The Studio

The Studio

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 1

Sürüm bilgisi

The Studio 2025 S01E10 The Presentation 2160p ATVP WEB-DL DDP5 1 Atmos DV HDR H 265-FLUX
Şunun yorumuyla Highbury
🆔 Highbury | FilmKio.Com 🆔

Etiketler

webdl
Yayınlandı: 2025-05-21
İndirmeler: 119
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

‫«استودیو»

‫سلام! دیو فرانکو هستم

‫سلام! یه ذره درب و داغونم...

‫ولی تمام تلاشم رو می‌کنم ‫تا آخرین قسمت رو مرور کنم...

‫چون کلی اتفاقات عجیب و غریب افتاد

‫خب دار و دسته برای سینماکان ‫در وگاس حسابی هیجان‌زده بودن...

‫که یه گردهمایی بزرگه...

‫که استودیوها فیلم‌ها و آشغال‌هاشونو ‫نشون میدن که یهو...

‫گریفین به مت میگه کانتیننتال قراره ‫توسط آمازون کوفتی خریده بشه...

‫و اونا کارشونو از دست میدن، پسر

‫ولی اگه اجرا رو حسابی عالی پیش برن...

‫می‌تونن جلوی فروش رو بگیرن ‫و کارشونو نجات بدن

‫مت یه مهمونی خفن می‌گیره...

‫که زویی کراویتز و بچه‌ها ‫زیادی قارچ روان‌گردان می‌خورن...

‫به خصوص گریفین که اینقدر ‫داغون شده که آدم می‌ترسه، پسر

‫پس باید قبل از اجرا حالش رو جا بیارن...

‫ولی کثافت رو توی کازینو گم می‌کنن

‫و اگه کسی پیداش کنه ‫همه چی به گند کشیده میشه...

‫به خصوص خبرنگار حوزه سرگرمی مت بلونی...

‫واقعا دخلشون میاد

‫در نهایت پتی پیداش می‌کنه

‫ولی از فروش به آمازون چیزی نمی‌دونه...

‫برای همین به بلونی زنگ می‌زنه ‫تا بیاد ببینه چقدر گریفین درب و داغون شده...

‫تا به خاطر اخراج شدن ‫انتقامش رو بگیره

‫حالا گوش کنین، باید سریع برم ‫سر میز و کلی پول برنده بشم...

‫چون می‌تونم از اون فیلمی که توش بودم ‫کارتها رو بشمارم و بازی کنم

‫پس از این قسمت کوفتی لذت ببرین! ‫وگاس، عزیزم!

‫«استودیو»

‫« مترجم: داوود آجرلو» ‫Highbury

‫«اجرا»

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو ‫@SubKio

‫سکسی نشدیم؟

‫اینجا رو ببین. جلوی دوربین بازی کن

‫- نگاش کن. یه جورایی جذابی ‫- سلام

‫- پتی، با آفرودیته آشنا شو. آفرودیته، پتی ‫- آره

‫با هم آشنا بشین. ‫شاید کارمون به رابطه سه نفره کشید

‫ممکنه

‫مگه همینو نمی‌خوای؟

‫- پیش‌نوازش! آره! ‫- پیش‌نوازش! یادت نره اول باید گرمش کنی

‫هی!

‫- پتی، گریفین رو دیدی؟ ‫- سلام

‫خدای من

‫داره اون وامونده رو می‌خوره!

‫- خدایا! از اونجا بیارش پایین ‫- لعنتی!

‫نه! بذار همونجا باشه!

‫- دختر، چی؟ ‫- پتی، دیوونه شدی؟

‫برای اجرا بهش نیاز داریم

‫بهش دست نزن! بلونی داره میاد اینجا

‫بلونی؟ ولی تازه از شرش خلاص شدم ‫چرا داره میاد اینجا؟

‫چی کار می‌کنی، پتی؟

‫- از اون بالا بیارش پایین ‫- کمکم کنین!

‫- کمکمون کنین! ‫- باشه. تو خشک بمون

‫- لعنتی، پتی. چرا این کار رو کردی؟ ‫- بهش نیازی نداریم

‫نگاش کن. شبیه خواهرزاده‌م ‫توی کوچلا شده...

‫ولی شیطان واقعیه

‫اخراجم کرد و زندگی‌مو نابود کرد

‫فکر کردم گفتی خوشحالتر شدی

‫شدم. ولی معناش این نیست که ‫سعی نکرد زندگی‌مو نابود کنه

‫ببین، پتی

‫اگه بلونی اینو ببینه، کارمون ساخته‌س

‫متوجه نیستی! سعی دارن ‫کانتیننتال رو به آمازون بفروشن

‫کانتیننتال رو بفروشن؟

‫بله

‫- به آمازون؟ ‫- بله!

