Station 19

Station 19

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 3

Sürüm bilgisi

Station 19 S03E06 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Şunun yorumuyla rezamatrix
ترجمه از نسیم ابریشم پیله ور هماهنگی با نسخه وب از من

Etiketler

webrip
web
720p
720
BRip
x265
HEVC
2CH
Yayınlandı: 2023-06-18
İndirmeler: 34
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

‫ داریم وارد دومین شب کولاکی ‫ بی‌سابقه میشیم‏

‫ کولاکی که برق بیش از نیمی از سیاتل‏،‏ ‫و سایر شهرستان های کینگ رو قطع کرده‏.‏

‫ مدارس محلی‏،‏ بیمارستان ها و آتش ‫نشانی ها‏،‏ در های خودشون رو‏.‏‏.‏‏.‏

‫برای هر کس که جای ‫گرمی برای موندن می‌خواد باز کردن‏.‏

‫آره‏.‏‏.‏‏.‏ نه ولی به نظر میاد که‏.‏‏.‏‏.‏

‫به نظر داری میگی من سعی داشتم فریبت بدم

‫بابا داری همین رو میگی‏.‏ ‫فقط به زبون نمیاریش‏.‏

‫نه‏،‏ من که نمی‌خوام دعوا راه ‫بندازم‏.‏ فقط می‌خوام‏.‏‏.‏‏.‏ باشه‏.‏

‫باشه‏،‏ حله‏.‏ خداحافظ‏.‏

‫نگو‏.‏

‫من که چیزی نگفتم‏.‏

‫میخوای بگی چرا همه ی مرد ها بچه ان؟

‫سالهاست مورد سواله‏.‏

‫شاید تو اونی باشی که جوابش رو پیدا میکنه‏.‏‏.‏‏.‏

‫اگه جای پای تلفن وایسی‏.‏

‫‏-‏ خواهش میکنم‏.‏ ‫‏-‏ نه‏،‏ نه‏!‏ نه‏.‏

‫عمراً امروز قسر در بری‏.‏

‫من نوبت خودم رو پای تلفن بودم‏،‏

‫و خب‏.‏‏.‏‏.‏ الان وقت سرگرم کردن بچه هاست‏.‏

‫ویک‏.‏

‫‏-‏ تو هم بچه ای‏.‏ ‫‏-‏ بچه‏.‏

‫همه مردها بچه ان‏!‏

‫ببخشید‏.‏

‫عمراً بتونم‏.‏

‫ایستگاه 19‏،‏ مونتگومری صحبت میکنه‏.‏

‫تا حالا این قدر بهم نگفتن که‏.‏‏.‏‏.‏

‫یه چیز تمیز رو باز تمیز کنم‏.‏

‫مایا هنوز نفهمیده که نمیشه شرمی که ‫توی وجودشه رو دستمال بکشیم‏.‏

‫حالا که حرف از شرم شد‏.‏‏.‏‏.‏

‫اون‏.‏‏.‏‏.‏

‫یه سکس مستی ‫بین دوستهای قدیمی بود

‫من که شرمنده نیستم

‫تو مست بودی؟

‫نه‏.‏‏.‏‏.‏ اما دیگه اتفاق نمیافته

‫‏-‏ جدی؟ ‫‏-‏ جک‏.‏

‫‏-‏ درسته‏.‏ هم خونه‌ای ‫‏-‏ دوست.‏

‫‏-‏ رفیق.‏ ‫‏-‏ هرگز دوباره

‫حله‏.‏

‫سلام بچه ها

‫چاه دستشویی باز گرفته‏.‏

‫ظاهراً‏،‏ اگه آشغال بریزی بند میاد‏.‏

‫کی می‌دونست؟ ها؟

‫با من‏.‏

‫ممنونم‏.‏

‫آره‏.‏ البته‏.‏

‫هیجان‌زدم

‫عجیبه که خونه نمیبینمت‏.‏

‫کجا نقل مکان کردی؟

‫‏-‏ جک و من یه جایی رو پیدا کردیم‏.‏ ‫‏-‏ عجب‏.‏ چه باحال‏.‏

‫می‌دونی‏،‏ ایستگاه حسابی شلوغ شده‏.‏

‫بعضی ها ممکنه شایعاتی راه بندازن که‏.‏‏.‏‏.‏

‫من که عاشق حرف زدنم‏،‏

‫ولی خب چاه توالت منتظرمه

‫هنوز بهش نگفتی‏،‏ نه؟

‫دارم تلاش میکنم‏.‏

‫فکر میکنی باید بیشتر به خودم فشار بیارم‏.‏

‫من که چیزی نگفتم‏.‏

‫تو فکر میکنی این دست دست کردن ها که‏،‏

‫دارم به اسم محافظت از دختری که قراره ‫ترکش کنم انجام میدم‏،‏

‫یه کمی رقت انگیزه و بهتره حرف هام رو بزنم‏.‏

‫من که چنین چیزی نگفتم‏.‏

‫درسته ولی از صورتت پیدا بود‏.‏ ‫تلفنت داره زنگ می‌خوره‏.‏

‫خب‏.‏‏.‏‏.‏ صورتم‏.‏‏.‏‏.‏ کاپیتان‏.‏

‫ببین‏،‏ صورتم نمی‌خواست که‏.‏‏.‏‏.‏

‫ایستگاه 19‏.‏ میشه گوشی دستتون باشه؟

‫یه ساعته که 110 پشت خط نگهم داشته‏،‏

‫و خیلی سردمه‏.‏

‫ببخشید خانوم‏.‏ من واقعاً متاسفم‏.‏

‫ولی چند ثانیه ی دیگه می‌خوام پشت خط ‫نگهتون دارم‏.‏

‫ایستگاه 19‏،‏ مونتگومری صحبت میکنه‏.‏

‫بله‏.‏

‫ما از هر کسی که سرپناه بخواد ‫پذیرایی میکنیم‏.‏

‫همینه کسی در رو باز نمی کرد‏.‏

‫همه این جان‏.‏

‫سلام و صد سلام‏.‏

‫تا حالا سگ چوپان آلمانی ندیدین؟

‫این چوپان بلژیکیه‏.‏

‫این ها رو من نیستم‏.‏

‫ببینم‏،‏ ببینم‏.‏‏.‏‏.‏ چیزی توی دهنته؟

‫بله که هست‏.‏ بله که هست‏.‏

‫یه کفش خونیه‏.‏

‫میخوای ولش کنی؟

‫میگم رییس‏،‏ لباست رو در نیار‏.‏

‫احتمالاً باید بریم صاحب این کفش ‫رو پیدا کنیم‏.‏

‫وارن؟

‫کسی سگم رو ندیده؟

‫من اتفاقی پاهام رو اره کردم‏.‏

‫ولی طوری نیست چون تونستم بخیه اش بزنم‏.‏

‫چه پسری‏.‏

‫خب‏.‏ بیا این جا‏.‏ سمت ماشین امدادی‏.‏

‫بسیار خب‏.‏ مراقب باش‏.‏ ‫روی یه پات قدم بزن‏.‏

‫خب؟

‫بیرون ‫یالا همه

‫اینجا مثلاً اورژانسه

‫لطفاً لباسهات هم بردار

‫هی بالا ‫بپر بالا

‫پسر خوب، عب نداره خوبه

‫خب بذار موضوع رو روشن کنم...

‫تو ، تو... سعی می کردی...

