İlk 200 satır.
فيلمي از جيا ژانگکه
لذت ناشناخته
همکار ديوونهي مامانم !خواننده شده برا من
تازه فهميدي؟
ژيائو جي؟
!ژيائو وو چه خبر؟
خفه نکني خودتو با کتاب؟
.کتاب نيست، دنبال کارم تو روزنامه
راهنمايي ميخواي؟
.من يه فکري دارم
.مشروبات پادشاه مغولستان بازيگر ميخواد .يه سري بزن
براي چي؟ - !چه بدونم -
.براي تبليغ محصولاتشون نمايش اجرا ميکنن
،صحنهي نمايش را بچينيد» «.بگذاريد اقتصاد نمايش دهد
...فهميدم
.کميسيون داداشت يادت نره
چه کميسيوني؟ - .براي فکرم -
.10يوان بده سيگار بخرم - .ندارم -
تو چي؟
.ندارم جون داداش
!کسخلهاي بيپول
بخت آزمايي مؤسسهي خيريهي شانشي
از آخرين تکنولوژي روز دنيا .براي قرعهکشي استفاده ميکند
هر نفر يک شماره .بين 1 تا 31 انتخاب ميکند
،در بخت آزمايي شرکت کنيد .و در اوقات فراغت خود پول در آوريد
بخت آزمايي مؤسسهي خيريهي شانشي !آرزوي خوششانسي براي شما دارد
!سلام، دوستان
به آزمون بازيگري گروه !مشروبات شاه مغولستان خوش آمديد
لطفاً به افتخار خواننده و رقاصِ ،مشهور شهرمون دست بزنيد
،خانم ژائو کيائو کيائو
:با رقص مدرن و ويژهي خود به نام
«.لذت ناشناخته»
...اين نمايش، مشروبات الکليِ
!شاه مغولستان را در خاطر ما حک خواهد کرد
!شاه مغولستان بنوشيد
!شاه مغولستان بنوشيد
!ممنونم
.اجراي خوبي بود، آقاي رِن
.اينم از کيائوي خودمون - .پولمو ميخواستم -
.اول بيا يه سلامي به اين آقايون محترم بکن
.سلام. ممنون که تشريف آوردين
!هميشه در خدمت مردم
.بيايد با ستارهمون عکس بگيريم
!عکسي با ستاره
...نزديکتر
...نزديکتر
کس ديگهاي نبود؟
.خب عکس هم گرفتم حالا ميشه پولمو بديد؟
.از حسابدار بخواه
ميشه پولمو بديد؟
.دو روزي صبر کن .مياريمت تو گروه خودمون
.دو روز خيلي زياده
.به پولت ميرسي .ما خيلي خوشحاليم که مياي تو گروهمون
.ممنون
.بايد با مدير برنامهم صحبت کنم
.دو روز ديگه حرف ميزنيم
.خيلي زود مياي تو گروه خودمون
دو روز؟
.دو روز ديگه قبوله
.خوبه
.ممنون. بعداً ميبينمت
.من ديگه ميرم. خداحافظ
!دختره مدير برنامه داره
.اوناهاش
!چي ميخواي؟ بکش کنار
!چه سعادتي - !برو کنار -
نميشه دوست باشيم؟ - .خندهم گرفت -
.بيا بيشتر باهم آشنا شيم .من ژيائو جي هستم
...ژيائو جي؟ خيله خب !حالا بکش کنار
!ميبينمت
تموم شد؟ .بيا بشين
.ايشون ملکهي من هستن
.اينم رفيقهي منه
چي؟
!يک حرومزادهاي ام من
دارم يه کاري ميکنم .به امپراطور تانگ خيانت کنه
.من بايد برم
.بعداً ميبينمت
.راهب کوچک از کوهستان پايين آمد
...ناگهان بر او وحي آمد
!زنان دره همگي ببرهاي ماده اند
.اگر ديديشان، بگريز
...ولي همچنان که به سوي روستا ميرفت
...راهب کوچک از خود پرسيد
چرا آن ببرهاي ماده به هيچکس حمله نميکنند؟
چرا همگي چنين زيبايند؟
.من قرار دارم
.خوش بگذره
اون يارو کي بود طبقهي بالا؟
.کيائو سان - کي هست؟ -
دنبال دردسري؟ - .نه بابا -
.پس بهتره سر به سرش نذاري
!آق مدير
.ميخوايم يه فيلم ببينيم - .باشه -
.اتاق 2 - شماره 2؟ -
سيگار؟
.بريد تو. من الان ليستو ميارم
...زودباش
