Vikings

Vikings

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 6

Sürüm bilgisi

Vikings S06E12 1080p WEB H264-GLHF
Vikings S06E12 WEB H264-GLHF
Vikings S06E12 WEB H264-RBB
Vikings S06E12 WEB x264-PHOENiX
Vikings S06E12 WEBRip XviD-RMX
Vikings S06E12 WEBRip x264-ION10
Vikings S06E12 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Vikings S06E12 All Change 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Vikings S06E12 All Change 1080p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Şunun yorumuyla Ali99
🌀 عـلـی و مـهـرداد ⣿ FilmoGen.Org 🌀

Etiketler

webrip
web
x264
BRip
720p
720
x265
HEVC
2CH
1080
XviD
Yayınlandı: 2020-12-30
İndirmeler: 96
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

‫« آنچه در وایکینگ‌ها گذشت...»

‫قهرمان بزرگ مُرده

‫کتگات تحت فرمان ماست

‫من واقعاً پادشاه نمیشم

‫تمام قدرت به دست اولِگ می‌افته

‫چطور می‌تونیم تغییرش بدیم؟

‫با دوستمون دیِر متحد میشیم

‫از ته دل آرزو می‌کنم که کاش میشد ‫برگردم عقب و از اول شروع کنم

‫حکم خدایان رو بپذیر

‫اوضاع اصلاً خوب نیست

‫اونها اینجان

‫چرا تسلیم نمیشی؟

‫دنیای ما اینطوری به پایان می‌رسه؟

‫عشقم، تو داری می‌میری

‫ازت می‌خوام کمکم کنی ‫برای آخرین بار زره‌ام رو بپوشم

‫غیرممکنه

‫آیوار، بهت گفتم، نمی‌تونی بکُشیش

« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و مهرداد » :. Ali 99 & Mehrdadss .:

‫از بودن کنار خانواده‌تون لذت ببرید!

‫تا وقتی که می‌تونید

‫آیوار! کجایی؟

‫ایگور؟ نگران نباش. من اینجام!

‫ما شکست خوردیم

‫امکان نداره

‫یه مُرده شکست‌مون داد

‫درک نمی‌کنم

‫بیورن پهلوآهنینِ کبیر

‫اون مُرده بود؛

ولی مثل مسیحی که دوباره ‫زنده شده، جلوی ارتشش ظاهر شد

‫سربازهامون هول کردن

پا گذاشتن به فرار

‫ولی افسرها از همه بزدل‌تر بودن

‫- ولی اگه بیورن مُرده بود... ‫- مهم نیست

‫باید مجازات بشن

‫اونا مسئولن

‫ما نباید شکست بخوریم

‫دیگه تکرار نمیشه

‫دیگه هیچ‌وقت شکست نمی‌خوریم!

‫یه کشتی کوچیکه

‫کیه؟

‫مطمئن نیستم. شاید از کتگاتن

‫از کشتی‌های خودمون نیست، مگه نه؟

‫شما اولین مهاجرهای فصلید. تبریک میگم

‫یه پیام برای اوبه، پسر رگنار دارم، ‫البته اگه اینجاست

‫من اینجام

‫برادرت، بیورن پهلوآهنین،

‫پادشاه کتگات...

‫مُـرده

‫چی می‌خواید؟

‫برید! بهتون دستور میدم از اینجا برید!

‫نه!

‫نه!

‫نه!

‫نـه!

‫بس کنید!

‫بیا پایین

‫گفتم بیا پایین!

‫من چیکار کردم؟

‫نمی‌دونم

‫معصومیتت رو از بین بُردم

‫ایگور، وقتشه بزرگ بشی

‫تو دیگه بچه نیستی

‫دوران معصومیتت به آخر خط رسیده! تموم شده!

