İlk 200 satır.
«استودیو»
سلام! دیو فرانکو هستم
سلام! یه ذره درب و داغونم...
ولی تمام تلاشم رو میکنم تا آخرین قسمت رو مرور کنم...
چون کلی اتفاقات عجیب و غریب افتاد
خب دار و دسته برای سینماکان در وگاس حسابی هیجانزده بودن...
که یه گردهمایی بزرگه...
که استودیوها فیلمها و آشغالهاشونو نشون میدن که یهو...
گریفین به مت میگه کانتیننتال قراره توسط آمازون کوفتی خریده بشه...
و اونا کارشونو از دست میدن، پسر
ولی اگه اجرا رو حسابی عالی پیش برن...
میتونن جلوی فروش رو بگیرن و کارشونو نجات بدن
مت یه مهمونی خفن میگیره...
که زویی کراویتز و بچهها زیادی قارچ روانگردان میخورن...
به خصوص گریفین که اینقدر داغون شده که آدم میترسه، پسر
پس باید قبل از اجرا حالش رو جا بیارن...
ولی کثافت رو توی کازینو گم میکنن
و اگه کسی پیداش کنه همه چی به گند کشیده میشه...
به خصوص خبرنگار حوزه سرگرمی مت بلونی...
واقعا دخلشون میاد
در نهایت پتی پیداش میکنه
ولی از فروش به آمازون چیزی نمیدونه...
برای همین به بلونی زنگ میزنه تا بیاد ببینه چقدر گریفین درب و داغون شده...
تا به خاطر اخراج شدن انتقامش رو بگیره
حالا گوش کنین، باید سریع برم سر میز و کلی پول برنده بشم...
چون میتونم از اون فیلمی که توش بودم کارتها رو بشمارم و بازی کنم
پس از این قسمت کوفتی لذت ببرین! وگاس، عزیزم!
«استودیو»
« مترجم: داوود آجرلو» Highbury
«اجرا»
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
سکسی نشدیم؟
اینجا رو ببین. جلوی دوربین بازی کن
- نگاش کن. یه جورایی جذابی - سلام
- پتی، با آفرودیته آشنا شو. آفرودیته، پتی - آره
با هم آشنا بشین. شاید کارمون به رابطه سه نفره کشید
ممکنه
مگه همینو نمیخوای؟
- پیشنوازش! آره! - پیشنوازش! یادت نره اول باید گرمش کنی
هی!
- پتی، گریفین رو دیدی؟ - سلام
خدای من
داره اون وامونده رو میخوره!
- خدایا! از اونجا بیارش پایین - لعنتی!
نه! بذار همونجا باشه!
- دختر، چی؟ - پتی، دیوونه شدی؟
برای اجرا بهش نیاز داریم
بهش دست نزن! بلونی داره میاد اینجا
بلونی؟ ولی تازه از شرش خلاص شدم چرا داره میاد اینجا؟
چی کار میکنی، پتی؟
- از اون بالا بیارش پایین - کمکم کنین!
- کمکمون کنین! - باشه. تو خشک بمون
- لعنتی، پتی. چرا این کار رو کردی؟ - بهش نیازی نداریم
نگاش کن. شبیه خواهرزادهم توی کوچلا شده...
ولی شیطان واقعیه
اخراجم کرد و زندگیمو نابود کرد
فکر کردم گفتی خوشحالتر شدی
شدم. ولی معناش این نیست که سعی نکرد زندگیمو نابود کنه
ببین، پتی
اگه بلونی اینو ببینه، کارمون ساختهس
متوجه نیستی! سعی دارن کانتیننتال رو به آمازون بفروشن
کانتیننتال رو بفروشن؟
بله
- به آمازون؟ - بله!
- بلای امجیام رو سرمون بیارن؟ - بله!
تا تمام کانتیننتال یه شعبه از یه شرکت فناوری بشه؟
دقیقا. دقیقا!
برای همین من و گریفین و بقیه اینقدر هول کردیم
اگه این اجرا بینقص پیش نره و همه چیزو طوری نشون ندیم...
که قراره سال آینده برای تولید بینظیر باشه...
من آخرین رییس استودیو در تاریخ کانتیننتال میشم
نمیدونستم. میخواستم...
- متی، متاسفم - اشکالی نداره
متاسفم
میدونی تو رو خیلی بیشتر از تنفرم به گریفین دوست داشتم
شنیدین متی چی گفت! از اونجا بیارینش بیرون!
داریم سعیمونو میکنیم!
- نفس میکشه؟ - یه جورایی نفس میکشه
یا عیسی مسیح
اگه بدون اینکه کسی رو بکشیم از این سینماکان بریم بیرون...
خودش یه معجزه میشه
باید به اتاق برش گردونیم و آمادهش کنیم
چطوری؟
اون هتل پر شده از آدمهایی که میخوان داغون شدن ما رو ببینن
میخوای چی کار کنی؟ مثل یه جنازه ببریش تو؟
آره! مثل یه جنازه!
مثل فیلم آخر هفته با برنی
فیلم افتضاحیه، ولی این حقه نبوغآمیزه
- لعنت به ممههام. حرف نداره! - آره!
صبر کن. واقعا فکر خوبیه
جدی که نمیخواین...
لاشهشو دست بگیریم و از وسط کازینو رد بشیم؟
وقتشه یه کم جادوی سینما رو به کار ببریم
- آره - خودشه
داداش، باید سریعتر راه بری
الان با تمام توان دارم سریع راه میرم
باشه، میرم اتاقش. میرم کیفش رو بیارم
- عالیه. توی اتاق بیا دیدنمون - آره
خدای من. خیلی نئشه شدم. باورم نمیشه دارم این کار رو میکنم
- آدمهای مهمونی! - هی، دیوی!
