بسیار خب، ادامه بده.

‫گمونم کیدن جیمز ‫و دوستاش می‌دونستن

‫ما داریم میایم.

‫بله.

‫وقتی متوجه خیانت آقای سوبل شدم،

‫باید تصور می‌کردم ‫این مکان لو رفته.

‫حالا که صحبتش شد،

‫من از متحد شدنت با اون ‫خوشحال نشدم.

‫باعث شد فکر کنم ‫ما دیگه متوجه حرف همدیگه نیستیم.

‫باید یه چیزیو بدونی.

‫مطمئنم باید چیزای زیادی رو بدونم،

‫ولی بسیار شک دارم ‫تو شخصی باشی

‫که بخواد اونا رو بهم آموزش بده.

‫ما تقریباً مدرکش رو به دست آوردیم ‫که من پسرتو نکشتم.

‫از سر ناچاری ‫داری حقه می‌زنی.

‫کیدن، زمان بیشتری بهم بده.

‫متاسفانه ‫زمان متاعیه

‫که تو و شهرت ‫دارین از دست میدین.

‫خیانت آقای سوبل ‫من رو قانع کرد

‫که به تاخیر انداختن شرایط ‫فایده‌ی زیادی نداره.

‫بر همین اساس، ‫من راس نیمه شب

‫بمب گرمافشاری رو ‫بر فراز استارسیتی منفجر می‌کنم.

‫عدالت برای پسر من برقرار میشه

‫وقتی شهر مورد علاقه‌ت ‫بدل به خاکستر شه.

‫-: مـحــمـد و سـمــیـرا :- ‫-:: Dunham & Sorrow ::-

‫کیدن تا چهارساعت دیگه ‫بمب رو منفجر می‌کنه.

‫بررسی ویدئو به کجا رسید؟

‫داریم الگوریتم آنالیز عکسی‌مون رو اجرا می‌کنیم

‫تا تصویر اصلی رو برملا کنیم.

‫چقدر طول می‌کشه؟

‫هرچقدر که طول بکشه. ‫الگوریتمی که فلیسیتی و کرتیس نوشتن

‫روی عکس فوق‌العاده‌ست،

‫ولی داریم درباره‌ی ‫ویدیوی 24 فریم بر ثانیه صحبت می‌کنیم، پس...

‫صحیح. کیدن همین الان بهمون گفت ‫وقتمون داره تموم میشه.

‫باید به یه چیزی فکر کنی.

‫داری تمام پولت رو شرط می‌بندی روی

‫اینکه اون از خیر شهر می‌گذره ‫اگه فکر کنه

‫تو مسئول مرگ پسرش نیستی.

‫به خاطر اینه که ‫تنها چاره‌مون همینه، الینا.

‫فقط دارم میگم ممکنه در حال تلاش برای ‫متقاعد کردن مردی باشی

‫که کارش از عقل و منطق گذشته.

‫همونطور که خودتون به خوبی می‌دونین،

‫آرک‌لایت الان در فاز نهاییه.

‫و حالا وقتشه ما ‫اینجا رو ترک کنیم.

‫از اینکه داری اینو میگی متشکرم،

‫ولی چجوری می‌خوایم ‫از شهر خارج شیم؟

‫گوشی‌هاتون دم دستتون باشه.

‫پیش از انفجار بمب

‫با هلی‌کوپتر از شهر خارج میشین.

‫بعد از انفجار، سهم هر کدومتون ‫از مبلغ باج

‫واریز میشه به حساب‌های خارج از کشور

‫که برای هر کدومتون ‫ایجاد شده.

‫منصفانه به نظر میاد...

‫سودمند هم هست.

‫قطعاً همینطوره.

‫ازتون متشکرم که کمک کردین ‫این پروژه به پایان برسه.

‫فکر نمی‌کنم نیازی باشه ‫تاکید کنم

‫چقدر این پروژه ‫شخصاً برای من مهم بوده.

‫ازتون بابت تمام کارایی که کردین ‫سپاسگزارم

‫تا عدالت برای پسر من اجرا شه.

‫آقای جیمز.

‫درست همونطور که اسکندر ‫پرسپولیس رو نابود کرد،

‫من هم هم‌اکنون

‫شرکت داروسازی ‫اَوِروود رو نابود می‌کنم.

‫پنجاه میلیون دلار سود غیرقانونی ‫از معاملات غیرقانونی دارو به دست آوردن

‫و من الان همه‌شو...

‫ناپدید کردم.

‫تو باید تازه‌وارد جدیدمون باشی.

‫کوجو اسلِجهَمر بودی، ‫اگه درست خاطرم باشه.

‫آره، من خیلی خوشحالم ‫که اینجا هستم، آقای جیمز.

‫شما یه افسانه‌ی مطلق هستید.

‫از ملاقات با شما ‫بسیار خوشحال شدم.

‫مطمئنم همه‌مون در کنار هم ‫کارای عالی‌ای می‌کنیم.

‫اوئن.

‫فردا می‌بینمتون.

‫سلام، بابا.

‫عجب بازی خوبی بود.

‫لطفاً دروغ نگو، باشه؟

‫دیدم توی جایگاه تماشاچیا نبودی.

‫مامان بهم گفت نیومدی.

‫الان مامانت کجائه؟

‫با جیم رفتن شام بخورن

‫در یه رستوران باکلاس فرانسوی.

‫جیم گفت ترفیع مقام گرفته ‫و می‌خواد مهمونش کنه.

‫چه با ملاحظه.

‫خیلی متاسفم به بازی نرسیدم، اوئن.

‫سر کار مشغول شدم.

‫باید به گروه هکری عجیبت

‫بگیم کار کردن؟

‫کاری که ما می‌کنیم ‫مهمه.

