İlk 200 satır.
! کمک
! يکي لطفا کمک کنه
. عزيزم
با خودت چيکار کردي ؟
. ( خداي من ( جيسون
. خداي من
. چيزي نيست
. البته که چيزي هست . نيگاش کن . قطعا حالش خوب نيست
زدن به من که هيچ مشکلي رو . حل نميکنه
. صداي فرياد شنيدم
. يا خدا
چيکارش کردي ؟
من ؟ - . . من پيداش کنم خانم ( لفب ) ، اون -
. اون تازه الان رسيده اينجا - . ديشب ( جيسون استک هاوس ) رو اينجا ديدم -
. شنيدم داشتين باهمديگه دعوا ميکردين . . بعدش ، اون به تو شليک کرد
. و تو هم از خونه اش فرار کردي بيرون . . . و حالا هم که اون ديگه مُرده
جيسون ) ؟ )
. درسته ، دعوا کرديم
. ولي اومده بودم که ازش معذرت خواهي کنم
اون بهت شليک کرده و حالا تو اومدي ازش معذرت خواهي کني ؟
. سوکي ) ، من اون رو نکُشتم )
. بايد حرفمو باور کني - ! الان به پليس خبر ميدم -
! خوب پس برو خبرشون کن ديگه
. اين ماجرا هيچ ربطي به من نداره
All The Rights Of Translation Reserved To WwW . Free - Offline . Com
Translated By -= S . O . H . E . I . L =-
قسمت چهارم " فرار از خانه اژدها "
. نميفهمم
. خيلي خوشگل بود
. شايد . . اجلش رسيده بوده
. همش 23 سالش بود
. هيچکس توي 23 سالگي اجلش نميرسه
چي رو از دست دادم ؟
. داون ) مُرده ، مامان )
. ميدونم . چقدر غمناک
کي اون تو پيش پليسه ؟
. ( سوکي ) و ( جيسون استک هاوس )
خواهره جسد رو پيدا کرده ، منتها به نظر مياد فکر ميکنن . قتل کار برادرش بوده
. کار اون نيست
پس کار کي بوده ؟ - . نميدونم -
به احتمال زياد کار همون کسي بوده . که ( مائودت ) رو هم به قتل رسونده
. يه چيزي رو بهت بگم پسر . . ما توي يه شهر کوچيک زندگي ميکنيم
يه شهر کوچيک که داره دختراي خودش رو . . . يکي بعداز ديگري از دست ميده
کار هرکي که هست . اميدوارم به جزاي کارش برسه
! ( رنه )
. (ببخشين يه کم بي ادبي گفتم خانم ( مکسين - . ( نيازي به معذرت خواهي نيست ( رنه -
. همگي بدجوري آشفته و ناراحتيم
. دلمون ميخواد بفهميم الان توي اون آپارتمان چه خبره
. ميدونم که خيلي برات سخت بوده . و الان ترسيدي
ولي ميخوام سعي کني . وقتي اينجا رسيدي رو يادت بياد
در باز بود يا قفلش شکسته شده بود ؟
. فکر کنم ، باز بود
اينطوري که اين دختره ( اندي ) صدام ميکنه . . بدجوري ناراحت و عصبانيم ميکنه
. همه ( باد ) رو کلانتر صدا ميکنن . . . . چرا نميتونن منو
کارآگاه " صدا کنن ؟ " . . آخه کِي قراره يه ذره احترام بهم بزارن ؟
داري ميبيني ؟ . يه جفت پستنون کامل طبيعي
. شرط بسته بودم که سينه هاشو عمل کرده
. قدرت خدا رو ببين
. اي خدا ؛ اين دختره بيچاره نبايد اينطوري ميمُرد
. لعنت . لعنت
آخه حالا چه غلطي بکنم ؟ . تازه پامو از يه مورد قتل بيرون کشيده بودم
. . محاله ايندفعه ولم کنن
. و منم خوشگل تر از اونيم که بيفتم زندان . .