هی، چه خبر؟ هنوزم قوی داری پیش میری، پسر؟
- آره، کثافت! - عالیه!
همین الان 50 هزار تا توی پوکر برنده شدم
از چند تا یارو کش رفتم که حسابی کفری شده بودن
- عالیه. معرکهس - خودشونن! همینان!
- نه. - میبینی چطوری نگام میکنن؟
- آره، به نظر عصبانی میان. - متاسفم
- باشه، میرم یه چیزی دود کنم... - عالیه
و توی اجرا شما رو میبینم
تازه اون یارو هر کی که هست، به نظر میاد حسابی مُرده!
لعنتی!
- لعنتی! ادامه بده. - مدام گوشمو لمس میکنه
- مت، مت، مت بلونی کوفتی - خدایا به دادمون برس
وای، نه، نه، نه، نه. کمکمون کن، پتی. پتی به دادمون برس
- سلام، بچهها - سلام
- هی! - پتی، چطوری؟
مت بلونی! حقیقتگوی مورد اعتماد هالیوود
حرف از حقیقت شد، خبری برام داری؟
یه بدبختی باید باشه که بشه از پشت بهش خنجر زد
چقدر شروری تو
نه، همون سینماکان معمولی و حوصله سربر خودته
آره
راستش حالا که به شما رسیدم...
یه چیزهایی از فروش احتمالی کانتیننتال شنیدم
- جدی میگی، باور کردی؟ - نه
استودیوهای دیگه دارن حرف درمیارن...
تا حواس بقیه رو از موفقیت مت پرت کنن
- درسته، متی؟ - سال بزرگی در پیش داریم، میدونی
ایشون عموم رونالدو سپرستین هستن
- آره. - در لانگ آیلند سه تا سینما داره
و حسابی مست شده چون توی بازی باخته
- آره. - درکت میکنم، رونالدو
بازی بلکجک جیب منو هم خالی کرد
- آره. باشه - بلونی، تو شماره یکی
بعدا میبینیمت! توی سالن میبینیمت
در اجرا موفق باشین
صبر ندارم ببینم گریفین میل اون بالا چی کار میکنه
- حسابی میترکونه! - باشه، خداحافظ
چی شده؟ خیلی افتضاحه
آره، چشم بسته غیب گفتی
اوضاع زویی کراویتز چطوره؟
پیش گریمور مو و صورته...
ولی هنوزم خیلی نئشهس و رفتارش عجیبه
عالی شد. حرف نداره. فعلا باید حواسمون به این یارو باشه
- سلام، آقا. براتون آب بیارم؟ - هی، هی، هی
- قهوه؟ یا یه چیز دیگه؟ - یه جورایی من...
- نمیدونم چی میگه - اینقدر داغونه که نمیتونه درست حرف بزنه
درهای دستشویی رو باز کن. باید تر و تمیزش کنیم
سر تا پاشو عوض کنیم. قراره به زودی بره روی صحنه
بوی گند میده، پسر
پناه بر خدا. بیا
- بیارش اینجا. - سعیمو میکنم
- بفرما. - آره. آره
عالی شد. خوبه. بشورش
لباسهاشو در بیار
- دارم سعیمو میکنم. - لباسهاشو در بیار
- کیفش رو اوردم. بفرما. - عالی شد
هی! سل، لباسهاشو داریم
یه یقه اسکی تمیز داری؟
- آره، یه چیز داریم... - آره، داریم
- این چیز کوفتی هست، این چیه؟ - چیه؟
- یه پیشبند یا همچین کوفتیه - شبیه سوتین میمونه
- باشه. دیگه چی نیاز داریم؟ - لباس زیر تمیز
باشه. جای بحث داره
- چرا بوش کردی؟ - غریزی بود
- سل، اونجا راحتی؟ - نه، نیستم، پتی
مجبورم آلت رییسم رو بذارم توی شورتش...
و خیلی طول میکشه چون خیلی بزرگه
- البته که هست - میدونستم آلت بزرگی داره
طوری راه میره که معلومه
- خوب شد. داریم میایم. - باشه
- داره میاد. - و یک، دو، سه
براش دست بزنین
نگاش کن
زیبا شد
- پاهاش داره میلرزه. - ببرش روی مبل
- ببرش روی مبل - لطفا روی سینههاشو بپوشون
اون کمربند لاغریه؟
خیلی خوشتیپ شدی. خیلی زیاد. چه پسر بزرگی هستی
از راه رفتنت خوشم میاد
- بذارش روی مبل. - بفرما
- شلوارشو پاش کن. شلوارشو پاش کن - لطفا!
بله. باشه. نوک سینههاشو بپوشون. باشه
باشه، انگار شما کنترل همه چی رو دارین
میریم به زویی کراویتز سر بزنیم
متی، باید یه فکری به حال این دیوونگی بکنی
- نمیتونم کاریش کنم. نه - نباید اونو بفرستی روی صحنه
خیلی دیر شده. اسمش رو اعلام کردیم. نباید هیچ نقطه ضعفی نشون بدیم. نمیتونیم!
خیلی زیر فشاریم
نمیخوام این در رو باز کنم
نه، چون بببین، مت، این بالاست؟
- اینجا چه خبره؟ - پایین نمیاد
میگه زیادی بالاست
خیلی دوره. بهم نشونش نمیدن
نمیدونم چی بهت بگم، زویی. زیاد بلند نیست!
میتونی نشونم بدی؟
- چون خیلی دیوونگیه. - محض رضای خدا
زویی، عزیزم
- زو، زو، میتونی این کفش رو ببینی؟ - بله، بله
No comments yet. Be the first to leave one.