‫یخ رو با اره برقی از روی ماهواره پاک کنی؟

‫می‌خواستم بازی رو ببینم خیلی حساس بود‏.‏‏.‏‏.‏

‫وای‏.‏‏.‏‏.‏ مرد.‏ ‫ایون شلوار جین شانسمه

‫آروم بگیر جف‏،‏ خب؟ ‫و ما هم‏.‏‏.‏‏.‏

‫باید این نوار چسب ها رو‏.‏‏.‏‏.‏ ‫باز کنیم‏.‏

‫آره‏،‏ منگنه هام تموم شد‏.‏

‫خیلی عمیق بریده‏،‏ درسته؟

‫آره‏.‏

‫الان یه کم مسکن‏.‏‏.‏‏.‏ ‫برات جور میکنیم جف‏.‏

‫همگی‏،‏ لطفاً وایسین‏ عقب ‏

‫لطفاً

‫باید اینها رو خارج کنیم‏.‏ ‫و بعد هم درست تمیزش کنیم‏.‏

‫من خودم روش یه کم الکل ریختم‏.‏

‫شما هم یکم میخواین؟

‫وای‏.‏‏.‏‏.‏

‫ما خوبیم

‫ببین‏،‏ ما‏.‏‏.‏‏.‏

‫خیلی خب‏،‏ بذار ببریمت توی ماشین امداد

‫‏-‏ حله؟ ‫‏-‏ بسیار خب‏.‏

‫‏-‏ حواسم بهت هست‏.‏ ‫‏-‏ برو‏.‏

‫یک‏،‏ دو‏،‏ بالا

‫ببین‏،‏ ممکنه مجبور باشیم دوباره پاهات ‫رو بشکافیم‏

‫تا بتونیم درست جاش بندازیم و‏.‏‏.‏‏.‏

‫مطمئن شیم اثری از عفونتی چیزی نیست‏.‏

‫وای‏،‏ وایسا ببینم‏.‏

‫قراره پام به بدنم وصل بمونه دیگه‏،‏ نه؟

‫چون که اینترنت گفت‏،‏

‫می‌تونن دوباره توی بیمارستان ‫دوباره به بدن وصلش کنند‏.‏

‫حواسمون بهت هست جف‏.‏

‫بسیار خب؟ ‫ما تمرین دیدیم‏.‏

‫خیلی چیزها بیشتر از اینترنت می‌دونیم‏.‏

‫بله‏،‏ ایستگاه 19 صحبت میکنه‏.‏

‫میشه لطفاً با تراویس مونتگومری صحبت کنم؟

‫خودمم‏.‏‏.‏‏.‏

‫وایسا ببینم‏،‏ مامان؟

‫بابا‏،‏ خوب پیش میره‏.‏

‫یا شاید هم پیش نره‏.‏

‫باید باهاشون صحبت کنیم‏.‏ وقتشه‏.‏

‫سلام‏!‏

‫ممنون و متشکرم‏.‏

‫خب‏،‏ مامان‏،‏ بابا‏.‏‏.‏‏.‏

‫یه خبری براتون داریم‏.‏

‫خبر خوب‏.‏

‫خبر عالی‏.‏

‫اون بله رو داد

‫ما خیلی براتون خوشحالیم مایکل و تراویس

‫مامان؟

‫قول بده مراقب خودت باشی‏.‏

‫مامان‏،‏ نه‏.‏

‫مامان‏،‏ همه ی ما جامون این جا امنه‏.‏ خب؟

‫‏-‏ الان سوپ درست میکنم‏.‏ ‫‏-‏ نه، نمی‌خوام‏.‏

‫‏-‏ اون جا سوپ دارین؟ ‫‏-‏ ببین باید برم‏.‏ خب؟

‫‏-‏ سوپ برای سینوس هات عالیه‏.‏ ‫‏-‏ من الان تلفنچی ام‏.‏ خب؟

‫‏-‏ الان قطع میکنم‏.‏ ‫‏-‏ فقط صورتت رو بگیر جلوی قابلمه‏.‏