‫- بلای ام‌جی‌ام رو سرمون بیارن؟ ‫- بله!

‫تا تمام کانتیننتال یه شعبه از ‫یه شرکت فناوری بشه؟

‫دقیقا. دقیقا!

‫برای همین من و گریفین و بقیه ‫اینقدر هول کردیم

‫اگه این اجرا بی‌نقص پیش نره ‫و همه چیزو طوری نشون ندیم...

‫که قراره سال آینده برای ‫تولید بینظیر باشه...

‫من آخرین رییس استودیو ‫در تاریخ کانتیننتال میشم

‫نمی‌دونستم. می‌خواستم...

‫- متی، متاسفم ‫- اشکالی نداره

‫متاسفم

‫می‌دونی تو رو خیلی بیشتر ‫از تنفرم به گریفین دوست داشتم

‫شنیدین متی چی گفت! ‫از اونجا بیارینش بیرون!

‫داریم سعی‌مونو می‌کنیم!

‫- نفس می‌کشه؟ ‫- یه جورایی نفس می‌کشه

‫یا عیسی مسیح

‫اگه بدون اینکه کسی رو ‫بکشیم از این سینماکان بریم بیرون...

‫خودش یه معجزه میشه

‫باید به اتاق برش گردونیم ‫و آماده‌ش کنیم

‫چطوری؟

‫اون هتل پر شده از آدمهایی که ‫می‌خوان داغون شدن ما رو ببینن

‫می‌خوای چی کار کنی؟ ‫مثل یه جنازه ببریش تو؟

‫آره! مثل یه جنازه!

‫مثل فیلم آخر هفته با برنی

‫فیلم افتضاحیه، ولی این حقه نبوغ‌آمیزه

‫- لعنت به ممه‌هام. حرف نداره! ‫- آره!

‫صبر کن. واقعا فکر خوبیه

‫جدی که نمی‌خواین...

‫لاشه‌شو دست بگیریم و ‫از وسط کازینو رد بشیم؟

‫وقتشه یه کم جادوی ‫سینما رو به کار ببریم

‫- آره ‫- خودشه

‫داداش، باید سریعتر راه بری

‫الان با تمام توان دارم سریع راه میرم

‫باشه، میرم اتاقش. ‫میرم کیفش رو بیارم

‫- عالیه. توی اتاق بیا دیدن‌مون ‫- آره

‫خدای من. خیلی نئشه شدم. ‫باورم نمیشه دارم این کار رو می‌کنم

‫- آدمهای مهمونی! ‫- هی، دیوی!

‫هی، چه خبر؟ هنوزم ‫قوی داری پیش میری، پسر؟

‫- آره، کثافت! ‫- عالیه!

‫همین الان 50 هزار تا توی پوکر برنده شدم

‫از چند تا یارو کش رفتم که ‫حسابی کفری شده بودن

‫- عالیه. معرکه‌س ‫- خودشونن! همینان!

‫- نه. ‫- می‌بینی چطوری نگام می‌کنن؟

‫- آره، به نظر عصبانی میان. ‫- متاسفم

‫- باشه، میرم یه چیزی دود کنم... ‫- عالیه

‫و توی اجرا شما رو می‌بینم

‫تازه اون یارو هر کی که هست، ‫به نظر میاد حسابی مُرده!

‫لعنتی!

‫- لعنتی! ادامه بده. ‫- مدام گوشمو لمس می‌کنه

‫- مت، مت، مت بلونی کوفتی ‫- خدایا به دادمون برس

‫وای، نه، نه، نه، نه. ‫کمک‌مون کن، پتی. پتی به دادمون برس

‫- سلام، بچه‌ها ‫- سلام

‫- هی! ‫- پتی، چطوری؟

‫مت بلونی! حقیقت‌گوی ‫مورد اعتماد هالیوود

‫حرف از حقیقت شد، خبری برام داری؟

‫یه بدبختی باید باشه که ‫بشه از پشت بهش خنجر زد

‫چقدر شروری تو

‫نه، همون سینماکان معمولی ‫و حوصله سربر خودته

‫آره

‫راستش حالا که به شما رسیدم...

‫یه چیزهایی از فروش ‫احتمالی کانتیننتال شنیدم

‫- جدی میگی، باور کردی؟ ‫- نه

‫استودیوهای دیگه دارن حرف درمیارن...

