True Blood

True Blood

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 1

Sürüm bilgisi

True Blood S01E04 HDTV XviD-NoTV
Şunun yorumuyla rezamatrix
Translated By: Soheil

Etiketler

HDTV
hdtv
XviD
HD
Yayınlandı: 2009-07-16
İndirmeler: 43
İşitme Engelliler: Yes

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

! کمک

! يکي لطفا کمک کنه

. عزيزم

با خودت چيکار کردي ؟

. ( خداي من ( جيسون

. خداي من

. چيزي نيست

. البته که چيزي هست . نيگاش کن . قطعا حالش خوب نيست

زدن به من که هيچ مشکلي رو . حل نميکنه

. صداي فرياد شنيدم

. يا خدا

چيکارش کردي ؟

من ؟ - . . من پيداش کنم خانم ( لفب ) ، اون -

. اون تازه الان رسيده اينجا - . ديشب ( جيسون استک هاوس ) رو اينجا ديدم -

. شنيدم داشتين باهمديگه دعوا ميکردين . . بعدش ، اون به تو شليک کرد

. و تو هم از خونه اش فرار کردي بيرون . . . و حالا هم که اون ديگه مُرده

جيسون ) ؟ )

. درسته ، دعوا کرديم

. ولي اومده بودم که ازش معذرت خواهي کنم

اون بهت شليک کرده و حالا تو اومدي ازش معذرت خواهي کني ؟

. سوکي ) ، من اون رو نکُشتم )

. بايد حرفمو باور کني - ! الان به پليس خبر ميدم -

! خوب پس برو خبرشون کن ديگه

. اين ماجرا هيچ ربطي به من نداره

All The Rights Of Translation Reserved To WwW . Free - Offline . Com

Translated By -= S . O . H . E . I . L =-

قسمت چهارم " فرار از خانه اژدها "

. نميفهمم

. خيلي خوشگل بود

. شايد . . اجلش رسيده بوده

. همش 23 سالش بود

. هيچکس توي 23 سالگي اجلش نميرسه

چي رو از دست دادم ؟

. داون ) مُرده ، مامان )

. ميدونم . چقدر غمناک

کي اون تو پيش پليسه ؟

. ( سوکي ) و ( جيسون استک هاوس )

خواهره جسد رو پيدا کرده ، منتها به نظر مياد فکر ميکنن . قتل کار برادرش بوده

. کار اون نيست

پس کار کي بوده ؟ - . نميدونم -

به احتمال زياد کار همون کسي بوده . که ( مائودت ) رو هم به قتل رسونده

. يه چيزي رو بهت بگم پسر . . ما توي يه شهر کوچيک زندگي ميکنيم

يه شهر کوچيک که داره دختراي خودش رو . . . يکي بعداز ديگري از دست ميده

کار هرکي که هست . اميدوارم به جزاي کارش برسه

! ( رنه )

. (ببخشين يه کم بي ادبي گفتم خانم ( مکسين - . ( نيازي به معذرت خواهي نيست ( رنه -

. همگي بدجوري آشفته و ناراحتيم

. دلمون ميخواد بفهميم الان توي اون آپارتمان چه خبره

. ميدونم که خيلي برات سخت بوده . و الان ترسيدي

ولي ميخوام سعي کني . وقتي اينجا رسيدي رو يادت بياد

در باز بود يا قفلش شکسته شده بود ؟

. فکر کنم ، باز بود

اينطوري که اين دختره ( اندي ) صدام ميکنه . . بدجوري ناراحت و عصبانيم ميکنه

. همه ( باد ) رو کلانتر صدا ميکنن . . . . چرا نميتونن منو

کارآگاه " صدا کنن ؟ " . . آخه کِي قراره يه ذره احترام بهم بزارن ؟

داري ميبيني ؟ . يه جفت پستنون کامل طبيعي

. شرط بسته بودم که سينه هاشو عمل کرده

. قدرت خدا رو ببين

. اي خدا ؛ اين دختره بيچاره نبايد اينطوري ميمُرد

. لعنت . لعنت

آخه حالا چه غلطي بکنم ؟ . تازه پامو از يه مورد قتل بيرون کشيده بودم

. . محاله ايندفعه ولم کنن

. و منم خوشگل تر از اونيم که بيفتم زندان . .