‫بسیار خب‏،‏ باید برم مامان‏.‏

‫‏-‏ خداحافظ مامان‏.‏ ‫‏-‏ نمی‌خواد سوپ رو بخوری‏.‏

‫‏-‏ خدانگهدار مامان‏.‏‏.‏‏.‏ خداحافظ‏.‏ ‫‏-‏ فقط تو قابلمه نفس بکش‏.‏

‫تو خیلی شبیه دوست‌پسرمی.‏

‫دوست‌پسرت کی باشه؟

‫تو ‫ اگه خودت بخوای

‫ببخشید‏.‏ من نمی‌تونم جلوی دهنم رو بگیرم‏.

‫طوری نیست‏.‏

‫تازه‏،‏ من همجنس‌گرام

‫وای‏،‏ فکر کنم واقعاً دلم شکست‏.‏

‫یعنی میگی نمیخوای کمکم کنی تلفنها رو جواب بدیم؟

‫من؟

‫به خاطر تو حاضرم اون بیرون تو برف ها‏،‏ ‫تلفن ها رو جواب بدم‏.‏

‫خب‏،‏ عکاسی؟

‫سرگرمی جدیدمه ولی خب دوستش دارم‏.‏

‫من تراویسم

‫من رزم

‫از آشناییت خوشحالم

‫وای لعنتی‏.‏ یه لحظه‏.‏

‫سلام خانوم‏.‏ متاسفم‏.‏

‫نمی‌خواستم که این قدر پشت خط بمونین‏.‏

‫دو دو‏،‏ چی چی‏!‏

‫زود باشین پاشنه سیاه ها‏،‏ بترکونینشون‏!‏

‫رفقا؟ این جا‏.‏ نه‏.‏ این جا نه لطفاً‏.‏

‫خانوم؟ هنوز هستین؟

‫ماشینم از یه پل سر خورد‏.‏

‫من خیلی سردمه و نمی‌تونم تکون بخورم‏.‏

‫‏-‏ فکر کنم‏.‏‏.‏‏.‏ پاهام شکسته‏.‏ ‫‏-‏ رفقا‏!‏

‫شاید جاهای دیگه ام هم شکسته باشه‏.‏

‫رفقا‏!‏ محض رضای خدا‏!‏ خواهش میکنم‏!‏

‫خانوم‏،‏ من واقعاً متاسفم‏.‏

‫نمی‌تونم درست صداتون رو بشنوم‏.‏ خب؟

‫باید تلفنم رو عوض کنم‏.‏ ‫جایی نرین‏،‏ خب؟

‫من خیلی وقته که پشت خطم‏،‏

‫و خیلی خیلی سردمه‏.‏

‫قراره بمیرم؟

‫خانوم‏،‏ من هواتون رو دارم‏.‏ خب؟

‫فقط‏.‏‏.‏‏.‏ منتظر باشین‏.‏

‫حالا بترکونین‏!‏

‫نه‏.‏ اون رو به حساب شرکت انتقال بده‏.‏

‫‏-‏ قربان‏،‏ لطفاً این جا رو ترک کنین‏.‏ ‫‏-‏ صبر کن‏.‏

‫تماس خارجیه‏.‏

‫و مالیات منه که حقوقت رو میدم آتیش جون‏.‏

‫می‌تونی 80 هزار دلار رو به حساب سویس ‫منتقل کنی‏.‏ 80 هزار‏.‏‏.‏‏.‏

‫‏-‏ وایسا‏.‏ وایسا‏.‏ ‫‏-‏ بعداً از تلفنش بهت زنگ می زنه‏.‏

‫قضیه اضطراریه‏.‏

‫اگه این دفتر خصوصی رو ترک نکنی‏،‏ ‫حالت رو جا میارم.

More Farsi Persian subtitles for Station 19

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left