‫من دیگه در مقابل واقعیت‌های تلخ زندگی

‫ازت محافظت یا دفاع نمی‌کنم

‫از الان، با اونها روبروت می‌کنم

‫وگرنه چطوری می‌خوای پادشاه بشی؟

‫بهم بگو برادرم چطور مُرد

‫روس‌ها به کتگات حمله کردن

‫یه ارتش بزرگ، به رهبریِ پادشاه اولگ از کی‌یِف

‫دو بار جنگیدیم؛ ‫اول نزدیک وست‌وُلد

‫توی اون جنگ، از روس‌ها شکست خوردیم

‫شاه هارلد کُشته شد و بیورن ‫به‌طرز مُهلکی زخمی شد

به کتگات عقب‌نشینی کردیم

‫روس‌ها بیرون کتگارت جمع شدن

‫اون شب، بیورن از دنیا رفت

‫صبح روز بعد، معجزه شد

‫سوار بر اسب، خودش رو رسوند به خط مقدم

‫و روس‌ها، که خبر مرگش رو شنیده بودن،

‫از اینکه دوباره زنده می‌دیدنش، ‫جا خوردن و وحشت کردن

‫خیال کردن روحه،

‫از همون موجودات خرافی؛ جلوش پا گذاشتن به فرار و دیگه هم برنگشتن

‫نمی‌دونم چی بگم

‫من می‌دونم

‫اینجا، از فرسخ‌ها اونورتر،

‫می‌خوام به زندگی برادرم بیورن ادای احترام کنم

‫بارها در میدان نبرد

‫ازش انتظار رهبری و شجاعت داشتم؛ ‫و هرگز کوتاهی نکرد

‫من دوستش داشتم

‫همه‌مون دوستش داشتیم. ‫اون قهرمان‌مون بود

‫می‌دونم که برادرم می‌خواد ‫این سفر شگفت‌انگیز رو ادامه بدیم

‫تا سرزمین جدیدی پیدا کنیم

‫و مثل پدرمون، اونم می‌خواست ‫به هر قیمتی که شده خودمون رو...

‫از قفسِ گذشته آزاد کنیم

‫اون حالا در والهالا، کنار رگناره؛ ‫پس دلیلی نداره زانوی غم بغل کنیم

‫پیمانه‌هاتون رو پُر کنید؛ بیاید به افتخار ‫بیورن پهلوآهنین کبیر بنوشیم

‫اون برادر من، و برادر شما بود

‫بیورن

‫- بیورن ‫- بیورن پهلوآهنین!

‫نمی‌خوام مزاحمت بشم

‫بیورن که زنده بود، ‫تمام این چیزها هم زنده بودن

‫عملاً در حضورش زندگی کردن

‫ولی حالا همه‌شون سرد و بی‌روحن

‫بذار حلقۀ مقدسش رو بهت بدم

‫می‌خواست دست تو باشه

‫ممنون

‫نمیذارم سرد و بی‌روح بشه

‫مرگ بیورن یه جای خالی ‫توی زندگی همه‌مون ایجاد کرده

‫ولی یه خلأ هم توی کتگات درست کرده

‫پادشاه مُرده

‫کتگات هیچ حاکمی نداره؛ و در عین حال ‫شدیداً با خطر یه حملۀ دیگه

‫از جانب روس‌ها مواجهه

‫مردم باید یه حاکم جدید انتخاب کنن

‫اوبه جانشین واقعی بیورن می‌شد؛ ‫ولی اینجا نیست

‫ولی تو...

‫زن بیورنی

‫و یک جنگجوی زن بزرگ

‫بارها و بارها خودت رو ‫توی جنگ ثابت کردی

‫بیورن رو نصیحت کردی، ‫و باهوش و زیبا هستی، گونهیلد

‫به‌نظرم باید دستور بدی یه جلسۀ آلدینگ تشکیل بشه؛

‫و من به‌عنوان ملکه پیشنهادت می‌کنم

‫بعید می‌دونم چندان محبوب باشم

‫حداقل بینِ مردم

‫بین اونهایی که جنگیدنت رو دیدن، محبوبی

‫تازه‌شم، تو زن بیورنی. ‫به همین خاطر محبوبی

‫من علاقه‌ای ندارم ملکه بشم

‫می‌دونم

‫منتها خیلی خوب می‌دونی که خودت ‫نمی‌تونی سرنوشتت رو تعیین کنی...