‫تا حواس بقیه رو از ‫موفقیت مت پرت کنن

‫- درسته، متی؟ ‫- سال بزرگی در پیش داریم، می‌دونی

‫ایشون عموم رونالدو سپرستین هستن

‫- آره. ‫- در لانگ آیلند سه تا سینما داره

‫و حسابی مست شده ‫چون توی بازی باخته

‫- آره. ‫- درکت می‌کنم، رونالدو

‫بازی بلک‌جک جیب منو هم خالی کرد

‫- آره. باشه ‫- بلونی، تو شماره یکی

‫بعدا می‌بینیمت! توی سالن می‌بینیمت

‫در اجرا موفق باشین

‫صبر ندارم ببینم گریفین میل ‫اون بالا چی کار می‌کنه

‫- حسابی می‌ترکونه! ‫- باشه، خداحافظ

‫چی شده؟ خیلی افتضاحه

‫آره، چشم بسته غیب گفتی

‫اوضاع زویی کراویتز چطوره؟

‫پیش گریمور مو و صورته...

‫ولی هنوزم خیلی نئشه‌س ‫و رفتارش عجیبه

‫عالی شد. حرف نداره. ‫فعلا باید حواسمون به این یارو باشه

‫- سلام، آقا. براتون آب بیارم؟ ‫- هی، هی، هی

‫- قهوه؟ یا یه چیز دیگه؟ ‫- یه جورایی من...

‫- نمی‌دونم چی میگه ‫- اینقدر داغونه که نمی‌تونه درست حرف بزنه

‫درهای دستشویی رو باز کن. ‫باید تر و تمیزش کنیم

‫سر تا پاشو عوض کنیم. ‫قراره به زودی بره روی صحنه

‫بوی گند میده، پسر

‫پناه بر خدا. بیا

‫- بیارش اینجا. ‫- سعی‌مو می‌کنم

‫- بفرما. ‫- آره. آره

‫عالی شد. خوبه. بشورش

‫لباس‌هاشو در بیار

‫- دارم سعی‌مو می‌کنم. ‫- لباس‌هاشو در بیار

‫- کیفش رو اوردم. بفرما. ‫- عالی شد

‫هی! سل، لباس‌هاشو داریم

‫یه یقه اسکی تمیز داری؟

‫- آره، یه چیز داریم... ‫- آره، داریم

‫- این چیز کوفتی هست، این چیه؟ ‫- چیه؟

‫- یه پیشبند یا همچین کوفتیه ‫- شبیه سوتین می‌مونه

‫- باشه. دیگه چی نیاز داریم؟ ‫- لباس زیر تمیز

‫باشه. جای بحث داره

‫- چرا بوش کردی؟ ‫- غریزی بود

‫- سل، اونجا راحتی؟ ‫- نه، نیستم، پتی

‫مجبورم آلت رییسم ‫رو بذارم توی شورتش...

‫و خیلی طول می‌کشه ‫چون خیلی بزرگه

‫- البته که هست ‫- می‌دونستم آلت بزرگی داره

‫طوری راه میره که معلومه

‫- خوب شد. داریم میایم. ‫- باشه

‫- داره میاد. ‫- و یک، دو، سه

‫براش دست بزنین

‫نگاش کن

‫زیبا شد

‫- پاهاش داره می‌لرزه. ‫- ببرش روی مبل

‫- ببرش روی مبل ‫- لطفا روی سینه‌هاشو بپوشون

‫اون کمربند لاغریه؟

‫خیلی خوش‌تیپ شدی. خیلی زیاد. ‫چه پسر بزرگی هستی

‫از راه رفتنت خوشم میاد

‫- بذارش روی مبل. ‫- بفرما

‫- شلوارشو پاش کن. شلوارشو پاش کن ‫- لطفا!

‫بله. باشه. نوک سینه‌هاشو بپوشون. باشه

‫باشه، انگار شما کنترل همه چی رو دارین

‫میریم به زویی کراویتز سر بزنیم

‫متی، باید یه فکری به حال این دیوونگی بکنی

‫- نمی‌تونم کاریش کنم. نه ‫- نباید اونو بفرستی روی صحنه

‫خیلی دیر شده. اسمش رو اعلام کردیم. ‫نباید هیچ نقطه ضعفی نشون بدیم. نمی‌تونیم!

‫خیلی زیر فشاریم

‫نمی‌خوام این در رو باز کنم

‫نه، چون بببین، مت، این بالاست؟

‫- اینجا چه خبره؟ ‫- پایین نمیاد

‫میگه زیادی بالاست

‫خیلی دوره. بهم نشونش نمیدن

‫نمی‌دونم چی بهت بگم، زویی. ‫زیاد بلند نیست!

‫می‌تونی نشونم بدی؟

‫- چون خیلی دیوونگیه. ‫- محض رضای خدا

‫زویی، عزیزم

‫- زو، زو، می‌تونی این کفش رو ببینی؟ ‫- بله، بله

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left