İlk 200 satır.
عکسای باحالیه
کجاست؟
جنوب
دریاچه های جنوبی
پدرم اونا رو به عنوان یه سرگرمی فقط برای تفریح می گیره
نوشابه میخوری؟
حتما
عالیه!
اونجان؟
نه. اونا الان توی اروپا هستن
هر دو سال یه ماه اونجا میرن
خواهر و برادری نداری؟
من یه خواهر کوچولو دارم سوفیا. اون شش سالشه
الان پیش اوناست
پس تو رو نگرفتن؟
درسته
این یکی از مزایای به دنیا اومدن در آینده ست
وقتی بچه بودم اونا جایی نمیرفتن
و البته الان اونو همه جا باخودشون میبرن
نه، مامان، من پیش ازکیل هستم
اون دوست "مارتین" - ه
اون خلاصهها رو بهش داد. منم برشون میدارم و میرم خونه
... اما من یه مدت میرم چون اون استخر داره، پس
استخر!
من یه مدتی تو استخر می مونم و بعد میرم خونه، باشه؟
بعدا بهت اس میدم، فکر کنم بعد از ظهر بشه
بوس
سالها پیش تو مجبور بودی در مجلات مثل موذی دنبال چیزهای دیگه بگردی
حالا همه چیز تو گوشیته
یادمه یه بار مامانم ...مچ منو موقع نگاه کردن فیلم سوپر گرفت
حال بهم زنه
میبینی؟ اینا همون سینههایی هستن که من دوست دارم
با اشاره به نوک سینه ها
اونا منو یاد دختر اون فیلم میندازن،
...جایی که اون و دزدیده بودن، و شوهرش
یکی از بازی های بتمن در برابر سوپرمن
اسم اون فیلم و یادم نمیاد
رفیق، من خیلی سکسی ام!
سخت نمی گیری؟
از این طرف نه، اینجا
نمیدونم
چطوره جق بزنیم؟
... راستش
ترجیح میدم اینکار و نکنم.من علاقهای بهش ندارم
من از پسرا خوشم نمیاد
... متاسفم اگه کاری کردم که
هر چی، نمیدونم
بهتره برم، نه؟
من حاضرم در رو باز میکنی؟
باشه
شکارچی جوان
زنو از ایلیا زندگی خودش و وقف، کار و مطالعه حرکتی کرد
اون اظهار داشت که این حرکت چیزی جز یک توهم نیست
و از طریق تناقضات از اون حمایت می کرد، این مشهورترین مورد
تناقض نژاد میان آشیل،
جنگجوی سریع و چابک، و یک لاک پشت
می گفت که اگه آشیل به لاک پشت اجازه بده،
...یک شروع در حدود 100 متر
خوشت میاد؟
این برای دختراست
سیگار میکشی؟
نه
پس زیاد نگاه نکن، رفیق
41، 42، 43، 44، 45،
46، 47، 48، 49، 50
بعدی! ... مارتین
1، 2، 3،
4، 5، 6، 7، 8،
9، 10، 11، 12، 13،
14، 15، 16،
17، 18، 19، 20، 21،
سیگار داری؟
چند سالته؟
14؟
به زودی ۱۴ سالم میشه
من بهت یکی میدم.ولی برای سیگار کشیدن خیلی جوونی
آتیش داری؟
ممنون
بچه پررو!
همینجا با قطار میرم
باشه
واتساپ داری؟
البته
بهم بگو، پس اون تیشرتایی رو که بهت گفتم و برات میفرستم
یا فقط منو به مخاطبات اضافه کن
چنده؟
2530.
"مونو" (میمون)
تموم شد
یه نفر بهت تجاوز کرده، رفیق!