. ( سوکي )

ببخشين . . سئوالتون چي بود ؟

دقيقا جسد رو به همين حالت پيدا کردي ؟

. . روش يه ملحفه کشيدم ، ولي

. فکر نکنم بهش دست زده باشم . . - . اميدوارم بهش دست نزده باشي -

دفعه بعد که جسد يه دوست رو پيدا کردم . سعي ميکنم اين نکته رو يادم بمونه

همينطور منتظرم اين موج گرما تموم بشه . ولي اينگار خيال تموم شدن نداره

. سرسخت ترين تابستونيه که تاحالا داشتيم

. ميدونم چي ميگي

حس ميکنم که مثل يه گربه ام که . روي يه قوطي حلبي داغ راه ميره

. اين جمله رو توي يه فيلم شنيده بودم

من که مطمئم الان يه آبجو ميخوام ، شماها هم ميخواين ؟

. آره ، من يکي ميخوام - . ميشه يکي هم مال من بياري -

حالا که داري ميري اون جا ميتوني يه بسته يخ هم براي من بياري ؟

. . و يه چندتايي هم از اون ليوانهاي پلاستيکي قشنگ

. که هفته پيش از سوپر مارکت خريديم . .

. و اگرم شد يه چندتايي هم دستمال کوچولوي مخصوص

اي خدا ، زن ، دستمال کوچولو ديگه ميخواي چيکار ؟

. اونا براي روي ميز خوبن . ما که الان بيرون خونه هستيم

شايد بخوان آبجوهاشون رو روي . ماشين يکي بزارن

. . فقط دستمال کوچيک رو يادت نره ، لطفا

. باشه

اگه همه مکالمه هايي که با همديگه داريم . . به ( باشه ) ختم بشه

ديگه دعوا کردن به چه دردي ميخوره ؟ . .

حالا ، اين دعوايي که شنيدين . . بين ( داون ) و ( جيسون ) بوده

چيزيش رو يادتون هست که برامون تعريف کنين ؟ . . - . . فقط قسمت آخرش رو يادم مياد -

. درست قبل از اينکه صداي شليک گلوله بياد - . . بهش گفت

. يه کلمه خيلي بدي رو به کار برد . .

و اون کلمه چي بود ؟

. و حرف ( ب ) شروع ميشد

. ميفهمم

. همين کفايت ميکنه . ( ممنون ، خانم ( لفب

. قابلي نداشت ، ( اندي ) ؛ عزيزم

ميخواي منو توي ماشين تنها بزاري ؛ لااقل کولرش رو روشن کن ؟

. ميدونم صدامو ميشنوي

. لعنت

. لعنت

صداي فريادمو نميشنوي ؟ . اين ماشين از جهنم هم گرم تره

. خفه

. ( متشکرم ( سوکي

. باهاتون تماس ميگيريم - . باد ) قبل از اينکه اينجا ذوب بشم ، راه بيفت بريم ) -

بسه ، مامان ، به ضد آفتاب . هيچ احيتاجي ندارم

. . (اين چه حرفيه ( هويت . اگه يکي هم باشه که احتياج داشته باشه ، خودتي

. پوست تو از ( ديستن ) هم سفيدتره

. مامان ، ميخواد از پيشت برم يه جاي ديگه . قسم ميخورم که ترکت ميکنم

. تو هيچ جا نميري . حالا سرتو بگير پايين که به گردنت هم ضد آفتاب بمالم

. به محض اينکه شنيدم ، خودم رو رسوندم

. متاسفم که تو جسدش رو پيدا کردي

بايد کار يکي ديگه باشه ، درسته ؟

. فکر کنم

. . ( يه چيزي رو بهت بگم ( سوکي

بعضي وقتا اين دنيايي رو که توش زندگي ميکنيم . . . رو اصلا و ابدا نميشناسم

. منظورم اينه که ، لعنتي - . حواست به حرف زدنت باشه -

. خدا که اون بيچاره رو نکُشته

فکر ميکني بايد " بار " رو امروز کامل تعطيل کنم ؟

فقط باعث ميشه مردم . . در طول روز از يه نوشيدني خوب محروم بشن

. اونم در روزي که بيشتر از هميشه بهش احتياج دارن - . . درسته ، ولي -

. . ميدونم که امروز قرار بودم روز تعطيليم باشه

. اينه که خودم با افکارم تنها بمونم . .

. باشه

. باز هستيم

يه کم دير ميکنم ، بايد برم تا خونه . و به مادربزرگم بگم که چي شده

اون رفته بود ( بون تون ) ، حتما . الان ديگه خودش موضوع رو ميدونه

. . با اين حال

. . باتوجه به داستان ( جيسون ) و اين همه ماجرا - ببخشين ، شما آقاي ( مرلوت ) هستين ؟ -

کارآگاه مسئول پرونده بهم گفت که . شما صاحب خونه هستين

. درسته - . بايد وارد انبار قرباني بشيم -

. ولي کليدش رو نداريم . . اگه بتونين يه کليد برامون پيدا کنين

. در حال حاضر کمک بزرگي برامون به حساب مياد

خانم ؟

ميشه لطفا اجازه بدين رَد بشيم ؟

. ( سوکي )

. نيل جونز ) ؛ کارآموز جديدمه ) . ( اهل ( کنتاکيه

. سلام

. بلندش کن بچه ، بلندش کن

. نميخواد خيلي مراقبش باشي

. بهش صدمه نميزني

. . پس دعوا کردين

. . اون با اسلحه بهت شليک کرد . .