از مغازه آوردي؟
.نه. کارمو ول کردم .با رئيس دعوام شد
چرا؟
.با قيافهش حال نکردم
.آره، مادرت هم همينو ميگه
.هميشه سرم داد ميکشه .برام مهم نيست
امروز چطور بود؟
.درخواستهاي دانشگاهمون رو گرفتيم
.معلم بهمون گفت با والدينتون دربارهش حرف بزنيد
.ميتوني با من حرف بزني
.تصميمش که با من نيست با تو چرا؟
.راست ميگي
،ديروز مادرم سر يه تلويزيون نگاه کردن .حسابي بهم توپيد
مگه چي داشتي ميديدي؟
.نشست سازمان تجارت جهاني
موضوع نشست ممکنه .تو امتحان بياد
!سازمان تجارت جهاني بره به جهنم .سر و ته همهشون پوله
.خوش به حال شاه ميمون
.هيچ پدر و مادري نداره .از هفت دولت آزاده
،سازمان تجارت جهاني .پشيزي براش اهميت نداره
!که اينطور
!حالا ميفهمم چرا به بهشت احضار شدم
عمو، موتور من کو؟ - .يکي بردتش -
.ميخوام برم قرعهکشي لاتاري - .الان مياره -
.همين الان ميخوامش - .خب بيا از تلويزيون ببين -
!اي بابا
!عجب گيري افتاديم
.برو بشين
!اين که بمبه
.تلويزيون رو روشن کن
.تراژدياي عظيم در 23 ژانويهي 2001
.مصادف با عيد سال نو چيني
چند تن از متعصبان فاليون گونگ ،به قصد رسيدن به بهشت برين
.خود را در آتش سوزاندند
اين ديگه چجور پوليه؟
!عمو، پولدار شدي !اين دلار آمريکاست
دلار؟
!يوانِ تخمي آمريکاييها
ميشه خرجش کرد؟
.معلومه. برو بانک خردش کن
...ژيائو جي
.کليدات
...بين بين
.اينجارو سير کن، شاه پولها
چند ميارزه؟
.1000يوان رو شاخشه
1000تا؟
.کم کمش
!داداشتون ديگه پولدار شد
!خدافظ
کجا؟
اهل کجايي؟ - .خانوادهم تو ژانگجياکو هستن -
از اينجا خيلي دوره؟ - .نه زياد -
...ببين
،اگه بزرگراه جديد افتتاح بشه .کمتر از يه ساعت راهشه
!اتوبوس ايوِکو سوار شو
.حوصلهي دوستت حتماً سر رفته
.بذار ژو ماساژت بده
.نه، ممنون
چه اشکالي داره؟ - .بين بين، برو ديگه -
.با من بيا
قبلاً اومدي اينجا؟ - .نه، هيچوقت -
کجا زندگي ميکني؟ - .کارخونهي پارچه -
کارخونه ي پارچه؟
...همون کارخونهي دولتي
تو چي؟
.من اهل ژانگجياکو هستم
.دراز بکش
!ولش کن
.ريلکس، آروم باش
.نميخواد
.آروم باش فقط
چطوره؟
.بسه ديگه
.غذا حاضره
!زودباش
.ديرت نشه
نرفتي سر کار؟
تو چرا هنوز نرفتي؟
گفتم ديگه بوي سيگار نميدي .پس راجعبه کارت دروغ گفتي
!به من نگو دروغگو
.صداتو براي من نبر بالا .پسرهي احمق
.حداقل برو ارتش از دستت خلاص شم
...هميشه ضد حال ميزني .حالا ميبيني
...خواه غم ببارد، خواه افسوس
.تا زماني که کسي هست عشق مرا بفهمد
...خواه رنج ببارد، خواه بيزاري
.دنبال باد ميروم .سبکبار سير ميکنم و خوشحالم
.قهرمان از خاستگاه پست خود شرمسار نيست
،آروزهاي من بسيارند .مغرور قلب من است
تنها کلمهي عشق .در آن دمي ميآسايد
...تمام زندگي ام، عبث گذشت
.دير کردي
...باز شروع نکن .نزديکِ نام نويسيه
ميخواي چي بخوني؟
مادرم ميگه برو پکن .تجارت بينالملل بخون
پکن؟ - خوشت نيومد؟ -
ميخواي خرگوش تجارت کني؟
منظورت چيه؟
شنيدم تجارت بينالمللي ...يعني خريد خرگوش
.بعد فروختنش به اوکراين
.خيلي نادوني
No comments yet. Be the first to leave one.