. ( سوکي )
ببخشين . . سئوالتون چي بود ؟
دقيقا جسد رو به همين حالت پيدا کردي ؟
. . روش يه ملحفه کشيدم ، ولي
. فکر نکنم بهش دست زده باشم . . - . اميدوارم بهش دست نزده باشي -
دفعه بعد که جسد يه دوست رو پيدا کردم . سعي ميکنم اين نکته رو يادم بمونه
همينطور منتظرم اين موج گرما تموم بشه . ولي اينگار خيال تموم شدن نداره
. سرسخت ترين تابستونيه که تاحالا داشتيم
. ميدونم چي ميگي
حس ميکنم که مثل يه گربه ام که . روي يه قوطي حلبي داغ راه ميره
. اين جمله رو توي يه فيلم شنيده بودم
من که مطمئم الان يه آبجو ميخوام ، شماها هم ميخواين ؟
. آره ، من يکي ميخوام - . ميشه يکي هم مال من بياري -
حالا که داري ميري اون جا ميتوني يه بسته يخ هم براي من بياري ؟
. . و يه چندتايي هم از اون ليوانهاي پلاستيکي قشنگ
. که هفته پيش از سوپر مارکت خريديم . .
. و اگرم شد يه چندتايي هم دستمال کوچولوي مخصوص
اي خدا ، زن ، دستمال کوچولو ديگه ميخواي چيکار ؟
. اونا براي روي ميز خوبن . ما که الان بيرون خونه هستيم
شايد بخوان آبجوهاشون رو روي . ماشين يکي بزارن
. . فقط دستمال کوچيک رو يادت نره ، لطفا
. باشه
اگه همه مکالمه هايي که با همديگه داريم . . به ( باشه ) ختم بشه
ديگه دعوا کردن به چه دردي ميخوره ؟ . .
حالا ، اين دعوايي که شنيدين . . بين ( داون ) و ( جيسون ) بوده
چيزيش رو يادتون هست که برامون تعريف کنين ؟ . . - . . فقط قسمت آخرش رو يادم مياد -
. درست قبل از اينکه صداي شليک گلوله بياد - . . بهش گفت
. يه کلمه خيلي بدي رو به کار برد . .
و اون کلمه چي بود ؟
. و حرف ( ب ) شروع ميشد
. ميفهمم
. همين کفايت ميکنه . ( ممنون ، خانم ( لفب
. قابلي نداشت ، ( اندي ) ؛ عزيزم
ميخواي منو توي ماشين تنها بزاري ؛ لااقل کولرش رو روشن کن ؟
. ميدونم صدامو ميشنوي
. لعنت
. لعنت
صداي فريادمو نميشنوي ؟ . اين ماشين از جهنم هم گرم تره
. خفه
. ( متشکرم ( سوکي
. باهاتون تماس ميگيريم - . باد ) قبل از اينکه اينجا ذوب بشم ، راه بيفت بريم ) -
بسه ، مامان ، به ضد آفتاب . هيچ احيتاجي ندارم
. . (اين چه حرفيه ( هويت . اگه يکي هم باشه که احتياج داشته باشه ، خودتي
. پوست تو از ( ديستن ) هم سفيدتره
. مامان ، ميخواد از پيشت برم يه جاي ديگه . قسم ميخورم که ترکت ميکنم
. تو هيچ جا نميري . حالا سرتو بگير پايين که به گردنت هم ضد آفتاب بمالم
. به محض اينکه شنيدم ، خودم رو رسوندم
. متاسفم که تو جسدش رو پيدا کردي
بايد کار يکي ديگه باشه ، درسته ؟
. فکر کنم
. . ( يه چيزي رو بهت بگم ( سوکي
بعضي وقتا اين دنيايي رو که توش زندگي ميکنيم . . . رو اصلا و ابدا نميشناسم
. منظورم اينه که ، لعنتي - . حواست به حرف زدنت باشه -
. خدا که اون بيچاره رو نکُشته
فکر ميکني بايد " بار " رو امروز کامل تعطيل کنم ؟
فقط باعث ميشه مردم . . در طول روز از يه نوشيدني خوب محروم بشن
. اونم در روزي که بيشتر از هميشه بهش احتياج دارن - . . درسته ، ولي -
. . ميدونم که امروز قرار بودم روز تعطيليم باشه
. اينه که خودم با افکارم تنها بمونم . .
. باشه
. باز هستيم
يه کم دير ميکنم ، بايد برم تا خونه . و به مادربزرگم بگم که چي شده
اون رفته بود ( بون تون ) ، حتما . الان ديگه خودش موضوع رو ميدونه
. . با اين حال
. . باتوجه به داستان ( جيسون ) و اين همه ماجرا - ببخشين ، شما آقاي ( مرلوت ) هستين ؟ -
کارآگاه مسئول پرونده بهم گفت که . شما صاحب خونه هستين
. درسته - . بايد وارد انبار قرباني بشيم -
. ولي کليدش رو نداريم . . اگه بتونين يه کليد برامون پيدا کنين
. در حال حاضر کمک بزرگي برامون به حساب مياد
خانم ؟
ميشه لطفا اجازه بدين رَد بشيم ؟
. ( سوکي )
. نيل جونز ) ؛ کارآموز جديدمه ) . ( اهل ( کنتاکيه
. سلام
. بلندش کن بچه ، بلندش کن
. نميخواد خيلي مراقبش باشي
. بهش صدمه نميزني
. . پس دعوا کردين
. . اون با اسلحه بهت شليک کرد . .
