İlk 200 satır.
شما کي هستين؟ ما سه مرد دانا (دانشمند) هستيم
چي؟ ما سه مرد دانا هستيم
خوب، ساعت 2 صبح اينجا چيکار مي کنين؟
اين کار واسه من خيلي عاقلانه نيست
ما ستاره شناسيم از شرق ميايم
اين يک نوع شوخيه؟
ما ميخوايم که کودک رو ستايش کنيم
ما بايد که با اون بيعت کنيم
بيعت؟ شما مستين حال بهم زنه
بريد بيرون. بيرون. منو با داستان هاي پيشگوهاي شرقي گيج نکنين
زود باشين، بيرون نه، نه. ما بايد که اونو ببينيم
برين يک بچه بد اخلاق و لوس ديگه رو ستايش کنين ما توسط يک ستاره راهنمايي شديم
بيشتر بنظر مياد که با يک بطري راهنمايي شدين. برين بيرون
ما بايد که اونو ببينيم ما هديه آورديم
بيرون طلا، درخت کندر، درخت مرمک
خوب پس چرا نگفتين؟ اون اونجاست
معذرت ميخوام که اينجا بهم ريخته است
خوب، اين درخت مرمک چي هست؟ يک گياه درماني با ارزش
يک گياه درماني؟ يک گياه درماني رو واسه چي به اون ميدين؟ شايد نيشش بزنه
چي؟ يک حيوون خطرناکه
نه، اينطور نيست چرا، همينطوره
اون يک حيوون بزرگه نه، اون يک مرهمه
خوب، يک حيووني هست که من بهش ميگم مرهم... يا اينکه من خواب ديدم؟
پس شما ستاره شناس هستين، درسته؟ خوب، اون چيه؟
ها؟ اون ستاره يعني چي؟
خوب، اون برج جدي هست برج جدي، ها؟ اونا شبيه چي هستن؟
اون پسر خدا مسيح ماست
پادشاه يهود
يعني که برج جدي، درسته؟ نه، اون
ميخواستم بگم که در اينصورت کلي از اونا هست
به هر حال شما اونو چي صدا مي کنين؟ برايان
برايان، ما تو رو مي پرستيم، تو کسي هستي که هميشه خداي مايي
برايان، ستايش مخصوص تو و خداوند، پدر ماست آمين
پس، شما خيلي از اين کارها مي کنين؟ چي؟
پرستيدن نه، نه، نه، نه
و بخاطر طلا و درخت کندر خيلي ممنون
اما دفعه بعد خيلي نگران درخت مرمک نباشين، باشه؟
ممنون خداحافظ
خوب، اونا خوب نبودند؟
بجز اون افکار مسخره و لعنتي، اما هنوز هم ... نگاه کن
بيا، بيا
اون واسه منه هي، اون يک بچه است
خفه شو
برايان
آنها بچه را برايان ناميدند
او بزرگ شد
بزرگ و بزرگ تر شد
بزرگ شد تا حدي که
بزرگ شد تا حدي که
پسري به نام برايان
پسري به نام برايان
او بازو و ران داشت
و دست و پا
اين پسر
که نامش برايان بود
و بزرگ شد
بزرگ و بزرگ تر شد
بزرگ شد تا حدي که
بله، بزرگ شد تا حدي که
جواني که برايان نام داشت
جواني که برايان نام داشت
و صورتش خال دار شد
بله، صورتش خال دار شد
و صدايش کلفت تر شد
و اوضاع عوض شد
برايان جوان
او قطعاً
دختري به نام برايان نبود
دختري به نام برايان نيست
و صورتش را اصلاح کرد
و مچ دستش را نمي پوشاند
و ميخواهد که دخترها را ببيند
و بيرون برود
مردي به نام برايان
اين مرد برايان نام داشت
مردي که آنها برايان صدا مي کردند
اين مرد
برايان
اه
خوشا بحال کساني که مي دانند او خداست
خوشا بحال کساني که اندوهگين هستند آنها راه چاره اي پيدا خواهند کرد
خوشا بحال کساني که روح لطيفي دارند
آنها زمين را در اختيار خود خواهند داشت
خوشا بحال کساني که تشنه اين هستند که
پيروزي واقعي را ببينند
آنها راضي خواهند شد
خوشا بحال کساني که قلبي پاک و روشن دارند
آنها خدا را خواهند ديد
بلند بگو هيس، آروم باش
خوب، من که چيزي نمي شنوم بيا به سنگلاخ بريم
هيس مي تونيم هر موقع به سنگلاخ بريم
اوه، زود باش برايان ميشه ساکت باشي؟
دماغت رو نکش
من دماغم رو نکشيدم اونو مي خاروندم
وقتي که داشتي با اون خانم حرف ميزدي دماغت رو مي کشيدي
نه اينطور نبود تنهاش بذار. بذار استراحت کنه
مي فهمي؟ من يک کلمه از حرفاي اونو نمي شنوم
به من نگو که مي فهمي داشتم با همسرم حرف ميزدم
خوب، برو و يک جاي ديگه با اون حرف بزن من هيچي نمي تونم بشنوم
به زن من فحش نده
دماغ گنده، من فقط ازش خواستم که خفه بشه تا بتونيم بشنويم که اون چي ميگه
به شوهرم نگو دماغ گنده خوب، اون دماغ گنده اي داره
ميشه لطفاً ساکت باشي؟ اون چي گفت؟
من سرم شلوغ بود داشتم با دماغ گنده حرف ميزدم
فکر کنم اينو مي گفت: خوشا بحال پنيرسازان