و توهم راحت گذاشتي و رفتي ؟ . .

تا وقتي که با مشروب و گل برگشتي . . که ازش معذرت خواهي کني نديديش

و امروز صبح هم جسدش رو پيدا کردي ؟ . .- . . داستان من همينه -

. و هيچيش هم عوض نميشه . .

. منتها الان عوضش کردي

الان اعتراف کردي که اين تو بودي که . ( جسدش رو پيدا کردي ، نه ( سوکي

. من همچين اعترافي نکردم

. داري سعي ميکني گولم بزني . اگه منحرفم کنين تا گول بخورم اعتراف به حساب نمياد

به حساب مياد ؟

اين کار برات جنبه سکسي داره ؟

اينکه دخترا رو ميکُشي و بهشون فرو ميکني ؟

. نه

. من که فکر کنم حشريت کنه

. فکر کنم اينکار باعث شهوتي شدنت ميشه

. به نظر من که اينگار خودت رو شهوتي ميکنه

بگو ببينم ، اينطوري انجامش ميدي ؟ اول ميکُشي ، بعدا ميکني ؟

يا اول ميکُني و بعدا ميکُشي ؟ . .

. . ميدونم . .

. . درحاليکه داري . .

. باهاشون ميکُني ، خفشون ميکني . . مگه نه ؟ مرتيکه بيمار ؟

بجز ( داون ) و ( مائودت ) سر چندتا زنه ديگه رو زير آب کردي ؟

. . مائودت ) . . من )

. بايد برم دستشويي

. ( بايد بره بشاشه ، ( اندي

دستشويي کجاست ؟ دستشويي ؟ - . اونجاست -

. مادرجنده

. نبايد بهش ميخنديدي

منظورت چيه ؟

وقتي بهم گفت که اين منم . . که شهوتي ميشم

. نبايد به حرفش ميخنديدي . . .

. . به نظرم خيلي خنده دار اومد . . چونکه داشتي به شدت رو اعصابش ميرفتي

. و به نظر من قتل کار اون نيست . .

! چي ؟

. . باد ) ؛ جسد دوتا دختر روي دستمونه )

. . و اين احمق هم اعتراف کرده ترتيب هرجفتشون رو داده

. اونم چندين ساعت قبل از اينکه به قتل برسن . . - . . درسته و هردومورد -

. هم توسط خون آشامها گاز گرفته شدن . . .

تا جايي که ميتونم بگم . استک هاوس ) دندون نيش دراکولايي نداره )

اون تو داري چه غلطي ميکني ( استک هاوس ) ؟

. يه دقيقه وايسين ، اومدم

اين ديگه چي بود ؟

. حتما شوخيت گرفته

. گفتم ، وايسين ، اومدم

. ( کلانتر ( دييربورن ) ؛ ( اندي

. شنيدم ( جيسون ) رو بازداشت کردين - خوب که چي ؟ -

به اتهام خاصي اونو بازداشت کردين ؟ - . هنوز نه -

. داريم ازش چندتا سئوال ميپرسيم

. پس اوضاعش چندان مناسب نيست

خواهش ميکنم بهم بگين که حتما اينو بهش گفتين که . حق داره فقط در حضور وکيلش حرف بزنه

شايد ، ولي الان ديگه مهم نيست ؛ چونکه . الان ديگه تو رو داره

برات خنده داره چونکه من يه " زن " هستم يا اينکه ميخندي چونکه يه " سياه پوست " هستم ؟

. . فکر کردم خنده داره ، چونکه

ميتوني مثل يه وکيل واقعي حرف بزني . ولي وکيل نيستي

اصلا اينا رو از کجا بلدي ؟ کلاس شبونه ميرفتي ؟

مدرسه ، براي سفيد پوستهاس که يه سفيد پوست ديگه . رو پيدا کنن که براشون کتاب بخونه

من تصميم گرفتم که پولم رو ذخيره کنم . و خودم براي خودم کتاب بخونم

. ( تارا ) - . از اينجا ميبرمت بيرون -

. عمرا اجازه بديم - اونو به اتهام خاصي بازداشت کردين ؟ -

More Farsi Persian subtitles for True Blood

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left