و توهم راحت گذاشتي و رفتي ؟ . .
تا وقتي که با مشروب و گل برگشتي . . که ازش معذرت خواهي کني نديديش
و امروز صبح هم جسدش رو پيدا کردي ؟ . .- . . داستان من همينه -
. و هيچيش هم عوض نميشه . .
. منتها الان عوضش کردي
الان اعتراف کردي که اين تو بودي که . ( جسدش رو پيدا کردي ، نه ( سوکي
. من همچين اعترافي نکردم
. داري سعي ميکني گولم بزني . اگه منحرفم کنين تا گول بخورم اعتراف به حساب نمياد
به حساب مياد ؟
اين کار برات جنبه سکسي داره ؟
اينکه دخترا رو ميکُشي و بهشون فرو ميکني ؟
. نه
. من که فکر کنم حشريت کنه
. فکر کنم اينکار باعث شهوتي شدنت ميشه
. به نظر من که اينگار خودت رو شهوتي ميکنه
بگو ببينم ، اينطوري انجامش ميدي ؟ اول ميکُشي ، بعدا ميکني ؟
يا اول ميکُني و بعدا ميکُشي ؟ . .
. . ميدونم . .
. . درحاليکه داري . .
. باهاشون ميکُني ، خفشون ميکني . . مگه نه ؟ مرتيکه بيمار ؟
بجز ( داون ) و ( مائودت ) سر چندتا زنه ديگه رو زير آب کردي ؟
. . مائودت ) . . من )
. بايد برم دستشويي
. ( بايد بره بشاشه ، ( اندي
دستشويي کجاست ؟ دستشويي ؟ - . اونجاست -
. مادرجنده
. نبايد بهش ميخنديدي
منظورت چيه ؟
وقتي بهم گفت که اين منم . . که شهوتي ميشم
. نبايد به حرفش ميخنديدي . . .
. . به نظرم خيلي خنده دار اومد . . چونکه داشتي به شدت رو اعصابش ميرفتي
. و به نظر من قتل کار اون نيست . .
! چي ؟
. . باد ) ؛ جسد دوتا دختر روي دستمونه )
. . و اين احمق هم اعتراف کرده ترتيب هرجفتشون رو داده
. اونم چندين ساعت قبل از اينکه به قتل برسن . . - . . درسته و هردومورد -
. هم توسط خون آشامها گاز گرفته شدن . . .
تا جايي که ميتونم بگم . استک هاوس ) دندون نيش دراکولايي نداره )
اون تو داري چه غلطي ميکني ( استک هاوس ) ؟
. يه دقيقه وايسين ، اومدم
اين ديگه چي بود ؟
. حتما شوخيت گرفته
. گفتم ، وايسين ، اومدم
. ( کلانتر ( دييربورن ) ؛ ( اندي
. شنيدم ( جيسون ) رو بازداشت کردين - خوب که چي ؟ -
به اتهام خاصي اونو بازداشت کردين ؟ - . هنوز نه -
. داريم ازش چندتا سئوال ميپرسيم
. پس اوضاعش چندان مناسب نيست
خواهش ميکنم بهم بگين که حتما اينو بهش گفتين که . حق داره فقط در حضور وکيلش حرف بزنه
شايد ، ولي الان ديگه مهم نيست ؛ چونکه . الان ديگه تو رو داره
برات خنده داره چونکه من يه " زن " هستم يا اينکه ميخندي چونکه يه " سياه پوست " هستم ؟
. . فکر کردم خنده داره ، چونکه
ميتوني مثل يه وکيل واقعي حرف بزني . ولي وکيل نيستي
اصلا اينا رو از کجا بلدي ؟ کلاس شبونه ميرفتي ؟
مدرسه ، براي سفيد پوستهاس که يه سفيد پوست ديگه . رو پيدا کنن که براشون کتاب بخونه
من تصميم گرفتم که پولم رو ذخيره کنم . و خودم براي خودم کتاب بخونم
. ( تارا ) - . از اينجا ميبرمت بيرون -
. عمرا اجازه بديم - اونو به اتهام خاصي بازداشت کردين ؟ -
No comments yet. Be the first to leave one.