چي درباره پنيرسازان اينقدر خاصه؟
خوب، مشخصه، نبايد تحت اللفظي معني کرد
منظورش تمام صنايع توليدي محصولات لبنيه
ببين، دماغ گنده، اگه ادامه نداده بودي، مي تونستيم حرفاش رو بشنويم
هي. يکبار ديگه اينطوري حرف بزني، صورتت رو خرد مي کنم
بهتره که گوش کني. شايد داره ميگه که: خوشا بحال کساني که دماغ گنده دارند
ولش کن
اوه، صورت حلزوني خودت هم خيلي بد نيستي
شما دو تا اهل کجا هستين، شهر دماغ؟
يک بار ديگه اينطوري بگي، دهنت رو سرويس مي کنم
زبان دماغت رو نکش
من دماغم رو نکشيدم ميخواستم حال اونو بگيرم
مي شنوي؟ خوشا بحال يونانيان يونان؟
خوب، ظاهراً اون تصميم داره وارث زمين باشه
کسي اسم اونو ميدونه؟ تو که نميخواي کسي رو بزني
اگه دوباره منو دماغ گنده صدا کنه، ميزنمش
اوه، خفه شو، دماغ گنده درسته. بهت اخطار دادم
واقعاً حسابت رو ميرسم آروم باش
خوشا بحال کساني که آرام هستند عاليه، مگه نه؟
خوشحالم که دارن يک کاري مي کنن، چون اونا وقت تلف مي کنن
گوش کن، من فقط واقعيت رو ميگم تو دماغ خيلي بزرگي داري
هي، وقتي که کارم تموم بشه، دماغت سه برابر عرض صورتت ميشه
هيس پس، کي تو رو ميزنه؟ برادر بزرگه جالوت؟
درسته آخرين اخطاره
اوه، ساکت باش
حرومزاده احمق راه بيفت دنبالم بيا
زود باش بيا به سنگلاخ بريم
باشه
هر کس که در وضع کنوني منافعي داره، خوشا بحالش
خوب، چيزي که مسيح ازش تشکر نمي کنه، کساني است که مايه دردسر ميشن
بله، بله، قطعاً، رج بله، مي فهمم
زود باش، برايان، اونا قبل از اينکه ما به اونجا برسيم سنگسارش مي کنيم
باشه
حال به هم زنه
اون تقصير مرد دماغ گنده است اون شروع کرده
متنفرم که اين خوشه ها رو بپوشم
مامان، چرا زنان اجازه ندارن که به سنگسار برن؟
واسه اينکه اين قانونه
خوشه، مادام؟
اوه، ببين، من وقت رفتن به هيچ مراسم سنگساري رو نداشتم
اون دوباره خوب نيست
سنگ، آقا؟
نه، زمين اونجا پر از سنگ هست
اوه، آقا اينطوري نه اينو نگاه کن
کيفيتش رو احساس کن آقا، کار استادنه ايه
خوب، باشه. ما دو تا سنگ بزرگ و يک صاف ميبريم
مامان، مي تونم يک صافش رو داشته باشم؟ هيس
متاسفم، بابا بسيار خوب
دو تا سنگ، دو تا سطح صاف و يک بسته شن
بسته شن. بايد واسه امروز عصر چيز خوبي باشه
کي؟ پس بومي
اوه، خوبه خوش بگذرونين
ماتياس، پسر دئوترونومي گاث؟
بگم بله؟ بله بله
تو توسط بزرگان کليساي شهر بخاطر
بر زبان آوردن نام پادشاه (خدا) ما گناهکار شناخته شدي
و به عنوان يک کفرگو
تو سنگسار مي شوي تا بميري
ببينين، من فقط يک شام عاشقانه داشتم
و فقط به زنم گفتم که
اون تيکه هاليبوت (نوعي ماهي بزرگ پهن) واسه يهوه (خداي بني اسرائيل) چيز خوبي بود
کفر گو. دوباره گفت
شنيدين که اون چي گفت؟
واقعاً
امروز اينجا هيچ زني هست؟
خيلي خوب. با قدرتي که به من داده شده
بي خيال ما هنوز شروع نکرديم
زود باشين کي اونو انداخت؟
کي اون سنگ رو انداخت؟ زود باشين
اون انداخت. اون انداخت
کاراون بود. کار اون بود
متاسفم. فکر کردم که شروع کرديم
برگرد عقب
هميشه يکي هست، مگه نه؟ حالا کجا بوديم؟
ببين، من فکر نمي کنم که اين کفر باشه، فقط ميگم يهوه
داري اوضاع رو واسه خودت خراب تر مي کني
دارم اوضاع رو خراب تر مي کنم؟ چطور مي تونه خراب تر بشه؟
يهوه! يهوه! يهوه
دارم بهت اخطار مي کنم، اگه يک بار ديگه بگي يهوه
درسته کي اونو انداخت؟
زود باشين کي اونو انداخت؟
اون، اون، اون
تو بودي؟ بله
درسته خوب، تو گفتي يهوه
بس کنين. ميشه بس کنين؟
بس کنين. حالا ببينين، هيچ کس، کسي رو سنگسار نمي کنه
تا وقتي که من اين سوت رو بزنم
مي فهمين؟ ميخوام اين موضوع رو کاملاً روشن کنم که
حتي اگه بگه يهوه کس حق انداختن سنگ رو نداره
ضربه خوبي بود. عاليه
مامان، من دماغ بزرگي دارم؟ درباره جنسيت فکر نکن
فکر نميکردم تو هميشه صبح، ظهر، شب به اين موضوع فکر مي کني
دخترها اينو دوست دارن؟ دخترها اونو دوست دارن؟
اون خيلي بزرگه؟ اون خيلي کوچيکه؟
رفيق، بفرما
No comments yet. Be the first to leave one.