‫برای آدمای سرتاسر دنیا ‫مفیده.

‫آره، ولی به من چیزی درباره‌ی کارِت نمیگی.

‫همونطور که قبلاً گفتم، ‫برای محافظت از خودت چیزی نمیگم.

‫ببین، می‌دونم صحبت کردن با من

‫خیلی کار آسونی نیست...

‫ولی واقعاً دلم می‌خواد

‫بخش بزرگتری از زندگیت باشم.

‫واقعاً میگم.

‫نمیشه هم خر رو بخوای ‫هم خرما رو، بابا.

‫نمی‌تونی بگی می‌خوای ‫بخشی از زندگی من باشی

‫و من رو از زندگی خودت بیرون نگه داری.

‫مسابقات نهایی کِیه؟

‫فردا شب.

‫من میام.

‫من نمی‌تونم تمامِ ‫جزئیات کارم رو باهات در میون بذارم،

‫ولی باهات عهد می‌بندم ‫در زندگی تو بهتر کنارت باشم،

‫و از فردا این کارو شروع می‌کنم.

‫بله! بله، دقیقاً. خواهش می‌کنم.

‫ما می‌خوایم بی‌سیم‌های اداره‌ی پلیس ‫همین الان وصل بشن

‫به خط تلفن اضطراری، باشه؟ ‫همین الان!

‫کدوم گوری هستی؟

‫پیغامم به دستت رسید؟

‫ما همه رو بسیج کردیم

‫و همه یه ذره ‫وحشت‌زده‌ن.

‫یه لیست از کارکنان اساسی، ‫روحانیون،

‫دکترا، و تمام کسایی که می‌تونی ‫بسیج کنی رو آماده کن.

‫صبر کن، ما چجوری می‌خوایم توضیح بدیم

‫تو چگونه به پناهگاه ارو دسترسی داری؟

‫ما الان مشکلات بزرگتری داریم، ‫اسپیدی.

‫به علاوه، اینجا تنها جایی ‫در شهره که

‫به فکرم می‌رسه ‫می‌تونه در برابر اون انفجار مقاومت کنه.

‫حواست هست به--

‫ویلیام. ‫البته. حواسم بهش هست.

‫دستت درد نکنه.

‫مجبوری هِی این کارو بکنی؟

‫آروم نگه‌م می‌داره.

‫نگران نباش.

‫کیدن جیمز نمیذاره ‫دوستاش به همراه شهر بمیرن.

‫حق با توئه،

‫ولی من واینمیستم تا مطمئن شم.

‫کجا داری میری؟

‫یه جایی که توش منفجر نشم.

‫شما دوتا هنوز متوجه نشدین؟

‫هلی‌کوپتری که کیدن قولشو داد،

‫بیش از حد دیر کرده.

‫دوست ندارم اینو بگم، ‫ولی فکر می‌کنم حق با اونه.

‫متوجه شدم داینا امروز سر کار نیومد.

‫با توجه به اتفاقی که برای ‫سوبل افتاد،

‫واقعاً توقع داشتی بیاد؟

‫با توجه به چیزایی که الیور بهم گفت...

‫فکر نمی‌کنم ‫نشسته باشه گوشه‌ی خونه و زانوی غم بغل گرفته باشه.

‫فکر می‌کنی الیور میزاره

‫داینا بره اونو بکشه؟

‫نه، فقط فکر نمی‌کنم که

‫الان الیور به این موضوع فکر کنه.

‫صحیح، خب، ‫اگه کار به اینجا بکشه که

‫لورل مقابل داینا قرار بگیره، ‫اونوقت من

‫نگران لورل نخواهم بود.

‫بهم بگو بلک‌سایرن رو کجا می‌تونم پیدا کنم،

‫وگرنه استخون بعدی‌ای که می‌شکنم ‫گردنته.

‫خانوم، اگه این آدما به من می‌گفتن

‫کجا دارن میرن، ‫من باهاشون رفته بودم.

‫گمونم اینم یه راهه

‫برای اطلاعات نگرفتن.

‫شما دوتا اینجا چیکار می‌کنین؟

‫دنیال تو بودیم. ‫اداره‌ی پلیس میگه امروز سر کار نرفتی.

‫نگران بودیم ‫یه وقت بری یه کار احمقانه بکنی.

‫گمونم اشتباه می‌کردیم.

‫من دارم دنبالش می‌گردم

‫تا عدالت رو برای وینس ‫برقرار کنم.

‫چرا یه جوری میگی "عدالت،" ‫که انگار داری از قتل با خونسردی کامل حرف می‌زنی؟

‫من می‌دونم ناراحتی، دی، ‫ولی فلیسیتی زنگ زد.

‫تا نیمه‌شب وقت داریم تا جیمز

‫بمبش رو به کار بگیره.

‫با اینکه خیلی باهات همدردی می‌کنیم،

‫به نظر میاد ‫این کار در اولویت باشه.

‫حق با اونه. الان وقت قاطی کردن نیست.

‫من نمی‌تونم بیخیال شم.

‫شرمنده.

‫دی.

‫من هردوتونو دوست دارم، ‫ولی سر راه من قرار نگیرین.

‫باید گزینه‌ی خارج شدن با هلی‌کوپتر آرگوس رو ‫در نظر بگیریم.

‫الیور، ما یه بار در این باره صحبت کردیم.

‫جیمز توقعش رو داره.

‫باید یه چیزی رو در نظر بگیریم.

‫- موفق شدم! ‫- چی شد؟

‫من این رو دیده‌م. ‫ساختگیه.

‫گفتی چیزی به دست آوردی؟

‫آره، تمام این کارا ‫یه نیرنگ بزرگ بود.

‫اوئن هرگز یه خسارت جانبی نبود،

More Farsi Persian subtitles for Arrow

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left