خونه من ممکن نیست خانواده من اونجان
میخوای بیای خونه من؟
کسی اونجا نیست؟
البته
تا حالا با پسرای زیادی بودی؟
... امسال اولین تجربه من بود
تو برزیل
من تو تعطیلات با والدینم اونجا بودم
و یکی از پسرهایی که باهاش فوتبال بازی میکردم من رو به خونه اش برد
ما به چند تا مجله پورن نگاه کردیم
...ما در نهایت جق زدیم، لعنتی
درواقع ساک زدن کیر و چیزهای دیگه
اون 18 سالش بود
اما ما اصلا حرف نزدیم
دیگه دربارش حرف نزدیم
من بهش نگفتم که تا حالا با هیچ مردی نبودم
بعلاوه، من چند روز دیگه رفتم
...و اون تمام روز رو با یه پسر بود
یه جورایی دوست پسر داشت
اون واقعا از من خوشش نمیومد
همین و بس
و اون تنها بود؟
نه، یکی دیگه هم بود
اون تو یه مکان اسکیت بازی در پالرمو کار می کنه
یکم از تو بزرگتره
ولی اون یه دوست دختر داشت ... و یه جورایی گفت
بیشتر عاشقش بود
همه چیز رو بهم یاد داد
تو که دوست دختر نداری، داری؟
... من سال پیش داشتم، ولی
میدونم که از ۱۳ سالگی. پسرها رو دوست دارم
من به فکر بچهها و این چیزا میوفتم
آره، منم همینطور
...از 13، 14 سالگی
بیا بریم آبجو و چیپس بخریم من پول دارم
خیلی خب.اگه خواستی میتونیم پیتزا سفارش بدیم
باشه
یدونه میدی؟
همه چیز مرتبه؟
عالیه
چند وقت تنهایی؟
پدر و مادرم دو هفته دیگه برمیگردن
به هر حال خاله من هر سه روز یه بار میاد
اون کمکم میکنه که تمیز کنم، من خیلی داغونم
اون برام غذا میاره به من کمک می کنه
گاهی با همدیگه رفاقتی غذا میخوریم
هر روز حوالی ساعت ۹ زنگ می زنه تا ببینه چیزی نیاز دارم یا خیر
اون باحاله اونقدرها هم پیر نیست
حدود 35 سالشه
فکر کنم باید برم
داره دیر میشه
باشه... نشونت میدم
موقعیتتون ... دوباره ...
ازکیل!
سرده، رفیق!
آره، ولی تا چند ماه دیگه گرمتر میشه
پسر عموم یه دونه داره اما گرمه. اینطوری آسون تره
گرم میشی، گرم میشی
- اون چیه؟ - چی؟
بس کن! احمق!
اینقدرها هم از فیلم خوشم نمیاد
...نمیدونم
چرا؟
چون عینک سه بعدی باعث میشه سرم گیج بره
...شرمنده چون من اونا رو درآوردم
و نتونستم زیرنویس رو درست بخونم
...نمیدونم ... ممکنه فیلم نباشه
اما من میخواستم یکی دیگه رو انتخاب کنم
این جادوی سهبعدی
وقتی اون یارو افتاد حس میکنی داری سقوط میکنی
آره، درسته نمیدونم
...نمیدونم من خوشم نیومد
بهت که گفتم! دفعه بعد تو فیلم رو انتخاب میکنی
ناراحت نشو، جدی نیست
ناراحت نیستم، رفیق
بیا بریم
چی شده؟
همه چی مرتبه؟
برو اون پشت
اون پسر برادر مادرته یا عموته؟
اون عموی من نیست، مثل پسر عموی واقعی منه
اون مثل پسر عموی دوم منه
ولی ما برای راختتر کردنش به همدیگه پسر عمو میگیم
پدرش یکی از عموزاده های مادرم تو پارانا است
من وقتی بچه بودم تو خونه این عمو میموندم
- خب این خونه کیه؟ - خودشه
اون اینجا تو شهر زندگی میکنه
... نمیدونم واسه زندگی چیکار میکنه
... اما حالش خوبه
و این خونه رو خریده تا آخر هفته ها رو اینجا بمونم
- من میرم دستشویی - باشه
ممنون
یکم سالاد بخور
فقط یه دقیقه صبر کن
باشه
مثل یه تیکه چوب خوابیدی
اره
فکر کنم وقتی اومدم داخل همش رو اشتباه متوجه شدم
نظر تو چیه؟
...نمیدونم
"چینو" یک دوست دختر تو مرکز شهر داره
اون داشت یه چیزایی بهم میگفت یه سری عکس نشونم بده
در واقع، اون امروز پیش دوست دخترش میمونه
... شبرو اینجا میمونه، پس
ما تنها میشیم
ازش میترسی که مبادا بفهمه؟
مگه نه؟
چیزی نپرسید؟
چی رو باید بفهمه؟
تو دوست منی، رفیق با یه دوست اومدم
No comments yet. Be the first to leave one.