‫چون از قبل مشخص شده

‫ظاهراً کتگات پادشاه نداره ‫

‫چرا با زن و بچه‌هات برنمی‌گردی اونجا تا

‫ادعای فرمانروایی کنی؟

‫آخه، کلی جلوت رو می‌گیره؟

‫و منم به‌عنوان پادشاه ‫همینجا تو ایسلند می‌مونم

‫برات منطقی نیست؟

‫حرفم اینه که هیچ‌وقت ‫دندون اسب پیش‌کشی رو نمی‌شمارن

‫من هرگز پادشاهِ...

‫هیچ جایی نمیشم

‫من خیلی شبیه پدرمم

‫اون هیچ‌وقت نمی‌خواست ‫پادشاه کتگات بشه

‫از به‌دوش‌کِشیدنِ بار پادشاهی بیزار بود

‫و از آدم‌هایی هم که هر کاری می‌کنن،

‫به هر اصول و انسانی خیانت می‌کنن، ‫تا تاج و تخت رو تصاحب کنن، متنفر بود

‫امیدوارم تو اینطوری نباشی، شتیل

‫پسرم چطوره؟

‫رگنار قویه. تندرسته. آمادۀ سفره

‫خوبه

‫دو کشتی تقریباً آمادگی سفر رو دارن

‫دلم تو دلم نیست که برم اونجا

‫امروز شتیل و اوتر رو دیدم

‫داشتن حرف می‌زدن

‫خب؟

‫بعد بحثشون شد

‫درمورد چی؟

‫درست نمی‌شنیدم. ‫موضوع اینه که...

‫می‌دونم موضوع چیه، توروی

‫باید همراهشون بریم

‫باهاشون صحبت می‌کنم

‫غیبگو. جای تعجب نداره

‫چیزی که امروز واقعیه، ‫فردا واقعیت نداره

‫به تمام صداها گوش نده!

‫صداهای خیلی زیادی هست!

‫گوش نده

‫اینها کین؟

‫مهم‌ترین افسران ارتش‌مون

‫چرا دارن گودال می‌کَنن؟

‫بایستی بهشون یادآوری بشه

‫اونقدرا هم که خیال می‌کنن، مهم نیستن

‫باید بهشون یادآوری بشه که دور برندارن

‫به صف بشید! به خط!

‫به خط بشید! جلو!

‫نمی‌خوام ببینم

‫کاری رو می‌کنی که بهت میگم

‫این افسرها به کشورشون خیانت کردن

‫عین ترسوها از میدون جنگ فرار کردن

‫باید ازشون درس عبرت بسازم

‫لیاقت بخشش رو ندارن

‫ادامه بدید!

‫بس کنید!

‫خواهش می‌کنم. تو رو خدا

‫تو رو خدا. لطفاً

‫تو یه روز پادشاه این کشور میشی

‫نشونشون بده چه بلایی سر خائن‌ها میاری

‫خواهش می‌کنم

‫سرتون رو بیارید بالا

‫شاهزاده ایگور، التماس می‌کنم منو ببخشید!

‫تو رو به... حضرت مریم قسم!

‫زن و بچه‌هام...

‫حقِّ من نیست بمیرم!

‫تو رو خدا! خواهش می‌کنم منو نکُشید

‫خواهش می‌کنم!

‫منو نکُشید، تو رو خدا

خواهش می‌کنم

‫تو رو خدا

‫خوبه

‫آقایون

‫به خط بشید!

‫برگردید!

‫به پیش!

‫گونهیلد، تصمیمت رو گرفتی؟

More Farsi Persian subtitles for Vikings

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left